در مواجهه جبهه حق با جبهه مستکبران، قرآن دستگاه واژگانی عجیب و منظر توصیف خاصی دارد.
• عاملیت اصلی و ابتدائی آنها در مکر و کید است:«قد مکروا مکرهم» «و مکروا مکراً کُباراً» «و إن کان مکرهم لتزول منه الجبال»! «أم یریدون کیداً»
• خداوند در عکس العمل آنها کید و مکر می کند نه در عاملیت اوّل: «إنّهم یکیدون کیداً و أکیدُ کیداً» «أم یریدون کیداً فالذین کفروا هم المکیدون» «إنّ الله موهن کید الکافرین» «ما کید الکافرین الا فی ضلال» «مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین» «فللّه المکر جمیعاً»
• مکر آنها بر جنگ و سایر نقشه هایشان چتر می اندازد:«اذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک أو یقتلوک أو یخرجوک» والا در قتال دائمی با جبهه حق خواهند بود: «لایزالون یقاتلونکم...»
• نکات و معارف فوق العاده ای در مواجهه با این توطئه های جامع جبهه استکبار در آیات الهی بیان شده است: از «کید مَهین» کفار و «کید متین» الهی («أُملی لهم اِن کیدی متین») از «مکر سریع» الهی («قل الله أسرع مکراً») و... تا تدارک ها و تدابیر ایمانی جبهه حق مقابل این عاملیت مکارانه مثل «صبر و تقوا» («إن تصبروا و تتقوا لایضرکم کیدهم شیئاً»)
• اما مهمتر از همه این است که جبهه حق نباید فقط در عکس العمل با این عاملیت کید قرار گیرد؛ بلکه باید موضع خود را بر «جهاد»( اصغر و کبیر و اکبر/ با جان و مال و...) و بطور خاص تر در «قتال» قرار دهد. «جاهد الکفار» «فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهاداً کبیراً» «إن قوتلتم لننصرنکم» «لئن قوتلوا لا ینصرونهم» «فقاتلوا ائمه الکفر إنّهم لا أیْمان لهم» و...
۱۳:۵۹