محسن امیدوار هستم. طلبه درس خارج؛ دانشجوی دکتری اقتصاد و مدرس حوزه علمیه قم. اینجا مکتوبات خودم را با شما به اشتراک میگذارم. اگر مفید بود صلوات.به طلاب مشکات، فایل ورد هم تقدیم میشود. خصوصی پیام دهند.
دردِ دلی با دوستان دغدغهمند و اهل میدان رشد دفعی نرخ ارز، جرقه اعتراضات اخیر بود. طراحی دشمن و آمادگی کامل او برای بلعیدن ایران واضح بود اما پرسش من این است که ما چه کنیم تا نقشه دشمن تکمیل نشود؟ نقل این دولت و آن دولت نیست؛ این وضعیت در ارز و انرژی و دهها ابَر بحران دیگر قابل ادامه دادن نیست؛ اما راننده خوب کسی است که هم تو را به «مقصد» برساند و هم «سالم» برساند! حکمرانی در یک کلام چیزی نیست جز حل تزاحمها با بسیج ارادههای یک ملت با کمترین آسیب و بیشترین دستاورد. بحث بر سر یک تفکر نهادینه شده در تصمیمگیران است که به روزمرگی، زمان میگذرانند و پنجرههای فرصت را یکی پس از دیگری از دست میدهند و وقتی بحران، جان کشور را به گلوگاه رساند، تصمیمهای دقیقه نودی میگیرند. نیاز نیست پزشک باشیم تا بفهمیم پیشگیری بهتر از درمان است. مثال میزنم؛ سال هاست که پرونده ایران و چین مفتوح است. واقعا کسی میداند برنامه جمهوری اسلامی برای کار کردن با اقتصاد دوم دنیا چیست؟ این، فقط ابهام من نیست؛ برای همه تصمیمگیران و تصمیمسازان مبهم است و در هر جلسهای که میرویم این ابهام مشهود است. کار کردن با چین لوازمی دارد. «بده» دارد و «بستانی»! کما اینکه من نیز در مقیاس خرد وقتی از کسی میخواهم شریک تجاریام شود، باید برای او جذابیت ایجاد کنم تا سرمایه، هوش و فناوریاش را با من به اشتراک بگذارد، تا هر دو رشد کنیم. حال اگر شریک، از تو توانمندتر (با نگاه مادی) باشد چه؟ طبعا کار تو سختتر است و بیشتر باید تلاش کنی. قصه پر غصه رابطه ایران و چین یکی از دهها پنجره فرصتی است که از دست رفته -اگر نگوییم در برخی دورهها تخریب شده- هر چند هنوز قابل علاج است. یا مثلا سالهاست انطباق نقشه ارزی و تجاری، اتاقهای تسویه تجاری، استفاده از فناوریهای نوین پولی و مالی و دهها ایده دیگر برای کاهش نقش دلار در مبادلات تجاری کشور مطرح است. بدون تعارف، متولی مستقیم آن هم بانک مرکزی است. آیا میدانید بانک مرکزی ماهها، معاونت بین الملل نداشت؟ منکر نیستم که در همین نظام اداری فرسوده نیز، جرقههایی زده میشود و افراد نادر و دلسوز، پرچم برخی کارها را بلند میکنند اما دست آخر نتیجه مشتپر کن برای کشور تولید نمیشود. چرا؟ چون اساسا طرح و اراده بزرگی در مقیاس نهادی وجود ندارد. بله فشار اقتصاد سیاسی چرخه درهم و دلار نیز همیشه بوده و هست. آیا این وضعیت کشور نباید ما را بیدار کند؟ وقت آن نرسیده که در مقیاس نهادهای حکمرانی پوست اندازی کنیم؟ کشور، هنوز پر از جوانان باهوش و خلاق است؛ منظور جوانانی نیستند که بازتولید همین نهادهای موجودند. من از جوانانی سخن میگویم که بادمجان دور قاب چین نیستند؛ روندهای عادی ترقی در دستگاهها را که مملو از چاپلوسی و باند بازی است، دوست ندارند؛ برای عرق به میهن و اسلام کار میکنند نه نام و نان؛ برای خوشامد فلان دکتر و حجتالاسلام حاضر نیستند از حرف درست و اصولی خود کوتاه بیایند و برای همین است که سیستم اداری طردشان میکند و رشد نمیکنند و عاقبت خوشش این است که مهاجرت نکنند و نهایتا از دولت به بخش خصوصی بروند؛ و نهایتا دولت و نظام حکمرانی تهی از نخبگان و مبتکران شود. اینجاست که نمیتواند مسالهای مثل بازگشت ارز صادراتی و ارز ترجیحی را بدون چرک و خونریزی حل کند؛ یا بحران انرژی را چاره کند؛ خلق پول بانکی را مدیریت و در جهت تولید هدایت کند؛ نقشه جامعی برای بهرهبرداری از فرصت رابطه با شرق ترسیم و اجرا کند و قس علی هذا.حتماً از خود میپرسید ما به عنوان دانشگاهی، حوزوی و کنشگر دلداده انقلاب اسلامی و آرمانهای امام چه کنیم؟ به نظرم در یک کلام: «باید نظام حکمرانی را از روزمرگی نجات دهیم». باید تهاجمی عمل کنیم. گذشت آن زمانی که بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و صمت و رفاه برایمان تصمیم بگیرند و ما تماشا کنیم. کنشگری انقلابی را خلاصه در جمع شدن در مساجد و خیابانها در زمان آشوب و راهپیمایی حمایت از نظام نکنیم. مطالبه درست و تخصصی از نظام حکمرانی دهها فتنه را پیشپیش خنثی میکند. اجازه ندهیم که کیفکشها برای انقلابمان تصمیم بگیرند. تنها راه علاج، تخصصگرایی و آمادگی برای ورود به میدان حل مساله است. اگر از مفاهیم دانش اقتصاد و سیاست و فرهنگ به دور باشیم و زبان مفاهمه و تخاطب با طبقات نخبه را بلد نباشیم، کنشگریمان به خیابان محدود میشود؛ آن هم کنشی انفعالی و پس از قدرتنمایی دشمن؛ نه کنشی از روی طرح و ابتکارِ عمل. انقلاب اسلامی، یک ایده روبهجلو و جهانگیر است؛ تماشاچی بودن و «برونسپاری» تصمیمسازی و تصمیمگیری به فضای کارمندی دستگاهها، ضد این ایده عمل میکند و نهایتا دو لبه قیچی دشمنی خارجی و ناکارآمدی داخلی، انقلاب را از ایده محوری اش دور میکند. @maktoob_omidvar