شاید شنیدن این حرف خوشایند نباشد، اما واقعیت همین است.وقتی دنبال بهتر کردن محصولات و خدماتتان نباشید، وقتی نخواهید مشکلات و چالشهای کسبوکارتان را ببینید و چشمتان را روی ایرادهای تجربهی مشتریها ببندید، تنها چیزی که میتواند واقعیت را بیتعارف به شما نشان بدهد، مشتریهای ناراضیاند.
برای همین هم هست که آنها مهمترین منبع یادگیری هستند.اما اگر نبینیدشان چه میشود؟ آنوقت کمکم شاهد از بین رفتن زحمتها و حتی خود کسبوکارتان میشوید.واقعیت این است که مشتریهای ناراضی معمولاً مستقیم به شما نمیگویند مشکل کجاست. نه ایمیل میزنند، نه فرم پر میکنند و نه منتظر جواب میمانند.خیلی وقتها فقط گوشهای از اینترنت، جایی که حواستان نیست، حرفشان را میزنند و میروند. اگر این صداها را نشنوید، نهتنها چیزی یاد نمیگیرید، بلکه کمکم از واقعیت بازار دور میشوید.همهچیز از بیرون آرام به نظر میآید، اما زیر پوست کسبوکار، مشکلها یواشیواش جمع میشوند.
تا یک روز متوجه میشوید: مشتریها کمتر شدهاند، اعتماد ریخته و رقبا از شما جلو زدهاند.بعد تازه میپرسید: «از کی شروع شد؟»جوابش ساده است: از همانجایی که یک نفر ناراضی بود و شما صدایش را نشنیدید.
@Lifewebco
۹۵۹
۱۰:۳۲