بله | کانال ماهبندان | محمدرضا شهبازی
عکس پروفایل ماهبندان | محمدرضا شهبازیم

ماهبندان | محمدرضا شهبازی

۱۰ هزار عضو
بازارسال شده از -مجله کلمه-
thumbnail

۱۷:۵۴

بازارسال شده از -مجله کلمه-
thumbnail

۱۷:۵۴

بازارسال شده از -مجله کلمه-
thumbnail

۱۷:۵۴

همین الان که ما بخاطر آزاد شدن کانال‌های بله و ایتامون داریم هورا می‌کشیم و در پوست خودمون نمی‌گنجیم، یه عده ضد انقلاب -نمی‌دونم چطور!- دارن از ایران توی توییتر به نظام و مملکت فحش میدن و قربون صدقه تروریستهای کشته شده میرن!
عاشق همین خل بازیهاتم جمهوری اسلامی عزیز.با همه این ندونم‌کاری‌ها هم تا بتونم نمی‌ذارم خش بهت بیفته.ولی آخه چرا؟

ماهبندان | محمدرضا شهبازی @mahbandan

۲۰:۱۹

کانال کتابفروشی «حافظه تاریخی ایرانی» رو توی بله هم راه انداختیم.اگر کتاب‌خون هستید عضو شید.می‌تونید کتاب سفارش بدید و اگر داشتیم براتون ارسال می‌کنیم.همین الان هم یه کتاب جدید و خیلی خوندنی رو معرفی کردیم و قابل سفارشه.بیاید اینجا:@ketab_tarikhi

۲۰:۲۴

بازارسال شده از انتشارات میخ
thumbnail
این شما و این بسته براندازی
این بار با دوتا از کتابهای محبوبمون اومدیم سراغتون! کتاب «رضاچاخان» خدماتی که رضاپهلوی به ایران کرده ولی روحشم ازشون خبر نداره و «تاریخ کرموی جهان» روایت استعمار کشور هایی که کمتر شنیده شده.undefined
تخفیف ویژه برای مدارس و موسسات فرهنگی همراه با سوال مسابقه
undefined برای تهیه این بسته میتونید به سایتمون مراجعه کنید mikhketab.ir
undefined پشتیبانی و سفارشات:۰۹۹۶۶۱۶۷۹۲
undefined آخرین! انتشارات تخصصی طنز کشورundefined @Mikh_PUB

۱۶:۱۱

thumbnail
undefined ما رو از خلیج فارس می‌بینید
اینجا آرامش نیل‌فام ایرانی‌ها و کابوس تیره‌ی بدخواه ایرانی‌هاست...
undefined ویژه برنامه پاورقی، امروز جمعه 10 بهمن ساعت ۱۹:۴۵ از خلیج فارس روی آنتن شبکه دو سیما
ماهبندان | محمدرضا شهبازی @mahbandan

۷:۴۸

بازارسال شده از کتاب‌فروشی حافظه تاریخی ایرانی
thumbnail
دو پیشنهاد محمدرضا شهبازی برای انجام یکی مانده به آخرین کار در جنگ!
هم جنگ جزئی از زندگی‌ست و هم وسط جنگ باید زندگی کرد.این دو پیشنهاد برای این است که هم در جنگ زندگی را فراموش نکنیم و هم بهتر بدانیم کدام دشمن با جنگ، زندگی را سخت کرده است.این دو کتاب را درباره زندگی و دشمنمان در این روزهای جنگ بخوانیم.
برای ثبت سفارش به ادمین فروش مجازی پیام بدید.undefined
@ketab_hafezeh_tarikhi
undefined @ketab_tarikhi

۱۲:۳۰

بازارسال شده از پاورقی
thumbnail
ویژه برنامه پاورقی از جزیره زیبای هرمز
undefined یکشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۴ حوالی ساعت ۲۰ از شبکه دو سیما
undefined #پاورقی | @pavaraghi_tv2

۸:۵۷

بازارسال شده از زمانه
thumbnail
وطن‌دار undefinedundefinedundefined
کانال شخصی محمدامین سلیمی فعال رسانه و مجری برنامه زمانه https://ble.ir/aminsalimi110

۱۲:۱۸

thumbnail
تبریک و هدیه ویژه من به کمال پنحاسی، سخنگوی فارسی‌زبان ارتش صهیونیستی به مناسبت روز عزیز جمهوری اسلامیundefinedundefinedundefined
ماهبندان | محمدرضا شهبازی @mahbandan

۱۰:۵۳

بوگوین اسرائیلا بزنن!
محمد مهدی شیخ صراف
دبستان ما نزدیک ورزشگاه تختی بود. هر وقت سپاهان بازی داشت بعد از مدرسه می‌رفتم برای تماشا. مسئول کنترل از من بلیط نمی‌گرفت و در اصفهان، مجانی ورزشگاه رفتن، یک فضیلت است.
یک روز کیف مدرسه به بغل نشسته بودم روی سکوهای سیمانی پشت نیمکت سپاهان. چشمم به جوانی خورد که تلاش می‌کرد صندلی به صندلی خودش را به توری‌های فلزی نزدیک کند که بین ما و زمین سبز فاصله انداخته بود. بازی حساسی جریان داشت. سپاهان برد می‌خواست، اما کار گره خورده بود. هرچه می‌زد گل نمی‌شد. محمود یاوری سرمربی سپاهان مدام می‌رفت کنار زمین و چیزی به بازیکن‌ها می‌گفت. «مهدی عرب» لیدر مشهور سپاهانی‌ها شعر می‌خواند و ما جواب می‌دادیم.
پسر جوان بالاخره خودش را به جای مناسبی رساند. چند دقیقه مکث کرد تا سرمربی توی تیر رس نگاهش قرار بگیرد. بعد با صدای بلند و با تمام توان فریاد زد: «آقای یاوری!» محمود خان برگشت به سمت ما. بقیه هم ساکت شدند که ببینند چه کار دارد. جوان اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد و با لهجه اصفهانی داد زد: «بوگوین شوت بزنن!»
داشت به بهترین سرمربی وقت ایران که سابقه فوتبالی‌اش بیشتر از دوبرابر عمر جوان بود، رهنمود تاکتیک می‌داد. از سرهنگ یاوری که سرمربی تیم ملی جوانان و امید و بزرگسالان کشور بوده، می‌خواست شیوه بازی را عوض کند و به بازیکن‌ها بگوید اگر شوت از راه دور بزنند گل می‌شود! چند نفر زدند زیر خنده ولی یاوری چند ثانیه فقط نگاه کرد. از آن نگاه‌ها که می‌شد تویش خواند که: «می‌خوای تو بیا اینجا جای من وایسا!» بعد بدون هیچ عکس العملی رویش را برگرداند به سمت زمین.
چند روز پیش، وسط جنگ یاد آن روز افتادم. با دیدن متن ادمین کانالی پر مخاطب. می‌گفت اسرائیل در یکی دو روز اخیر اصابت های بیشتری در تهران داشته. و مشاهده خودش در فضای باز را شمرده بود که چند تا صدا شنیده. چند آمار هم از شهرهای دیگر گذاشته بود کنارش. بعد نتیجه‌گیری کرده بود که احساس می‌کند: «اون وحشی‌تر از قبل شده و ما یه‌کم کمترش کردیم» در ادامه فرموده بود: «می‌دونم ما بخش زیادی به کشورهای حاشیه خلیج فارس حمله می‌کنیم، ولی اسرائیل اهمیتش بالاتره»، با خواندن آن یک لحظه چهره سید مجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران آمد توی ذهنم با همان نگاهی که محمود یاوری از کنار زمین به سمت ما روی صندلی تماشاچی‌ها کرد! انگار یک نفر گفته باشد: «بوگوین اسرائیلا بزنن!»
ما اگر نیم میلیون دنبال کننده هم توی کانالمان داشته باشیم در عرصه نظامی چنین جنگی همان یار دوازدهم هستیم که باید به بازیکن‌های توی زمین روحیه بدهد. ته تهش لیدر جایگاه روبرو که به همه تماشاچی‌ها خط می دهد. باید حد خودمان را بدانیم. رهنمود دادن به سرداری که تمام عمرش را صرف کرده تا چنین روزی در جایگاه فرماندهی جنگ قرار بگیرد، کار ما نیست. قطعا او و یارانش نسبت به همه از میدان و استراتژی آگاه‌ترند. آنها بهترین افراد هستند برای تصمیم اینکه کدام موشک‌ها به کجا روانه شود. 
سپاهان آن بازی سخت را برد و آخر بازی همه محمود یاوری را تشویق کردند. خدا رحمتش کند، آمد سمت ما و برای همه دست تکان داد. الان هم به فضل خدا، ما در نهایت پیروز این جنگ خواهیم بود. فقط باید هر کدام هرجا هستیم، محکم کار خودمان را بکنیم.

۱۷:۲۳

thumbnail
احوالپرسی شبانه من از کمال پنحاسی، سخنگوی فارسی‌زبان ارتش صهیونیستی بعد از شنیدن یه خبر ناراحت کننده:((:)))))))
ماهبندان | محمدرضا شهبازی @mahbandan

۱۸:۱۰

بازارسال شده از روایت ابلیس
thumbnail
فرعون: تنگه نیل فورا باز شود!
روزنامه «روایت ابلیس» l شماره نخست
(ویژه‌نامه جنگ تحمیلی سوم)

در این شماره می‌خوانید:undefined مصر اینترنشنال: تصاویر واقعی از پناهگاه موسی در هفتاد متری زیر زمین
undefined سازمان تمدن متحد: بستن اقیانوس نیل توسط موسی،‌ خلاف کنوانسیون‌ دریاهاست.
undefined هامان (وزیر جنگ فرعون)نیل تنگ نیست؛ فقط ادای تنگ‌ها را در می‌آورد.
فایل اصلی این ویژه‌نامه را از اینجا دریافت کنید undefinedble.ir/join/5ppSfL7PqN
undefined روزنامه رسمی جناب ابلیس undefinedundefined @Revayat_Eblis

۱۹:۵۰

thumbnail
کمال پنحاسی!پفک میخوری؟
ماهبندان | محمدرضا شهبازی @mahbandan

۱۹:۵۳

thumbnail
نام: ظریفتخصص: استاد به باد دادن دستاوردهای بقیه!
عالیجناب "بدیم بره" حالا و در شرایطی که خودش هم به دست برتر ایران در جنگ اعتراف می‌کند، از یک ایده جدید و جذاب رونمایی کرد.
ماهبندان | محمدرضا شهبازی @mahbandan

۶:۰۲

thumbnail
سرنوشت این جنگ رو اونی تعیین نمیکنه که همه چیز دم دستش بوده و اومده جنگ؛اون مردمی تعیین میکنه که با هرچی دم دستشه از کشورش دفاع میکنه!
ماهبندان | محمدرضا شهبازی @mahbandan

۱۲:۳۲

thumbnail
به افتخار عملیات غرورانگیز آمریکا در خاک ایرانو تقدیم به روح آبراهام لینکلن، ننه نیکسون و جناب تام مورلی!
ماهبندان | محمدرضا شهبازی @mahbandan

۸:۴۸

بازارسال شده از حق | فروغ زال
thumbnail
مشت و مُشتَکِ مقاومتی
مادرم گاهی تفننی گاز و تاوه جاهاز چهل سال پیشش را بیرون می‌کشید، یک ساعت خمیر درست می‌کرد و مشت می‌زد، یک ساعت دیگر می‌نشست پشت میزِ گِردِ کوچکی که اسمش «خون» بود، با چوبی که اسمش «تیر» بود مشتک و نانِ نازک محلی پهن می‌کرد. نان‌هاش اینقدر نازک و حرفه‌ای بود که عین تور همه چیز از پشتش پیدا بود. وقتی می‌پختشان رنگشان سفید با رگه‌های نارنجی و طلاییِ ظریف از برشتگی می‌شد. خودش خیلی بهشان افتخار می‌کرد و به نان و مشتک بقیه اخم و «لُنجک» می‌انداخت که این نان‌های کلفت و سیاه کار دست کدبانوها نیست‌.
«مُشتَک» یک نان ارزانِ جنوبی است که با کمی روغن و شیره خرما یک وعده غذای مستقل حساب می‌شود و به اندازه فلافلِ دو نانه (بچه‌های برازجون می‌گویند دو پوسته:)) ) « کُم پُر کُن» است و جوان بالغ و کارگر ساختمانی خسته را هم سیر می‌کند.
غذای ساده فقیرانه‌یست اما تا دلت بخواهد سخت. خوب یادم هست که مادرم بعد از نان و مشتک پهن کردن و پختن از گردن تا کمرش درد می‌گرفت. سَرِ گونه‌هایش از گرمای تاوه سرخ می‌شد و سر تاپایش سفید و غرق در آرد.
توی مسیر تجمع برازجان یک خانه هست که زن‌ها می‌نشینند با همین سختی و ماجراهای عجیبِ پختِ یک مشتک، هر شب چند صدتا درست می‌کنند می‌دهند دست مردم. نه فقط مشتک ساده که انواع سبزی‌دار و ادویه‌دارش را هم که دیگر اعیانی‌تر و خاص و خصوصی‌تر است. عطر نان برشته و تره و ادویه‌های گرم و مخصوص جنوبی از در خانه‌ای که این زن‌ها مشتک نذری می‌پزند تمام فضا را پر می‌کند. کنار بقیه موکب‌هایی که کارهای فرهنگی می‌کنند و خدمات آموزشی ارائه می‌کنند این زن‌ها با مشتک پختن یک حرف و اندیشه‌ای دارند که به روزهای جبهه برمی‌گردد.
مادرم تعریف می‌کرد که برای جبهه هم زیاد از این نان‌های نازک می پختند. یعنی اصلی‌ترین آیین پشتیبانی جبهه زنان جنوبی همین محفل‌های نان نازک پختن بوده.
برای عکس گرفتن که رفتیم زن‌ها خوششان نیامد. یکیشان که داشت می‌پخت گفت بیا از اینجا عکس بگیر. دستش را شکل V کرد به نشانه پیروزی. عکس گرفتیم. بعد یکدفعه گفت: «آخی .. نه..نه.. دستم رو باید مشت کنم به نشانه‌ی پیروزی، که هم مقاومت باشه هم پیروزی. مثل دست آقا». دستش را روی مشتک‌ها، مشت گره کرد.
مسیر تجمع برازجان با همه شهرهایی که دیدم خیلی فرق دارد و فرقش زیادی موکب‌هاست. یک موکب جلوتر آش می‌دادند و نان از نانوایی سیاری که هرسال می‌بردند توی موکب پیاده‌روی اربعین می‌پختند، یکی دیگر کاسه‌های شله زرد داشت، یکی قهوه عربی می‌داد، یکی خرما کنجدی باغش و... .
مردم تمام این چهل‌روز از غروب توی خیابان بودند تا ۲ نیمه‌شب. با زن و بچه. بیست روزش حتی روزه بودند و افطار نکرده. تمام این حضورها زیر تهدید بمب بود، تهدید دادنِ جان. هر شب بیرون آمدن خودش هزینه رفت‌وآمد داشت، دیگر خرید و خوراکی برای بچه‌ها به کنار. خیلی از این پرچم‌هایی که روی دوش مردم گذاشته را خودشان پول دادند تا جنس خوب‌تر و بزرگترش را بخرند. کارت‌خوان‌های نذری موکب‌ها هم که هر شب چند رول کاغذ تمام می‌کنند.کود ریخته‌اند جای مغز آن‌هایی که گفتند به مردم پول دادند بیایند خیابان. اسباب جوک و خنده همین مردم را جور کردند.
کدام حکومتِ در جنگی می‌تواند پشتیبانی و تدارکات این ارتش میلیونی مردم کف خیابان را تاب بیاورد؟ کدام حکومت جز خود مردم؟ نه یکی دو شب که تا الان چهل و چند شب. این تمرینِ تمدنیِ مدیریتِ مردمیِ یک نهضت، صدها سال است توی مجالس و هیئت‌های اباعبدالله تمرین شده، همایش و رزمایش بین‌المللی‌اش هر سال توی پیاده‌روی میلیونی اربعین تمرین شده و حالا خودش را در این حرکت الهی، نادر، تاریخی و شگفت‌انگیزِ رکورددار ملت ایران نشان داده و امتحان پس داده.
undefinedفروغ زال@hagh404

۱۰:۱۷

بازارسال شده از کتاب‌فروشی حافظه تاریخی ایرانی
thumbnail
undefined یه کتاب ارزشمند از حاج آقا عابدینی موجود شده که از تازه‌های بازار نشره و این روزها خوندنش به شدت توصیه میشه.
این کتاب خوانشی قرآنی از نبرد با آمریکا و اسرائیل ارائه می‌ده و به توضیح روایت الهی از این نبرد می‌پردازه. حتی می‌تونید جواب این سوال که در جنگ چگونه باید روایتگری کرد که این روایت، الهی باشه رو هم توی این کتاب پیدا کنید.
قیمت کتاب ۴۵۰ هزار تومانه که تا پایان روز پنجشنبه ۲۷ فروردین با تخفیف ۴۰۰ هزار تومان تقدیم میشه.
جهت دریافت فهرست غنی این کتاب و ثبت سفارش به ادمین فروش مجازی پیام بدین undefined @ketab_hafezeh_tarikhi
undefined @ketab_tarikhi

۱۹:۳۴