#اخبار#رویداد
۷:۰۸
۱. دانشجویان و پژوهشگران علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات امنیتی ۲. تحلیلگران سیاسی و کارشناسان اندیشکدهها ۳. دیپلماتها، مشاوران سیاست خارجی و کارکنان وزارت امور خارجه ۴. استراتژیستهای حزبی و مدیران کمپینهای انتخاباتی ۵. روزنامهنگاران و تحلیلگران رسانهای تخصصی ۶. متخصصان اقتصاد سیاسی ۷. علاقهمندان عمومی با پیشزمینه دانشگاهی به مسائل ژئوپلیتیک و مذاکرات هستهای
#اخبار#رویداد
۸:۲۴
کلیدواژگان: تاب آوری، چالش ها و آسیب های اجتماعی
#مسائل_اجتماعی#طراحی_اگو_مدل
۱۳:۳۱
نقدی بر منطق تنظیمگری اندیشکدهها در ایران؛
از خیرخواهی فرضی تا خطای نهادی پرهزینه
صابر میرزایی
در تحلیل شیوه تنظیمگری فعالیت اندیشکدهها، میتوان نیت تدوینکنندگان آییننامه را خیرخواهانه فرض کرد؛ اما خیرخواهی، شرط کافی برای سیاستگذاری درست نیست. آنچه محل مناقشه است، «روش» انتخابشده برای مواجهه با نهاد اندیشه است؛ روشی که نهتنها برای اندیشکدهها زیانبار است، بلکه در افق کلان، به تضعیف ظرفیت سیاستگذاری کشور میانجامد.
انتظار طبیعی آن است که نگرانیهای احتمالی نسبت به فعالیت اندیشکدهها، از مسیر نظارت پسینی، متناسب و موردی مدیریت شود؛ نه ازطریق سازوکارهای پیشینی، سختگیرانه و مجوزمحور. در شرایطی که هیچ بحران ساختاری در نظام اندیشهای کشور مشاهده نمیشود، توسل به تنظیمگری سنگین و بوروکراتیک، نه یک واکنش عقلانی، بلکه پیشدستی غیرضروری و پرهزینه تلقی میشود.
*خطای انتخاب نهاد متولی تنظیمگری*یکی از خطاهای بنیادین، سپردن تنظیمگری اندیشکدهها به وزارت علوم است؛ نهادی که منطق عمل آن، بهطور تاریخی، مبتنی بر کنترل پیشینی، ارزیابیهای شکلی و سختگیریهای ساختاری در حوزه دانشگاه و پژوهشگاههاست. طبیعی نیست که این منطق، بدون تعدیل و بازاندیشی، به حوزهای تعمیم یابد که ماهیتا با دانشگاه تفاوت دارد.درمقابل، تجربه تنظیمگری در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با همه نقدهای وارد بر آن، نشان داده است که تنظیمگری مبتنیبر خودتنظیمی صنفی، نهادهای واسط و رسیدگی قضایی در موارد حاد، کارآمدتر و کمهزینهتر است. رسانهها، نویسندگان، ناشران و هنرمندان، نه از طریق مداخله مستقیم دولت، بلکه عمدتاً از مسیر انجمنها و نهادهای صنفی خود تنظیم میشوند و دولت در مقام آخرین مرجع ورود میکند، نه بازیگر اصلی.
*پیامدهای سیاستی شروط بوروکراتیک*گنجاندن شروطی مانند الزام به رشته تحصیلی «مرتبط»، ترکیب خاص هیئت امنا یا حضور چهرههای سیاسی و اداری، نشانه سوءفهمی عمیق از منطق اندیشکدهای است. این شروط، نه کیفیت اندیشه را تضمین میکند و نه از انحراف جلوگیری؛ بلکه عملا ورود نسلهای جدید اندیشگانی را دشوار، پرهزینه و بعضا ناممکن میسازد.چنین رویکردی، بهویژه برای اندیشکدههای نوپا، حکم سد نهادی دارد و در عمل، با حذف تدریجی صداهای تازه، تنوع فکری و نوآوری سیاستی را قربانی میکند. حتی با فرض نیت خیرخواهانه، نتیجهی این مسیر چیزی جز تضعیف زیستبوم اندیشه نخواهد بود.
تعمیم یک تجربه ناموفقتجربه تنظیمگری سختگیرانه در حوزه پژوهش و دانشگاه، پیشتر نیز نتایج مطلوبی به همراه نداشته است. تعمیم همان الگو به حوزه اندیشکدهها، که کارویژهای متفاوت، چابک و مسئلهمحور دارند، ریسکی مضاعف است. محدودسازی، نظارت بوروکراتیک و کنترل پیشینی، اگر در حوزه پژوهش پاسخ نداده، در حوزه اندیشه عمومی و سیاستپژوهی بهمراتب پرهزینهتر خواهد بود.
*ضرورت اصلاح مسیر و پیشنهاد جایگزین*تا پیش از نهاییشدن این روند، هنوز امکان اصلاح وجود دارد. اندیشکدهها میتوانند و باید بهصورت فردی و جمعی، ضمن طرح ایرادات، الگوهای جایگزین تنظیمگری را پیشنهاد دهند؛ الگوهایی مبتنیبر:- خودتنظیمی حرفهای و صنفی؛- نظارت پسینی و موردی؛- مداخله حداقلی دولت؛- ارجاع اختلافات حاد به مراجع قضایی.
تنظیمگری اندیشکدهها نیازمند «آموزش سیاستگذار» است، نه صرفا صدور آییننامه. تا زمانی که ماهیت نهاد اندیشه فهم نشود، هر قاعدهای -حتی با نیت خیر- میتواند به مانعی برای تفکر تبدیل شود.
در خبرگزاری ایسنا
#بازتاب#پرونده_مجوز_اندیشکدهها
جامعه اندیشکدهها در وب I بله I تلگرام
انتظار طبیعی آن است که نگرانیهای احتمالی نسبت به فعالیت اندیشکدهها، از مسیر نظارت پسینی، متناسب و موردی مدیریت شود؛ نه ازطریق سازوکارهای پیشینی، سختگیرانه و مجوزمحور. در شرایطی که هیچ بحران ساختاری در نظام اندیشهای کشور مشاهده نمیشود، توسل به تنظیمگری سنگین و بوروکراتیک، نه یک واکنش عقلانی، بلکه پیشدستی غیرضروری و پرهزینه تلقی میشود.
تنظیمگری اندیشکدهها نیازمند «آموزش سیاستگذار» است، نه صرفا صدور آییننامه. تا زمانی که ماهیت نهاد اندیشه فهم نشود، هر قاعدهای -حتی با نیت خیر- میتواند به مانعی برای تفکر تبدیل شود.
#بازتاب#پرونده_مجوز_اندیشکدهها
۶:۰۷
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
۱۵:۵۷
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
۱۵:۵۷
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
۱۵:۵۷
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
۱۵:۵۷
نقدی بر خطای مقررهگذاری و منطق تنظیمگری اندیشکدهها؛
پارادوکس دولتیسازی و رانت نهادی در غیبت کامل منطق حمایتی
علیرضا شاهمیرزایی
آییننامه نحوه تاسیس و فعالیت اندیشکدهها (مصوب وزارت علوم)، در خوانش دقیق، بیش از آنکه حاصل یک مسئلهفهمی روشن باشد، نشانهای از رویکردی رفعتکلیفی و فاقد دقت تقنینی است. گویی با پدیدهای مواجه بودهایم که صرفا «باید» برای آن متنی نوشته میشد؛ بیآنکه ابتدا روشن شود مسئله چیست، چه خلایی وجود دارد و این مداخله قرار است کدام گره سیاستی را بگشاید؟
تعریف اندیشکده در این آییننامه، چنان موسع و مبهم است که مرز آن با هر فعالیت مبتنیبر فکر، مشاوره و تحلیل از میان میرود. در این منطق، هر کنش فکری میتواند مشمول مجوز، نظارت و حتی انحلال شود؛ رویکردی که نهتنها با عقل تنظیمگری سازگار نیست، بلکه به جرمانگاری ضمنیِ اندیشه شباهت پیدا میکند. چنین توسعه بیضابطهای از دامنه شمول قانون، بهجای حل مسئله، تولید مسئله میکند.
تعارض آشکار با قوانین بالادستیآییننامه مزبور، از حیث حقوقی نیز محل اشکال جدی است. اعطای اختیارات گسترده به نهاد اجرایی برای «تایید»، «نظارت مستمر» و «سلب مجوز» اندیشکدهها، بدون معیارهای عینی و قابل سنجش، در تعارض آشکار با قانون تسهیل صدور مجوزها و روح حاکم بر برنامه هفتم توسعه قرار دارد. درحالیکه قانونگذار از «ساماندهی» سخن گفته، نه از اعطای اختیارات موسع و سلیقهای برای انحلال و تعطیلی.در چنین شرایطی، این آییننامه نهتنها واجد مشروعیت سیاستی نیست، بلکه بهسادگی میتواند از سوی هیئت تطبیق قوانین مجلس مردود شناخته شود. تنظیمگریای که معیار ندارد، ناگزیر به سلیقه واگذار میشود و سلیقه، دشمن حکمرانی عقلانی است.
*فقدان معیار و واگذاری تشخیص به سلیقه اداری*از بنیادیترین ایرادات آییننامه، فقدان معیارهای روشن برای تشخیص «گزارش سیاستی»، «خروجی معتبر» یا «کارکرد اندیشکدهای» است. آیا میتوان انتظار داشت یک کارمند اداری، فارغ از زمینه تخصصی، تشخیص دهد که متنی سیاستپژوهانه هست یا نیست؟ این فرض، نه واقعبینانه است و نه منصفانه.در حوزهای که نه رانت توزیع میشود، نه منافع اقتصادی کلان در میان است، چنین حجمی از سختگیری و کنترل پیشینی، نهتنها غیرضروری بلکه غیرعقلانی است. اگر هدف مقابله با تخلفاتی نظیر پولشویی یا فعالیت غیرقانونی است، قوانین عام و موجود برای آن کفایت میکند و نیازی به مجوزسازی جدید برای اندیشه وجود ندارد.
پارادوکس دولتیسازی و تشویق رانت نهادیدر تناقضی آشکار، آییننامه از یکسو محدودکننده فعالیت مستقل اندیشکدههاست و از سوی دیگر، با الزام به حضور مقامات دولتی در ارکان مدیریتی اندیشکدهها، عملا رانت نهادی ایجاد میکند. اگر دغدغه، جلوگیری از سواستفاده مدیران سابق است، این مسیر نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه آن را تشدید میکند.
*غیبت کامل منطق حمایتی*شگفتآور آنکه در تمام این آییننامه، تقریبا هیچ نشانی از سیاست حمایتی دیده نمیشود. اندیشکدهها نه بهعنوان نهادهای دانشبنیان به رسمیت شناخته شدهاند و نه از حداقل مزیتهای متناسب با نقششان برخوردارند. در کشوری که بحرانهای مزمن سیاستی سالهاست بیپاسخ مانده و دولتها پیوسته از فقدان پشتوانه کارشناسی گلایه میکنند، تضعیف نهاد اندیشه تصمیمی پرهزینه و خلاف منافع عمومی است.
*پیشنهاد سیاستی: ارزیابی مبتنیبر اثرگذاری، نه مجوز*مسیر عقلانی، نه در مجوزدهی و تهدید به انحلال، بلکه در ارزیابی پسینی و حمایت هدفمند است. معیار ارزیابی اندیشکده باید «میزان استفاده واقعی سیاستگذاران از خروجیهای آن» باشد. میتوان سازوکاری شفاف طراحی کرد که در آن مدیران اجرایی و نمایندگان، صرفا اعلام کنند از کدام اندیشکده و برای حل کدام مسئله استفاده کردهاند؛ بینیاز از داوری محتوایی و سلیقهای.بر این اساس، اندیشکدهها میتوانند رتبهبندی شوند و حمایتها صرفا به سطوحی تعلق گیرد که اثرگذاری آنها مستند است. این الگو، هم رقابت سالم ایجاد میکند، هم کیفیت را بالا میبرد و هم از مداخله غیرضروری دولت پرهیز میکند.
*جمعبندی*آنچه در این آییننامه دیده میشود، نه ساماندهی اندیشه، بلکه تقدم «بگیر و ببند اداری» بر «حمایت هوشمندانه» است. سیاستگذاریای که ابزار کنترل دارد اما منطق تشویق ندارد، درنهایت به تضعیف همان ظرفیتی میانجامد که مدعی ساماندهی آن است. امید آن است که پیش از تثبیت این خطا، مسیر اصلاح از مجاری قانونی گشوده شود.
در خبرگزاری مهر
#بازتاب#پرونده_مجوز_اندیشکدهها
جامعه اندیشکدهها در وب I بله I تلگرام
تعریف اندیشکده در این آییننامه، چنان موسع و مبهم است که مرز آن با هر فعالیت مبتنیبر فکر، مشاوره و تحلیل از میان میرود. در این منطق، هر کنش فکری میتواند مشمول مجوز، نظارت و حتی انحلال شود؛ رویکردی که نهتنها با عقل تنظیمگری سازگار نیست، بلکه به جرمانگاری ضمنیِ اندیشه شباهت پیدا میکند. چنین توسعه بیضابطهای از دامنه شمول قانون، بهجای حل مسئله، تولید مسئله میکند.
#بازتاب#پرونده_مجوز_اندیشکدهها
۱۶:۰۱
#رصد#پرونده_اعتراضات
۷:۰۶
#یادداشت_سیاستی
۱۰:۲۰
#رصد#پرونده_اعتراضات
۱۲:۱۷
#رصد#پرونده_اعتراضات
۱۴:۰۳
نقد سیاستگذارانه آییننامه فعالیت اندیشکدهها
بحران فهم نهادی در منطق مجوزدهی به اندیشکدهها
" />
کیومرث اشتریان
آییننامه فعالیت اندیشکدهها، اگرچه در ظاهر با هدف ساماندهی و حمایت از نهادهای فکری تدوین شده، اما در محتوا و منطق اجرایی، با فلسفه وجودی اندیشکدهها در تعارضی بنیادین قرار دارد. این آییننامه نهتنها استقلال فکری و پویایی معرفتی اندیشکدهها را به رسمیت نمیشناسد، بلکه با فروکاستن نهاد اندیشه به یک واحد اداریِ مجوزمحور، عملا کارکرد آن را از «تولید فکر» به «تکمیل فرم» تنزل میدهد.در ادامه، دو اصل بنیادین اندیشکدهها و سپس مهمترین نقدهای سیاستی به این آییننامه طرح میشود.
استقلال نهادی و فکری اندیشکدههااندیشکده، ذاتا یک نهاد آزاد فکری است؛ نه یک سازمان اداری، نه یک واحد وابسته به دولت و نه یک ساختار امتیازمحور. کارویژه اندیشکده، «تفکر جمعی»، «تضارب آرا» و «تولید ایده» در فضای غیرمتصلب است. هرگونه تلاش برای محصور کردن این نهاد در قالبهای بوروکراتیک، آن را از ماهیت خود تهی میکند.نگاه حاکم بر آییننامه، اندیشکده را به نهادی تبدیل میکند که باید از دولت «مجوز»، «تاییدیه» و «تشخیص صلاحیت» دریافت کند؛ گویی اندیشه، امری اعطایی و قابل رتبهبندی اداری است. این در حالی است که دولت، نه مرجع تشخیص اعتبار فکر است و نه اساسا از ابزارهای لازم برای چنین داوریای برخوردار است. تجربهی ساختار اداری کشور نیز نشان میدهد که این فرآیندها بیش از آنکه تسهیلگر باشند، فرساینده و بازدارندهاند.
میانرشتگی و رهایی از تصلب دانشگاهیاندیشکدهها بر مرزهای دانش حرکت میکنند، نه درون دیسیپلینهای متصلب دانشگاهی. نوآوریهای فکری، عموما در نقاط تلاقی رشتهها شکل میگیرند، نه در چارچوبهای بسته تخصصی. شرطگذاریهای آییننامه که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر «تخصص رسمی»، «رشتهی تحصیلی» یا «تعریفهای محدود خبرگی» تکیه دارد، با منطق اندیشکدهای در تعارض است.در فضای اندیشه، اعتبار یک ایده نه از عنوان مدرک، بلکه از کیفیت استدلال، عمق مطالعه و میزان پذیرش در جامعهی فکری ناشی میشود. آییننامهای که میکوشد اندیشه را پیشاپیش در قالبهای رسمی تعریف کند، عملاً امکان حرکت میانرشتهای و نوآورانه را مسدود میکند.
نقدهای ساختاری و سیاستی
۱.بوروکراتیزهکردن نهاد اندیشهالزام به «تایید کمیسیون» و «تصویب شورای گسترش»، اندیشکده را وارد فرآیندی طولانی، پرهزینه و غیرضروری میکند که هیچ تناسبی با ماهیت چابک و مسئلهمحور این نهاد ندارد. این سازوکارها، نه ضامن کیفیتاند و نه حافظ منافع عمومی؛ بلکه صرفا بازتولیدکننده منطق دیوانسالاری در حوزهای هستند که اساسا دیوانسالارپذیر نیست.
۲.ابهام مفهومی و فقدان معیار حقوقیعباراتی مانند «تبیین توانمندیها»، «مزیتهای ویژه» یا «خبرگی برای پاسخ به نیازها»، فاقد تعریف حقوقی روشن و معیار سنجش عینیاند. چنین مفاهیم کشداری، زمینهساز تصمیمگیریهای سلیقهای و غیرشفاف میشوند و با اصول حکمرانی خوب، شفافیت و قابلیت پیشبینی تعارض دارند.
۳.نفی تکثر و رقابت فکریالزام به «تعیین نقطه تمایز» بهگونهای که گویی هر حوزه مسئله فقط ظرفیت یک اندیشکده را دارد، نشاندهنده سوءفهم عمیق از منطق تولید فکر است. در همه حوزهها -از حملونقل و سلامت گرفته تا سیاست اجتماعی- تکثر دیدگاهها، رویکردها و مکاتب فکری نهتنها طبیعی، بلکه ضروری است. محدودسازی این تکثر، بهمعنای مهندسی اندیشه و تضعیف رقابت معرفتی است.
۴.دولتیسازی حکمرانی اندیشکدههاالزام به حضور مقامات دولتی (وزیر، معاون وزیر، مدیرکل و…) در ارکان تصمیمگیری اندیشکدهها، استقلال نهادی این مراکز را بهطور مستقیم نقض میکند. این رویکرد، اندیشکده را از یک نهاد ناظر و منتقد سیاست، به بخشی از زنجیره اداری دولت فرو میکاهد و تعارض منافع آشکاری ایجاد میکند.
۵.تعارض با قانون اساسیآییننامه حاضر، در مواردی فراتر از قانون بالادستی حرکت کرده و حتی با برخی اصول بنیادین -ازجمله آزادی اندیشه، آزادی تشکل و استقلال نهادهای مدنی- در تعارض قرار میگیرد. بدتر آنکه آییننامه اجرایی، محدودکنندهتر از خود قانون و این امر، از منظر حقوق عمومی محل اشکال جدی است.
جمعبندیمسئله اصلی آییننامه، بحران فهم نهادی از «اندیشکده» است. تا زمانی که نهاد اندیشه با عینک بوروکراسی، امنیتمحوری و کنترل اداری دیده شود، هر آییننامهای، به کاریکاتوری از تنظیمگری بدل خواهد شد. اصلاح این وضعیت، مستلزم بازگشت به فلسفه وجودی اندیشکدهها، پذیرش تکثر فکری و پرهیز از دولتیسازی اندیشه است.
#بازتاب#پرونده_مجوز_اندیشکده
جامعه اندیشکدهها در وب I بله I تلگرام
آییننامه فعالیت اندیشکدهها، اگرچه در ظاهر با هدف ساماندهی و حمایت از نهادهای فکری تدوین شده، اما در محتوا و منطق اجرایی، با فلسفه وجودی اندیشکدهها در تعارضی بنیادین قرار دارد. این آییننامه نهتنها استقلال فکری و پویایی معرفتی اندیشکدهها را به رسمیت نمیشناسد، بلکه با فروکاستن نهاد اندیشه به یک واحد اداریِ مجوزمحور، عملا کارکرد آن را از «تولید فکر» به «تکمیل فرم» تنزل میدهد.در ادامه، دو اصل بنیادین اندیشکدهها و سپس مهمترین نقدهای سیاستی به این آییننامه طرح میشود.
۱.بوروکراتیزهکردن نهاد اندیشهالزام به «تایید کمیسیون» و «تصویب شورای گسترش»، اندیشکده را وارد فرآیندی طولانی، پرهزینه و غیرضروری میکند که هیچ تناسبی با ماهیت چابک و مسئلهمحور این نهاد ندارد. این سازوکارها، نه ضامن کیفیتاند و نه حافظ منافع عمومی؛ بلکه صرفا بازتولیدکننده منطق دیوانسالاری در حوزهای هستند که اساسا دیوانسالارپذیر نیست.
۲.ابهام مفهومی و فقدان معیار حقوقیعباراتی مانند «تبیین توانمندیها»، «مزیتهای ویژه» یا «خبرگی برای پاسخ به نیازها»، فاقد تعریف حقوقی روشن و معیار سنجش عینیاند. چنین مفاهیم کشداری، زمینهساز تصمیمگیریهای سلیقهای و غیرشفاف میشوند و با اصول حکمرانی خوب، شفافیت و قابلیت پیشبینی تعارض دارند.
۳.نفی تکثر و رقابت فکریالزام به «تعیین نقطه تمایز» بهگونهای که گویی هر حوزه مسئله فقط ظرفیت یک اندیشکده را دارد، نشاندهنده سوءفهم عمیق از منطق تولید فکر است. در همه حوزهها -از حملونقل و سلامت گرفته تا سیاست اجتماعی- تکثر دیدگاهها، رویکردها و مکاتب فکری نهتنها طبیعی، بلکه ضروری است. محدودسازی این تکثر، بهمعنای مهندسی اندیشه و تضعیف رقابت معرفتی است.
۴.دولتیسازی حکمرانی اندیشکدههاالزام به حضور مقامات دولتی (وزیر، معاون وزیر، مدیرکل و…) در ارکان تصمیمگیری اندیشکدهها، استقلال نهادی این مراکز را بهطور مستقیم نقض میکند. این رویکرد، اندیشکده را از یک نهاد ناظر و منتقد سیاست، به بخشی از زنجیره اداری دولت فرو میکاهد و تعارض منافع آشکاری ایجاد میکند.
۵.تعارض با قانون اساسیآییننامه حاضر، در مواردی فراتر از قانون بالادستی حرکت کرده و حتی با برخی اصول بنیادین -ازجمله آزادی اندیشه، آزادی تشکل و استقلال نهادهای مدنی- در تعارض قرار میگیرد. بدتر آنکه آییننامه اجرایی، محدودکنندهتر از خود قانون و این امر، از منظر حقوق عمومی محل اشکال جدی است.
#بازتاب#پرونده_مجوز_اندیشکده
۱۶:۳۷
#اطلاعیه
۵:۵۵
#رصد#پرونده_اعتراضات
۸:۵۲
#یادداشت_سیاستی#پرونده_اعتراضات
۱۱:۱۱
همچنین پیشنهاد میشود براساس فناوریهای مبتنیبر تحلیل داده، نظام توزیع به صورت لحظهای پایش شود تا از هرگونه فساد یا کمبود و احتکار پیشگیری شود.
#یادداشت_سیاستی
۵:۰۰
۷:۳۲
#رصد#پرونده_اعتراضات
۱۱:۵۱