تاریخ عصر امام صادق ع.pdf
۲.۳۶ مگابایت
عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت امام صادق (علیه السلام) پیشوای مذهب جعفری
این متن، به مرورِ سریعِ تاریخ عصر امام صادق (ع) و فعالیتهای آن حضرت میپردازد.
#امام_صادق_علیهالسلام
@maktoob_omidvar
این متن، به مرورِ سریعِ تاریخ عصر امام صادق (ع) و فعالیتهای آن حضرت میپردازد.
#امام_صادق_علیهالسلام
@maktoob_omidvar
۵:۳۱
بسمالله: جنگ
آیا جنگ آغاز شده؟بیتردید.اصرار دارم بگوییم جنگ، نه حمله، نه ترور، و نه حتی ضربه.اگر در مواجهه با حوادث، واژه دقیق را انتخاب نکنیم، دچار خطای شناختی میشویم.جنگ، با همه بار معناییاش وارد شده:پایانی نامعلوم، شکستها و پیروزیهای پیدرپی، تزاحم برای بقا، هزینههای اجتماعی و اقتصادی، زخمهای مکرر و ناگهانی و...اگر جنگ را بهدرستی درک کنیم، آمادگیمان نیز دگرگون خواهد شد.نمیگویم باید ترسید؛ هرگز!ترس، برادر مرگ است و مقدمه شکست دنیا و آخرت.شجاعت، آغاز پیروزیست حتی اگر به شکست ظاهری در این دنیا منتهی شود.
@maktoob_omidvar
آیا جنگ آغاز شده؟بیتردید.اصرار دارم بگوییم جنگ، نه حمله، نه ترور، و نه حتی ضربه.اگر در مواجهه با حوادث، واژه دقیق را انتخاب نکنیم، دچار خطای شناختی میشویم.جنگ، با همه بار معناییاش وارد شده:پایانی نامعلوم، شکستها و پیروزیهای پیدرپی، تزاحم برای بقا، هزینههای اجتماعی و اقتصادی، زخمهای مکرر و ناگهانی و...اگر جنگ را بهدرستی درک کنیم، آمادگیمان نیز دگرگون خواهد شد.نمیگویم باید ترسید؛ هرگز!ترس، برادر مرگ است و مقدمه شکست دنیا و آخرت.شجاعت، آغاز پیروزیست حتی اگر به شکست ظاهری در این دنیا منتهی شود.
۱۹:۳۳
آیا غافلگیر شدیم؟
اگر با قرآن و آموزههای دینی مأنوس باشیم، غافلگیر نمیشویم.قرآن از درگیری حتمی گفته بود. به زبان ساده: دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.از ابتدا، دو نکته را روشن کرده بود:نخست اینکه درگیری تمدنی میان اسلام و کفر، از اول خلقت آغاز شده و تا قیامت ادامه خواهد داشت.و ثانیا امثال این آیه که درگیری شدید یهود با اهل ایمان را تصویر کرده:«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَكُوا…»
عداوت، یعنی نزاعی وجودی؛یعنی: تا تو هستی، من آرام نمیگیرم؛ و تا من هستم، تو را رها نخواهم کرد.عدو یعنی همین.همانطور که شیطان، دشمن انسان است تا آخر دنیا.
@maktoob_omidvar
اگر با قرآن و آموزههای دینی مأنوس باشیم، غافلگیر نمیشویم.قرآن از درگیری حتمی گفته بود. به زبان ساده: دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.از ابتدا، دو نکته را روشن کرده بود:نخست اینکه درگیری تمدنی میان اسلام و کفر، از اول خلقت آغاز شده و تا قیامت ادامه خواهد داشت.و ثانیا امثال این آیه که درگیری شدید یهود با اهل ایمان را تصویر کرده:«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَكُوا…»
عداوت، یعنی نزاعی وجودی؛یعنی: تا تو هستی، من آرام نمیگیرم؛ و تا من هستم، تو را رها نخواهم کرد.عدو یعنی همین.همانطور که شیطان، دشمن انسان است تا آخر دنیا.
۱۹:۳۹
آیا نصرت خدا میآید؟
قطعاً خواهد آمد؛ اگر خود را بهصورت اجتماعی، در معرض این سنت الهی قرار دهیم.چگونه؟ در ادامه خواهم گفت.نصرت یعنی:خداوند متعال، فراتر از علل و اسباب مادی، امکاناتی از عالم غیب را برای یاری مؤمنان بسیج میکند.این در بهروی جبهه مقابل قفل است.این همان نیروییست که میتواند اقلیت را بر اکثریت پیروز کند.
@maktoob_omidvar
قطعاً خواهد آمد؛ اگر خود را بهصورت اجتماعی، در معرض این سنت الهی قرار دهیم.چگونه؟ در ادامه خواهم گفت.نصرت یعنی:خداوند متعال، فراتر از علل و اسباب مادی، امکاناتی از عالم غیب را برای یاری مؤمنان بسیج میکند.این در بهروی جبهه مقابل قفل است.این همان نیروییست که میتواند اقلیت را بر اکثریت پیروز کند.
۱۹:۴۸
شرط نصرت چیست؟
مهمترین شرط، توحید ناب است.هرچه میتوان، باید از تکیه قلبی بر ابزار و تجهیزات پرهیز کرد.حتی اندکی تکیه، سیلی الهی را در پی دارد.در ماجرای انتقام حاج قاسم، طعم این سیلی را چشیدیم و اندکی آبدیده شدیم.اکنون وقت آن است که خود و مردم را به توحید فرا بخوانیم.کارکرد ابزار و سلاح، ایجاد رعب در دشمن است؛اما نصرت، فقط از جانب خداوند میآید.
@maktoob_omidvar
مهمترین شرط، توحید ناب است.هرچه میتوان، باید از تکیه قلبی بر ابزار و تجهیزات پرهیز کرد.حتی اندکی تکیه، سیلی الهی را در پی دارد.در ماجرای انتقام حاج قاسم، طعم این سیلی را چشیدیم و اندکی آبدیده شدیم.اکنون وقت آن است که خود و مردم را به توحید فرا بخوانیم.کارکرد ابزار و سلاح، ایجاد رعب در دشمن است؛اما نصرت، فقط از جانب خداوند میآید.
۱۹:۵۱
سهم ما در این جنگ چیست؟
مشارکت فعال و جهادی.هرکس، در همان کاری که بلد است، تأمل کند: نسخه جنگیِ کار من چیست؟اما تبیین برای آنان که با این فضا بیگانهاند، و نیز مقابله با بیوطنها در فضای مجازی، وظیفه همگانی است.و مهمترین نقطه برای تقویت تابآوری عمومی؟سهبار باید گفت:اقتصاد، اقتصاد، اقتصاد.
(ادامه دارد)
@maktoob_omidvar
مشارکت فعال و جهادی.هرکس، در همان کاری که بلد است، تأمل کند: نسخه جنگیِ کار من چیست؟اما تبیین برای آنان که با این فضا بیگانهاند، و نیز مقابله با بیوطنها در فضای مجازی، وظیفه همگانی است.و مهمترین نقطه برای تقویت تابآوری عمومی؟سهبار باید گفت:اقتصاد، اقتصاد، اقتصاد.
(ادامه دارد)
۱۹:۵۴
اقتصاد، مهمترین سنگر برای تقویت تابآوری یک جامعه
میدانم که ایمان، رکن مقاومت و تابآوری است، اما وقتی از یک جامعهی بزرگ با سلیقهها و باورهای گوناگون حرف میزنیم، نمیتوانیم از همه انتظار یک سطح از ایمان و خلوص را داشته باشیم. اینجاست که «تابآوری اقتصادی» و «امنیت معیشتی» برای همهی مردم، حرف اول را میزند. اگر سفرهی مردم کوچک شود، مقاومت کل جامعه شکننده خواهد شد.برای تقویت این سنگر، سه سطح وجود دارد: ۱- خانوار، ۲- بنگاهها، ۳- دولت.فعلاً روی اولین و مهمترین سطح، یعنی خانواده، تمرکز میکنم. در این سطح، دو کار اساسی باید انجام دهیم: مدیریت درآمد و اصلاح مصرف.
@maktoob_omidvar
میدانم که ایمان، رکن مقاومت و تابآوری است، اما وقتی از یک جامعهی بزرگ با سلیقهها و باورهای گوناگون حرف میزنیم، نمیتوانیم از همه انتظار یک سطح از ایمان و خلوص را داشته باشیم. اینجاست که «تابآوری اقتصادی» و «امنیت معیشتی» برای همهی مردم، حرف اول را میزند. اگر سفرهی مردم کوچک شود، مقاومت کل جامعه شکننده خواهد شد.برای تقویت این سنگر، سه سطح وجود دارد: ۱- خانوار، ۲- بنگاهها، ۳- دولت.فعلاً روی اولین و مهمترین سطح، یعنی خانواده، تمرکز میکنم. در این سطح، دو کار اساسی باید انجام دهیم: مدیریت درآمد و اصلاح مصرف.
۲:۲۹
بخش اول: مدیریت درآمد خانواده
۱. خداحافظی با سوداگریاگر تا امروز کسی از نوسانات قیمت ارز، طلا، سکه، خودرو یا رمزارز درآمدی داشته، حالا وقت آن است که به خاطر منافع ملی، این روش را کنار بگذارد. در شرایطی که کشور به تولید و کار واقعی نیاز دارد، این نوع درآمدها مثل یک ترمز دستی برای اقتصاد عمل میکنند. این کارها شاید جیب شما را پر کند، اما در مقیاس ملی، ارزشی خلق نمیکند. انگار همه سر یک سفره نشستهایم و به جای بزرگتر کردن سفره، فقط نان را از جلوی هم برمیداریم.
۲. هوای همدیگر را در کسبوکار داشته باشیم (مواسات)هر نوع انحصارطلبی و رقابت مخرب، بهخصوص در این شرایط، به ضرر همه است. روی این کلام بیشتر با کسانی است که شغل آزاد دارند. باید کمک کنیم تا چرخ زندگی همه بچرخد. نابرابری همیشه بد است، اما در شرایط جنگی، زخمش عمیقتر است. هدف این است که همه بتوانند حداقل سطح رفاه را برای خانوادهشان فراهم کنند.
مثلا اگر شما یک مکانیک ماهر هستید و سرتان همیشه شلوغ است، میتوانید کارهای سادهتر یا مشتریهای جدید را به همکار کممشتریتر خود در همان خیابان معرفی کنید. یا اگر یک فروشگاه اینترنتی موفق دارید، میتوانید در صفحهی خود، کسبوکارهای کوچکتر و مشابه را معرفی کنید تا آنها هم دیده شوند. این کار نه تنها درآمد را تقسیم میکند، بلکه یک حس همبستگی قوی در محله و بازار ایجاد میکند. در سطح بنگاه ها هم می شود انحصار اطلاعات را شکست تا بنگاه های دیگر هم رشد کنند. این را بعدا در سطح بنگاه باز خواهم کرد.
۳. سرمایهگذاری برای آخرت خود و دنیای دیگرانبخشی از درآمد خود را به کارهای خیر و عامالمنفعه اختصاص دهیم. این یک وظیفهی انسانی و اجتماعی است. جالب است بدانید که در قرآن، یکی از مهمترین زمانها برای انفاق، دقیقاً در دوران سختی و جهاد است. یعنی از درآمد مازاد خود برای حل مشکلات جامعه استفاده کنیم: کمک به خانوادههای نیازمند، تقویت مؤسسات خیریهی مردمی، و اهمیت دادن به پرداخت مالیات و وجوهات شرعی. اگر هم درآمد مازادی نداریم، میتوانیم از وقت، دانش و تخصص خود انفاق کنیم.مثلاً یک حسابدار میتواند به یک مؤسسهی خیریهی کوچک در محلهی خود مشاورهی مالی رایگان بدهد، یا یک گرافیست میتواند برای یک کسبوکار نوپای خانگی، یک لوگوی ساده طراحی کند. اینها همان انفاق از دانش و تخصص است که ارزشش کمتر از پول نیست.
@maktoob_omidvar
۱. خداحافظی با سوداگریاگر تا امروز کسی از نوسانات قیمت ارز، طلا، سکه، خودرو یا رمزارز درآمدی داشته، حالا وقت آن است که به خاطر منافع ملی، این روش را کنار بگذارد. در شرایطی که کشور به تولید و کار واقعی نیاز دارد، این نوع درآمدها مثل یک ترمز دستی برای اقتصاد عمل میکنند. این کارها شاید جیب شما را پر کند، اما در مقیاس ملی، ارزشی خلق نمیکند. انگار همه سر یک سفره نشستهایم و به جای بزرگتر کردن سفره، فقط نان را از جلوی هم برمیداریم.
۲. هوای همدیگر را در کسبوکار داشته باشیم (مواسات)هر نوع انحصارطلبی و رقابت مخرب، بهخصوص در این شرایط، به ضرر همه است. روی این کلام بیشتر با کسانی است که شغل آزاد دارند. باید کمک کنیم تا چرخ زندگی همه بچرخد. نابرابری همیشه بد است، اما در شرایط جنگی، زخمش عمیقتر است. هدف این است که همه بتوانند حداقل سطح رفاه را برای خانوادهشان فراهم کنند.
مثلا اگر شما یک مکانیک ماهر هستید و سرتان همیشه شلوغ است، میتوانید کارهای سادهتر یا مشتریهای جدید را به همکار کممشتریتر خود در همان خیابان معرفی کنید. یا اگر یک فروشگاه اینترنتی موفق دارید، میتوانید در صفحهی خود، کسبوکارهای کوچکتر و مشابه را معرفی کنید تا آنها هم دیده شوند. این کار نه تنها درآمد را تقسیم میکند، بلکه یک حس همبستگی قوی در محله و بازار ایجاد میکند. در سطح بنگاه ها هم می شود انحصار اطلاعات را شکست تا بنگاه های دیگر هم رشد کنند. این را بعدا در سطح بنگاه باز خواهم کرد.
۳. سرمایهگذاری برای آخرت خود و دنیای دیگرانبخشی از درآمد خود را به کارهای خیر و عامالمنفعه اختصاص دهیم. این یک وظیفهی انسانی و اجتماعی است. جالب است بدانید که در قرآن، یکی از مهمترین زمانها برای انفاق، دقیقاً در دوران سختی و جهاد است. یعنی از درآمد مازاد خود برای حل مشکلات جامعه استفاده کنیم: کمک به خانوادههای نیازمند، تقویت مؤسسات خیریهی مردمی، و اهمیت دادن به پرداخت مالیات و وجوهات شرعی. اگر هم درآمد مازادی نداریم، میتوانیم از وقت، دانش و تخصص خود انفاق کنیم.مثلاً یک حسابدار میتواند به یک مؤسسهی خیریهی کوچک در محلهی خود مشاورهی مالی رایگان بدهد، یا یک گرافیست میتواند برای یک کسبوکار نوپای خانگی، یک لوگوی ساده طراحی کند. اینها همان انفاق از دانش و تخصص است که ارزشش کمتر از پول نیست.
۲:۳۵
بخش دوم: اصلاح الگوی مصرف خانواده
طبیعتاً در شرایط جنگی، نمیتوانیم مثل گذشته مصرف کنیم. پس باید سبک زندگی خود را کمی تغییر دهیم. منظور این نیست که حداقلها را هم حذف کنیم، بلکه باید هوشمندانهتر مصرف کنیم:
۱. کاهش مصرف غیرضروریاول از همه، سراغ کالاهای غیرضروری برویم. خیلی از وسایل پلاستیکی و یکبارمصرف در این دسته قرار میگیرند. گاهی یک بحران، فرصتی برای ساختن یک زندگی بهتر و سالمتر است؛ مثل یک بیمار که در دوران نقاهت به کمخوری عادت میکند و بعد از بهبودی، زندگی سالمتری دارد. دکوراسیونهای آنچنانی، برخی لوازم خانگی غیرضروری، یا مواد غذایی و پوشاک تجملی، تقاضا برای ارز را در کشور بالا میبرند که در شرایط فعلی مثل سم است. بدتر از آن، این مصرفگرایی، در طبقات پایینتر جامعه حس عقبماندگی و شکاف اجتماعی را تقویت میکند که نتیجهاش کاهش تاب آوری جمعیست.
@maktoob_omidvar
طبیعتاً در شرایط جنگی، نمیتوانیم مثل گذشته مصرف کنیم. پس باید سبک زندگی خود را کمی تغییر دهیم. منظور این نیست که حداقلها را هم حذف کنیم، بلکه باید هوشمندانهتر مصرف کنیم:
۱. کاهش مصرف غیرضروریاول از همه، سراغ کالاهای غیرضروری برویم. خیلی از وسایل پلاستیکی و یکبارمصرف در این دسته قرار میگیرند. گاهی یک بحران، فرصتی برای ساختن یک زندگی بهتر و سالمتر است؛ مثل یک بیمار که در دوران نقاهت به کمخوری عادت میکند و بعد از بهبودی، زندگی سالمتری دارد. دکوراسیونهای آنچنانی، برخی لوازم خانگی غیرضروری، یا مواد غذایی و پوشاک تجملی، تقاضا برای ارز را در کشور بالا میبرند که در شرایط فعلی مثل سم است. بدتر از آن، این مصرفگرایی، در طبقات پایینتر جامعه حس عقبماندگی و شکاف اجتماعی را تقویت میکند که نتیجهاش کاهش تاب آوری جمعیست.
۷:۲۴
۲. تغییر سبک زندگیدر کالاهای ضروری هم میتوانیم با اصلاح سبک مصرف، به نتایجی برسیم که حتی بعد از عبور از این بحران هم برایمان مفید باشد. باید دورریز نان و برنج را به سرعت کم کنیم. متأسفانه ما در این زمینه جزو رتبههای اول دنیا هستیم. عادت کنیم به اندازه بخریم، به اندازه بپزیم و به اندازه بخوریم. آیا میدانستید که سالانه میلیاردها دلار ارز از کشور فقط برای واردات کالاهای اساسی مانند گندم و برنج خارج میشود؟ ایران یکی از بزرگترین واردکنندگان برنج در جهان است. همین صرفهجوییهای کوچک خانگی، در مقیاس ملی به معنای آزاد شدن منابع ارزی برای نیازهای حیاتیتر کشور مثل بازسازی زیرساختهاست. اسراف همیشه ناپسند است، اما در شرایط جنگ و جهاد، گناهی بزرگتر محسوب میشود.مثلاً سرانهی مصرف نان، شکر و روغن در ایران بسیار بالاتر از میانگین جهانی است. طبق گزارشها، هر ایرانی به طور متوسط سالانه بیش از ۱۰۰ کیلوگرم نان و حدود ۲۵ تا ۳۰ کیلوگرم شکر مصرف میکند. این فقط بحث اسراف نیست؛ این یک الگوی مصرفی ناسالم است. طبعا منظور ما تغییر در سبک مصرف خانگی است نه مصارف مرتبط به هیاتها و مراسم آیینی.این حجم از کربوهیدرات، خصوصاً برای افرادی که دورهی جوانی را پشت سر گذاشتهاند، نه تنها نیاز نیست، بلکه زمینهساز بیماریهای مختلف است. کم کردن مصرف این مواد در کنار کمی ورزش، هم زندگی شادابتر و سالمتری برایمان میسازد و هم به نفع جیب خودمان است و هم تابآوری جمعی را بالا می برد.
@maktoob_omidvar
۷:۲۴
آیات قرآن زندهانداهل بیت بارها به ما تذکر دادهاند که قرآن، محصور در تاریخ و جغرافیای خاصی نیست و یک حقیقت زندهی قابل تطبیق برای همه اعصار و امصار است.
امروز وقتِ آن شده که با این آیات زندگی کنیم و طعم شیرینش را بچشیم... اصلا مومن، لذت زندگیاش در دنیا همین چیزهاست:
الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَ قَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُﻫﻤﺎﻥ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩمِ [ ﻣﻨﺎﻓﻖ ﻭ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻧﻔﻮﺫﻱ ﺩﺷﻤﻦ ] ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻟﺸﻜﺮﻱ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﺍﺯ ﻣﺮﺩم [ ﻣﻜﻪ ] ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﮔﺮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺘﺮﺳﻴﺪ . ﻭﻟﻲ [ ﺍﻳﻦ ﺗﻬﺪﻳﺪ ] ﺑﺮ ﺍﻳﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﺍﻓﺰﻭﺩ ، ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺧﺪﺍ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ، ﻭ ﺍﻭ ﻧﻴﻜﻮ ﻭﻛﻴﻞ ﻭ [ ﻧﻴﻜﻮ ﻛﺎﺭﮔﺰﺍﺭﻱ ] ﺍﺳﺖ .(آل عمران ١٧٣)
وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًاﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ [ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩ ﺧﻨﺪﻕ ] ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻱ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻧﺪ ، ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ [ ﻛﻪ ﺛﻮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻋﻈﻴﻢ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺯﭘﺴﻴﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﻤﻞ ﺳﺨﺘﻲ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺮﺍﻓﺮﺍﺯ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻫﺎ ، ﻣﻴﺴﺮ ﻧﻴﺴﺖ ] ﻭ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ، ﻭ [ ﺟﻨﮓ ﺧﻨﺪﻕ ] ﺟﺰ ﺑﺮ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻴﻔﺰﻭﺩ .(احزاب ٢٢)
امروز وقتِ آن شده که با این آیات زندگی کنیم و طعم شیرینش را بچشیم... اصلا مومن، لذت زندگیاش در دنیا همین چیزهاست:
الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَ قَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُﻫﻤﺎﻥ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩمِ [ ﻣﻨﺎﻓﻖ ﻭ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻧﻔﻮﺫﻱ ﺩﺷﻤﻦ ] ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻟﺸﻜﺮﻱ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﺍﺯ ﻣﺮﺩم [ ﻣﻜﻪ ] ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﮔﺮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺘﺮﺳﻴﺪ . ﻭﻟﻲ [ ﺍﻳﻦ ﺗﻬﺪﻳﺪ ] ﺑﺮ ﺍﻳﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﺍﻓﺰﻭﺩ ، ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺧﺪﺍ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ، ﻭ ﺍﻭ ﻧﻴﻜﻮ ﻭﻛﻴﻞ ﻭ [ ﻧﻴﻜﻮ ﻛﺎﺭﮔﺰﺍﺭﻱ ] ﺍﺳﺖ .(آل عمران ١٧٣)
وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًاﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ [ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩ ﺧﻨﺪﻕ ] ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻱ ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻧﺪ ، ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ [ ﻛﻪ ﺛﻮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻋﻈﻴﻢ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺯﭘﺴﻴﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﻤﻞ ﺳﺨﺘﻲ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺮﺍﻓﺮﺍﺯ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻫﺎ ، ﻣﻴﺴﺮ ﻧﻴﺴﺖ ] ﻭ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ، ﻭ [ ﺟﻨﮓ ﺧﻨﺪﻕ ] ﺟﺰ ﺑﺮ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻴﻔﺰﻭﺩ .(احزاب ٢٢)
۰:۱۸
آتشبس یا مخاطره فناوریهای نرم ایران؟
جنگ با چه شروع شد؟ با ترور دانشمندان هستهای و فرماندهان و مغزافزاران جنگی و علمی. اسرائیل قدرت ایمان که هسته نرم افزار حرکت جامعه است را نمیبیند؛ طبیعی هم هست. هر کسی دوربینی برای کشف حقایق دارد که یهود جماعت به خاطر ظاهرگرایی و عشق شدیدش به جهان ماده از درک این حقایق عاجز است. اما با عینک خود چه میبیند؟ فناوریهای نرم و سخت ظاهری.
فناوری نرمی که در پرتوی ایمان و جهاد، این قدرت را برای ایران ایجاد کرده، سرمایه انسانی است. سرمایه انسانی به معنای انسان نیست بلکه انسانی که بر دانش و مهارت در حوزه کاری خود مسلط است، شبکه ارتباطی حوزه کاریاش را به خوبی میشناسد، در ایجاد آن سهم داشته و نقش خود را به خوبی جایابی کرده است.
این فناوری نرم از ابتدای شکلگیری رژیم کودککش، همواره مورد انواع تهاجم (نفوذ، ترور، آلودهسازی و...) بوده چه نوع فلسطینی و لبنانیاش و چه نوع ایرانیاش. در این جنگ هم در کنار تخریب سخت افزارهای هستهای و پدافندی ما، هدف اصلی اسرائیل نابودی این سرمایه انسانی بوده است.
هر چند جبهه حق وابسته به افراد نیست و خدا به هر تقدیر کار خود را پیش میبرد و «لیظهره علی الدین کله» و «نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین» وعده قطعی خواهد بود اما زمانِ آن وابستگی غیرخطی به نوع عمل و مجاهده مؤمنان دارد. کمترین ترس، کوتاهی، عافیتطلبی، غرور و اتکا به ابزار میتواند فرج را به تاخیر بیندازد. فرج یعنی هر نوع فتح و گشایشی که در جبهه حق اتفاق میافتد و دست برترِ این جبهه را بر جبهه کفر تثبیت میکند که مصداق کاملش، فرج حضرت حجت (ارواحنا فداه) است.
حاج رمضان که در همین جنگ شهید شد، مسئول محور فلسطین بود. او در این سالها توانست شبکه موثری در میان گروههای مقاومت فلسطینی شکل دهد. اغراق نیست بگویم، حاجی پدر گروههای مقاومت فلسطینی بود؛ پدری که در بحرانیترین شرایط به او پناه میآوردند؛ پدری که حتی میدانست کدام فرزندش چه غذایی دوست دارد و با کدام انگشتر، آرامش میگیرد... او دست این گروهها را از جنبههای مختلف پر کرد و استعدادهایشان را شکوفا کرد. رحمت و رضوان الهی بر او باد. طبیعی است که حالا حالاها حاج رمضان جایگزینی ندارد چون در ردههای شبکهساز بر خلاف ردههای ستادی، جایگزینی بسیار مشکل است. تجربه انباشتی از تعامل با تکتک اعضای اصلی محور که در حاج رمضان جمع شده بود، قابل خرید از بازار نیست...
بعد از این مقدمه، برای شرایط امروزمان باید به این نکات توجه کنیم:
خرابی ساختمان و زیرساخت، هر چند یک آسیب اقتصادی و حتی روحی در هر یک از طرفین میتواند باشد، اما تهدید وجودی کامل محسوب نمیشود. تهدید وجودی کامل در آسیب جدی به نرم افزارهاست. بخش اصلی نرم افزار هم سرمایه انسانی است. لزوما هم ترور تنها راه ضربه به سرمایه انسانی نیست. انسانِ ناامید فرقی با انسان مرده ندارد.
وقتی میتوانیم به نابودی رژیم بیندیشیم که فناوریهای نرم او را هدف قرار دهیم. بهترین نوع مقابله لزوما موشک نیست به قول حاج رمضان کاش کاری میکردیم که مثل دشمن بتوانیم مقابله کنیم.
چون این جنگ، ذیل مفهوم تنازع بقاء تعریف میشود باید بدانیم که آتشبس به معنای پایان منازعه وجودی، بیمعناست . آتشی هم اگر خاموش میشود، موقتی و در حد توقف انهدام سختافزار است؛ البته موقتاً. یقینا اسرائیل به هدف خود که انهدام نرمافزارهاست مستمراً ادامه خواهد داد.
حتی اگر توافقی را امضا کردیم (حال به دلیل تنفس نیروهای مسلحمان یا به هر دلیل دیگر که تابعیم) نباید شبکه مومنین کنشگر دست از جهاد و مبارزه بردارد. آتشبس ما زمانی است که نرمافزارهای طرف مقابل را نابود کردهایم. حال خودتان محاسبه کنید که در هر شغل و جایگاهی که هستید چه طور می توانید اینگونه به او ضربه بزنید.
خودمان و مردم باید آمادگی کاملمان را نسبت به هر نوع رویارویی حفظ کنیم. رویارویی تا نابودی کفر، وعده الهی است. از وقتی میثاق ایمان را با حضرت حق امضا کردهایم، خانه را روی رودی متلاطم بنا کردهایم. محرم در راه است؛ پدر عاشورا فرمود: امواج فتنه را با سفینههای نجات در هم بشکنید. روحیه جهاد و مبارزه که اکنون با تقدیم شهدای عزیز و از نزدیک دیدنِ خباثتهای رژیم، در مردم بیدار شده باید گرم بماند.
@maktoob_omidvar
@maktoob_omidvar
۶:۵۵
تصوراتی که فرو ریخت
یکی از محاسن این جنگ برای طرفین این بود که اشتباه بودنِ برخی محاسبات و پیشبینیها برای هر دوطرف ثابت شد.
در زندگی فردی هم همین است؛ انسان خیالات و محاسباتی در ذهنش دارد؛ اما ربّ که پیِ تربیت بنده است، میداند که این خیالات چقدر میتواند برای عبد خطرناک باشد و سلوک و سفرش به بینهایت را مختل کند. البته رب برای بندگان شیطان هم برنامه دارد. آنها نیز باید در کفر، تا دَرَک اسفل پیش روند. میانهبازی مورد پسند او نیست.
گاهی درون خود احساس میکنیم که نسبت به فلان حادثه احتمالی در آینده چقدر ضعف داریم. این ضعف، ما را دچار ترس میکند و ترس، روح ما را از حرکت و سلوک باز میدارد.
روند گذر از این ترس اینطور است: خداوند حادثهای ایجاد میکند؛ ما غرق آن حادثه میشویم؛ تمام تدبیر و توکلمان همزمان به میانه بلا وارد میشود؛ از آن حادثه با تحمل مصائبی خارج میشویم اما با روحی توانمندتر، ترسِ کمتر و تجربهای کاملتر برای حوادث بعدی. در ابعاد یک امت یا ملت نیز وضع همین است.
اسرائیل خیال میکرد که با حمله ترکیبی به ایران در مدت زمان کمی، نظام اسلامی ساقط و کشور تجزیه میشود و نظام سیاسی همسو با غرب بر سرکار میآید و البته برای دفع خطر احتمالی همان هم، در مدت کوتاهی ایران را مثل سوریه کلنگی خواهد کرد. این جنگ، اشتباه بودن این محاسبه را نشان داد. او نیز طبعا به دنبال سناریوی قویتر برای همین هدف خواهد رفت (هشدار به خودمان).
ما خیال میکردیم که تنوع فعلی ابزارهای دفاعی و تهاجمی میتواند توانِ مقابله به مثل یا حتی بازدارندگی ایجاد کند. این هم محاسبه کاملی نبود. جنگ نشان داد که با وجود توان فوقالعاده موشکی و رشادت بیمثالِ این واحد، بازدارندگی و مقابله به مثل نیازمند راهبردهای کاملتری چون تنوع بیشتر در ابزارهاست. مطمئنا ما نیز دنبال تکمیل ابزارها خواهیم رفت. نسل جوانی که جنگنده بر فراز تهران دیده دیگر به صرفِ پدافند زمینی اکتفا نمیکند.
اسرائیل خیال میکرد که با حذف برخی مغزافزارهای ایران، روند جنگ و فناوری هستهای در جهت میل او تغییر خواهد کرد. این نیز اشتباه بود. ایران مردانه جنگید و خم به ابرو نیاورد. بعدا خواهیم دید که فناوری هستهای نیز بازگشت پیروزمندانهای خواهد داشت.
ما خیال میکردیم که مردم همراهی لازم را با جنگ نکنند و فضای تنش و لااقل جداکردن حسابشان از نظام سیاسی داغ شود. این نیز اشتباه بود و حتی عکس آن رخ داد.
امریکا خیال میکرد با ورود مستقیم به جنگ، کمر ایران را خواهد شکست و ترس عمومی و استیصال درو خواهد کرد. اما دیدیم که از هراس بالارفتن قیمت نفت، ادبیات مستکبر چگونه به فاصله کوتاهی تغییر کرد. ما و تصمیمگیران نیز دیدیم که محاسبات اقتصادی در جنگ چه وزنی دارد و ابزار نظامی چه وزنی.
ما حتی خیال هم نمیکردیم که در میانمان، اینهمه جاسوس و نفوذی پنهان باشد. خیال میکردیم اینها برای لبنان است که بیخ گوش اسرائیل است، نه ما!
من فکر میکنم برای فهرست محاسباتی که غلط بودنش در این جنگ آشکار شد، صبر تاریخی لازم است. مثلا تاریخ نشان خواهد داد که اعتماد به جوانان در بحبوحه همین جنگ چه دستاوردهایی داشته (یا میتوانست داشته باشد) که پیش از این در محاسبات برخی مسئولان جایی نداشت.@maktoob_omidvar
۱۱:۵۶
محرم و جهاد
سرخی قیام عاشورا، روحی است که هر کالبد بیجانی را زنده میکند؛ حال که مرزهای ایمان و کفر به واضحترین حال خود در طول تاریخ بشر رسیده، این عاشوراست که میتواند مؤمنین را از ضعف و ترس مصون بدارد. اینکه ذلت گزینه ما نیست و عزت در پی استقامت -ولو استقامتی که پایانش سرخ باشد- حاصل میشود، برترین پیام قیام اباعبدالله (علیه السلام) است.
محرم ما باید بوی استقامت دهد، شجاعت را در ملت ما تقویت کند. محتوای منبر ما باید بر مدار جهاد باشد. جهاد فی سبیل الله حیات جامعه را تضمین میکند. بدون جهاد، فرق میان جامعه انسانی و حیوانی روشن نیست.
هر جنگی جهاد نیست. جانمایه جهاد، دعوت است؛ گاهی با قتال هم همراه است و گاهی نیست. ملت ایران، 47 سال است که در حال جهاد است. آیا کسی هست که این را انکار کند؟ 47 سال است که جهان را به زیست انسانی دعوت میکند. اینکه بعد از این جهان، جهان دیگری آغاز میشود و انسان ادامه مییابد. اینکه در دنیا ظلم نکنید و برای زیستِ (به ظاهر) مرفه خود، مثل گرگها، دیگران را ندَرید. اینکه خدا حیّ و حاضر است و زمین را به حال خود رها نکرده...
البته برای این جهاد شرایطی لازم است. اگر مبلغ دین هستیم به مردم بگوییم که شروط این جهاد چیست و اگر محقق شود چه ابدیت زیبایی برای همه رقم خواهد زد. مطمئن باشید کسی که برای رفاه 60-70 سالِ دنیا سه شیفت کار میکند برای آسایش ابدی، خودش را وقف خواهد کرد. بگوییم که آسایش ابدی یک راه تضمینی، خاص و سریع دارد و آن جهاد است.@maktoob_omidvar
۶:۵۱
ندارم شانهای دستت دهم زلفم بیارایی چه میگویم پدر؟ دستت که جا مانده
پریشان گیسویت، آتش به قلب من به پا کردهکاش اینجا بود نزد دخترت، یک کهنه شانه
(محام)
پریشان گیسویت، آتش به قلب من به پا کردهکاش اینجا بود نزد دخترت، یک کهنه شانه
(محام)
۲۲:۰۲
وقت واکاوی درون است
یک جایی، سر بزنگاهی، سر یک پیچی، بالاخره باید با خودمان رو راست میشدیم.
اصلا حکمت عبور ما از سختیهای رنگرنگ دنیا همین خودشناسی است. من با خودم چند چندم؟ انسان خلق شدم که چه شود؟ اگر خودم را شناختم که شناختم و الا خدایم را هم نخواهم شناخت. گفتنیها را اهل سلوک و عرفان گفتهاند.
مثلا ترس. فقط هم ترس از جان نیست. آیندهی فرزندانم، خانوادهام، شهرم، کشورم. اصلا ترس، چیزی نیست جز نگرانی از پیشامدهایی که خارج از کنترل من است. راستش اگر باور کرده باشیم که خدا هست*، همه ترسها فرو میرزید.
فقط باید یک چیز را بپّاییم: *کم کاری خودم . در روایات نامیدهاندش: حد تقصیر*. امام ساجدین (ع) نامیدهاش: *استکثار الشر و استقلال الخیر*. یعنی هر چه کار خوب کرده باشم در مقابل راهی که باید بروم، توشهی ناچیزی است؛ هر چه بدی هم کرده باشم ولو کمش زیاد است. مثل سنگی که به شیشه جلوی هواپیما بخورد. شاید کوچک باشد ولی خرابیاش زیاد است.
پس اگر از چیزی همقرار شد بترسم، کمکاری خودم باشد والّا بزرگی خدا که حد ندارد و فرعون و نمرودها بالاخره در کمین او گرفتار میشوند و مومنین نجات مییابند اگر *سبحانک انی کنت من الظالمین را از عمق جان فریاد بزنند.
@maktoob_omidvar
@maktoob_omidvar
۸:۱۰
متن زیر را ۴ سال پیش نوشتم. پیش درآمدی باشد بر نقدی که به زودی درباره برخی تحلیلهای پساآتشبس خواهم نوشت
۱۰:۰۸
واقعیت ماجرا را بخواهید ما از تبیین علل واقعی پدیده های عالم ناتوان هستیم!
دنیایی که خداوند برای ما خلق کرده، پر از روابط تو در تو و پیچیده است. برخی آموزه های دینی تلاش دارند که این پرده را کمی کنار بزنند و ما را با حقایق عالم آشنا کنند. مثلا یک آموزه دینی میگوید اگر در جامعه، قضاوت ناعادلانه زیاد بشود، باران کم میشود. گزاره های دیگری هم در مورد علل کمی باران داریم. وجه جمع این گزارهها چیست؟
سختی و پیچیدگی ماجرا آن جا بیشتر میشود که بشر با حس و عقل خود میتواند برخی علل ظاهری و مادی پدیدهها را نیز کشف کند. مثلا گرم شدن زمین را معلول افزایش گازهای گلخانه ای بیابد. متون دینی، خداوند را بر اسباب و علل ظاهری غیور نشان داده؛ یعنی تصرف در اسباب ظاهری، قاعده نیست بلکه استثناست! قرار نیست آتش نسوزاند یا چاقو نبُرد مگر در جایی که او سبب معهود را با سببی غیر معهود جایگزین کند که معجزه از همین قبیل است.
گاهی نیز ترکیب پیچیده ای از اسباب ظاهری و غیبی را سامان داده و تو را دعوت میکند که هنرمندانه بین این دو جمع کنی. از همین روست که بسیاری از گزاره های دینی در نگاه اولیه، متناقض نماست. به این مثالها نگاه کنید:
1- مکانیزم تقسیم رزق امری غیبی و تحت ید مطلق پروردگار است اما از طرفی تو را دعوت به تلاش و کوشش برای کسب روزی کرده و حتی کسی که از طلب روزی به هدف عبادت کناره گیری میکند را سرزنش میکند.
2- فرشته ای ماموریت دارد که قیمت های بازار را تعیین کند؛ از طرفی تحلیل عقلائی میگوید که قیمت تابع مکانیزم عرضه و تقاضای بازار است و شواهد دینی زیادی هم بر این تبیین عقلائی صحه گذاشته مثل آن جا که گندم در مدینه کم شده و قیمتش افزایش پیدا کرده و امام به خادمشان دستور میدهد که همه گندم سال موجود در منزل را به بازار عرضه کند و روزانه خرید کند.(برای کاهش قیمت بازار به نفع مردم)
3- قرآن وعده میدهد که با ایمان و تقوا، رونق اقتصادی نصیب جامعه شما میشود و در جای دیگر به جامعه ایمانی وعده میدهد که به انواع بلاها و مشکلات گرفتار خواهید شد.
این مثالها در ادبیات دینی بیشمارند. هنر یک دینشناس، یافتنِ وجه جمع این گزارهها و تبیین آن برای مردم است؛ و در این مسیر باید مراقب باشد که نه گرفتار جبر شود و نه تفویض. نه همچون کلیسای قرون وسطی، خدا و شیوه ربوبیت او را عامل بدبختی و فلاکت مردم معرفی کند و نه همچون فیلسوفان مدرنیته از آن طرف بام بیفتد و همه علل غیر مادی را انکار کند.
و البته به یاد داشته باشد که دسترسی به علل واقعی پدیدهها شاید فقط در روز قیامت امکانپذیر باشد! پس فعلا «ما هستیم و علتهای احتمالی برای پدیدهها»
مهم آن است که دو ستون «ایمان به غیب» و «باور به اسباب» در کنار هم بالا برود و ساختمان باورهای ما را بسازد. هر یک از این دو ستون کج باشد، دیوار اعتقاداتمان ترک بر میدارد.
کارکرد امور غیبی، پوشش ناکارآمدیهای ما – در ساحت فرد، جامعه و حکومت- نیست. امدادها جاهایی میرسند که ما به وظایف خود عمل کرده باشیم و دست قدرتِ او، نقصهای طبیعی و بشریمان را جبران کند. در روایتی، امام صادق علیه السلام به فرزند خود اسماعیل توصیه میکنند که مال خود را به شارب الخمر برای تجارت ندهد. اما اسماعیل این کار را میکند و شارب الخمر همه مال او را به باد میدهد. امام فرزندش را در کنار کعبه ملاقات میکند در حالی که با خدا درد دل میکند و از خدا طلب اجر بر این مصیبت دارد. امام به او میفرماید کسی که مالش را به شارب خمر میدهد نباید جز خودش کسی را سرزنش کند.
سخن آخر آن که در موقعیت مواجهه با مردمی که سختترین مشکلات معیشتی را میگذرانند، اگر در مقام کشف علتِ احتمالی این حوادث هستیم باید نگاه بسیط به مساله را کنار بگذاریم. اینجا با مسالهای پیچیده و چندعاملی مواجهیم که اتفاقا بیشتر آموزههای سیاسی-اجتماعی دین، کفه سببیت حاکمیت اسلامی را سنگینتر معرفی میکند. همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) سبب عافیت و آسایش جامعه را شیوه حکمرانی عادلانه خود میداند: «أَلْبَسْتُكُمُ الْعَافِيَةَ مِنْ عَدْلِي»23/آبان/1400
@maktoob_omidvar
1- مکانیزم تقسیم رزق امری غیبی و تحت ید مطلق پروردگار است اما از طرفی تو را دعوت به تلاش و کوشش برای کسب روزی کرده و حتی کسی که از طلب روزی به هدف عبادت کناره گیری میکند را سرزنش میکند.
2- فرشته ای ماموریت دارد که قیمت های بازار را تعیین کند؛ از طرفی تحلیل عقلائی میگوید که قیمت تابع مکانیزم عرضه و تقاضای بازار است و شواهد دینی زیادی هم بر این تبیین عقلائی صحه گذاشته مثل آن جا که گندم در مدینه کم شده و قیمتش افزایش پیدا کرده و امام به خادمشان دستور میدهد که همه گندم سال موجود در منزل را به بازار عرضه کند و روزانه خرید کند.(برای کاهش قیمت بازار به نفع مردم)
3- قرآن وعده میدهد که با ایمان و تقوا، رونق اقتصادی نصیب جامعه شما میشود و در جای دیگر به جامعه ایمانی وعده میدهد که به انواع بلاها و مشکلات گرفتار خواهید شد.
مهم آن است که دو ستون «ایمان به غیب» و «باور به اسباب» در کنار هم بالا برود و ساختمان باورهای ما را بسازد. هر یک از این دو ستون کج باشد، دیوار اعتقاداتمان ترک بر میدارد.
@maktoob_omidvar
۱۰:۰۸
بازارسال شده از جامعه اندیشکدهها
همچنین پیشنهاد میشود براساس فناوریهای مبتنیبر تحلیل داده، نظام توزیع به صورت لحظهای پایش شود تا از هرگونه فساد یا کمبود و احتکار پیشگیری شود.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_حذف_ارز_ترجیحی
۵:۵۰
رشد دفعی نرخ ارز، جرقه اعتراضات اخیر بود. طراحی دشمن و آمادگی کامل او برای بلعیدن ایران واضح بود اما پرسش من این است که ما چه کنیم تا نقشه دشمن تکمیل نشود؟
@maktoob_omidvar
۱۹:۳۸