حقوق مدنی فرید کشاورز مویدی
ماده 48 ( تکلیف حفاظت و عدم سوء استفاده منتفع ) : منتفع باید از مالی که موضوع حق انتفاع است سوء استفاده نکرده و در حفاظت آن تعدی یا تفریط ننماید .
- انتفاع خارج از حدود متعارف ، سوء استفاده است . { دوره مقدماتی حقوق مدنی, اموال و مالکیت, ش۲۲۹ } همچنین است افراط در انتفاع و تغییر مصرف عین . { همان کتاب .
- برای دیدن مفهوم تعدی و تفریط . { ر.ک مواد 951 و 952 }
ماده 951 قانون مدنی تعدی ، تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگری .
ماده 952 قانون مدنی تفریط عبارت است از ترک عملی که به موجب قرارداد یا متعارف برای حفظ مال غیر لازم است .
- برای دیدن نتیجه تعدی و تفریط و سوء استفاده . { ر.ک ماده 52 و 493 در اجاره نسبت به تبدیل ید امانی به ضمانی و مفهوم مخالف ماده 50 ق . م }
ماده 493 قانون مدنی مستأجر نسبت به عین مستأجره ضامن نیست به این معنا که اگر عین مستأجره بدون تفریط یا تعدی او کلاً یا بعضاً تلف شود مسئول نخواهد بود ولی اگر مستأجر تفریط یا تعدی نماید ضامن است اگر چه نقص در نتیجه ی تفریط یا تعدی حاصل نشده باشد .
- اگر حق انتفاع از گوهر گران بهایی باشد و مالک شرط کند که منتفع باید آن را در صندوق نسوز نگه دارد و یا در خارج شهر از آن استفاده نکند ، منتفع باید از این دستور پیروی کند وگرنه ضامن تلف است . { دوره مقدماتی حقوق مدنی, اموال و مالکیت, ش ۲۳۰ }
ماده 49 ( مخارج نگهداری موضوع انتفاع ) : مخارج لازمه برای نگاهداری مالی که موضوع انتفاع است بر عهده ی منتفع نیست مگر اینکه خلاف آن شرط باشد . - هزینه های انتفاع و آسان کردن و کمال بهره برداری به عهده منتفع است . { دوره مقدماتی حقوق مدنی , اموال و مالکیت , ش ۲۳۱ }
ماده 50 ( تلف موضوع انتفاع ) : اگر مالی که موضوع حق انتفاع است ، بدون تعدی یا تفریط منتفع ، تلف شود ، مشارالیه مسئول آن نخواهد بود . - مفهوم مخالف ماده این است که در صورت تعدی یا تفریط منتفع یا امین ، تلف مال برعهده اوست . ( ر.ک ماده 52 ق.م )
ماده 51 ( زوال حق انتفاع ) : حق انتفاع در موارد ذیل زایل می شود : ۱ ) در صورت انقضا مدت ۲ ) در صورت تلف شدن مالی که موضوع انتفاع است . { ر.ک ماده 45 ق . م }
- انقضای مدت اعم است از این که معین باشد ( رقبی ) یا به مدت عمر منتفع یا مالک یا شخص ثالث .
- حکم ناقص است و شامل تمام موارد زوال حق نمی شود از جمله رجوع مالک یا مرگ او در حبس مطلق . درباره اسباب زوال حق . { ر.ک دوره مقدماتی حقوق مدنی , اموال, ش۲۳۵ به بعد }
- حق انتفاع اصولا قابل انتقال است و قرارداد انتقال آن را از بین نمی برَد . { همان کتاب, ش۲۳۲ }
- پس از زوال حق انتفاع ، منتفع باید عین موضوع حق را به مالک رد کند و منافع استفاده نشده مانند میوه های درخت باید به مالک رد شود و منتفع حق کَندن میوه ها را ندارد . { همان کتاب, ش۲۳۹ } و برای دیدن نظر مخالف در وقف پس از انقراض طبقه اول از موقوف علیهم بین فقها , { ر.ک دکتر جعفری لنگرودی, حقوق اموال, ش۳۱۳ }
ماده 52 ( مسئولیت منتفع ) : در موارد ذیل منتفع ، ضامن تضررات مالک است : ۱ ) در صورتی که منتفع از مال موضوع انتفاع سوء استفاده کند . ۲ ) در صورتی که شرایط مقرره از طرف مالک را رعایت ننماید و این عدم رعایت موجب خسارتی بر موضوع حق انتفاع باشد . - بند 2 ماده مسئولیت منتفع را مشروط بر این کرده است که تعدی و تفریط او موجب خسارت شود یعنی رابطه علیت بین تقصیر منتفع و ضرر مالک احراز شود و این حکم با قواعد امانت ( ماده 493 ق.م و مفهوم مخالف ماده 50 و بند 1 همین ماده ) مخالف است . پس باید گفت تبدیل ید امانی به ضمانی ماده 52 را کامل می کند و قانون گذار در مقام احصای تمام موارد ضمان منتفع نبوده است .
ماده 53 ( انتقال موضوع ) : انتقال عین از طرف مالک به غیر ، موجب بطلان حق انتفاع نمی شود ، ولی اگر منتقل الیه ، جاهل باشد که حق انتفاع متعلق به دیگری است ، اختیار فسخ معامله را خواهد داشت . - اگر مالک عین را به منتفع انتقال دهد یا منتفع حق خود را به مالک بدهد ، حق انتفاع زایل می شود . { ر.ک دوره مقدماتی حقوق مدنی , اموال و مالکیت, ش ۲۳۷ }
ماده 54 ( حکومت عرف بر انتفاع ) : سایر کیفیات انتفاع از مال دیگری به نحوی خواهد بود که مالک قرار داده یا عرف و عادت اقتضا بنماید . - حکم ماده اعم است از اینکه بین مالک و منتفع قراردادی بسته شده باشد که او را صاحب حق کند یا انتفاع به موجب اذن باشد .
وقف عبارت است از این کهعین مال ، حبسو منافع آن تسبیل شود .
وقف واقع می شود به ایجاب از طرف واقف به هر لفظی که صراحتاً دلالت بر معنی آن کند
و اگر موقوف علیهم غیرمحصور یا وقف بر مصالح عامه باشد ،در این صورت قبول حاکم ، شرط است .
واقف باید مالک مالی باشد که وقف می کند و به علاوه دارای اهلیتی باشد که در معاملات ، معتبر است .
فقط وقف مالی جایز است کهبا بقای عین بتوان از آن منتفع شداعم از این که منقول باشد یا غیرمنقول ،مشاع باشد یا مفروز .
{ ر.ک ماده 46 ق.م }
۲:۲۷