کنشگریِ توسعه و پیشرفت «مَکُران»در سایۀ تلاش جمعی برای فهم «ایران» ارتباط با ادمین: @MakoIran_admin | سایت makoiran.ir
بازارسال شده از برآیند
️ ۱۳ فوریت اقدامی جهت تعامل با پاکستان در جایگزینی مسیر تامین کالاهای اساسیامیر امیریفر، مدیر موسسه مکایران پیش از آغاز جنگ رمضان، مسیر بندر جبلعلی و فجیره به بندر شهید رجایی مسیر عمده واردات کالاهای اساسی به کشور بود که طبق برآورد کارشناسان در صورت آتشبس احتمالی دیگر نمیتوان مانند گذشته به آن به چشم یک مسیر مطمئن نگریست. در یادداشت پیش رو سعی خواهد شد بررسی شود که چطور میتوان پاکستان را به مهمترین مبدا وارداتی جنوب تبدیل کرد.برآوردهای سال ۱۴۰۳ نشان می دهد که ۱۰ قلم اصلی کالای اساسی، به ارزش 9 میلیارد دلار و ارزش وزنی ۲۵ میلیون تن به کشور وارد شده است که تامین ۳۰ درصد واردات برنج به کشور و تامین ۱۱ درصد واردات گوشت به کشور به مبلغ حدوداً 440 میلیون دلار از مبدا پاکستان بوده است. عمده واردات از دو مسیر زمینی «کویته-میرجاوه-زاهدان» و «ریمدان» نقطه اتصال چابهار به گوادر و مسیر دریایی بندر چابهار صورت می پذیرد. همچنین تراز تجاری فعلی ایران با پاکستان +1.7B$ به نفع ایران و حجم تجارت 3.1B$ است.در شرایط کنونی، امکان جایگزینی مسیر تامین کالای اساسی از پاکستان در دو رویکرد کلی واردات بار از مبدا پاکستان و ترانزیت بار از مسیر پاکستان ذیل چهار حوزه قابل بیان است:الف) افزایش حجم و تنوع بخشی واردات از مبدا و مسیر پاکستانب) رفع موانع دو مرز میرجاوه و ریمدان در خاک ایرانپ) پایدار سازی نظام تسویه فی مابین و تجارت آسان با تجار پاکستانیت) ایجاد زیرساخت واردات از مبادی بندری پاکستان جهت ترانزیت به ایرانبا گذر از این مقدمات میتوان فوریتهای اقدامی را در ۱۳ مورد (۶ فوریت کوتاه مدت و ۷ فوریت میان مدت) برشمرد:️ ۶ فوریت کوتاه مدتایران باید ترکیب سبد واردات 1.3 B$ برنج خود را از هند (۵۴%)، پاکستان (۳۱%) و امارات (۱۱%) تغییر دهد. تولید انبوه برنج پاکستان با ارزش 4.2B$ در جایگاه سوم صادراتی این کشور، امکان جایگزینی انحصاری پاکستان در تامین برنج ایران را محقق میسازد. با همکاری اتاق بازرگانی باید به ترغیب تجار ایرانی جهت مذاکره با تولید کنندگان عمده برنج در اطراف رود سند پرداخت. ایران باید در سبد واردات 140m$ گوشت خود که ۷۵% واردات گوشت از مبادی جنوبی شامل برزیل (۲۴.۷%)، امارات (۲۳.۸%)، استرالیا (۱۱.۹%) و پاکستان (۱۱.۴%) انجام میگیرد، دو اقدام را پیش ببرد. تغییر مسیر سهم برزیل و استرالیا از امارات به پاکستان و افزایش سهم تولیدی پاکستان در بازار ایران (با تولید 510m$). واردات ۸ کالای اساسی دیگر (غیر از گوشت و برنج) از پاکستان باید با دو رویکرد باشد:الف) ورود به بازار واردات عمده پاکستان. در این میان روغن پالم با 2.9B$ و دانه سویا با 600m$ واردات به پاکستان (از کراچی) در صدر جدول هستند. ایران به ترتیب 500m$ روغن پالم و 1.3B$ دانه سویا وارد می کند. تعامل با وارد کنندگان عمده پاکستانی و قرار گرفتن در بازار آن باید در دستور باشد.ب) سوق دادن ورود کالای اساسی از یک بندر نیمه اختصاصی غیر ایرانی. در میان کالاهای وارداتی از جنوب کشور، ذرت دامی، شکر، دانه سویا و کنجاله سویا چهار محصول اصلی هستند که ایران از برزیل وارد می کند و در غیاب جبلعلی میتوان مسیر جایگزین را با ترغیب واردکنندگان عمده به سمت گوادر سوق داد.گوادر باید آلترناتیو جدید ایران در بنادر جنوب باشد. ایران باید برای توسعه و ایجاد پایگاه لجستیکی و تسویه مالی و تقویت تعامل خود با گوادر تلاش نماید. در حالیکه فضای رسانهای گوادر را رقیب چابهار نشان می دهد، داده های میدانی خلاف این را نشان می دهند. آبخور کمعمقتر، اسکله کوچکتر، و پسکرانه محدود، فاقد جمعیت، فاقد ریل و فاقد توسعه صنعتی گوادر در مقایسه با چابهار، همگی نشان از ضعفهای جدی و عدم توان گوادر در رقابت با چابهار است.اما این ضعف همزمان برای ایران در شرایط تحریم و جنگ یک فرصت است. ترافیک اندک مسیر تا ایران، نزدیکی به ریمدان، به همراه نقاط ضعف مطرح شده در برابر چابهار تلقی می گردند میتوانند دقیقا نقطه مثبت گوادر برای اختصاصی سازی واردات کالای اساسی ایران باشند. کاهش فرآیند اداری میان ایران و پاکستان و ایجاد برخی زیرساختها جهت خدمات به کامیونهای عبوری است. گفتوگوی سطوح بالای حاکمیتی با ارتش و دولت پاکستان به منظور ایجاد زیرساخت تبادل در بنادر و همراهسازی تجار بزرگ پاکستان. ادامه یادداشتبا برآیندِ ایران همراه باشید.@barayand_mag