بله | کانال ماجرا
عکس پروفایل ماجرام

ماجرا

۸۳۳ عضو
همیشه جمهوری اسلامی را به «فردمحوری» و فسادِ ساختاری متهم کردیم. آن‌قدر این پندار را تکرار کردیم که نه فقط نزد خودمان بدیهی به نظر می‌رسید بلکه دشمن نیز بدان ایمان یافته‌بود. روزی که «افرادِ محور» ترور شدند، هم دشمن و هم ما انتظار داشتیم که این ساختار دیگر کمر راست نکند. اشتباه کردند. اشتباه کردیم. به چشم دیدیم که این ساختار فرونپاشید. و هر قدر حذف شخصیت‌های محوری فزونی یافت، نظام نه تنها فرونپاشید بلکه بدون اختلال در سازوکار حقوقی مرسوم، خود را ترمیم کرده و به کارش ادامه داد. با طراوت بیشتر. نه مثل ونزوئلا امنیت و اقتصادش را به دشمن تقدیم کرد، نه مثل روسیه‌ی پس از دستگیری خاندان سلطنتی دستخوش انقلاب شد، نه مثل لیبی پس از سقوط رهبر کاریزماتیکش به آشوب کشیده‌شد.
و اینک همان ساختار در برابر نظام سلطه ایستاده‌است. درود بر نظامی که پرچم قیام علیه آمریکا را در دست دارد. درود بر نظامی که با فدا کردن شخصیت‌هایش، طهارت خود را اثبات کرد. در آینده خواهیم گفت ما شهروندان کشوری هستیم که با آمریکا جنگید زمانی که جهان از بردن نام آمریکا واهمه داشت. ما شهروند کشوری هستیم که بدنه‌ی رهبری‌اش ترور شد، اما زانو نزد. چنین مثالی در طی تاریخ بشری سراغ دارید؟
۱۲ فروردین سالروز تاسیس مُحِق‌ترین نظام سیاسی جهان در لحظه‌ی اکنون، گرامی باد.

۱۲:۳۷

بالاترین لذت زندگی‌ام اکنون کدام است؟تماشای قماش صهیونیسم‌پرست داخلی که خودشان را به آب و آتش می‌زنند تا اثبات کنند تنگه‌ی هرمز دیگر مهم نیست، صنایع کشور نابود شد، موشک‌هایمان تمام شد، و در یک کلام، «ایران در موضع ضعف است».ابدا پاسخ نمی‌دهم. به نظاره نشسته‌ام. از دیدن صحنه لذت می‌برم. این تشویش روانی و آتش‌گرفتن از درون که به جان‌هاشان افتاده، انتقام ماست از عمله‌ی بومی امپریالیسم. جان بکَّنید. ما فقط بال بال زدن شما را تماشا می‌کنیم، و چه گوارا است.‌
@majara1917

۱۳:۱۷

محض خاطره. اگر قطعنامه‌ی پیشنهادی بحرین علیه ایران سر تنگه‌ی هرمز فردا توسط چین و روسیه وتو نشد، یادمان بماند. این‌ها سر موقعش تسویه می‌خواهد.

۲۱:۰۷

محمدجواد ظریف در یک نشریه پرمخاطب انگلیسی‌زبان مقاله می‌نویسد و از ضرورت پایان جنگ با توافقی عجیب حاوی موادی نظیر تضمین عدم حمله‌ی ایران به منافع آمریکایی می‌گوید. او وزیر خارجه سابق ایران است. اکنون هم در ایران ساکن است. در چیدمان دولت کنونی نیز نقش موثری داشته. دولت‌های متخاصم این حقایق را می‌بینند. پس سخنش وزن دارد. اگر کلام ظریف منجر به این شود که دشمن احساس کند حاکمیت ایران در موضع ضعف است، و طبقِ معمولِ چنین مواقفی، حملاتش را تشدید کند و مردم غیرنظامی را قتل‌عام کرده، زیرساخت‌ها را به مراتب شدیدتر از قبل نابود کند، چه مجازاتی باید در انتظار این فرد باشد؟ منطق نظام حقوقی کشور در شرایط جنگی چگونه کار می‌کند؟ تکلیف کسانی که سخنانشان در چشم جهانیان وزن دارد و موضع واقعی نظام به نظر می‌رسد، در صورتی که کشور را در معرض تشدید تهاجم از سوی دشمن قرار دهند چیست؟ از امثال ظریف توقعی نیست. سوال اصلی این‌جاست: رویکرد نظام قضایی کشور در شرایط جنگی در برابر بلندگوهای قدرتمندی که کشور را در معرض خطر وجودی قرار می‌دهند چیست؟
من به عنوان یک شهروند ساده‌ از نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران درخواست دارم در برابر کسانی مثل محمدجواد ظریف که جان امثال من و نتیجه‌ی زحمات نیروهای مسلح در مسیر شکست دشمن را در معرض خطر قرار می‌دهند، بایستد. در این مقام، هیچ بحث تئوریک ندارم. بلکه درخواست دارم که از جان ملت و امنیت ایران در برابر چنین افرادی حراست شود. ما کشورمان را در معرض خطر می‌بینیم. نگذارید اینان در شرایط جنگی سخن بگویند. نگذارید زحمات نیروهای مسلح را بر باد بدهند.
@majara1917

۱۱:۴۱

ماجرایی تاریخی است در باب حاشیه‌های رقابت فضایی شوروی و آمریکا. گفته‌اند آمریکایی‌ها برای این‌که فضانوردانشان در خارج از جوّ که جاذبه وجود ندارد بتوانند بنویسند، چند میلیون دلار هزینه می‌کنند و خودکارهایی می‌سازند که جوهرش در فضای فاقد جاذبه بر کاغذ جاری بشود. اما روس‌ها بدون صرف این هزینه، صرفا از مداد استفاده کردند! شده حکایت ما و ایالات متحده در انهدام پرتعداد جنگنده‌ها و هواگردها با تکنولوژی‌ای که اساسا به شماره‌اش نمی‌آوردند. نوش.
@majara1917

۲۰:۳۹

چپِ خَر
چپ خر کیست؟
تناقض دارد. چپِ خر، چپ ایرانی است که در آستانه‌ی ۱۸ دی مردم را به تخریب اموال عمومی -سهم مدنی توده‌ها- تشویق می‌کند، و یک ماه بعد زمان جنگ از چندپارگی جامعه می‌نالد.
مبارزه‌ی سیاسی نمی‌فهمد. چپ خر چپ ایرانی است که می‌گوید من هم مخالف ترامپم و هم مخالف خامنه‌ای و نمی‌فهمد که در جنگ زمین بی‌طرفی وجود ندارد، نمی‌فهمد که طبق همان مبنای عین‌گرا و ماتریالیستی هیچ خیر مطلقی وجود ندارد و وقتی ایران در برابر آمریکا ایستاده، ولو حکومت بد باشد، باید تمام قد پشتش بایستد، چون در برابر جمهوری اسلامی نه یک قدیس، که خود امپریالیسم با تمام کلیتش ایستاده‌است.
اولویت نمی‌فهمد. چپ خر چپی است که موضع ایجابی مشخصی در باب ناترازی انرژی ندارد و در حالی که چند ده میلیون از مردم کشورش زیر فشار معیشتی‌اند، نماد مبارزه‌اش «روسری بر چوب» است. آری، چپ خر چپی است که اولویت نمی‌فهمد.
پیامد نمی‌فهمد. چپ خر چپی است که با هوچی‌‌گری زرد در رسانه‌های «جهان آزاد!» توجیه حمله به کشورش را تأمین می‌کند، و سپس از قتل عام مردم غیرنظامی عزا می‌گیرد و خاک بر سر می‌کند. چپ خر چپی است که پیامد نمی‌فهمد.
فاقد ایجاب است. چپ خر چپی است که همه چیز را نفی می‌کند، اما هیچ ایجابی ندارد. همو که حاضر است ده سال از جوانی‌اش را صرف نقد پرحرارت نظام حاکم کند اما حاضر نیست، درس بخواند، زحمت بکشد و آلترناتیو برای ساختارها و سامانه‌های معیوب موجود تولید کند تا به طور عینی از رنج ملت بکاهد.
جامعه نمی‌فهمد. چپ خر چپی است که دین‌ستیزی می‌کند، به دشمنی رفتاری -و نه تئوریک- با مسأله‌ی ملیت می‌پردازد بدون آن‌که تصویر روشن و عامه‌فهمی از انترناسیونالیسم داشته‌باشد، تیغ می‌کشد بر صورت بنیادی‌ترین لایه‌های فرهنگ توده و آن‌گاه ادعای «جامعه‌گرایی» دارد.
این‌ها که گفتم ویژگی‌های چپ خر است، اگر چپ کاسب و فاندبگیر و فاقد شرافت نباشد. اگر می‌خواهید چپ باشید، اهلا، چپ باشید، اما نه چنین. من از قماش چپ خر نیستم. شما چطور؟
@majara1917

۱۱:۲۴

«شاید بسیاری مرا ماجراجو بدانند که هستم. فقط یک فرق کوچک دارم: برای اثبات حقانیت خود از جانم مایه می‌گذارم. من در عمل خود راسخ و پایبند هستم. فکر می‌کنم که گاهی مرا درک نمی‌کنید. درک من آسان نیست، اما لطفا مرا باور کنید؛ همین امروز. حالا اراده‌ای دارم که با شوقی هنرمندانه، پاهای لرزان و سینه های خسته را جلا می‌دهد. من کارم را به سرانجام می‌رسانم‌.»
ارنستو چگوارا، از مجموعه نامه‌ها

۲۳:۴۴

بر فرض این‌که تمام آ‌ن‌چه ترامپ و تریبون‌هایش روایت کرده راست باشد و ایشان هیچ تلفاتی را مخفی نکرده‌باشند، صحنه بیشتر شبیه به پت و مت است تا پیروزی نظامی: یک جنگنده پیشرفته برای عملیات به ایران می‌آید و سقوط می‌کند. سپس انبوهی از هلیکوپترها و هواپیماهای دشمن روانه می‌شوند تا خلبان‌هایش را نجات دهند که در این تلاش دو هواپیما و دو هلیکوپترشان ساقط می‌شود. شب بعد برای جمع کردن این افتضاح دوباره انبوهی پرنده‌ی سرنشین‌دار پیشرفته می‌فرستند و دوباره دو هواپیما و دو هلیکوپتر دیگرشان در خاک ایران گیر می‌کند و متلاشی می‌شود به دست خودشان یا به دست دشمن. پس از نابودی‌ای به وسعتِ تجهیزات یک پایگاه هوایی، آن هم در کشوری که نیروی هوایی‌اش به ادعای خودشان کاملاً نابود شده، لاشه‌ی نیمه جان یک خلبان را برمی‌گردانند. دولت آمریکا به طور رسمی اذعان دارد که ظرف ۴۸ ساعت ۹ هواپیما و هلیکوپترش در خاک ایران نابود شده‌است. عجب فتح الفتوحی برای ایالات متحده. بعد از جنگ جهانی دوم چنین حجم از خسارت نظامی در هیچ جنگی برای آمریکا وجود نداشته‌است. و این فقط ۴۸ ساعت از نبرد با ایران است. این همان جنگی است که ما را از سایه‌اش می‌ترساندند.
@majara1917

۱۰:۵۵

Den Persern ist besonders zur Pflicht gemacht, das Lebendige zu erhalten, Bäume zu pflanzen, Quellen zu graben, Wüsten zu befruchten, damit überall Leben, Positives, Reines sich ergehe und des Ormuzd Reich nach allen Seiten hin verbreitet werde.HEGELV Philosophie der Geschichte
ایرانیان موظف شده‌اند که نگهبان حیات باشند و درخت بکارند، قنات حفر کنند، کویر را آباد کنند تا همه‌جا زندگی و امر نیکو و پاک وجود داشته‌باشد و سرزمین اهورا مزدا به تمام جهات گسترش یابد.هگلدرس‌گفتارهای فلسفه تاریخ
ترجمه‌ی مشترک از متن آلمانی:حانیه قاسمیان، آرشام بهمن نژاد
@majara1917

۱۶:۰۹

امروز، ترامپ:اگر ایرانی‌ها نخواهند توافق کنند، کل کشورشان ناپدید خواهد شد.
سال 1822 میلادی، هگل:از دیدگاه سیاسی، ایران زادگاه نخستین امپراتوری راستین و حکومتی کامل است که از عناصری ناهمگن فراهم می‌آید. در اینجا نژادی یگانه، مردمان بسیاری را در بر می‌گیرد، ولی این مردمان فردیت خود را در پرتو حاکمیت یگانه، نگاه می‌دارند. این امپراتوری نه همچون امپراتوری چین، «پدرشاهی» است و نه همچون امپراتوری هند، «ایستا و بی‌جنبش»، و نه همچون امپراتوری مغول، «زودگذر» و نه همچون امپراتوری عثمانی بنیادش بر «ستمگری» است. برعکس، در این‌جا ملت‌های گوناگون در عین آن‌که استقلال خود را نگه می‌دارند، به کانون یگانگی‌بخشی وابسته‌اند که می‌تواند آنان را خشنود کند. از این رو امپراتوری ایران، روزگاری دراز و درخشان را پشت سر گذاشته‌است.[عقل در تاریخ]
@majara1917

۱۷:۰۱

استقامت، گام آخر پیروزی
وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا
مردم ایران نزدیکند. نزدیک‌تر از همیشه به احساس غرور و عظمت پیروزی. در این بین اما، تنها یک منطق تاریخی حکم فرماست: نوشیدن شهد گوارای پیروزی در گرو استقامت بر پرده‌ی پایانی نبرد است. دشمن در لحظه‌ی آخر به حسب غریزه‌ی بقا خشمگین و بی‌تاب می‌شود، فریاد می‌زند تا رعب ایجاد کند و آخرین تیرهای ترکشش را بی‌محابا پرتاب می‌کند. اما او در آستانه‌ی شکست است. لیک، براستی از کجا می‌توان دریافت که شدت عمل دشمن از سر اقتدار و تسلط است، و یا غیر ارادی و از سر جان‌کندن و غریزه‌ی طبیعی بقا؟ در این‌جا نیز منطق روشن است: اگر شدت عمل دشمن مطابق طرح جنگی او بود، پس او در موضع اقتدار است، اما اگر تقلّایش نسبتی با برنامه‌ی نبردش نداشت، یعنی این فریاد و هیاهو از سر طبیعت ناخودآگاه و زیستی اوست.
طرح اول آمریکا سقوط نظام در دو روز بود. نظام سقوط نکرد. طرح دوم آمریکا درگیری داخلی تا اسقاط حاکمیت بود. درگیری داخلی رخ نداد. طرح سوم آمریکا فرسودن توان نظامی ایران و تمام شدن موشک‌هایش ظرف دو هفته بود. موشک‌های ایران تمام نشد. طرح چهارم دشمن پیاده کردن نیروی زمینی و خارج کردن اورانیوم غنی شده از ایران بود. آمریکا با بیش از بیست هواپیما و هلیکوپتر با انبوهی نیروی زبده طی ۴۸ ساعت وارد ایران شد و النهایه شکستی را تجربه کرد که هرگز در قرن جدید برایش رخ نداده بود: حداقل ۱۱ هواپیما و هلیکوپترش در خاک ایران متلاشی شدند.
ایران تنگه‌ی هرمز را بسته‌است. اقتصاد جهانی را به گروگان گرفته. تمام طرح‌های امپریالیسم در ایران شکست خورده. آمریکا می‌داند که بهینه‌ترین راه ممکن، خروج از این معرکه است، به هر طریق. از سوی دیگر واکنش‌های رییس جمهور آمریکا از حیث زبان‌عصب‌شناسی و واکنش‌های زیستی و غیر ارادی مغز قابل تحلیل است. او کاملا بی‌نسبت با مواضع و طرح‌های از پیش اعلام‌شده خود -از جمله این‌که به تنگه‌ی هرمز نیاز ندارد- اکنون واکنش‌های هیستریک از خود به نمایش می‌گذارد. و این یعنی ما عملا وارد «محدوده‌ی پیروزی» شده‌ایم.
باری، یک گام بیشتر نمانده. اگر بجنگیم و استقامت کنیم، قطع به یقین تا یک هفته‌ی دیگر پیروزی تمام عیار و پایان قطعی جنگ را جشن می‌گیریم. اکنون تنها کاری که باید کرد، استقامت است، نترسیدن است، هزینه دادن در میدان است. سرباز ایران باید یک هفته مردانه بجنگد. باید جواب درخواست مذاکره‌ی دشمن را با موشک بدهد و گلوی هر پیک صلح از سوی خصم را پاره کند و فوّاره زدن خون آن را به نمایش جهانی بگذارد و خشونت قاطعانه و پیروزمندانه‌ی خود در میدان را با جزمیتی غیر قابل تشکیک متجلی کند. در این یک هفته اگر صد همرزم پشت سرباز ایران به خاک و خون غلطید، او نباید سرش را برگرداند و به پشت نگاه کند. او نباید دلش را در معرض لغزش و لرزش قرار دهد. سرباز ایران در این یک هفته نباید تلفات جبهه‌ی خودی را بشمرد. نباید به آن نگاه کند. فقط باید دلیرانه پیشروی کند و استقامت.شما از پس پشت‌ها منگریدمجویید فریاد و سر مشمریدنگر تا نبینید بگریختننگر تا نترسید ز آویختن
حملات را شدت دهید و کار را تمام کنید. از هیچ چیز واهمه به دل راه ندهید و فقط به هدف بنگرید.تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَكَ ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ
@majara1917

۱۰:۵۹

اگر بمب هسته‌ای زد چه؟
این سوال را زیاد می‌شنوم. نکته‌ی بسیار مهم که معمولا در اذهان افراد ترسیده مغفول است «توانایی آسیب‌زدن هسته‌ای ایران» است. حاکمیت ایران برای پاسخ دادن متقابل بمباران هسته‌ای نیاز به سلاح اتمی ندارد. ایران با شلیک چند موشک به نیروگاه دیمونا می‌تواند فاجعه‌ای به عظمت کارپت بمب هسته‌ای اسراییل -به گونه‌ای که این کشور را از صحنه‌ی روزگار محو کند- پدید بیاورد‌. ایران با هدف قرار دادن موفق ناحیه‌ی دیمونا نشان داده که توانایی رساندن موشک‌هایش به نقطه‌ی فاجعه را دارد. ضمنا در صورتی که کلیت جغرافیای ایران درگیر تهدید وجودی و زیست‌ناپذیری شود، برای نظام کاری ندارد که یک استان خود را فدا کرده و در عوض، نَفَس ده کشور متخاصم را بگیرد. ایران اگر اراده کند، به سادگی می‌تواند بوشهر را تخلیه کرده و به عنوان یک تاکتیک جنگی، اقدام به تخریب نیروگاه اتمی بوشهر کند. این امر سبب آلودگی رادیواکتیو آب‌های خلیج فارس شده و کشورهای بحرین، کویت، قطر و امارات را زیست‌ناپذیر می‌کند به گونه‌ای که نه تنها امکان حیات در این نواحی ممتنع خواهد‌شد، بلکه تا چند دهه مطلقا هیچ سنخ بهره‌برداری اقتصادی از این منطقه برای آمریکا و دیگران ممکن نخواهدبود. در صورت بمباران اتمی ایران از سوی آمریکا پاسخ ایران قطعی است. ایران وسیع است، بحرین و قطر و اسراییل نیست که یک بمب هسته‌ای موجودیتش را تهدید کند. پنجاه انفجار هسته‌ای به عظمت آن‌چه در هیروشیما رخ داد، نمی‌تواند حتی ۲۰ درصد از مناطق مسکونی ایران را نابود کند. پس در صورت حمله‌ی هسته‌ای، بی‌تردید بخشی از توانایی نظامی حاکمیت پابرجاست و پاسخ ایران حتمی خواهدبود. فلذا بمباران هسته‌ای اساسا تاکتیکی برای کشورهای در حال شکست است و نه کشوری که دست برتر را از حیث ژئوپلتیک داراست. پس اولین نکته که باید مدنظر قرار داد این است که ایران به طور بالفعل، واجد اهرم بازدارنده‌ در برابر حمله‌ی اتمی است.
نکته دوم -و صد البته حاشیه‌ای و کم‌اهمیت‌تر- اوضاع داخلی آمریکاست. محبوبیت ترامپ به دلیل آغاز این جنگ روز به روز در حال سقوط است. جنگ با ایران طبق آمارهای رسمی ایالات متحده منفورترین جنگی است که این کشور در طول تاریخ خود آغاز کرده‌است. وضعیت جمهوری‌خواهان متزلزل است و انتخابات میان‌دوره‌ای که می‌تواند کرسی‌های اکثریت نمایندگان جمهوری‌خواه را تهدید کند، در پیش است. دستگاه حاکمیتی آمریکا به دنبال کوتاه کردن جنگ است و نه تبدیل آن به یک فاجعه‌‌ی دنباله‌دار اقتصادی، نظامی، حقوقی، زیست‌محیطی و رسانه‌ای. شاید ابتدای جنگ امکان حمله‌ی هسته‌ای به ایران وجود داشت، اما در ادامه با توجه به عملکرد مثبت و شدید ایران و کسب موضع قوی‌تر، این احتمال به کلی منتفی شده‌است.
@majara1917

۱۵:۰۹

ترامپ: برای ایران ضرب‌الاجل تعیین می‌کنم و اگر اهمیت نداد،




دوباره ضرب‌الاجل تعیین می‌کنم.

۲۱:۴۸

نیاز به تخصص بالای نظامی یا درک فوق‌العاده‌ی سیاسی نیست برای فهم این واقعیت که پذیرش آتش‌بس موقت در چنین شرایطی، یک جنگ برده را به نبردی باخته تبدیل می‌کند، خون مجاهدانِ رفته را پایمال کرده، جان‌های بسیاری را در آینده‌ای نزدیک قربانی خواهدکرد. باور نمی‌کنم سیاست‌مردان ایران در حق مردم و نیروهای مسلح چنین خیانتی کنند. منتظر مقاومت نهایی و ضربات خاتمه‌دهنده‌ی نیروهای مسلح به دشمن همراه با پشتیبانی همه‌جانبه‌ی اصحاب سیاست در ساعات و روزهای آینده خواهیم‌بود. منتظر چیدن میوه‌ی یک نبرد پیروزیم، و نه چشیدن طعم تلخ شکست، آتش‌بس و تسلیم و در نهایت، چرخه‌ی طولانی جنگ.

۲۰:۳۳

آن‌قدر شوکران خوردیم که دیگر شوکران برایمان حکم نوشابه دارد. سِر شدیم.

۲۳:۰۸

زمزمه‌هایی از احتمال لغو مذاکرات اسلام‌آباد به دلیل حملات جنوب لبنان به گوش می‌رسد. هر چند به مذاکرات خوشبین نیستم، جنایت اسراییل در لبنان را هم نقض قطعی آتش‌بس می‌دانم و در تاریخ نهم فروردین در همین کانال طی یادداشتی این صحنه را پیش‌بینی کردم و هشدار دادم که «فردای آتش‌بس با ایران، روز خونین مقاومت خواهدشد»، اما قویا معتقدم ایران نباید بخاطر این جنایت‌ اسراییل مذاکرات جمعه را کنسل کند. اولین گام در شکست کامل آمریکا این است که افسار مدیریت ایالات متحده از دستان اسراییل گرفته‌شود. نباید اجازه داد اسراییل گرداننده‌ی صحنه باشد. این یک اصل است.

۱۳:۵۵

فقدان مبنا در اندیشه باعث سردرگمی می‌شود. سوالات زیادی دریافت می‌کنم که نشان از همین فقدان دارد. می‌پرسند بالاخره مذاکره خوب است یا بد؟ بالاخره جواب اسراییل را باید بدهیم یا نه؟ بالاخره آتش بس را رعایت کنیم یا نه؟ من فهم و مبنای خودم را در چند بند توضیح می‌دهم. من به این سه‌گزاره معتقدم:۱. راهکار نظامی برای ایران در برابر آمریکا و اسراییل بهینه‌تر از راهکار دیپلماتیک است.۲. مذاکره در موضع ضعف بد است (مانند برجام) و در موضع قدرت خوب است (مانند اکنون)، اما بدون پشتوانه‌ی نظامی معنا ندارد و به نتیجه نمی‌رسد.۳. امکان مدیریت میدان باید از اسراییل سلب شود.
درباره‌ی بند اول: استدلال‌هایم را پیش از این گفته‌ام و معتقدم شیفت جمهوری اسلامی از میدان به دیپلماسی یعنی خسران (نظر شخصی). به هر حال این شیف اکنون صورت گرفته. باید بکوشیم تا با بیشترین بهره و کمترین ضرر طی شود.
درباره‌ی بند دوم: قبلا در یک مطلب جداگانه پاسخ داده‌ام (پست‌ها را ببینید) مذاکره یعنی گفت‌و‌گو و چانه زنی دو قدرت نسبتا برابر. مذاکره‌ی ضعیف و قوی نامش جلسه‌ی تسلیم و تقدیم جان و مال است مانند آن‌چه در برجام اتفاق افتاد. با چنین مذاکره‌ای صد در صد مخالفیم. اما امروز که ایران اهرمِ تنگه‌ی هرمز و امنیت منطقه را در دست دارد، می‌تواند از آپشن مذاکره بهره‌مند شود.
درباره‌ی بند سوم: مهمترین سخنم اکنون این‌جاست. اسراییل یک موجودیت کوچک و به شدت آسیب‌پذیر است. او برای حفظ حیاتش دروغ می‌گوید، جنایت می‌کند و مهمتر از همه دروغ و جنایات خود را توجیه می‌کند. اسراییل آشکارا حاضر است برای کسب منافع خود، آمریکا را فریب بدهد و پشتش سنگر بگیرد. همان کاری که در پرزنت نقشه‌ی «پیروزی سریع در برابر ایران» انجام داد و ترامپ را قانع کرد که با هزینه‌ی کم، مانع ایران را می‌تواند از سر راهش بردارد. دشمن اصلی ما موجودیتی است به نام آمریکا. این آمریکا یک قوه‌ی عاقله‌ی مریض و مختل دارد به نام اسراییل. سلب جایگاه اسراییل از پیکره‌ی این موجودیت مقدمه‌ای است برای پیروزی بر آن. اسراییل میدان‌داری می‌کند. باید میدان را از او گرفت. زمانی که پس از ترور قاسم سلیمانی یا پس از هفت اکتبر اصرار داشتیم که باید از سوی ایران به اسراییل حمله مستقیم نظامی بشود دلیل اصلی‌اش این بود که چنین حمله‌ای ابتکار عمل را از دست اسراییل می‌گرفت و صحنه‌گردانی او را خاتمه می‌داد. و حالا که از برقراری مذاکره حمایت می‌کنم نه به دلیل ارجحیت دیپلماسی نسبت به میدان است، بلکه به دلیل ضرورت اخذ جایگاه صحنه‌گردانی از اسراییل است. ایران باید به هر صورتی که شده از حالت «واکنش» در برابر اقدامات و اراده‌ی اسراییل خارج شده و به «کنش» در برابر او تغییر موضع دهد. آیا این به معنای سکوت در برابر جنایت اسراییل در لبنان است؟ ابدا. این جنایت باید پاسخ‌ داده شود و پاسخ آن هم باید نظامی باشد. اما نه آن‌گونه که اسراییل طراحی کرده، آن‌گونه که ما اراده می‌کنیم. سخن روشن است: برای پیروزی در برابر آمریکا و بستن دست اسراییل، باید این رژیم را از زنجیره‌ی تصمیم‌سازی سیاسی-نظامی حذف کرد.

۲۰:۳۰

thumbnail
از شُمارِ دو چشم، یک تن کموز شمار خِرَد، هزاران بیش...
#چهلم

۱۲:۵۱

از سمت جمهوری‌خواهان، ونس مهمترین کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا است. آخرین ارزیابی رسمی حزب نشان می‌دهد که او با فاصله‌ی زیاد از دومین گزینه محبوب -مارکو ربیو- پیشتاز مقبولیت در بین جمهوری‌خواهان است. حیات سیاسی ترامپ تمام شده‌. نه مَنِش او و نه سن و سالش اجازه‌ی باقی ماندش در سیاست را نمی‌دهد. گمان من این است که ونس به مذاکرات جنگ ایران به مثابه یک کارزار انتخاباتی می‌نگرد. او می‌خواهد پایان دادن به جنگ ایران را در کارنامه سیاسی اش ثبت کند و از آن به عنوان اهرم تبلیغاتی استفاده کند. ونس پیش‌تر هم به طور ضمنی گفته بود که با آغاز جنگ علیه ایران موافق نبود. اکنون هم حضور ونس در راس تیم مذاکرات به اصرار خود او بوده‌است و نه پیشنهاد اولیه ترامپ؛ چیزی که رسانه‌های آمریکایی نیز به آن مفصلا پرداختند.
@majara1917

۷:۵۴

thumbnail
پایان‌نامه‌نویسی در جنگ را هم تجربه کردم. بدون دسترسی به اینترنت، بدون بهرمندی از هوش مصنوعی. این روزها که فکر و ذکر ملت، نتایج جنگ و مذاکره است، من اکثر اوقاتم به مطالعه‌ی نحو تطبیقی در زبان‌های روسی و فارسی می‌گذرد. عجیب ایامی است.

۲۰:۱۷