1_15925196393.mp3
۱۲:۵۷-۴.۶ مگابایت
#قصه_صوتی
خاله سرما
«سحر» و «ستاره» دو تا دوست خوب و مهربون بودن. هر روز یه زیرانداز گوشه حیاط پهن میکردن و با اسباب بازی هاشون بازی می کردن. یه روز سحر میرفت خونه ی ستاره و یه روز هم ستاره...
کودکان با شنیدن این داستان یاد میگیرند هر فصلی که خداوند آفریده، ویژگی های خاص خودش رو داره و بودن هرکدوم از این فصلها برای ما و موجودات دیگه لازم و ضروریه.





@mah_mehr_com
عضویت
«سحر» و «ستاره» دو تا دوست خوب و مهربون بودن. هر روز یه زیرانداز گوشه حیاط پهن میکردن و با اسباب بازی هاشون بازی می کردن. یه روز سحر میرفت خونه ی ستاره و یه روز هم ستاره...
@mah_mehr_com
۱۸:۴۳
کاری هنری با رنگ آمیزی کردن طرح های دستمال کاغذی
لینک کانال #کاردستی_بازی_نقاشی؛#اوریگامیرنگآمیزی






#کاردستی








@mah_mehr_com
لینک کانال #کاردستی_بازی_نقاشی؛#اوریگامیرنگآمیزی
۶:۵۴
۱۶:۳۲
1_22562577761.mp3
۰۲:۴۰-۳.۰۷ مگابایت
۶:۰۷
1_22524682533.mp3
۱۱:۵۰-۸.۱۵ مگابایت
√ کودکم از من حرف نمیپذیره!√ نوجوانم نه قبولم داره نه به ارزشهای من احترام میذاره!√ جوان من که سالی یه بار هم بهم سر نمیزنه!
واقعاً علت این آسیبها چیست؟چگونه میتوان جلوی این اتفاق را گرفت؟
#استاد_شجاعی | #استاد_عباسی_ولدی
@mah_mehr_com
عضویت
واقعاً علت این آسیبها چیست؟چگونه میتوان جلوی این اتفاق را گرفت؟
#استاد_شجاعی | #استاد_عباسی_ولدی
@mah_mehr_com
۱۵:۵۵
1_10107179303.mp3
۱۲:۰۴-۱۱.۲۸ مگابایت
#قصه_کودکانه
#قصه_صوتی
قصه شب 
بچه آهو
بوی علف و سبزه تمام کوهستان را فرا گرفته بود. بچه آهوهای زیادی در حال بازی کردن بودند، در بین آنها بچه آهویی بود که جرأت دور شدن از مادرش را نداشت. اسم او «چشم عسلی» بود. مادر چشم عسلی از این موضوع بسیار ناراحت بود و سعی می
کرد تا راهی...
@mah_mehr_com
عضویت
#قصه_صوتی
@mah_mehr_com
۱۹:۱۳
۶:۳۹
۶:۳۹
۶:۳۹
۶:۳۹
۶:۳۹
۶:۳۹
اوله سال تحصیلیه و بیشترین نگرانی بچه ها پیدا کردن دوسته،!🥳
حتما قبل از رفتن به مهدکودک و مدرسه این قصه رو برای کوچولوهاتون بخونید تا مهارت تعاملات اجتماعیشون بالا بره وراحت بتونن برای خودشون دوست پیدا کنم واصطراب ونگرانیشون ......@mah_mehr_com
حتما قبل از رفتن به مهدکودک و مدرسه این قصه رو برای کوچولوهاتون بخونید تا مهارت تعاملات اجتماعیشون بالا بره وراحت بتونن برای خودشون دوست پیدا کنم واصطراب ونگرانیشون ......@mah_mehr_com
۶:۳۹
1_15246380488.mp3
۱۰:۰۴-۹.۲۳ مگابایت
#قصه_صوتی
داداش کوچیکه
حنانه کوچولو توی یک خانه با پدر و مادر و مادربزرگ و برادر کوچکش زندگی می کرد.داداش حنانه آنقدر کوچک بود که فقط شیر میخورد و می خوابید یک روز که خانم همسایه حالش خیلی بد بود و مادر بزرگ هم خانه نبود، مادر مجبور شد که خانم همسایه را به دکتر ببرد و حنانه به مادرش قول داد که از برادرش نگهداری کند...





@mah_mehr_com
عضویت
@mah_mehr_com
۱۷:۱۶
سرباز رهبری.mp3
۱۳:۱۹-۱۲.۲ مگابایت
┈┅❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
ماجرای زیبا و شنیدنی از اعطای نشان فتح به سردار حاجی زاده
سردار حاجی زاده همیشه و همه جا خانواده خودشون و فرزندان شهدا رو توصیه به اطاعات از رهبری میکردن و میگفتن....
#شهید_امیرعلی_حاجیزاده#قسمت_بیست_و_یکم
قصه قهرمان ها
@mah_mehr_com
#شهید_امیرعلی_حاجیزاده#قسمت_بیست_و_یکم
۱۸:۵۰
1_22629536405.mp3
۱۱:۵۲-۱۰.۸۷ مگابایت
┈┅❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
ماجرای غمانگیز از وصیت سردار حاجیزاده به خانواده در روزهای آخر
سردار نماز صبح رو در محل کارشون خوندن که به ایشون خبر دادند اسرائیل به خونه شما حمله کرده
#شهید_امیرعلی_حاجیزاده#قسمت_بیست_و_دوم
قصه قهرمان ها
@mah_mehr_com
#شهید_امیرعلی_حاجیزاده#قسمت_بیست_و_دوم
۶:۵۷