بله | کانال معارف رجبیّه
عکس پروفایل معارف رجبیّهم

معارف رجبیّه

۶۲ عضو
undefined قسمت چهارم شرح تأویلی دعای دوم اعمال مشترکه ماه رجب
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۹
undefined«اَللَّهُمَّ فَاهْدِنِي هُدَي الْمُهْتَدِينَ»خدایا از تو می‌خواهم مرا هدایت کنی، هدایتی که شامل حال کسانی می‌شود که مهتد می باشند.
undefinedمهتد یعنی کسی که به وسیلهٔ کس دیگری، هدایت شده است. کسی که مهتد نباشد، از هدایت بهره‌مند نیست‌.
undefinedخداوند در سوره قصص به پیامبرش می‌گوید که همانا تو نمی‌توانی هر کسی را که دوست داشته باشی هدایت کنی، خداست که می‌داند چه کسی وقتی هدایت را دریافت کند، آن را می‌پذیرد.
undefinedطبق آیه بالا، مهتد یعنی کسی که مستقیماً به‌وسیلهٔ خدا هدایت شده باشد.
undefinedهدایت و تربیت، از نوع خلقت است و‌ خلقت هم، فعل و ذات خداست‌. مستقیماً خودِ خداست که وارد عمل می‌شود. یعنی خدا دارد خلقت دوم او را تکمیل می‌کند.
undefined*هدایت‌گری برای خدا، ذاتی است و برای انسان کامل، عَرَضی*.
undefinedکلمهٔ مهدی یعنی کسی که مهتد و هدایت شده است.
undefinedکسی که بیست و جهار ساعت بر او بگذرد و یک خط حدیث و یا پنجاه آیه قرآن نخواند، مغبون و مدیون است‌.
undefinedحواستان باشد که حلالِ دنیا، در آخرت حسرت دارد و انسان احساس غُبن و ضرر می‌کند. حال ببین حرام دنیا در آخرت چه می‌شود.
undefinedخُسر حسرتی است که انسان می‌خورد، برای زمانی که در دنیا خرجِ حرام کرده‌است.
undefinedپیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم و مولا علی و اولاد اطهارشان علیهم‌‌السّلام، انسان‌هایی مانند ما بوده‌اند، با این تفاوت که در این عالم که ما و‌ پیغمبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله و سلّم به دنیا آمده‌ایم، امیرالمؤمنین و اولاد اطهارشان علیهم‌‌السّلام به دنیا نیامده‌اند.‌ آنها قبلاً در عوالم قبل، به‌دنیا آمده‌اند و مراتب کمال را گذرانده‌ و کامل شده‌اند. ما هم باید مراتب کمال را گذرانده و کامل بشویم و بعد مانند آنها هدایت انسان‌ها در عوالم بعدی را بتوانیم انجام بدهیم.
undefinedبه ما از کودکی یاد داده‌اند که این چهارده معصوم علیهم‌‌السّلام تافتهٔ جدا بافته و از بدو تولدشان هدایت شده هستند. اما استاد غفاری با دلایل عقلی برای ما ثابت کرده‌اند که اینگونه نیست.
undefinedاگر این نظریه را قبول کنیم که آنها از بدو تولد، معصوم به‌دنیا آمده‌اند ولی ما اسیر شیطان نفس، اینجا به خداوند یک ایراد وارد می‌شود که اگر تو می‌توانستی یک انسانی بسازی که از بدو تولدش معصوم باشد، چرا من را اینگونه نیافریدی؟! اصلاً چرا همه را اینگونه نیافریدی؟!
undefinedاگر اینطور باشد، چرا آنها هم مانند ما مثل یک بچه به‌دنیا آمده‌اند؟«چون که با کودک سر و کارت فتادهم زبان کودکی باید گشاد»اگر قرار بود به این شکل نیایند، آن وقت مردم آنها را به‌جای فرشته می‌گرفتند. خدا این را می‌دانست. برای همین باید آنها را در ابتدای راه با وضعیتی مواجه کند که برای مردم قابل درک باشد.
undefinedپس تولد انسان کامل، ظاهراً مانند ما بوده است. ولی کدام یک از بچه‌های عادی بعد از طی چند هفته به شکل بچه نه ماهه به‌دنیا می‌آیند؟کدام یک از بچه‌های ما در سن پنج سالگی به هر سوالی که از آنها بشود، می‌توانند پاسخ بدهند؟اینها همه نشان‌دهنده این است که‌ آن جسمی که ظاهراً پنج ساله است، فقط یک‌ کالبد است که نفْسش نوزاد نیست. او یک شبح نوری است که انسان کامل دارد هدایتش می‌کند.
undefinedاگر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نبود، پس‌ چطور انبیاء قبل، همگی‌ به امید او بوده و او را می‌شناختند؟
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۹

۱۹:۴۸

قسمت‌۵‌شرح‌دعای‌دوم‌اعمال‌مشترکه‌ماه‌رجب.mp3

۰۱:۰۰:۴۵-۲۷.۸۱ مگابایت

۱۹:۴۹

undefined معارف رجبیه

عنوان: قسمت پنجم شرح تأویلی دعای دوم اعمال مشترکه ماه رجب (قسمت آخر)

۱۴۰۴ / ۱۰ / ۳۰
undefined«اَللَّهُمَّ فَاهْدِنِي هُدَي الْمُهْتَدِينَ»در حدیثی، اهل بیت علیهم‌ السّلام فرموده‌اند: بعد از قیام امام زمان علیه‌ السّلام، دوازده مهدی خواهند آمد.از طرف دیگر، در دو حدیث دیگر، فرموده‌اند که همهٔ ما مهدی هستیم. هر ویژگی‌ای که به یکی از ما داده شود، برای همهٔ ما صادق است.
undefinedاز اینجا می‌توان فهمید که قیام امام زمان علیه السّلام ، قیام تمام حضرات معصومین علیهم‌ السّلام است. چون همهٔ آنها با هم به توحید رسیده‌اند و کلّهم نورٌ واحد هستند‌.
undefined*نکته:* وقتی در احادیث، به شخص اشاره می‌شود، منظور، شخصیت است نه شخص.
undefinedمهدی، اسم مفعول است نه اسم فاعل. مهتد معنای کلمهٔ مهدی است. یعنی مرا به توحید برسان با تمام انسان‌های کاملی که در هنگام برپاییِ قیامت، انسان کامل هستند.
undefinedپس با این فراز، داریم دعا می‌کنیم که هنگام قیام و قیامت، انسان کامل باشیم. یعنی قبل از فرج‌ جمعی، به فرج شخصی رسیده باشیم‌.
undefined*چرا به امام زمان علیه‌ السّلام به جای لقب هادی، مهدی می‌گویند؟ مگر فاعلیت با ایشان نیست؟* او مهرهٔ خداست. مهدی، اسم مفعول است و باید یک فاعلی داشته باشد و آن فاعل، خود خداست. اوست که انسان را هدایت می‌کند، برای بهشت‌ساز شدن.
undefined*پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم فرموده‌اند:* «هر کس که می‌میرد، قیامتش برپا می‌شود».
undefined*معنای تأویلیِ موت، تسلیمِ مطلقِ خدا شدن است. مفعولی در دستِ خدا شدن، یعنی‌ مهدی شدن است.*
undefined«وَ ارْزُقْنِي اِجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِينَ»رزق یعنی خوراک نفس.مجتهد اسم فاعل است به معنای کسی که جهد می‌کند. مجتهد یعنی هر کسی که در راه رسیدن به اهداف الهی، جهاد می‌کند‌.
undefined*جهاد دو نوع است. بیرونی و درونی.*جهاد بیرونی، همان جهاد با دشمنان دینِ خداست.جهاد درونی، همان جهاد اکبر است. یعنی ساختن نفس.
undefinedجهاد اکبر خیلی سخت است، ولی یک فوت کوزه‌گری دارد که همهٔ ما نسبت به آن، جهل مرکب داریم. یعنی نمی‌دانیم که نمی‌دانیم. باید منِ درون‌ را تعطیل کنیم.
undefinedیعنی بگوییم خدایا من نمی‌توانم حتی قدم اول را بردارم. این تویی که باید مدیریت من را به دست بگیری. ما فقط باید بخواهیم.
undefinedنافله یعنی مستحبات و مستحب یعنی کاری که انجام می‌دهی برای خدا و جلب محبتش باشد‌. این یعنی کارهایت را به طمع بهشت و از ترس جهنم انجام نمی‌دهی!
undefinedخدایا همان نوع اجتهادی که مجتهدین حقیقی در راه تو کرده‌اند را از تو می‌خواهم.
undefined«وَ لاَ تَجْعَلْنِي مِنَ الْغَافِلِينَ الْمُبْعَدِينَ»خدایا من را از آنهایی که غافل هستند قرار ندهی.اگر جزو غافلین باشم، دیگر تو مرا می‌رانی و نمی‌خواهی.
undefined«وَ اغْفِرْ لِي يَوْمَ الدِّينِ»خدایا من را به وسیلهٔ این مکتب، مورد رشد قرار بده، در آن دوره‌ای که دورهٔ حاکمیت دین است.
undefinedیوم الدّین از اسماء قیامت است. برای اینکه برای هر انسانی تا قبل از برپایی قیامت، دوره دنیایی برپاست. دوره دنیا هم، دورهٔ حاکمیت نفس است، نه حاکمیت خدا. به محض اینکه انسان به فرج شخصی برسد، قیامتش برپا می‌شود.
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۳۰

۱۹:۴۹

🟣 حکمت مبعث

۲۰:۵۱

حکمت مبعث.mp3

۴۶:۴۵-۲۱.۴ مگابایت

۲۰:۵۳

undefined حکمت مبعث
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷
undefinedاز حضرت آدم تا حضرت خاتم، تمام انبیاء و تمام حوادثی که رخ داده، برای این بوده که حضرت رسول اکرم صلی‌ الله علیه و آله و سلّم مبعوث بشوند. برای این بوده که بشریت بتواند از وجود نازنین امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام بهره‌مند شود‌.
undefinedاگر کسی نقش امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام را در ارتباط با تعلیم و تعلّم حضرت رسول تا رساندن او به این شب در نظر نگیرد، اصلاً نمی‌داند که شب مبعث چیست و چه عظمتی دارد.
undefinedاهل بیت علیهم‌‌السّلام سفارش مؤکد کرده‌اند که در شب مبعث، زیارت امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام را بخوانید. در واقع می‌خواهند که ما به این رابطه فکر کنیم.
undefinedبیان این زیارت در این شب، برای این است که به ما بفهمانند که شما هم باید در مبعوث شدن خودتان، به چنین معرفتی از امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام برسید.
undefinedکسی که امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام و ارتباط او با مبعث را به درستی نشناسد، اصلاً به مکتب نیامده و متوجه نیست که ماجرا چه چیزی است؟
undefined*پیغمبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله و سلّم می‌فرمایند: که من برای تمام شدن مکارم اخلاق مبعوث شده‌ام*. همیشه بعد از خواندن این حدیث، توجه روی بحث اخلاق و عمل انسان بوده است. این درست است، اما یک نکتهٔ ظریف‌تری هم دارد.
undefinedکلمهٔ اخلاق، از ریشه خُلق و خَلق و خلقت می‌آید. در کتاب مدینه فاضله، استاد غفاری می‌فرمایند: وقتی یک انسانی اخلاقش عوض‌ می‌شود، در واقع خلقتش است که تغییر کرده است. خلقت دوم، همان اخلاق است و اگر خلقت دوم کسی عوض شود، یعنی‌ خلقت اولش عوض‌ شده است.
undefinedانسان در ابتدا که وارد عالم خاکی می‌شود، بُعد مادیتش بر وجودش می‌چربد. بعداً تدریجاً در اثر تربیت، تعالی پیدا می‌کند.
undefinedآیا تا به حال، دقت کرده‌اید که چهرهٔ شیعیان با اهل سنت تفاوت دارد؟ در چهرهٔ شیعیان یک نرمی و ملایمتی وجود دارد. پس باطن، روی خلقت بیرونی و ظاهری اثر می‌گذارد.
undefinedخدا از همان ابتدا که انسان را خلق می‌کند، فطرت را در او قرار می‌دهد. برای همین هم هست که در حدیث هم آمده که امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام همراه با همه به صورت پنهان بوده است. فطرت در طول تاریخ و در وجود انسان‌ها رشد می‌کند تا اینکه در بعثت پیغمبر صلی‌ الله علیه و آله و سلّم به این عظمت می‌رسد‌.
undefinedامیرالمؤمنین علیه‌السلام در حدیث نورانیت، ایجاد عالم را به خودش نسبت می‌دهد. ایشان در هر دو جهت خلقت اول‌ و دوم در طول تاریخ، روی شجره بشریت کار می‌کنند و با پیغمبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله و سلّم آن را به کمال می‌رساند. این مکارم اخلاق در وجود خودِ پیغمبر به کمال رسیده است.
undefinedخداوند در آیه ۴۵ و ۴۶ سوره احزاب می‌فرماید: ﴿45﴾ «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا*»
دو تا کلمه کلیدی دارد. یکی‌ نبی، یعنی ای انسانی که از نبأ عظیم با خبر شدی و دیگری، ضمیر جمع در إنّا است.‌ منظور از ما، خدا و انسان‌های کامل است.

undefinedشاهد یعنی گواه. ما تو را بین مردم به عنوان یک شاهد فرستادیم. می‌دانیم که هر شاهدی باید شاهد بر موضوعی باشد، اصلاً شاهد بدون موضوع نداریم.
منظور از شاهد در این آیه، شاهد بر چیزی است که انبیاء قبل نتوانستند به آن شهادت بدهند، چون سِر بوده است.

undefinedهر مبشری باید به یک چیزی بشارت بدهد، و هر نذیری به یک چیزی باید مردم را انذار کند.
تبشیر و انذار دقیقاً دو نقطهٔ مقابل هم هستند.

*undefined﴿46﴾ «وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا*»
در این آیه می‌فرماید برای اینکه دعوت کنی به سوی الله.‌ نمی‌گوید الیّ به معنای به سوی من.
*این آیه یک سند محکم است بر اینکه در قرآن، هر جا که خدا می‌خواهد به ذات مغیب الغیوبش‌ اشاره کند، جز ‌با ضمیر نمی‌تواند اشاره کند. هر جا اسم آورده، منظور خودش نیست و مسمّای آن، آن کسی است که متجلی‌کنندهٔ این اسم است.

undefinedهر انسانی که بخواهد به کمال برسد، جز از طریق تربیت و سقایت مولا علیه‌‌السّلام نمی‌شود و در نهایت او باید به معرفت عصمت کبری برسد و مردم را هم به سوی او دعوت کند.
undefinedضمیر هـ در بإذنه برمی‌گردد به خودِ خدا. اذن در تأویل، علم است. وقتی برای ورود به حرم، اذن می‌گیریم، یعنی‌ از امام می‌خواهیم که شرایط وجودی‌ای که برای ورود به مکتب و محضرشان لازم است به ما عطا کنند.
undefined*آیا به محضر انسان کامل رسیدن، شرط دیگری غیر از معرفت نوع سوم دارد؟* راهی نیست، جز اینکه در وجود خودت تحول علمی پیدا شود و ساختار تو در هر دو جهت خلقت و تربیت به کمال برسد تا به محضریت امامت وارد شوی.
undefinedاگر زندگی‌ یک انسان را مثل‌ یک جغرافیا در نظر بگیرید، در آسمان این زندگی، او سراج منیر شد. سراج یعنی‌ چراغ و منیر از ریشه نور به معنای نورانی است.
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷

۲۰:۵۸

undefined*نور، خودش هدف نیست، بلکه چیزی را که روشن می‌کند و نشان می‌دهد، هدف است.*
undefinedما تو را برای لیلة‌القدری که در زندگی دنیا برای مردم تاریک است، سراجی‌ قرار دادیم که او را روشن می‌کند.
undefinedهر کس که سلمان‌وار، وارد مکتب حضرت رسول صلی‌ الله علیه و آله و سلّم بشود، برایش از حقیقت، پرده‌برداری می‌شود و وارد زندگی آخرتی می‌شود.
undefinedراجع به حضرت سلمان گفته‌اند که او علم گذشته و حال و آینده را داشته است. کسی که این علم را داشته باشد و طابق النعل بالنعل پشت مولا علیه‌السّلام حرکت کند، یعنی به اذن اوست که خورشید بر ما می‌تابد و به برکت وجود اوست که این عالم دارد می‌چرخد. این یعنی زندگی آخرتی و بهشت هشتم، که قرار است پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم ما را هم به آنجا برسانند.
undefinedدر روایتی آمده است که امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام یک روزی در جایی بودند که می‌فرمایند من می‌خواهم بروم و هیچ کسی پشت سر من نیاید.ایشان حرکت کرده و یک مسیری را می‌روند. وقتی برمی‌گردند، سلمان را پشت سر خود می‌بینند. می‌فرمایند چرا آمدی؟ مگر من نگفتم کسی‌ نیاید؟ سلمان می‌گوید: مگر من جز خودِ شما هستم؟ رد پا را ببینید. مولا علیه‌‌السّلام نگاه می‌کنند و می‌بینند یک رد پا وجود دارد. یعنی سلمان دقیقاً همان‌ جایی که مولا علیه‌‌السّلام پا می‌گذارند، پا می‌گذارد. وقتی علم یکی شده باشد، همین می‌شود.
undefinedاین روایات می‌خواهند عدم دوئیّت و به توحید رسیدن انسان را به ما بفهمانند.
undefinedدر حدیث نورانیت، ابوذر به سلمان می‌گوید این علی چه کسی است؟ چون سلمان به توحید با مولا علیه‌‌السّلام رسیده، شروع به گفتن نمی‌کند. می‌گوید برویم و از خود مولا علیه‌‌السّلام بپرسیم.
undefinedرحمةٌ لِلعالمین آمده است که همه را به رحمت واسعه برساند.
undefinedما باید تمام تلاشمان را در پیاده کردن اخلاقِ کامل بکنیم، تا تدریجاً خلقتمان تغییر بکند.
undefinedدر جغرافیای طبیعت، شمس و قمر اجرام آسمانی‌ هستند که فضا را روشن می‌کنند و حقیقت را نشان می‌دهند. اگر نباشند حقیقت دیده نمی‌شود. آن حقیقتی که به‌وسیلهٔ رسالت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم باید دیده شود، حضرت زهرا سلام‌الله علیها است که لیل است. امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام نیست، چون ایشان با به کمال رسیدن پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم، آشکار شده‌اند.
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷

۲۰:۵۸

🟢 شرح تاویلی دعای شب مبعث

۲۰:۵۹

قسمت ۱ شرح دعای شب مبعث.mp3

۰۱:۰۰:۰۸-۲۷.۵۳ مگابایت

۲۱:۱۳

undefined قسمت اول شرح تأویلی دعای شب مبعث
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷
undefinedشیخ کفعمی در بلد الامین فرموده که در شب مبعث این دعا را بخوانند:
undefined«اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک بِالتَّجَلِّی الْأَعْظَمِ فِی هٰذِهِ اللَّیْلَةِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ»خدایا همانا من از تو تقاضا می‌کنم به واسطهٔ آن کس که تجلی اعظم توست.
نکته: وقتی به‌جای آوردن اسم، خودشان از اول فرموده‌اند تجلی، این یعنی می‌خواهند به ما بفهمانند که اسماء الله، تجلی کمالات خدا در عالم هستند.
undefined«فِي هَذِهِ اللَّيْلَهِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ»در این شب از شب‌های ماه رجب.
نکته: پس آن تجلی اعظم، نمی‌تواند کسی باشد که تأویل این ماه معظم است.انگار که دارد می‌گوید به واسطهٔ وجود مبارک حضرت زهرا سلام‌الله علیها که تجلی اعظم خداست، در این ماه که تأویلش امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام است، تقاضا می‌کنم.یعنی از طریق سقایت امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام داریم وارد یک خواستن خیلی جدی از خداوند می‌شویم.
تأویل شهر معظم، امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام است.
undefined«وَ الْمُرْسَلِ الْمُكَرَّمِ»و آن کس که فرستادی و بسیار مقام او بالا است.
نکته: همه فکر می‌کنند که این شخص، پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم است. این درست است ولی یک‌جور دیگر هم می‌توان معنا کرد. یعنی آن کس که به سوی پیغمبری که امشب دارد مبعوث می‌شود، فرستادی. یعنی آن کس که تأویل ماه رجب است و بسیار با ارزش است را امشب به سوی پیغمبرت فرستاده‌ای.
undefined«أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَغْفِرَ لَنَا»از تو می‌خواهم که شجرهٔ بایر وجود ما را به شجرهٔ بابرکت حضرت رسول صلی‌ الله علیه و آله و سلّم پیوند بزنی و ما را به وسیلهٔ این پیوند زدن، مورد رشد و کمال قرار بدهی.
undefined«مَا أَنْتَ بِهِ مِنَّا أَعْلَمُ»آنچه که تو از نقائص وجودی ما به آن، از خودِ ما داناتری.یعنی شما هرگز نمی‌توانید عظمت این اتفاقی که در عالم، به وسیلهٔ مبعث حضرت رسول صلی‌ الله علیه و آله و سلّم دارد می‌افتد‌ را درک کنید.او برای رفع نقائص شما آمده است. نقائصی که دارید اما نسبت به آن، جاهل هستید.
undefinedبشر تا زمانی که در زندگی دنیایی هست، هرگز این عظمت را نمی‌فهمد.
undefined«يَا مَنْ يَعْلَمُ وَ لاَ نَعْلَمُ»ای آنکه می‌داند، در برابر ما که نمی‌دانیم.
undefined«اَللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي لَيْلَتِنَا هَذِهِ»خدایا در این شب و در این عمر دنیایی ما، برای ما برکت قرار بده.اینکه امام از شیعیان می‌خواهد که شب مبعث این دعا را بخوانند و این جملات را در آن می‌گذارد، به معنای تضمین اجابت است. خدا می‌خواهد ما ره صد ساله را یک‌شبه طی کنیم.
undefinedاز آدم تا خاتم، تقریباً ده هزار سال طول کشیده است و برای همین است که وقتی پیغمبر صلی‌ الله علیه و آله و سلّم مبعوث می‌شوند، خداوند در قرآن می‌فرماید قیامت نزدیک شده، ولی مردم آن را دور می‌پندارند.
undefinedدر این ده هزار سال، تربیت مولا امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام از آدم تا خاتم در این مکتب، به اوج خودش رسیده است. یعنی این مکتب، عصارهٔ کل زمان‌ها است. و چه عنایتی خداوند به ما کرده که در این برهه از تاریخ هستیم.
undefined«الَّتِي بِشَرَفِ الرِّسَالَهِ فَضَّلْتَهَا»این شب را به‌ خاطر رسول و رسالتش نسبت به دوره‌های قبل برتری داده‌ای.
undefinedنکته: هر جا پیغمبری به مقام رسالت می‌رسد، یک رسولی از جانب خدا آمده که او را هدایت کرده که او رسول شده است. حال، بین رسول خاتم و خدا، امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام بوده است.
undefined«وَ بِكَرَامَتِكَ أَجْلَلْتَهَا»هر چند که این عمر ما لیل است، اما خدایا تو به آن کرامت بخشیدی و آن را پر جلالت قرار دادی.
undefined«وَ بِالْمَحَلِّ الشَّرِيفِ أَحْلَلْتَهَا»و این لیلِ عمرِ ما را به جایگاه بسیار شریفی بالا بردی.
undefined«اَللَّهُمَّ فَإِنَّا نَسْأَلُكَ بِالْمَبْعَثِ الشَّرِيفِ»خدایا ما در این شب، از تو خواهش می‌کنیم به واسطهٔ این بعثتِ پُر شرافتی که برای پیغمبر صلی‌ الله علیه و آله و سلّم رخ داد.
undefined«وَ السَّيِّدِ اللَّطِيفِ»پیغمبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله و سلّم، بزرگترین خدمت را به بشریت کرده است. برای همین است که در این فراز، کلمهٔ سید را به کار برده است.خدمتی با صفت لطیف. لطیف یعنی پیاده شدنِ تمامِ شرع و حقیقت در او، لطیف یعنی بسیار قانونمند.
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷

۲۱:۱۳

undefined«وَ الْعُنْصُرِ الْعَفِيفِ»عفت، یعنی جوری قدم برداشتن، که ذره‌ای حق، ضایع نشود.چرا به بانویی که حجابش را حفظ می‌کند و پاکدامن است، عفیف می‌گویند؟ برای اینکه مرز حق را رعایت می‌کند و پای خود را ذره‌ای کج بر نمی‌دارد که حق، از بین برود.
undefined*چرا هر زنی به تنهایی ناموس خداست؟*چون حکمِ مبتنی بر علم خدا، پوشیده بودنِ این گوهر و در جای خود خرج شدنِ آن است. حق نیست که در معرض استفادهٔ عام قرار بگیرد‌.
undefinedجوهر وجود انسان، وقتی به کمال می‌رسد، عنصر آن یعنی جوهر اصلیِ وجودش به گونه‌ای می‌شود که آن چنان در توحید کامل با خدا قرار می‌گیرد که عصمت مطلق پیدا می‌کند.
undefinedعصمت هم، مراتبی است. پیامبران قبل، همه در مراتبی از عصمت بودند، اما عصمت مطلق برای رسول خاتم و شاگردان مکتب او است.برای همین است که بعد از ظهور، تمام انبیاء پشت سر امام زمان علیه‌‌السّلام قرار می‌گیرند. چون تا شاگرد این مکتب نشوند، عنصر وجودشان به کمال و عفت کامل نمی‌رسد.
undefined«أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ»خدایا ما را به مقام انسان کامل و حقیقت محمّدیّه برسان.
undefined«وَ أَنْ تَجْعَلَ أَعْمَالَنَا فِي هَذِهِ اللَّيْلَهِ وَ فِي سَايِرِ اللَّيَالِي مَقْبُولَهً»و خدایا تمام اعمال ما را مقبول کن.اگر این لیل را به معنای کل دورهٔ عمرمان بگیریم، آن وقت سایر لیالی دوره‌های دیگری می‌شود اما من وارد لیل‌های بعدی می‌شوم که برای من لیل نیست، ولی برای عده‌ای هنوز لیل است.
undefined«وَ ذُنُوبَنَا مَغْفُورَهً»و ذنوب ما را مورد مغفرت قرار بده. یعنی مغفرت برای ما، قطعیت داشته باشد.
undefined«وَ حَسَنَاتِنَا مَشْكُورَهً»معنای اول: خدایا ما به درستی شکر حسناتی که به ما داده‌ای را به‌جا بیاوریم. این معنا برای سیر صعودی است.معنای دوم: نیکی‌هایی که انسان کامل به بقیه می‌کند را مورد شکر قرار بده. یعنی آنهایی که قرار است شاگرد من بشوند، به‌ واسطهٔ کمالاتی که تو به من عطا می‌کنی، در عمل‌، رشد کنند.یعنی به چنان رشدی برسند که در عمل بتوانند شکر کنند.
undefined«وَ سَيِّئَاتِنَا مَسْتُورَهً»خدایا هر بدی‌ که از من سر زد،‌ پنهانش کن.
undefined«وَ قُلُوبَنَا بِحُسْنِ الْقَوْلِ مَسْرُورَهً»دل‌های ما را با حرف‌های خوب مسرور و شاد کن.مولا علی علیه‌‌السّلام فرموده‌اند*: «نفْس‌های شما هم، مانند بدن‌هایتان گرسنه می‌شوند. شنیدن حرف خوب، حال آنها را خوب‌ می‌کند».

خدایا قلب‌های ما را مزیّن کن به خاطر اینکه در زندگی خود، هیچ چیز بدی نمی‌شنویم.

undefined*نیاز طبیعیِ قلب، شنیدن حرف‌های حکیمانه و درست است، باقیِ حرف‌ها، حال نفْس را بد می‌کند.

undefinedشنیدنِ هر حرفی به جز کلمات قرآن و‌ سخنان معصومین علیهم‌‌السّلام، مانند نشخوار کثافات است!!!
undefined«وَ أَرْزَاقَنَا مِنْ لَدُنْكَ بِالْيُسْرِ مَدْرُورَهً»خدایا رزق معنوی و تربیت نفس ما را از جانب خودت (قرآن و عترت) قرار بده در وضعیت بهشتی (یعنی تحت ولایت امام) که فراوان ادامه پیدا کند.
undefined*تأویل عُسر، جهنم و تأویل یُسر، بهشت است.*
undefined«اَللَّهُمَّ إِنَّكَ تَرَي وَ لاَ تُرَي»خدایا تو می‌بینی، اما دیده نمی‌شوی.
undefined«وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الأَْعْلَي»منظر از ریشهٔ نظر به معنای جایی است که دیده می‌شود.خدایی که خود دیده نمی‌شود و مغیب الغیوب است، قطعاً باید یک‌جا به ظهور برسد.
undefined*فرق نَظَرَ با رَأیَ:*نظر لزوماً دیدنِ با چشم نیست. برای همین، کلمه انتظار از این ریشه است. می‌گوییم منتظر نشسته‌ایم. نه با این چشم، بلکه با وضعیت وجودی‌ و حالی که داریم.
پس منظور از منظر الأعلی، نقطه‌ای که با چشم دیده می‌شود، نیست. چون در جمله قبلی گفته شد با چشم دیده نمی‌شوی! یعنی یک حقیقتِ در اوج و علوّ، ولی تا حدّی دست‌یافتنی.
undefined«وَ إِنَّ إلَيْكَ الرُّجْعَي وَ الْمُنْتَهَي»و تو کسی هستی که بازگشت و سرانجام خط تکاملی به سوی اوست.کلمهٔ إلی اثبات کنندهٔ سیر إلی‌الأبد است.
undefined«وَ إِنَّ لَكَ الْمَمَاتَ وَ الْمَحْيَا»تو کسی هستی که ممات و حیات همه به واسطهٔ اوست.
undefined«وَ إِنَّ لَكَ اﻵْخِرَهَ وَ الأُْولَي»در اینجا اولیٰ را نسبت به آخرت نباید در نظر بگیریم، بلکه باید نسبت به جایی که گوینده ایستاده در نظر بگیریم. یعنی قبل از دنیا می‌شود اولیٰ و بعد از دنیا می‌شود آخرت.
undefined*منظور از این اولیٰ، همان عالم امر است.* این اولیٰ به معنای زمانی نیست که بگوییم اول، آن‌ بوده بعد چیز دیگری می‌آید و بعد هم آخرت. بلکه یک حقیقت وجودی است و چون ادراک ما الان زمان‌مند است، برای همین آن کمالی که باید به آن برسیم، بیرون از اولیٰ نیست، شناختنِ اولیٰ است.
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷

۲۱:۱۴

undefined«اَللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزَي وَ أَنْ نَأْتِيَ مَا عَنْهُ تَنْهَي»خدایا به تو پناه می‌آوریم از اینکه ذلیل و خوار و رسوا شویم و از اینکه مرتکب عملی شویم که ما را از آن نهی کرده‌ای.
undefinedانگار با این عبارات دارند به ما می‌فهمانند که اگر معنای آن صلوات که بالا گفته شد رخ ندهد، این اتفاق‌ها می‌افتد.
undefinedداستان آدم و حوّا، داستان تک تک آحاد بشر است. میوهٔ ممنوعه‌ای که آدم و حوّا خوردند، تمرّد از امر ولیّ و غرور و تکبر بود.
undefined«اَللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ الْجَنَّهَ بِرَحْمَتِكَ»خدایا ما از تو بهشت می‌خواهیم، همانطور که پیامبر صلی‌ الله علیه و آله و سلّم را توانستی به وسیلهٔ رحمتت که امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام است، جنّت کنی، مرا هم می‌توانی.
کلمه جنت به صورت معرفه، با الف و لام آمده، یعنی یک شخص است. یعنی مقام انسان کامل را می‌خواهیم.
undefined«وَ نَسْتَعِيذُ بِكَ مِنَ النَّارِ فَأَعِذْنَا مِنْهَا بِقُدْرَتِكَ»خدایا ما از نتایج شوم اعمالمان، پناهندهٔ به تو هستیم، پس ما را به قدرتت از آتش پناه بده.
undefinedدر حدیث کساء، حضرت زهرا سلام‌الله علیها به پدرشان می‌فرمایند «أعیذک بالله یا ابتاه». یعنی من تو را پناه می‌دهم به ولایت خدا.
در خطبه‌های نادره هم، امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام فرموده‌اند: أنا قدرت الله عزّ و جلّ.
undefined«وَ نَسْأَلُكَ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ»همه وقتی در قرآن و ادعیه، با عبارات حور العین و حوراء الإنسیه مواجه می‌شوند، فکر می‌کنند منظور، زنان بهشتی هستند. حال، آیا مگر آن معصومی که این دعا را تعلیم داده، آن را فقط برای آقایان فرموده است؟اگر منظور از حور العین، بانوان بهشتی بود، چون امام این دعا را هم برای خانم‌ها و هم برای آقایان تعلیم داده‌اند، پس باید نام غِلمان را هم می‌آوردند!همین که کلمهٔ غِلمان را نیاورده، نشان‌می‌دهد که حور العین، تأویلی دارد که هم برای زنان است هم مردان. آن تأویل عبارت است از مراتبی از معرفت حوراء الإنسیه که تدریجاً در مراتب بهشت، شامل حال انسان می‌شود.
undefined*مزدوج شدن در بهشت، به معنای ازدواج دنیایی نیست. بلکه به معنای کفویّت روحانی است.*
undefinedمی‌فرماید: «مِنَ الْحُورِ الْعِينِ». اگر حور العین انسان بود که برای آن، مِن نمی‌آمد! معنی حور العین، شخص نیست. برکتِ وجودیِ بی‌نهایتِ حضرت زهرا سلام‌الله علیهاست.
undefined«فَارْزُقْنَا بِعِزَّتِكَ»خدایا به عزت خودت، روزیِ ما کن.تأویل کلمهٔ عزت، حضرت زهرا سلام‌الله علیها هستند. چون عزت را کسی دارد که ذاتش نفوذ‌ناپذیر است.
undefined«وَ اجْعَلْ أَوْسَعَ أَرْزَاقِنَا عِنْدَ كِبَرِ سِنِّنَا»خدایا از تو می‌خواهیم در هنگام کِبَرِ سِن، رزق ما را زیاد کن.کِبَرِ سِن یعنی وقتی که انسان،‌ در مراتب بالای بهشت قرار می‌گیرد.منظور از این رزقی که در این عبارت آمده، معرفت حضرت زهرا سلام‌الله علیهاست.
undefinedوقتی در اوج بزرگی قرار بگیریم، بزرگیِ ما وابسته است به میزان معرفتی که نسبت به حور العین پیدا می‌کنیم.
undefined«وَ أَحْسَنَ أَعْمَالِنَا عِنْدَ اقْتِرَابِ آجَالِنَا»خدایا نیکوترین اعمال را رزق ما کن، در هنگامی که اجل ما نزدیک می‌شود.آیا این به این معنی است که در زمان‌های دیگر، نباید اعمال نیک انجام بدهیم و فقط وقتی نزدیک مرگمان شد بگوییم خدایا به ما کمک کن که نیکوترین اعمال را داشته باشیم؟ پس باید ببینیم تأویل احسن اعمال چیست.
undefined*تأویل احسن اعمال، چیزی جز پذیرفتن ولایت عصمت کبری نیست.*
undefinedآجال، جمع أجل است. أجل یعنی سرآمد و نقطه‌ٔ انتهایی. اما آیا أجل برای انسان، فقط مرگ دنیایی او است؟ پس تأویل آجال می‌شود بهشت رضوان و آسمان هشتم.‌ یعنی جایی که دیگر، انسان به آن هدف اصلی می‌رسد.
undefinedتا آخر عبارت «وَ أَحْسَنَ أَعْمَالِنَا عِنْدَ اقْتِرَابِ آجَالِنَا» خوانده شد.
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷

۲۱:۱۴

قسمت ۲ شرح دعای شب مبعث.mp3

۰۱:۰۹:۱۶-۳۱.۷۲ مگابایت

۲۱:۱۵

undefinedقسمت دوم شرح تاویلی دعای شب مبعث
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷
undefined«وَ أَطِلْ فِي طَاعَتِكَ»أطِل، فعل امر از ریشهٔ طولانی کردن است. یعنی می‌گوییم خدایا وضعیت وجودی‌ و اعمال من را در حالی که در اطاعت تو هستم امتداد بده.
undefined«وَ مَا يُقَرِّبُ إلَيْكَ»و در آنچه که من را به سوی تو نزدیک می‌کند. یعنی آن امتداد یافتن، در مسیر کاری باشد که من را به تو نزدیک کند.
undefined«وَ يُحْظِي عِنْدَكَ»یحظی از ریشهٔ حظ، به معنای لذت بردن و متنعّم شدن است. یعنی خدایا مرا نزد خودت، از لذت نعمت بهره‌مند کن.
undefined«وَ يُزْلِفُ لَدَيْكَ أَعْمَارَنَا»و عمر‌های ما را در پیشگاه خودت طوری قرار بده که در نزدیک شدن به بارگاه تو باشد.
undefined«وَ أَحْسِنْ فِي جَمِيعِ أَحْوَالِنَا وَ أُمُورِنَا مَعْرِفَتَنَا»در همهٔ حالات و کارها، آن‌ معرفتی که قرار است پیدا کنیم را در بالاترین نیکوییِ خودش قرار بده.
undefined*زیباییِ معرفت یعنی چه؟*معمولاً همه، معرفت را مترادف با علم می‌گیرند. در صورتی که با هم فرق دارند. علم، مطلقِ آگاهی است.‌ یعنی انسان از یک حقیقتی آگاه باشد‌.استاد غفاری در تعریف معرفت فرموده‌اند: معرفت یعنی شناخت یک چیز به‌وسیلهٔ نشانه‌ها و آثار او.
undefinedما در درس‌ها، معرفت را بالاتر از علم می‌گیریم. ولی در تعریف واژه‌ها که، علم بالاتر از معرفت شده!! آیا ما اشتباه می‌کردیم؟ خیر.در تعریف معرفت، یک نکته‌ای مستتر است. معرفت یعنی شناختن یک چیز به‌وسیلهٔ نشانه‌ها و آثار آن در وجود خود*. پس معرفت، بالاتر از علم است.

undefinedمعرفت، یعنی تحقق صفات آن چیزی که می‌خواهی بشناسی و آثار و ویژگی‌هایش‌ در وجودت.

undefined*تمام حالت‌های درونیِ ما، سازندهٔ معرفت ماست.

undefinedمعرفت عبارت است از ظهور آثار و صفات یک چیزی که می‌خواهیم بشناسیم‌. اگر آن چیزی که‌ می‌خواهیم بشناسیم در اوج زیبایی باشد، معرفت تو هم، ظهور زیبایی در تو می‌شود.
undefined«وَ لاَ تَكِلْنَا إِلَي أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ»خدایا ما را در معرفتی که در عبارت قبل گفته شد، به احدی از مخلوقاتت واگذار نکن. یعنی نمی‌خواهم از احدی از مخلوقات تو الگو بگیرم.
undefinedوقتی می‌گوید مِن خلقک، یعنی تمام مخلوقات به جز آنکس که آینهٔ تمام‌ نمای توست.
undefined«فَيَمُنَّ عَلَيْنَا»اگر کسی غیر از خودِ تو باشد، او قطعاً بابت معرفتی که به من می‌دهد، بر من منت می‌گذارد.
undefined«وَ تَفَضَّلْ عَلَيْنَا بِجَمِيعِ حَوَائِجِنَا لِلدُّنْيَا وَ اﻵْخِرَهِ»خدایا فضل خودت را شامل حال ما کن، تمام حوائج ما در دنیا و آخرتی که ابدیت است، را فقط و فقط با آنکس که تأویل فاطریت توست، پر کن.
undefinedوقتی می‌گوید در دنیا و آخرت، یعنی تا ابد، انسان وابسته به آن أم است.
undefined«وَ ابْدَأْ بِآبَائِنَا وَ أَبْنَائِنَا وَ جَمِيعِ إِخْوَانِنَا الْمُؤْمِنِينَ»خدایا این فضلی که از تو می‌خواهم را برای جمیع پدران و فرزندان و برادران مؤمنم می‌خواهم.
undefined«فِي جَمِيعِ مَا سَأَلْنَاكَ لأَِنْفُسِنَا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ»در تمام آنچه که از تو برای خودم خواستم، همهٔ آنها را برای پدران و برادران و فرزندانمان هم می‌خواهیم، اما پدران و برادران و فرزندان مؤمن*.

*undefined«اَللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ وَ مُلْكِكَ الْقَدِيمِ»
در ابتدای دعا، به جای اسم، فرموده بود تجلی اعظم. ولی اینجا می‌فرماید باسمک العظیم.آنجا گفت اعظم، که بالاترین حد را به ما نشان بدهد و بفهمانند که بالاتر از او تجلی‌ای وجود ندارد.
undefinedعظیم، صفت مشبهه است، و صفت مشبهه بیانگر یک حقیقتی است که در ذات قرار می‌گیرد.اسم عظیم یعنی یک مخلوقی که اسم توست و بی‌نهایت بودن در ذات اوست. و چون بی‌نهایت بودن در ذاتش است، مُلک تو قدیم است.
undefinedمُلک یعنی پادشاهی و حاکمیت. پادشاهی و حاکمیت وقتی معنا دارد و‌ شدنی است که غیری وجود داشته باشد. وقتی خدا بود و هیچ نبود، قبل از خلقت مخلوق اول، آیا مُلک معنا داشت؟ خیر.
undefinedیکی از حکمت‌های خلقت همین است که صفت مَلِک بودن خدا به ظهور برسد. و اگر غیر از خودش را خلق نکند، چگونه می‌تواند مَلِک باشد و مُلکی داشته باشد؟
undefinedبرای مُلک، صفت قدیم را آورده است. حتی اگر به الف و لامِ قدیم هم توجه نکنیم، باز هم قدیم به معنای ازلی است. اگر مُلک بدون وجود غیر، محال است، پس یعنی مُلک یا مَلِک بودنِ خدا باید حادث باشد. اما قدیم‌ است.
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷

۲۱:۱۵

undefinedاگر آن معنایی که برای مُلک گفتیم، درست باشد و لازمه‌اش وجودِ غیر باشد، بنابراین مَلِک بودنِ خدا نمی‌تواند قدیم باشد. چون به گمان همه، غیر از خدا هیچی ازلی نیست. چون هر چیزی که ازلی باشد، یعنی بی‌نیاز از خالق است.
undefinedغیر از خدا، هیچ‌ چیزی ازلی نیست و از طرف دیگر، مَلِک بودنِ خدا نیاز به غیر دارد. اگر این دو جمله را قبول کنیم، پس معنای مُلک قدیم چیست؟ هیچ جوابی نداریم جز اینکه بپذیریم آن حقیقتی که تجلی اعظم است، خارج از محدودهٔ موجوداتِ این عالم مادی است.
undefinedاین سخن که موجودی نمی‌تواند ازلی و قدیم باشد، چون اگر ازلی و قدیم باشد بی‌علت خواهد بود، برای جایی است که زمان معنی دارد، یعنی عالم خلق.
undefinedعالمی را تصور کن که زمان ندارد.‌ پس چون زمان ندارد، کلماتی مثل ازلی، قدیم، حادث و ... در آن معنا ندارد. حالا آنجا، یکی می‌تواند خالق باشد و یکی مخلوق. اما ما که در عالم زمانمند طبیعت زندگی می‌کنیم، وقتی آنها بخواهند از خودشان برای ما بگویند، به ناچار مجبورند کلمات ازل و قدیم و حادث را به‌کار ببرند. حالا اگر ما فکر کنیم این کلمات، به طور دقیق بیانگر آنها است، دچار ابهام شده و گیج می‌شویم.
undefinedپس ملک قدیم، اشاره به عالم امر دارد یا همان مخلوقی که چون مخلوقیتش زمانمند نیست، می‌تواند ازلی باشد.
undefined«أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ »مسمّای اسم عظیم خدا همان کسی است که تجلی بخشِ ملک قدیم خداست. حالا خدایا من به واسطه او از تو می‌خواهم که من را هم به حقیقت محمدیه واصل کنی.
undefined«وَ أَنْ تَغْفِرَ لَنَا الذَّنْبَ الْعَظِيمَ»نقص و خلأ بی‌نهایت مرا فقط اسم عظیم می‌تواند پر کند.
استاد غفاری فرمودند: عجز و فقر و خلأ و نقص انسان چقدر است؟ اندازهٔ بی‌نیازیِ خداست.
undefinedذنب یعنی نقص وجودی. ذنب ما عظیم است.
undefined«إِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الْعَظِيمَ إلاَّ الْعَظِيمُ»همانا که عظیم را جز عظیم، نمی‌تواند مورد مغفرت قرار دهد.
undefined«اَللَّهُمَّ وَ هَذَا رَجَبٌ الْمُكَرَّمُ الَّذِي أَكْرَمْتَنَا بِهِ أَوَّلُ أَشْهُرِ الْحُرُمِ»خدایا این ماه مکرم رجب است که بالاترین ارزشمندیِ وجودی را به او عطا کردی. کسی که ما را به‌وسیلهٔ او با ارزش کردی. او در بین ماه‌های حرام، اولین است.
undefinedدر حدیثی معصوم علیه‌‌السّلام فرموده است که این دوازده ماه، ما هستیم و آن چهار ماه حرام، چهار تَنی هستند که نام مبارکشان علی است.
undefinedانگار می‌خواهند به ما بفهمانند که حرمت و عظمت این مجموعهٔ دوازده‌تایی، متعلق به آن کس است که صاحب نام علی است.
undefined«أَكْرَمْتَنَا بِهِ مِنْ بَيْنِ الأُْمَمِ»خدایا تو ما را در بین سایر امت‌ها، به‌وسیلهٔ این ماه، بسیار شرافتمند کردی.
undefined«فَلَكَ الْحَمْدُ يَا ذَا الْجُودِ وَ الْكَرَمِ*»
ستایش با کلمهٔ حمد، مختص توست، ای خدایی که تو دارای جود و کَرَم هستی.
تأویل جود و کَرَم در اینجا، امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام است.

*undefined«فَأَسْأَلُكَ بِهِ وَ بِاسْمِكَ الأَْعْظَمِ الأَْعْظَمِ الأَْعْظَمِ»
پس از تو می‌خواهم به واسطه او یعنی مولا علیه‌‌السّلام و حضرت زهرا سلام‌الله علیها.
undefinedتکرار کلمه، در سخنان معصوم علیه‌السّلام، تکرار نیست و هر بار یک معنایی می‌دهد.
undefined«الأَْجَلِّ الأَْكْرَمِ الَّذِي خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فِي ظِلِّكَ فَلاَ يَخْرُجُ مِنْكَ إلَي غَيْرِكَ»آن کسی که شأن و جایگاهش از همه باشکوه‌تر و با ارزش‌تر است. آن کسی که تو او را خلق کردی و به محض ایجاد در سایهٔ تو مستقر گشت.
undefinedآن حقیقت مختص توست و فقط تو هستی که با اویی و او را می‌شناسی و او فقط تو را به ظهور رسانده است.
undefinedظل یعنی سایه. سایهٔ هر چیز، درست منطبق بر خودش است. معنای دیگر ظل، لیل است.‌چون سایه در روشنایی ایجاد می‌شود، ولی وقتی یک چیزی جلوی‌ روشنایی قرار گرفت، سایه‌اش تاریک و لیل است.
undefinedاستاد غفاری فرمودند در قرآن، شما نمی‌بینید جایی را که خدا این فی را قرار داده، جز برای لیلة‌القدر و لیله مبارکه.
undefinedابتدای راه را با إلی نشان می‌دهند و وقتی به مقصد می‌رسد با علیٰ. ولی فی، یعنی در یک چیزی. یعنی تمام خدا در تمام حضرت زهرا سلام‌الله علیها به ظهور رسیده است.
undefinedدر فعل استقرار یافتن، حرکت و جا‌به‌جایی وجود ندارد. چرا مولا علیه‌‌السّلام در مورد آخرت می‌فرمایند دار المقر؟ چون جایی است که تو در آن استقرار می‌یابی. نه تمام می‌شود و نه از آن خارج می‌شوی.
undefined«أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّاهِرِينَ»خدایا در این شب مبعث، مرا به مقام کسی که صاحب این شب است، واصل کن و به مقام اهل بیت علیهم‌‌السّلام برسان.
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷

۲۱:۱۵

undefined«وَ أَنْ تَجْعَلَنَا مِنَ الْعَامِلِينَ فِيهِ بِطَاعَتِكَ»خدایا از تو می‌خواهم که ما را در این ماه قرار بدهی از کسانی که عمل‌کنندهٔ به طاعت تو هستند.
undefined«وَ اﻵْمِلِينَ فِيهِ لِشَفَاعَتِكَ»و از کسانی باشیم که آرزوی آنها در این ماه،‌ شفاعت‌ توست.
undefined«اَللَّهُمَّ اهْدِنَا إِلَي سَوَاءِ السَّبِيلِ»خدایا ما را هدایت کن به سوی راه معتدل. یعنی راهی که در آن افراط و تفریط نیست. یعنی صراط مستقیم.سواء از استوا می‌آید،‌ به معنای معتدل.
undefined«وَ اجْعَلْ مَقِيلَنَا عِنْدَكَ خَيْرَ مَقِيلٍ»خدایا جایگاه ما را در نزد خودت، بهترینِ جایگاه‌ها قرار بده.
undefined«فِي ظِلٍّ ظَلِيلٍ وَ مُلْكٍ جَزِيلٍ»در سایهٔ سایهٔ خودت قرار بده که برای آن سایه، سایهٔ تو بودن، ذاتی است و فرمانروایی بی‌پایان تو به‌وسیله او به ظهور رسیده است.
undefined«فَإِنَّكَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ»خدایا ما می‌دانیم که تو برای ما کافی هستی و تو بهترین کسی هستی که می‌توانیم امورمان را به او بسپاریم.
undefined«اَللَّهُمَّ اقْلِبْنَا مُفْلِحِينَ مُنْجِحِينَ»خدایا ما را دگرگون و جعل ماهیت کن از این وضعی که هستیم و ما را به رستگاری و توفیق نهایی برسان.
undefined«غَيْرَ مَغْضُوبٍ عَلَيْنَا وَ لاَ ضَالِّينَ»هر کس در سایهٔ ولایت او نباشد، یا مغضوب است یا ضالّین.استاد غفاری فرموده‌اند که آن مقصرین در حق‌ اهل بیت علیهم‌‌السّلام، مغضوب هستند و ضالّین، قاصرین هستند.
undefined«بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَزَائِمِ مَغْفِرَتِكَ»خدایا من به موجبات مغفرتت از تو می‌خواهم. تأویل عزائمِ مغفرت، امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام است.
undefined«وَ بِوَاجِبِ رَحْمَتِكَ السَّلاَمَهَ مِنْ كُلِّ إِثْمٍ»و به آن رحمت تو که بر خودت واجب کرده‌ای، سلامتی از تمام گناهان را می‌خواهم.تأویل واجب رحمت، حضرت زهرا سلام‌الله علیها است.
undefined«وَ الْغَنِيمَهَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ وَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّهِ وَ النَّجَاهَ مِنَ النَّارِ»و بهره‌مندی از تمام نیکی‌ها که نتیجه آن، رسیدن به بهشت (به معنای مقام وجودی) و نجات از اعمال خودم است.
undefined«اَللَّهُمَّ دَعَاكَ الدَّاعُونَ وَ دَعَوْتُكَ»خدایا خوانندگان، تو را صدا می‌زنند و من هم تو را صدا می‌زنم.
undefined«وَ سَأَلَكَ السَّائِلُونَ وَ سَأَلْتُكَ»خدایا درخواست‌کنندگان از تو در خواست می‌کنند و من هم از تو درخواست می‌کنم.
undefined«وَ طَلَبَ إلَيْكَ الطَّالِبُونَ وَ طَلَبْتُ إلَيْكَ»خدایا طلب‌کنندگان، خواسته‌هایشان را به سوی تو اعلام می‌کنند و من هم همینطور.
undefined«اَللَّهُمَّ أَنْتَ الثِّقَهُ وَ الرَّجَاءُ»خدایا تو نه تنها امید منی، بلکه امید قطعیِ من هستی‌. یعنی تردیدی در اجابت دعایم ندارم.
ثقة از وثوق می‌آید. یعنی یک چیزِ خیلی مورد اطمینان.
undefined«وَ إلَيْكَ مُنْتَهَي الرَّغْبَهِ فِي الدُّعَاءِ»خدایا منتهای رغبت من در خواستن‌هایم‌ خودت هستی.
undefined«اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ»خدایا مرا به آن مقام حقیقت محمدیه واصل کن که لحظهٔ ملاقات با سدرة المنتهی است.
undefined«وَ اجْعَلِ الْيَقِينَ فِي قَلْبِي وَ النُّورَ فِي بَصَرِي وَ النَّصِيحَهَ فِي صَدْرِي»و یقین در قلب و روشنایی در بصیرت و خیرخواهی در سینهٔ من قرار بده‌.
undefined«وَ ذِكْرَكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ عَلَي لِسَانِي»در تمام مراحل تکاملم، ذکر تو بر زبانم باشد.
تأویل ذکر، امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام است.تأویل لیل و نهار، سیر صعودی و سیر نزولی است.
undefined«وَ رِزْقاً وَاسِعاً غَيْرَ مَمْنُونٍ وَ لاَ مَحْظُورٍ فَارْزُقْنِي» خدایا در آن وضعیت، رزق گستردهٔ بی‌منت و غیر حرام به من عطا خواهی کرد.نعمتی که به انسان کامل در آسمان هشتم داده می‌شود برای این است که او لذّت علمی که یاد گرفته را بچشد.
undefined«وَ بَارِكْ لِي فِيمَا رَزَقْتَنِي»خدایا تمام آن نعماتی که در آسمان هشتم، رزق ما می‌کنی، وسیلهٔ معرفت ما به خودت و لیله مبارکه قرار بده.
undefined«وَ اجْعَلْ غِنَايَ فِي نَفْسِي»و در نفس ما بی‌نیازی قرار بده.انسان کامل، در نهایت به صمدانیّت می‌رسد.
undefined«وَ رَغْبَتِي فِيمَا عِنْدَكَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ»خدایا رغبتم را نسبت به فقط و فقط آنچه که نزد توست، قرار بده.

۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷

۲۱:۱۵

undefinedپس به سجده برو و بگو:«اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِمَعْرِفَتِهِ وَ خَصَّنَا بِوِلاَيَتِهِ وَ وَفَّقَنَا لِطَاعَتِهِ شُكْراً شُكْراً»ستایش با کلمه حمد، مختص ذات توست، او ما را هدایت کرد برای ظهور اسماء و صفات او در ذات ما. ما را مخصوص کرد برای نعمت ولایتش، و توفیقمان داد به اطاعتش.
undefinedپس سر از سجده بردار و بگو:«اَللَّهُمَّ إِنِّي قَصَدْتُكَ بِحَاجَتِي وَ اعْتَمَدْتُ عَلَيْكَ بِمَسْأَلَتِي»خدایا من به واسطهٔ این نیازمندی‌ و فقر وجودی‌ام، فهمیدم که باید به تو‌ رو کنم.با این گدایی‌ای که به درگاه تو کردم، خواستم به تو نشان بدهم که فقط به تو اعتماد دارم.
undefined«وَ تَوَجَّهْتُ إلَيْكَ بِأَئِمَّتِي وَ سَادَتِي»خدایا به‌وسیلهٔ ائمه اطهار علیهم‌السّلام که برای خدمت من قرار دادی، به سوی تو آمده‌ام.
undefined«اَللَّهُمَّ انْفَعْنَا بِحُبِّهِمْ وَ أَوْرِدْنَا مَوْرِدَهُمْ»خدایا ما را به واسطه آن محبتی که نسبت به ائمه اطهار علیهم‌‌السّلام در قلبمان است، از این محبت بهره‌مند کن و به همان مقامی که آنها را رسانده‌ای، ما را هم‌ برسان.
undefined«وَ ارْزُقْنَا مُرَافَقَتَهُمْ وَ أَدْخِلْنَا الْجَنَّهَ فِي زُمْرَتِهِمْ»خدایا طلب رفق و دوستیِ آنها را رزق ما کن. اگر این طلب رفق باشد، آنگاه وجود ما با آنها در یک زمره قرار گرفته و به وحدت و مقام جنت می‌رسد.
undefined«بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ»به‌وسیلهٔ امام زمانی که برای ما فرستاده‌ای، ای کسی که بیشترین رحمت را از تو می‌شود انتظار داشت.
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷

۲۱:۱۶

🟣شرح زیارت حضرت امیرالمؤمنین علیه‌ السّلام در شب و روز مبعث

۲۱:۱۶

شرح‌زیارت‌حضرت‌اميرالمؤمنين‌علیه‌السّلام‌درشب‌وروزمبعث_1.mp3

۰۱:۲۲:۳۱-۳۷.۷۸ مگابایت

۲۱:۱۷

undefined شرح زیارت حضرت امیرالمؤمنین علیه‌ السّلام در شب و روز مبعث
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷
undefinedدر ابتدای زیارت، یک شهادت کامل به وحدانیت پروردگار، نبوت پیامبر صلی‌ الله علیه و آله و سلّم و وصایت امیرالمؤمنین و اولاد اطهارشان علیهم‌‌السّلام، گفته شده است.
undefinedدر اکثر زیارت‌ها آمده که پشت به قبله، به گونه‌‌ای بایست که رو به قبر مطهر باشی. شاید حکمتش این باشد که می‌خواهند به ما بفهمانند که جایی که امام هست، قبلهٔ حقیقی، همان امام است و تو دیگر نیازی به قبلهٔ ظاهری نداری.
undefinedتکبیرهایی که در ابتدای زیارت ائمه علیهم‌‌السّلام آمده، حکمت خیلی بزرگی دارد. انسان وقتی تکبیر می‌گوید که آیت کبرایی از پروردگار را ببیند و عجز خودش از درک آن عظمت را فهم کند‌. الله اکبر یعنی الله بزرگتر است از آنچه که من دارم در مواجههٔ با آیت کبرای او می‌فهمم.
undefined*تأویل الله، عصمت کبری سلام‌الله علیها است.* وقتی شما رو به حرم یکی از ائمه اطهار علیهم‌‌السّلام می‌ایستید و قصد زیارت امام را دارید، باید بگویید الله‌اکبر. یعنی اگر چه من رو به امامی دارم که او هم آیت کبرای خداست، اما الله و آن کس که مسمّای این اسم خداست، از او هم بزرگتر است.
undefinedکلمهٔ وارث، یعنی به ثمر رساننده*. در این عبارات، به هر پیغمبری، ویژگیِ خاص خودش داده شده است.
امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام در حدیث معرفت به نورانیت، می‌فرمایند که: «این من بودم که برای هر یک از این انبیاء، این کمالات را به ظهور رساندم».

undefinedدرباره حضرت رسول اکرم صلی‌ الله علیه و آله و سلّم در این فراز گفته شده که ایشان سیّد رُسّل الله هستند.
سیّد به معنای خدمتگزار است. یعنی حضرت رسول اکرم صلی‌ الله علیه و آله و سلّم، خدمت خیلی بزرگی به تمام انبیاء کرده که با ظهور امام زمان علیه‌‌السّلام آشکار می‌شود‌. آن جایی که تمام انبیاء و امت‌های آنها، پشت سر امام زمان علیه‌‌السّلام می‌ایستند، خدمت پیغمبر صلی‌ الله علیه و آله و سلّم به تمام انبیاء، معلوم می‌شود.

undefinedاولین لقبی که برای مولا جان علیه‌‌السّلام می‌آید، امیرالمؤمنین است. این لقب، مختص ایشان است و حتی برای ائمهٔ دیگر، در زیارت‌هایشان نداریم.

undefined*یکی از معانی کلمهٔ امیر*، به معنای کسی است که امر می‌کند و حاکم است. *معنای دیگر آن*، کسی است که سقایت می‌کند و تشنگان را سیراب می‌کند.

undefined*امام یعنی
کسی که پیش روی انسان هست و انسان، پشت سر او قدم بر می‌دارد.
لازمهٔ پشت سر مولا بودن، تقوا داشتن است.تقوا یعنی به جای اطاعت از نفس خودم، مطیع امر مولایم باشم.
undefinedامیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام کسی است که به تمام اوصیاء پیغمبر خاتم و انبیاء قبل، به دلیل خدمتگزاری بی‌نهایتش، سیادت و برتری دارد.
undefined*رب‌العالمین یعنی پرورش‌دهندهٔ جمیع عوالم*. هم می‌توان خودِ خداوند را در نظر گرفت و هم امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام و هم حضرت زهرا سلام‌الله علیها.
undefinedعلم اولین و آخرین یعنی همان علمی که در کتاب نفس مخلوق اول است. یعنی تمام علمی که در عالم، قابل آموختن است و این امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام است که این علم را به ثمر می‌رساند‌.به ثمر رساندن علم، یعنی عملی کردن علم. یعنی خلق کردن.
undefinedتأویل نبأ عظیم، مولا علی علیه‌‌السّلام می‌باشد.
undefinedمضیء یعنی چیزی که روشنایی می‌بخشد، علاوه بر اینکه خودش خیلی عظمت شأن دارد، اما آنچه را که او روشن می‌کند، شأنش والاتر از خودِ آن مضیء خواهد بود. پس معلوم می‌شود ایشان روشنگرِ عصمت کبری سلام‌الله علیها هستند.
undefinedمتأسفانه یکی از جعلیات تاریخ اسلام این است که گفته‌اند پیغمبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله و سلّم، اولی و دومیِ ملعون را فاروق اعظم و صدیق اکبر نامیده بوده است.
undefinedفاروق اسم فاعل است به معنای کسی که فرق حق و باطل را مشخص می‌کند. فاروق یعنی میزان.
undefined*چرا حضرت زهرا سلام‌الله علیها با وجود اینکه مولا علیه‌‌السّلام در خانه بودند، اما ایشان پشت در رفتند؟* معمولاً مردِ خانه دم در می‌رود، چون مرد بر زن ولایت دارد. حضرت زهرا سلام الله علیها به دم در رفتند تا بفهمانند که ایشان بر مولا علیه‌‌السّلام ولایت داشتند.
undefinedدر قرآن، خداوند هرجا بخواهد به خودش اشاره کند از سر لابُدّی، از ضمیر استفاده می‌کند. هر جا که اسمی بیاید، یک مسمّایی غیر از خدا دارد، که از مخلوقات خداست.
undefined«سَفِيرَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ‏»سفیر یعنی پیام‌رسان. یعنی کسی که از جای دیگری به اینجا آمده است.یعنی پیام را از کسی گرفته که در جای دیگری بوده است. (تأویل الله را در نظر داشته باشید).
undefinedزکات یعنی آنچه که عامل رشد می‌شود.
undefinedمعنای امر به معروف و نهی از منکر این است که معروف و منکر را تو به مردم معرفی کردی. میزان تویی.
undefinedتلاوت یعنی خواندنی که بلافاصله بعد از آن، آنچه که خوانده شده اجرا بشود.
undefinedکلمات خدا یعنی تمام‌ آنچه که خدا آفریده است‌‌.
۱۴۰۴ / ۱۰ / ۲۷

۲۱:۱۹