نهایة الحکمة ج20-استاد عبدالهی.m4a
جلسه 20مرحله 1، فصل 2 از «و ثانیاً أن الوجود لایتصف...» (ص12) تا «و خامساً أن للموجود من حیث اتصافه» (ص13)
***متأسفانه بحث «و ثانیاً أن الوجود...» ضبط نشده، به همین جهت، در ابتدای این جلسه محتوای آن به اختصار بیان شده است.
فرع ثانی1. ماهیت از آن جهت که در ذهن موجود است، احکامی دارد؛2. ماهیت از جهت فرض صدق بر کثیرین کلی یا جزئی است؛3. ماهیت از جهت صدق بر اشیاء یا اندراج اشیاء تحت آن، یا جنس آن اشیاء است، یا فصل، یا نوع، یا عرضی عام یا عرضی خاص آنها؛4. ماهیت از جهت اندراجش تحت یک شیء یا جوهر است یا یکی از اعراض نهگانه؛5. حقیقت عینی اصیل وجود صدق بر شیئی نمیکند و اندراج تحت چیزی ندارد. پس به هیچ یک از این احکام سهگانه متصف نمیشود.6. وجود مساوق تشخص است؛ چون قابل صدق بر چیزی نیست، پس ابای از شرکت دارد؛7. وجود مثل (یعنی همنوع) و ضد ندارد.
فرع ثالث 1. وجود جزء چیزی نیست؛ چون جزء دیگر و کل یا الف) همان وجودند که معقول نیست شیء جزء خودش باشد، یا ب) غیر وجودند که عدم و لاشیء است؛2. وجود جزء ندارد (به همان دلیل بالا) و ذات آن بسیط است.
فرع چهارم
صفات حقیقی وجود (نه صفاتی که به عرض ماهیت بر وجود حمل میشود) عین وجود است.
1404/08/24
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۵:۰۵
تبیین فقهی مبانی سلوک در سیر توحیدی انسان از دیدگاه علامه طهرانی.pdf
۱.۱۲ مگابایت
نویسندگان: ابوذر فلاح زاده، مهدی عبدالهی، هادی واسعی
چکیده:مسئله توحید و یگانگی خداوند فراتر از وحدت عددی، از جمله مهمترین مسائل مطرح شده در رویکردهای فلسفی و عرفانی است. بررسی و تبیین این مسئله از منظر حکمت متعالیه که از جمله مهمترین سیستمهای فکری و فلسفی در حوزه اندیشه اسلامی است و متأثر از عرفان، قرآن و اندیشه های ناب معصومین علیهم السلام قرار گرفته است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این راستا هدف تحقیق حاضر بررسی مبانی فلسفی سیر توحیدی انسان از دیدگاه علامه طهرانی است. روش تحقیق کتابخانه ای و اسنادی می باشد.یافته ها نشان داد از نظر علامه طهرانی منظور از سیر توحیدی تحوّل وجودی صیرورت و حرکت استعلایی وجود انسان به سوی خداگونگی در قوس صعود و عروج نفس انسان از سلسله مراتب عالم برای دستیابی به مقام فنای فی الله و بقای بالله می باشد. تحوّل وجودی ناظر بر استکمال وجود آدمی و احسن شدن نظام بینشی، گرایشی و کنشی اوست. تحوّل وجودی ناظر بر استکمال وجود آدمی و احسن شدن نظام بینشی، گرایشی و کنشی اوست.
کلمات کلیدی: سلوک، توحید، سیر توحیدی، علامه طهرانی.
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۱:۴۸
نهایة الحکمة ج21-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 21مرحله 1، فصل 2 از «سادساً أن الوجود عارض...» (ص14) تا «و المغایرة کما عرفت...» (ص14)
1. معنای عروض وجود بر ماهیت: تجرید ماهیت از وجود در ظرف تحلیل عقل و حمل وجود بر آن؛2. دلایل مغایرت وجود با ماهیت: الف) امکان سلب وجود از ماهیت؛ب) نیازمندی اتصاف ماهیت به وجود به دلیل؛ج) تساوی نسبت ماهیت به وجود و عدم.
1404/09/08
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۶:۴۰
نهایة الحکمة ج22-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 22مرحله 1، فصل 2 «و المغایرة کما عرفت...» (ص14) تا «و سابعاً أن ثبوت کل شیء»
1. عدم تنافی مغایرت وجود و ماهیت در ظرف تحلیل عقلی با اتحاد خارجی و ذهن آن دو؛2. لازمه اصالت وجود این است که اختلاف وجود به تبع ماهیت در ظرف تحلیل عقل است؛3. ماهیات انحای وجودند؛4. ماهیات حدود وجودند، یعنی ذات هر ماهیت موجود، حدّی دارد که وجود ماهیت خارج از آن نیست. بر همین اساس، هر ماهیت موجود مستلزم سلب همه ماهیات دیگر است.
1404/09/08
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۶:۴۰
نهایة الحکمة ج23-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 23مرحله 1، فصل 2 «و سابعاً أن ثبوت کل شیء...» تا «و الذی ینبغی أنیقال»
1. رئالیسم معرفتشناختی مستلزم نظریه مطابقت در مسئله چیستی صدق است؛2. تبیین واقع و مطابَق قضایا و تصدیقات صادقنظر جمهور:تصدیقات بر سه دستهاند:الف) قضایایی که در خارج مطابَق دارند مانند انسان موجود است؛ب) قضایایی که در ذهن مطابَق دارند مانند انسان نوع است؛ج) تصدیقاتی که در خارج و ذهن مطابق ندارند مانند «عدم علت، علت عدم معلول است.»دو دسته نخست، مطابق واقعی دارند، اما دسته سوم مطابق واقعی ندارند چون عدم نه در خارج و نه در ذهن، مطابَق ندارد، آثارش نیز همین طور.بر این اساس، این دسته از قضایا مطابِق با نفس الامر دانسته می شوند، یعنی عقل برای عدمی که مطابَق واقعی ندارد، مطابقی را در خارج اعتبار میکند مجازاً.
1404/09/10
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۶:۴۰
نهایة الحکمة ج24-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 24مرحله 1، فصل 2 «و الذی ینبغی أنیقال...» (ص14) تا «و یسع الصوادق من القضایا» (ص15)
1. نظر علامه در تبیین واقع و مطابَق قضایای صادق:الف) از آنجا که وجود اصیل است، پس وجود موجود حقیقی است و حکم حقیقی دارد؛ب) از آنجا که ماهیات ظهورات ذهنی وجود هستند، عقل مجازا واقعیت و موجود را به ماهیت هم توسعه میدهد. در نتیجه ماهیت و احکامش نیز موجود شمرده میشوند؛ج) در مرتبه بعد، عقل برای هر مفهومی که به تبع وجود یا ماهیت، انتزاع میکند، وجود و ثبوت اعتبار میکند.نتیجه: نفس الامر عبارت است از ظرف مطلق ثبوت و تحقق با این دو مرتبه توسعه.نکته مهم در تعبیر «إضطراراً»:این تعبیر اشاره به آن دارد که اعتبار مجازی وجود برای ماهیت و سپس برای مفاهیم دیگر، امری بیضابطه نیست. در سادساً گذشت که هر ماهیتی اختصاص به برخی وجودات دارد، همچنانکه سایر مفاهیم که به تبع ماهیت و وجود انتزاع میشوند.
1404/09/10
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۶:۴۱
نهایة الحکمة ج25-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 25مرحله 1، فصل 2 «و یسع الصوادق من القضایا» (ص15) تا «ثامناً أن الشیئیة مساوقة للوجود» (ص16)
1. معنای عام نفس الامر: ظرف مطلق ثبوت و وجود که عقل به مثابه محکی همه قضایا فرض میگیرد؛2. معنای خاص نفس الأمر: مطابق عقلی ماهیات و احکامشان و معقولات ثانی و احکامشان3. دیدگاه خواجه طوسی در نفس الأمر: امر یعنی عقل فعال که مشتمل بر همه صور عقلی است.4. اشکال علامه: این دیدگاه مشکل مطابَق صورتها را حل نمیکند؛5. دیدگاه حکیم سبزواری در نفس الامر: امر یعنی خود شیء؛6. اشکال علامه: قضایای نفس الامری به معنای خاص، فاقد نفس هستند.
1404/09/15
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۶:۲۲
نهایة الحکمة ج26-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 26مرحله 1، فصل 2 «ثامناً أن الشیئیة مساوقة للوجود» (ص16) تا «و تاسعاً» (ص16)
1. مساوقت شیئیت با وجود؛2. دیدگاه اکثر معتزله: ماهیات معدوم (اعیان ثابته/ثابتات ازلی) شیئیت دارند؛3. حال یعنی صفات نسبی (و اضافی) موجودات مثل ضاحکیت و کاتبیت، نه موجودند نه معدوم؛4. وجود و عدم تناقض ندارند، بلکه منفی (محال) و ثابت (واجب، ممکن موجود، ممکن معدوم و حال) تناقض دارند؛5. اشکال علامه: این سخنان ارزش بررسی عقلی ندارند.توضیح: بنا بر اصالت وجود، هر چه موجود نیست، معدوم است و شیئیت ندارد. صفات اضافی موجودات به تبع طرفین خود و در ظرف تحقق آنها وجود دارند. اگر دو طرف نسبت وجود خارجی داشته باشند، مثل عالمیت علی (در علم حصولی زاید بر ذات برای علی) وجود خارجی دارد، اما نه وجود مستقل و منحاز از طرفین خود، اما اگر دو طرف نسبت وجود خارجی نداشته باشند، مثل عالمیت واجب تعالی (که علم واقعیت جدای از ذات واجب نیست) صفت اضافی امری اعتباری خواهد بود.
1404/09/15
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۶:۳۳
نهایة الحکمة ج27-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 27مرحله 1، فصل 2 «تاسعاً أن حقیقة الوجود...» (ص16) تا «و قد بان أن حقیقة الوجود» (ص17)
1. معانی حقیقت وجود:الف) الوجود بأسره (در مقابل وجودات خاصه)، ب) الوجود الصرف (در مقابل وجودات ممکن)، ج: الوجود العینی (در مقابل مفهوم وجود)2. حقیقت وجود به معنای کل وجود، علتی خارج از خودش ندارد، چون بنا بر اصالت وجود، غیر از وجود باطل و معدوم است؛3. اشکال مقدر: لازمه این مدعا این است که هر موجودی واجب بالذات باشد؛4. پاسخ: ما در این حکم کل هستی را یک جا در نظر گرفته و به نحو عام مجموعی بر آن حکم کردهایم، نه به نحو عام استغراقی. بر این اساس، این حکمت نافی آن نیست که در داخل دایره وجود، برخی وجودها مثل واجب بالذات علت برخی دیگر باشند.5. از آنجا که کل وجود، علت ندارد، برهان لمی در فلسفه جاری نیست.6. حقیقت وجود (یعنی مصداق مفهوم وجود) عین خارجیت است، به همین دلیل محال است با وجود ذهنی (یعنی بدون ترتب آثار) موجود شود؛ 7. اشکال مقدر: پس تقسیم وجود به خارجی و ذهنی در مرحله 3 چه معنایی دارد؟8. تقسیم وجود به خارجی و ذهنی، قیاسی است، یعنی هر وجودی خارجی است، اما برخی وجودهای خارجی در قیاس با برخی وجودهای دیگر، چون فاقد آثار آنها هستند، ذهنی خواهند بود.
1404/09/17
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۶:۳۴
نهایة الحکمة ج28-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 28مرحله 1، فصل 2 «فقد بان أن حقیقة الوجود» (ص17) تا «الفصل الثالث» (ص17)
1. صورت یعنی واقعیت و حقیقت چنانکه علامه در فصل 1 مرحله 4 میفرماید: «أن الإمکان موجود بوجود موضوعه فی الأعیان و لیس إعتباراً عقلیاً محضاً لا صورة له فی الأعیان.»؛2. ماهیت آن گونه که در خارج موجود است، در ذهن نیز موجود است، چرا که «الماهیة من حیث هی، لیست إلا هی... لا خارجیة و لا ذهنیة»؛3. وجود برخلاف ماهیات موجود در خارج، صورت عقلی ندارد؛4. نسبت مفهوم وجود به موجودات خارجی مانند نسبت ماهیت (کلی طبیعی) به افراد ماهیت نیست؛ چون فرد ماهیت همان ماهیت به علامه عوارض است، اما مفهوم وجود (چون غیر از حقیقت وجود است) مقوم مصادیق وجود نیست؛5. تنها مفهومی ماهیت است که فرد خارجی داشته باشد که ماهیت مقوم آن فرد باشد و آثار متوقع از ماهیت بر آن فرد مترتب شود.6. به فرموده حضرت استاد فیاضی در تعلیقه 123، سخن اخیر ناخودآگاه با اصالت ماهیت سازگار است.7. شاید بتوان اشکال را این گونه پاسخ داد که حضرت علامه در اینجا در مقام بیان این حقیقت است که نسبت مفهوم وجود با وجودهای خارجی غیر از نسبت کلی طبیعی با افراد آن است.
1404/09/17
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۶:۳۴
نهایة الحکمة ج29-استاد عبدالهی.mp3
جلسه 29مرحله 1، فصل 3 از ابتدا (ص17) تا «فللوجود کثرة فی نفسه» (ابتدای ص18)
1. اتصاف واقعیات خارجی به دو نوع کثرت:الف) کثرت ماهوی مثل این انسان است و آن درخت است؛ب) کثرت وجودی مثل هسته خرما نخل بالقوه است، و درخت در حیات نخل بالفعل است.2. کثرت ماهوی چون به تبع ماهیت است، پس وعاء تحقق آن نیز ظرف تحقق ماهیت است و بنا بر اصالت وجود، ماهیت بالعرض و المجاز موجود است. پس ظرف این کثرت نیز متن واقعیت وجودی خارجی نیست.3. کثرت وجودی بر اساس تقسیمات بر وجود عارض میشود، اما بنا بر اصالت وجود، وجود جزء و غیر ندارد، پس کثرت حاضر در اقسام وجود، مقوم خود وجود است. پس در خود وجود کثرتی واقعی راه دارد.
1404/09/22
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۲:۵۱
نهایة الحکمة ج30-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 30مرحله 1، فصل 3 «فللوجود کثرة فی نفسه...» (ابتدای ص18) تا «ویتبین به أن الوجود...» (ص18)
اثبات وحدت حقیقت وجود بر پایه برهانی ناظر به نسبت مفهوم و مصداق:هر مفهومی تنها حاکی از محکی بالذات خودش است. و از سوی دیگر، هر مصداقی به جهت اشتمال بر محکی یک مفهوم، مصداق آن است. بر این اساس، اگر دو واقعیت مصداق یک مفهوم بودند، حتما جهت اشتراک عینی دارند یعنی محکی مفهوم در هر دو تحقق دارد. پس صدق مفهوم واحد بر دو واقعیت مستلزم اشتراک واقعی آن دو است و محال است دو واقعیت که جهت مشترکی ندارند، مفهوم واحد از آنها انتزاع شود و بر آنها صدق کند.بنابراین صدق مفهوم وجود بر همه واقعیات خارجی مستلزم آن است که محکی وجود در همه آنها حضور داشته باشد، یعنی وجودات خارجی از جهت وجود نوعی وحدت دارند.
1404/09/24
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۲:۵۱
نهایة الحکمة ج31-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 31مرحله 1، فصل 3 «فللوجود کثرة فی نفسه...» (ابتدای ص18) تا الأمر الثانی (ص19)
1. تشبیه تشکیک مراتبی وجود به مراتب حقیقت نور (به مثابه عرض بسیط)2. فرع نخست: تمایز مراتب وجود به ذات بسیط حقیقت وجود است که ما به الاشتراک و ما به الامتیاز است. بساطت عینی وجود با تمایز وجودی یک مرتبه با مرتبه دیگر منافات ندارد چون عینیت و وحدت در متن واقع است، اما مغایرت و تعدد در ظرف تحلیل عقلی است.
1404/09/24
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۲:۵۱
نهایة الحکمة ج32-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 32مرحله 1، فصل 3 الأمر الثانی (ص19) تا الأمر الثالث (ص19)
فرع دوم: اطلاق و تقیید مراتب وجود نسبت به یکدیگر1. هر مرتبه پایینی نسبت به مرتبه بالاتر خودش تقیید و محدودیت دارد و هر مرتبه بالایی نسبت به مرتبه پایینترش اطلاق دارد.گویا هر مرتبه پایینی گویا ترکیبی از وجود و عدم است.2. این سلسله در جهت تصاعدی به مرتبه ای میرسد که اطلاقش از همه مراتب بیشتر است و هیچ عدمی در آن راه ندارد،و در جهت تنازلی به مرتبه ای می رسد که هیچ فعلیتی ندارد.
1404/09/24
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۲:۵۲
نهایة الحکمة ج33-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 33مرحله 1، فصل 3 الأمر الثالث (ص19) تا انتهای فصل 3 (ص20)
فرع چهارم: کمال و نقص مراتب وجود1. تنزل مراتب وجود مستلزم زیادت حدود آن و نقص وجود و کمالات آن استو عروج مرابت وجود مستلزم قلت حدود آن و اشتداد وجود آن است تا به اعلی مراتب برسد که مشتمل بر همه کمالات است.
فرع پنجم: حقیقت وجود دو طرف از حیث شدت و ضعف دارد، البته پس از اثبات واجب و هیولی با استدلال است.
فرع ششم: تخصص وجود1. حقیقت وجود به همان حقیقت عینی بسیط وجود نسبت به عدم خصوصیت دارد،2. هر مرتبه وجود با ذات بسیطش نسبت به مرتبه دیگر خصوصیت دارد، و نیز به جهت ماهیت منتزع از آن از مرتبه دیگر متمایز است.بر مبنای اصالت وجود، تخصص اول مرتبه تخصص حقیقی وجودات از یکدیگر است، اما تخصص یک مرتبه به جهت ماهیت آن، به عرض ماهیت است.
1404/09/29
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۲:۵۲
نهایة الحکمة ج34-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 34مرحله 1، فصل 4 از ابتدا (ص21) تا «و نظیر العدم المضاف العدم المقید» (ص21)
1. عدم شیئیت عدم؛2. عدم تمایز در اعدام به دلیل ذات نداشتن عدم؛3. تمایز اعدام مضاف:الف) اعتبار مجازی وجود برای عدمب) تمایز وجود مجازی اعدام با یکدیگر4. اسناد علیت و معلولیت به اعدام:الف) اضافه عدم به علت و معلول و پیدایش دو عدم متمایزب) حکم به علیت عدم علت برای عدم معلول.نتیجه: تمایز و علیت اعدام نتیجه اعتبار وجود مجازی برای عدم است.
1404/10/01
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۲:۵۲
نهایة الحکمة ج35-استاد عبدالهی.MP3
جلسه 35مرحله 1، فصل 4 «و نظیر العدم المضاف العدم المقید» (ص21) تا «و بمثل ذلک یندفع ما أورد...» (ص22)
1. نحوه تمایز مصادیق عدم مقید:الف) تصور مفهوم عام عدم،ب) فرض مصداق عام برای آن،ج) تقیید مفهوم عام و مصداق آن،د) حکم بر مصداق مقید2. اشکال در عدم العدم: عدم العدم نوعی عدم است، عدم العدم نقیض عدم است. نوعیت و تقابل اجتماعپذیر نیستند.3. پاسخ اشکال:عدم العدم بالحمل الأولی عدم است، اما بالحمل الشائع عدم نیست.
1404/10/01
قم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
#فلسفه_اسلامی#تدریس_من#نهایة_الحکمة
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۲:۵۲
فلسفه اسلامی و امتداد آن در علوم انسانی-1.mp3
۳ دی ماه ۱۴۰۴
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۵:۳۲
فلسفه اسلامی و امتداد آن در علوم انسانی-2.mp3
۳ دی ماه ۱۴۰۴
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۵:۳۲
کرسی امکانسنجی سازماندهی اسلوب روشی در شرپژوهی بر پایه گونهشناسی پرسشهای مربوط به مسئله شر.mp3
ارائهکننده: حجت الاسلام رضا پور اسماعیل مدرس حوزه علمیه قم و دانشگاه تهران
ناقدان: دکتر محمد فتحعلیخانی عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
دکتر مهدی عبداللّهی عضو هیئت علمی موسسه حکمت و فلسفه ایران
دبیر علمی: دکتر محمدهادی توکلی طرقی عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
زمان: دوشنبه 8 دیماه ساعت 13
●➼┅═❧═┅┅───┄
۱۵:۴۴