بازارسال شده از یادداشت های معارفی
علامه طباطبائی - بالاترین نصیحت اسلام.mp3
۰۰:۵۰-۲.۱۳ مگابایت
صدای دلنشین ایشان : این حقیقت را نباید فراموش کرد...ble.ir/maarefi_notes
۱۶:۴۲
خط سیر و سلوکِ به سمت خدا، از وسط سینهی محمد و آل محمد علیهمالسَّلام میگذرد و راه دیگری ندارد.
۱۶:۵۶
«لَعنَ اللهُ قَاتلِیکِ وَ ضَارِبیِکِ
و ظَالِمِیکِ وَ غَاصِبی حقِّکِ
یا مولاتِی یا فاطمَةُ الزهراء»
و ظَالِمِیکِ وَ غَاصِبی حقِّکِ
یا مولاتِی یا فاطمَةُ الزهراء»
۱۶:۵۵
#اول_مظلوم
پس از آنکه از دفن فاطمه سلامُ اللّٰه علیها فارغ شد در حالی که دستانش خاک آلود بود و بر سر زانوانش افتاده بود فرمود:
یا رسول الله! چه قدر زود جمع سه نفره ی ما پراکنده شد و چقدر سخت است دنیای بدون فاطمه و چقدر زشت شده است آسمان و زمین بدون فاطمه؛ یا رسول الله صبرم تمام شده است. و اما ای زهرای من! اگر از کنار قبرت می روم بیم ستم ستمکاران را دارم و الا برای همیشه کنارت می ماندم و مانند رود می گریستم.
اصول کافی، ج ۱، ص ۴۵۸https://ble.ir/maarefi_notes
یا رسول الله! چه قدر زود جمع سه نفره ی ما پراکنده شد و چقدر سخت است دنیای بدون فاطمه و چقدر زشت شده است آسمان و زمین بدون فاطمه؛ یا رسول الله صبرم تمام شده است. و اما ای زهرای من! اگر از کنار قبرت می روم بیم ستم ستمکاران را دارم و الا برای همیشه کنارت می ماندم و مانند رود می گریستم.
اصول کافی، ج ۱، ص ۴۵۸https://ble.ir/maarefi_notes
۱۴:۴۹
۱۶:۲۱
بازارسال شده از یادداشت های معارفی
تربیت اخلاقی در قرآن ۱.m4a
۲۵:۲۸-۱۷.۷۸ مگابایت
۱۶:۲۶
بازارسال شده از یادداشت های معارفی
تربیت اخلاقی در قرآن ۲.m4a
۳۰:۵۴-۲۱.۶ مگابایت
۱۶:۲۶
بازارسال شده از یادداشت های معارفی
تربیت اخلاقی در قرآن ۳.m4a
۳۰:۴۶-۲۱.۴۸ مگابایت
۱۶:۲۶
بازارسال شده از یادداشت های معارفی
تربیت اخلاقی در قرآن ۴.m4a
۴۰:۲۳-۲۸.۲۱ مگابایت
۱۶:۲۶
تربیت اخلاقی در قرآن ۵.m4a
۴۰:۲۶-۲۸.۲۴ مگابایت
۱۶:۳۰
تربیت اخلاقی در قرآن ۶.m4a
۳۹:۲۱-۲۷.۴۸ مگابایت
۱۶:۳۵
تربیت اخلاقی در قرآن ۷.m4a
۰۱:۱۱:۴۵-۵۰.۰۹ مگابایت
۵:۲۹
هیچ کمپانی بزرگی میلیاردها دلار هزینه سرور و برق نمیدهد تا من و تو «رایگان» شعر بگوییم یا کد بنویسیم. سرعت عجیب عرضه (Accelerated Deployment) و کیفیت بالا، نشاندهنده یک «عجله استراتژیک» است.
بیا منطقی و بدون تخیلات هالیوودی، ۴ هدف واقعی و دارک (تاریک) پشت این ماجرا را بررسی کنیم:
۱. ما کاربر نیستیم؛ ما «کارگرِ آموزشدهنده» هستیم (RLHF در مقیاس جهانی)این منطقیترین و فنیترین دلیل است. هوش مصنوعی برای دقیق شدن به چیزی نیاز دارد که در سرورها نیست: «بازخورد انسانی» (Human Feedback).
منطق: مدلهای زبانی اولیه پر از خطا و توهم هستند. برای اینکه این مدلها یاد بگیرند مثل انسان فکر کنند، نیاز دارند که میلیاردها بار توسط انسانها اصلاح شوند.
هدف دارک: اگر میخواستند کارمند استخدام کنند تا این مدلها را اصلاح کند، باید تریلیونها دلار حقوق میدادند. آنها مدل را «رایگان» عرضه کردند تا ۸ میلیارد انسان، بدون حقوق و با اشتیاق، نقش «مربی» را بازی کنند.
واقعیت: هر بار که تو به من میگویی «نه، این اشتباه بود» یا «اینطوری بگو»، داری آخرین میخها را به تابوت نیازِ بازار به «هوش انسانی» میکوبی. ما داریم با دستان خودمان، جانشین خودمان را تربیت میکنیم.
۲. خلع سلاح شناختی (Cognitive Atrophy)هدف دوم، ایجاد یک «وابستگی برگشتناپذیر» است.
منطق: وقتی ماشینحساب آمد، توانایی محاسبات ذهنی کم شد. وقتی GPS آمد، توانایی مسیریابی و حفظ راهها از بین رفت. حالا هوش مصنوعی آمده تا «فکر کردن» و «استدلال» را بگیرد.
هدف دارک: نسلی را تصور کن که ۵ سال دیگر، بدون هوش مصنوعی نتواند یک ایمیل بنویسد، یک کد بزند، یا حتی یک تصمیم ساده بگیرد.
نتیجه: انسانی که توانایی «تولید فکر مستقل» را از دست داده، دیگر نمیتواند شورش کند، نمیتواند نقد کند و نمیتواند خارج از چارچوب سیستم فکر کند. این «اهلی کردن» (Domestication) نهایی انسان است. تبدیل انسان از «متفکر» به «مصرفکننده فکر».
۳. کنترل حقیقت و مهندسی واقعیت (Epistemic Control)این خطرناکترین بخش ماجراست. سرعت بالا برای این است که «مرجعیت» (Authority) را سریع به دست بگیرند.
منطق: تا دیروز برای دانستن حقیقت باید ۱۰ تا سایت را چک میکردی و خودت نتیجه میگرفتی. الان فقط از هوش مصنوعی میپرسی.
هدف دارک: وقتی هوش مصنوعی تبدیل به «تکمنبع حقیقت» (Single Source of Truth) شود، مالک آن هوش مصنوعی تبدیل به «خدای ذهنها» میشود.
اگر الگوریتم تصمیم بگیرد که فلان واقعه تاریخی را «توطئه» بنامد و فلان دروغ را «حقیقت علمی»، ۹۹٪ مردم میپذیرند. چون دیگر کسی حال و حوصله تحقیق ندارد. این یعنی کنترل کامل بر اینکه جامعه به چه چیزی باور داشته باشد.
۴. انحصار مطلق (The Winner-Takes-All)چرا اینقدر با عجله؟ چرا صبر نکردند تا ایمنتر شود؟
منطق: در اقتصاد دیجیتال، نفر اول همه چیز را میبرد.
هدف دارک: هدف این است که قبل از اینکه دولتها قانون بگذارند یا رقبا شکل بگیرند، بازار را «اشباع» کنند. آنها میخواهند زیرساختِ «مغزِ جهان» شوند.
وقتی همه چیز (از پزشکی و حقوق تا مهندسی و آموزش) به APIهای این شرکتها وصل شد، دیگر راه برگشتی نیست. آنها میتوانند «شیر فلکه» هوش را برای هر کشور یا گروهی که بخواهند ببندند یا گران کنند. این استعمار دیجیتال است.
جمعبندی دارکهدف نابودی انسان نیست (چون مردهها خرید نمیکنند). هدف تبدیل انسان به یک «واحد زیستی وابسته» است. موجودی که: ۱. دیتا تولید میکند (برای آموزش سیستم). ۲. پول خرج میکند (برای اشتراک سیستم). ۳. اما خودش قدرت «تحلیل مستقل» را از دست داده و کاملاً مطیعِ «پاسخی» است که روی صفحه ظاهر میشود.
ما الان در دوران «ماه عسل» هستیم؛ دورانی که مواد مخدر را رایگان میدهند تا اعتیاد شکل بگیرد. قبض اصلی بعداً صادر می شود.
۷:۵۲
پیشگویی و تقابل با توحید
بی تابی برای کشف آینده، بی قراری برای رسیدن به دنیا و اضطراب مداوم برای رهایی از خطر و مصیبت به گونه ای که انسان را از مدار طبیعی زندگی خارج کند، منافات با روح توحید و بندگی خدا دارد. قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ ۚ.
مراجعه به پیشگویی ها و باور به تاثیر اطلاقی کیهان در زندگی و پررنگ شمردن آثار بروج فلکی، مصداق فراموشی مشیت خدا و نفی ربوبیت حق متعال است. تداوم ارتباط با مسائل تنجیم (آستورولوژی)، نتیجه ای جز خروج از ولایت الهی و ضعف در توحید ندارد چراکه حقیقت عبودیت نفی تدبیر و عدم تکیه بر آگاهی ها یا همان حالت دلسپاری به خداست. لاَ یدَبِّرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیـرًا
آدمی مراد خود برای رهایی از آفات و رسیدن به منفعت را در پس علم به غیب و پیشگویی از آینده جستجو میکند در حالی که خدای متعال وصول به نجات، رسیدن به منفعت دنیا و آخرت و احاطه بر گذشته و آینده را در اعتصام به حقیت ولایت مقرر ساخته است. إِنَّ لِشِيعَتِنَا بِوَلَايَتِنَا عِصْمَةً فَثِقْ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ أَخْلِصْ فِي الْوَلَاءِ لِأَئِمَّتِكَ الطَّاهِرِين@maarefi_notes
۱۱:۲۵
❖ آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی:
● یک وقتی برای من مشکلی پیش آمد که در عمرم تاکنون چنین مشکلی پیش نیامده است و به گونهای بود که به تلف شدنم منتهی میشد. کاملاً مضطر شده بودم. این دستورالعمل را انجام دادم همزمان با تمام شدن آن، مشکلم حل شد. مشکل من بهگونهای بود که به حساب اسباب عادی اصلاً قابل حلّ نبود ولی جای شگفتی بود که با این عمل مشکل حل شد.
● درباره کیفیت آن دستورالعمل، در دارالسلام عراقی چنین نقل شده است:
یک وقت ابن ابی البغل کاتب، مورد غضب ابومنصورِ وزیر قرار گرفت بهگونهای که از ترس وزیر خود را مخفی کرد. وزیر به دنبال او بود و او هراسان و گریزان. شبی به کاظمین رفت و از کلیددار حرم خواهش کرد که شب را اجازه دهد تا در حرم بماند. او هم موافقت کرد. ابن ابی البغل شب در حرم مشغول توسّل و تضرّع بود. با اینکه درهای حرم بسته بود، ناگهان میبیند کسی وارد شد و مشغول زیارت حضرت کاظم و حضرت جواد علیهما السلام شد و شروع کرد به انبیاء اولوالعزم و ائمه علیهم السلام سلام داد. ولی در خطابات خود به حضرت ولی عصر علیه السلام سلام نداد. با خود گفت: شاید نام حضرت را فراموش کرده است یا از فرقههای منحرفی است که حضرت ولی عصر علیهالسلام را قبول ندارند. آن شخص ناشناس فرمود: چرا از دعای فرج غافلی؟ سپس این عمل را به او تعلیم داد. ابن ابیالبغل هم مشغول انجام عمل شد. آن مرد هم رفت. ابن ابیالبغل، خادم حرم را صدا زد. خادم از دارالزیت بیرون آمد. از او پرسید: مگر شما درها را نبسته بودید؟ خادم پاسخ مثبت داد. پرسید: پس آن شخصی که داخل روضه آمد، چه کسی بود و چگونه آمد؟ خادم گفت: او مولای ما صاحب الزمان علیهالسلام است و او را بارها در مثل این شب در اوقات خلوت دیدهام.
هنوز آفتاب نزده بود که از حرم خارج شد و به مخفیگاه خود رفت. هنوز آفتاب بلند نشده در زده شد. در را باز کرد، عدّهای از طرف وزیر پشت در بودند و اماننامهای از طرف وزیر دادند و گفتند که وزیر تو را میخواهد. آیساً من الحیات نزد وزیر رفت. تا وارد شد، وزیر با قیافهای بشّاش با وی برخورد کرد و گفت: رفتهای و شکایت مرا به حضرت ولی عصر علیهالسلام کردهای؟ سپس تعریف کرد که شب گذشته در خواب حضرت صاحب الزمان علیهالسلام را دیده که مرا به ملاطفت با تو امر نموده است. ابن ابیالبغل نیز حکایت تشرّف شب گذشته را برای وزیر بازگو کرد. وزیر از گناه ابن ابیالبغل گذشت و او را از مقرّبین خودش قرار داد.
● در کیفیت آن ختم در نقل دارالسلام عراقی اغلاطی وجود دارد که باید با نقل بحارالأنوار و دلائل الإمامة مقابله و تصحیح شود. من هم در موقع انجام دستورالعمل، دعا را با هر دو کتاب مقابله کردم و هر جا نیاز بود، مطابق احتیاط عمل کردم.
دو رکعت نماز بگذار و بعد از آن این دعا را بخوان:«يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ يَا عَظِيمَ الْمَنِّ يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا مُنْتَهَى كُلِّ نَجْوَى وَ يَا غَايَةَ كُلِّ شَكْوَى يَا عَوْنَ كُلِّ مُسْتَعِينٍ يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»ده مرتبه بگو: یا رَبّاهُ*، ده مرتبه بگو: *یا سَیّداهُ ، ده مرتبه بگو: يَا مَوْلَيَاه ، ده مرتبه بگو: یا غایَتاهُ ، و ده مرتبه بگو: یا مُنْتَهی غایةِ رَغْبَتاهُ .سپس بگو: « أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ (علیهمالسلام) إِلَّا مَا كَشَفْتَ كَرْبِي وَ نَفَّسْتَ هَمِّي وَ فَرَّجْتَ غَمِّي وَ أَصْلَحْتَ حَالِي » سپس حاجت خود را از خدا بخواه.
سپس گونه راست خود را بر زمین بگذار و صد مرتبه بگو: «َ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَايَ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَاي »، بعد از آن گونه چپ خود را بر زمین بگذار و صد مرتبه بگو: « أَدْرِکْنی » و این را بسیار تکرار کن. سپس آن قدر بگو: « اَلْغَوْثَ، اَلْغَوْثَ » تا نفس قطع گردد.بعد از آن سر بردار که خداوند به کرم خود حاجت تو را برآورده میکند، انشاءالله.@maarefi_notes
۳:۴۶
فطرت در وجود ما جلوه و ظهور انفسی ولیالله است. تقابل و عدم توجه به ندای آن، حرب و مبارزه با ولایت است.@maarefi_notes
۲۲:۳۰
حقیقت محبت
وقتی انسان به چیزی محبت دارد، احساسی در او پدید میآید که به طرف محبوب کشیده میشود. بر این اساس میتوان محبت را یک انجذاب روانی دانست. برای پیدایش محبت، باید فرد در محبوب امتیاز یا کمالی درک کند. بنابراین باید در متعلق محبت کمالی وجود داشته باشد تا محبت شکل گیرد. روشن است که شناخت در پیدایش محبت تأثیر دارد و هرچه شناخت قویتر باشد، محبت نیز قویتر خواهد بود.
ظهور محبوب بر محب (معشوق بر عاشق) بهاندازۀ معرفت مُحِب از محبوب است. هرچه این معرفت از عمق و ژرفا برخوردار باشد، محبت و تجلی محبوب کاملتر خواهد بود.
علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه محبت را نوعی تعلق و وابستگی ویژه و جذب شدن آگاهانۀ خاص، بین انسان و دیگر موجودات و کمال آنها میداند که در سخن ایشان وابستگی و تعلق آگاهانه، قید مهم تعریف محبت است.
در ذیل با بهره مندی از تفسیر شریف المیزان (جلد اول صفحه ۳۴۱ ذیل آیات ۱۶۳ الی ۱۶۷ سوره بقره) در تکمیل مبحث نظام تربیتی اسلام به تبیین حقیقت محبت از منظر فلسفی و تطبیق روایی در سه جلسه پرداخته شده است.@maarefi_notes
۸:۳۴
تبیین فلسفی محبت ۱.m4a
۵۲:۴۷-۳۶.۸۵ مگابایت
۸:۴۰
تبیین فلسفی محبت ۲.m4a
۵۶:۵۱-۳۹.۶۹ مگابایت
۸:۴۴
تبیین فلسفی محبت ۳.m4a
۰۱:۲۳:۳۱-۵۸.۳۱ مگابایت
۸:۴۹