عکس پروفایل ••| مَكْتَبُ الحَيَاةِ |•••
۱۳.۹ هزار عضو

••| مَكْتَبُ الحَيَاةِ |••

زیستِ مؤمنانه | رشدِ همه‌جانبه undefined
undefined حیات فـکـر • برنامه إنتظار🪽 حیات جسم و روح • برنامه عهدundefined حیات جامعه • برنامه مواسات
اینجا «آدم» موضوعیت داره...🫀
undefined ارتـبـاط: @admin_maktabundefined نتایج و رضایت برنامه‌هامون
••| مَكْتَبُ الحَيَاةِ |••
undefined پیرمرد جانباز از درد جانبازی‌اش می‌گفت. گلایه‌هایش که بالا گرفت، رو به آقا گفت: «آقا، هر شب درد دارم...» آقا در جواب گفت: من هم سی سال است که هر شب، از درد دستم در اذیتم. یکی از محافظان آقا می‌گفت: یکی از وظایف ما این بود که هنگام مصافحه مردم با آقا، مراقب باشیم کسی دست جانباز ایشان را فشار ندهد.
شهید وقتی از این دنیا می‌رود، در ملکوت اعلیٰ میهمان خود خدا است، رزق او را خود خدا عنایت می‌کند، اوّلِ راحتیِ او است؛ امّا پدر چطور، مادر چطور، همسر چطور؟ وقتی اینها می‌شنوند که عزیزشان به شهادت رسیده، رنجشان تازه آنجا شروع می‌شود، تمام هم نمی‌شود؛گذران زندگی خیلی از چیزها را از یاد انسان می‌برد؛ آنچه از یاد انسان نمی‌رود داغ عزیزان است.
•• قائد شهید، ۴ تیر ۱۴۰۲ ••
undefined۱۱
undefined۷
undefined۱

۲۵۴

۲۰:۴۰