بله | کانال جامعه اندیشکده‌ها
عکس پروفایل جامعه اندیشکده‌هاج

جامعه اندیشکده‌ها

۱۶.۹ هزار عضو
undefined بسته سیاستی حمایت از کسب‌وکارها در دوران جنگ و پساجنگ
undefined اندیشکده نظام مسائل حکمرانی کشور سیاست‌های حمایتی و توسعه‌ای برای تاب‌آوری و بازسازی اقتصادی کسب‌وکارها در هنگام جنگ و پس از جنگ را برمی‌شمارد.
undefined گزارش حاضر نشان می‌دهد که اقتصاد در دوران جنگ با تغییرات بنیادین در ساختار فعالیت‌ها و نحوه تخصیص منابع روبرو می‌شود. در این شرایط، افزایش نااطمینانی و تضعیف زنجیره‌های تأمین، تداوم فعالیت بنگاه‌های کوچک و متوسط را برای حفظ اشتغال و ظرفیت تولید به یک ضرورت حیاتی تبدیل می‌کند؛ از این رو، تقویت تاب‌آوری اقتصادی برای مقابله با شوک‌ها و بازیابی سریع پس از بحران، در اولویت سیاست‌گذاری قرار می‌گیرد.
undefined بررسی وضعیت کسب‌وکارها حاکی از آن است که بنگاه‌ها با مجموعه‌ای از فشارهای هم‌زمان در حوزه‌های تولید، مالی و بازار دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اختلال در لجستیک، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و کاهش تقاضای مؤثر در کنار دشواری در دسترسی به جریان نقدی و تسهیلات بانکی، باعث شده است که فعالیت‌های اقتصادی با عدم قطعیت و فشارهای عملیاتی شدیدی همراه شود.
undefined علاوه بر چالش‌های محیطی، وجود مجموعه‌ای از موانع قانونی و نهادی باعث ایجاد فشار مضاعف بر بخش خصوصی می‌شود. سخت‌گیری در اجرای مقررات مالیاتی، بروکراسی پیچیده اداری و نبود چارچوب‌های حقوقی شفاف برای مدیریت قراردادها در شرایط اضطراری، از جمله عواملی هستند که انعطاف‌پذیری بنگاه‌ها را در مواجهه با بحران به شدت کاهش می‌دهند.
undefined کسب‌وکارها در این دوران با چالش‌های عملیاتی قابل‌توجهی از جمله آسیب‌دیدگی زیرساخت‌های انرژی و شبکه‌های حمل‌ونقل روبرو هستند. همچنین جابه‌جایی نیروی انسانی متخصص و محدودیت در دسترسی به مواد اولیه، استمرار تولید را تهدید می‌کند که این مسئله ضرورت اتخاذ رویکردی جامع برای حمایت از توان عملیاتی بنگاه‌ها را دوچندان می‌سازد.
undefined در پاسخ به وضعیت موجود، مجموعه‌ای از سیاست‌های حمایتی برای دوران بحران پیشنهاد شده است که بر ارائه بسته‌های مالی، اعطای تسهیلات کم‌بهر ه و تعدیل مقررات بیمه‌ای و مالیاتی تمرکز دارد. تسهیل تجارت و واردات مواد اولیه در کنار ساده‌سازی فرآیندهای گمرکی و توسعه ابزارهای دیجیتال، از دیگر راهکارهایی است که می‌تواند به حفظ ظرفیت تولید و کاهش اختلالات کمک کند.
undefined در نهایت، گزارش بر ضرورت تغییر رویکرد در دوره پساجنگ از مدیریت بحران به سمت بازسازی ساختاری تأکید می‌کند. اولویت‌های اصلی در این مرحله شامل تدوین برنامه‌های جامع برای احیای زیرساخت‌ها، اجرای اصلاحات نهادی جهت بهبود محیط کسب‌وکار و جذب سرمایه‌گذاری است تا از طریق تقویت اکوسیستم کارآفرینی، مسیر رشد پایدار و پویایی اقتصاد هموار شود.
undefined مطالعه خلاصه و دریافت متن کامل پژوهش
#طراحی_سازوکار#صنعت_تجارت#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱۵:۳۴

بازارسال شده از خانه اندیشه‌ورزان
thumbnail
undefined سیاست‌های حکمرانی در تدوین قوانین و مقررات تنگه هرمز
undefinedاندیشکده حکمرانی بهره‌وری امیرکبیر با همکاری خانه اندیشه‌ورزان برگزار می‌کند.
undefined نشست تخصصی و هم‌اندیشی نکات قابل توجه و سیاست‌های حکمرانی در تدوین قوانین و مقررات تنگه هرمز، بر اساسundefined کنوانسیون حقوق دریاها، undefined اصول حقوقی جنگ‌های دریایی،undefined قانون مناطق دریایی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس و دریای عمان،undefined قوانین مبارزه با تامین مالی تروریسم در تنگه هرمز،undefined میزان وابستگی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به تنگه هرمز،undefined شناخت ابزار قدرت دشمن تروریست نظیر حق وتو و دلار، undefined مقایسه عوارض عمومی و عوارض ویژه تردد از تنگه‌های طبیعی و مصنوعی در دنیا،undefined راهبردهای ایران در اخذ غرامت ۱۶۰۰ میلیارد دلاری از آمریکا و شرکای آنان.
undefined در شرایط عادی و صلح، آتش‌بس و جنگ
undefined با حضور:undefined مدیران و کارشناسان اندیشکده‌ها، مجامع علمی و صاحب‌نظران، قانون‌گذاران و دستگاه‌های اجرایی مرتبط
undefined ارائه دهنده و دبیر نشست:undefined محمدرضا حدادیمدیر اندیشکده حکمرانی بهره‌وری امیرکبیر
undefined یکشنبه، ۲۳ فروردین‌ماه | ساعت ۱۴ الی ۱۶undefined حضوری و مجازیundefined خانه اندیشه‌ورزان | تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹٠۷، ساختمان شمالی، طبقه سوم، سالن کنفرانس وی‌آی‌پی
undefined پیوند شرکت در جلسه
#رویداد #اخبار#تنگه_هرمز#پرونده_مقاومت_ملی
undefined خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!

۳:۳۱

بازارسال شده از خانه اندیشه‌ورزان
thumbnail
undefined محله‌محوری؛ الگوی تاب‌آوری، حین و پس از جنگ
undefined سخنرانان:undefined فاطمه قاسم‌پوررئیس گروه زنان و خانواده مجمع تشخیص مصلحت نظام
undefined کمیل قیدرلومعاون اجتماعی و فرهنگی مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined میثم مظفرعضو شورای شهر شهر تهران
undefined ریحانه رحمانی‌پورمدیر دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined سینا شیخیپژوهشگر مسائل اجتماعی
undefined سید آرش وکیلیانپژوهشگر مسائل اجتماعی
undefined علیرضا بلیغپژوهشگر اقتصاد سیاسی

undefined یک‌شنبه، ۲۳ فروردین‌ماه | ساعت ۱۶ تا ۱۹undefined خانه اندیشه‌ورزان | تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر(عج) و برادران مظفر، پلاک ۹٠۷
#رویداد #اخبار #پرونده_مقاومت_ملی
undefined خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!

۵:۳۰

thumbnail
undefined ایران و چین پسا جنگ رمضان
undefined اندیشکده تین شیا با همکاری مرکز دیپلماسی اقتصادی و خانه اندیشه‌ورزان برگزار می‌کند:
undefined هشتمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی جنگ رمضان
undefined باحضور:undefined دکتر حسین قاهری عضو شورای علمی اندیشکده تین شیا رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
undefined دبیر نشست:undefined رستم ضیائیپژوهشگر دیپلماسی اقتصادی
undefined زمان: یکشنبه ۲۳ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۸
undefined پیوند شرکت در نشست
#اخبار#رویداد#پرونده_جنگ
undefined  جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۷:۳۳

بازارسال شده از خانه اندیشه‌ورزان
thumbnail
undefined جایگاه ایران در هندسه قدرت آینده جهان
undefined اندیشکده تین شیا با همکاری مرکز دیپلماسی اقتصادی و خانه اندیشه‌ورزان برگزار می‌کند.
undefined نهمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی جنگ رمضان
undefined باحضور: undefined دکتر سیدحمزه صفویعضو هیات علمی دانشگاه تهران
undefined دبیر نشست:undefined رستم ضیائیپژوهشگر دیپلماسی اقتصادی
undefined دوشنبه، ۲۴ فروردین‌ماه | ساعت ۱۵undefined مجازی در بستر اسکای‌رومundefined پیوند شرکت در نشست
#رویداد #اخبار#پرونده_مقاومت_ملی
undefined خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!

۹:۳۱

undefined فقدان نگاه استراتژیک در مذاکرات اسلام‌آبادمذاکره با امریکا به عادت سیاسی تبدیل شده است
undefined محمد بهمن‌آبادی، مدیر اندیشکده سبا
مطابق اظهارات رسمی، ریاست محترم جمهور از روز پنجم جنگ به‌دنبال کنترل جنگ بود اما به‌مرور با فشار مردم و نظامیان به‌سمت جنگ میان‌مدت حرکت و از اواسط جنگ رد و بدل پیام‌ها را برای زمینه مذاکرات فراهم کرد. از نگاه دکتر پزشکیان، جنگ مقدمه‌ای برای رسیدن به صلح و راه مشترک با امریکا است. او به‌دنبال توازن روابط با امریکا، روسیه و چین و مدیریت تنش با امریکا حتی پس از جنگ است. درواقع استراتژی دولت «جنگ برای رسیدن به صلح، توازن و همکاری» بود.
دکتر قالیباف و مشاورین او (غریب‌آبادی، شاکری و...) نیز در سال‌های اخیر از مذاکره با امریکا استقبال کرده و نقدهای آنان بیش‌تر به تیم مذاکره‌کننده بوده است. از نگاه آنان معامله قبلی با امریکا تمام شده و باید معامله جدیدی با مختصات جدید به امریکا عرضه شود و همین وابستگی امریکا به این منافع و نیز پافشاری بر حقوق اساسی ایران، می‌تواند مذاکرات را به ثمر برساند.
در این بین، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر جدید انقلاب، همانند سلف صالح خویش فرصت کافی جهت تبیین شرافتمندانه نبودن مذاکرات پیدا نکردند و این خلا تبیین حضوری، فرصت خوبی را فراهم آورد تا برخی مسئولین سیاسی کشور مذاکرات اسلام‌آباد را دقیقا مانند خط رسانه‌ای سابق خود در برجام، قرارداد الجزایر، مذاکرات سعدآباد، قطعنامه ۵۹۸ و... با هماهنگی کامل مقام معظم رهبری قلمداد کنند.
کنش رهبر سوم انقلاب اسلامی بسیار نزدیک به پیام رهبر شهید به ادّعای حسن روحانی در مکتوب خویش مبنی‌بر پیروزی ایران در برجام به امام شهید بود: «مطابق آن‌چه مرقوم فرموده‌اید...» و در طی زمان علل مخالفت خویش با برجام و اصل مذاکره با امریکا را تبیین کردند. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای نیز همین سبک را پیش گرفتند: «اگر بر فرض، ضرورتا نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگین‌تر از قبل به‌نظر میرسد. مسلما فریادهای شما در میادین، در نتیجه‌ مذاکرات موثر است» و با تاكيد بر حضور مردم در میادین برای تاثیر بر مذاکره درواقع فشار بر مذاکرات را حفظ کردند. جملات ایشان نشان می‌دهد مذاکرات طراحی ایشان نبوده بلکه آن را طرح مسئولین می‌دانند که برای موفقیت آنان از سلاح مردم و دعا بهره می‌برند. چراکه مطابق قانون اساسی و رویه رهبران قبل انقلاب، معمولا تیم مذاکره‌ کننده‌ای یا طرح مستقلی از طرف رهبری پیگیری نمی‌شود و دولت‌ها مطابق اختیارات خویش استراتژی مذاکرات را با وزارت خارجه و شعام پیش می‌برند چراکه قانون اساسی نیز این مأموریت را مخصوص رهبری و به‌عهده ایشان قرار نداده است.
استراتژی مردم و نیروهای مسلح در جنگ اخیر «تضعیف توان رزم دشمن و گرفتن امتیاز در میانه جنگ» ازطرف امریکایی در منطقه (اخذ غرامت، برچیده‌شدن پایگاه‌ها و...) و تضعیف توان جنگیدن رژیم صهیونیستی (اعم از تاب‌آوری مردم، سیاسی و نظامی) جهت بازگرداندن بازدارندگی ازدست‌رفته دربرابر حملات آنان تا اخذ غرامت و تحمیل شروط ایران در میدان بود. این استراتژی اما با استراتژی «جنگ برای صلح، توازن و همکاری» دولت و وزارت خارجه فاصله داشت و تنها در مسیر ۴۰ روزه توانستد به یک وفاق دست یابد چراکه راهبرد دولت برای خاتمه جنگ نیز نیاز به مقدماتی ازجمله تثبیت قدرت میدانی تا سطح رسیدن به چانه‌زنی داشت که در ۴۰ روز محقق شد؛ بنابراین ادامه جنگ برای تضعیف یا نابودی بخش منطقه‌ای توان رزمی دشمن توجیه نداشت؛ امری که از اظهارات یوسف پزشکیان (فرزند و مشاور غیررسمی رئیس جمهور) در پاسخ به منتقدین سخنان رئیس جمهور می‌توانست درک شود. او اشاره کرد مگر قرار است امریکا و اسرائیل را نابود کنیم که به رئیس‌جمهور در مورد اظهاراتش خاتمه جنگ انتقاد می‌کنید؟
بنابراین دولت امریکا با زیرکی سیاسی از بن‌بست جنگ خارج شد و مذاکرات را به بن‌بست رسانید تا دو طرف به جمع صفر سیاسی برسند. احتمالا در ادامه امریکا با ادامه جنگ در لبنان و سایر جبهه‌ها به‌دنبال کم‌اثرکردن ابزارهای دیگر ایران مانند تنگه هرمز و... حرکت کند.
به نظر نگاه قاطبه مسئولین کنونی هنوز از مدار ترس و احترام به امریکا می‌گذرد. خواستن رفع تحریم‌ها و پذیرش حق غنی‌سازی برای چندمین‌بار در شروط ایران نشان از نادیده‌گرفتن قدرت ملی و پذیرش هژمونی و حتی استمرار مداخله امریکا در امور کشور است. قدرتی که در جنگ نظامی دچار زمین‌گیری و شکست راهبردی بوده است اما در ذهن دیپلماتیک ایران، هنوز مرجع اعطا و سلب حق انگاشته می‌شود.
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱۰:۳۰

undefined ادامه نبرد چه می‌شود؟
undefined<img style=" />undefined مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده احیای سیاست
تیم مذاکره‌کننده ایرانی ریسک‌های امنیتی مهمی را پذیرفت و برای دفاع از حقوق ایران، به اسلام‌آباد رفت و پیشنهادهای متعددی را به طرف امریکایی ارائه کرد، اما ونس تحت فشار لابی شدید اسراییل در مورد ذخایر اورانیوم و فشار ترامپ در مورد تنگه هرمز نتوانست به جمع‌بندی برسد و نخواست که ریسک تصمیمات بزرگ را بپذیرد. نکته مهم این مذاکرات این بود که تهران به‌دلیل عدم تحقق دو پیش‌شرط خود، از بازگشایی تنگه هرمز استنکاف کرد و حتی با لاک‌کردن روی دو رزم‌ناو امریکایی و شلیک پهپاد به‌سمت آن‌ها که قصد تست‌کردن سطح حساسیت ایران را داشتند، تلاش امریکا برای کنترل و بازگشایی این تنگه را ناکام‌ گذاشت.
اکنون دو حالت متصور است؛ یا طرف امریکایی در تبدیل این وضعیت به جنگ مجدد تعلل خواهد کرد و خواهد کوشید با افزایش فشار در حوزه کشتیرانی ایران و ایجاد فشار اقتصادی، موضع خود را ارتقا دهد و پس از آن در ادامه مسیر دیپلماتیک جدیدی را باز کند. مسلما در آن‌صورت، ایران به‌منظور واکنش به فشار به حوزه کشتیرانی و نفت خود، به‌سمت برخی اقدامات جبرانی در منطقه حرکت خواهد کرد؛ اما توصیه اکید این است که ایران زمان را از دست ندهد و با رایرنی سطح بالا با قدرت‌های بزرگ و تعریف نقش مشخصی برای آن‌ها در دوران پساجنگ در منطقه، زمینه وساطت آن‌ها را به‌شکلی که وزنه وساطت آن‌ها به‌نفع تهران سنگینی کند، فراهم کند. بارها گفته‌ایم و باز هم می‌گوییم که سطح این‌ پرونده، سطح کشورهای کوچکی چون عمان و قطر و قدرت‌های منطقه‌ای چون پاکستان نیست. همچنین تهران دیگر نباید حضور ویتکاف و کوشنر را در مذاکرات بپذیرد.
حالت دوم این است که ضمن افزایش فشار اقتصادی بر ایران، فضا حتی زودتر از دو هفته به‌سمت عملیات‌های ترور و تصاعد جنگ و شاید حرکت به‌سمت تخریب زیرساخت‌ها پیش خواهد رفت؛ که این به آن معنی است که اسراییل به‌عنوان پیشران و مسبب اصلی این جنگ، هزینه‌های ادامه جنگ را برای خود کمتر از فواید آن ارزیابی می‌کند. درآن‌صورت، تهران برای تحقق شروط خود، چاره‌ای ندارد جز آنکه علاوه‌بر حفظ فشار بر بازارهای جهانی و اقدامات جبرانی در منطقه، برخی از ملاحظات در مدیریت جنگ ۴۰ روزه را -که مبتنی‌بر دکترین جنگ فرسایشی است- کنار گذار و در بازه زمانی کوتاه‌تری نظام محاسباتی را در اسراییل تغییر دهد تا فضا برای گشوده‌شدن باب جدیدی از مذاکره در کوتاه‌ترین زمان هموار شود.
در هر دو حالت باید دقت کرد که اولا آمادگی برای بدترین شرایط، ازجمله ترور و جنگ‌ زیرساختی شرط عقل است و ثانیا مسئله مدیریت صحنه و زمان برای ایران بسیار مهم است و تهران با فعالیت گسترده در سطوح عالی دیپلماسی و رایزنی با قدرت‌های بزرگ و کنارگذاشتن برخی ملاحظات در بانک اهداف، نباید اجازه دهد که ایالات متحده مدیریت زمان و صحنه را به‌دست گیرد.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱۲:۱۰

undefined غذا برای صلح؛ چرا ایران می‌تواند پرچمدار تعریف تازه‌ای از امنیت غذایی در منطقه باشد؟
undefined اندیشکده سیاست‌گذاری غذایی کشتبان
undefined تا چند دهه پیش، امنیت غذایی عمدتا به معنای دسترسی پایدار مردم به غذای کافی، سالم و مغذی تعریف می‌شد. اما تحولات ژئوپلیتیکی، بحران‌های اقلیمی و استفاده ابزاری از منابع حیاتی، باعث شده است که امروز در محافل سیاستگذاری جهانی از پدیده‌ای تازه سخن گفته شود: «غذا به مثابه سلاح». در این چارچوب، غذا دیگر صرفا یک کالای اقتصادی یا یک نیاز انسانی نیست؛ بلکه می‌تواند به ابزار فشار سیاسی، کنترل جمعیت و حتی جنگ تبدیل شود. هشدار درباره «تسلیح‌سازی غذا» در گزارش‌های بسیاری از نهادهای بین‌المللی دیده می‌شود.
undefined نمونه‌ای آشکار از این وضعیت را می‌توان در بحران غزه مشاهده کرد. در جریان جنگ اخیر، سیاست محدودسازی شدید ورود غذا، سوخت و کمک‌های انسانی به این منطقه، عملا به ایجاد شرایط گرسنگی گسترده در میان غیرنظامیان انجامید. در چنین شرایطی، امنیت غذایی دیگر تنها مسئله‌ای کشاورزی نیست؛ بلکه به موضوعی راهبردی در سیاست جهانی بدل شده است. در جهانی که غذا می‌تواند به سلاح تبدیل شود، جامعه بین‌المللی بیش از هر زمان دیگری نیازمند شکل دادن به گفتمانی تازه است؛ گفتمانی که در آن غذا نه ابزار فشار، بلکه وسیله‌ای برای همکاری، ثبات و صلح باشد. در این میان، شرایط منطقه غرب آسیا و موقعیت ایران می‌تواند فرصت مهمی برای طرح چنین رویکردی با محوریت «غذا برای صلح» فراهم کند.
undefined کشورهای منطقه خلیج فارس در حوزه امنیت غذایی با چالش‌های مشترکی روبه‌رو هستند. دولت‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس، بیش از 80 درصد نیاز غذایی خود را از طریق واردات تأمین می‌کنند. ایران نیز با وجود ظرفیت‌های قابل توجه کشاورزی، در برخی اقلام اساسی به واردات وابسته است. محدودیت منابع آب، اقلیم خشک، کمبود زمین قابل کشت و رشد سریع جمعیت شهری ازجمله چالش‌های مشترک کشورهای منطقه در حوزه امنیت غذایی هستند.
undefined امنیت غذایی در جهان امروز به موضوعی منطقه‌ای و شبکه‌ای تبدیل شده است. هیچ کشوری حتی کشورهای ثروتمند نمی‌تواند به طور کامل و مستقل از دیگران امنیت غذایی خود را تضمین کند. در چنین شرایطی، شکل‌گیری نوعی «دیپلماسی غذایی» در منطقه خلیج فارس می‌تواند پاسخی واقع‌بینانه به این چالش‌ها باشد. دیپلماسی غذایی به معنای استفاده از ظرفیت‌های تولید، تجارت و زیرساخت‌های غذایی برای تقویت همکاری میان کشورها و کاهش آسیب‌پذیری‌های مشترک است.
undefined از این منظر، پیشنهاد شکل‌گیری یک «پیمان امنیت غذایی منطقه‌ای» میان کشورهای خلیج فارس و همسایگان نزدیک می‌تواند گامی مهم در جهت تثبیت همکاری‌های بلندمدت باشد. چنین پیمانی می‌تواند شامل محورهایی مانند سرمایه‌گذاری مشترک در کشاورزی، ایجاد ذخایر راهبردی غذایی منطقه‌ای، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل و لجستیک غذایی، و هماهنگی در مدیریت بحران‌های غذایی باشد. همکاری در حوزه فناوری‌های کشاورزی، مدیریت منابع آب و توسعه کشاورزی هوشمند نیز می‌تواند بخش مهمی از این چارچوب باشد.
undefined یکی از مهم‌ترین مزیت‌های ایران در این زمینه، موقعیت ژئوپلیتیکی آن است. تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های تجارت جهانی به شمار می‌رود و بخش بزرگی از تجارت انرژی و کالا از این مسیر عبور می‌کند. در کنار آن، کریدورهای ترانزیتی ایران به‌ویژه کریدور شمال به جنوب امکان دسترسی به منابع بزرگ تولید غلات در اوراسیا را فراهم می‌کنند. چنین ساختاری می‌تواند زنجیره تأمین غذایی منطقه را کوتاه‌تر، امن‌تر و کم‌هزینه‌تر کند. علاوه بر ظرفیت‌های ترانزیتی، ایران از توان قابل توجهی در صنایع غذایی و صنایع تبدیلی برخوردار است. شبکه گسترده کارخانه‌های فرآوری، بسته‌بندی و نگهداری محصولات غذایی در کشور می‌تواند به ایجاد ارزش افزوده در زنجیره تأمین منطقه کمک کند.
undefined ترکیب منابع مالی از کشورهای ثروتمند خلیج فارس با نیروی انسانی متخصص، تجربه کشاورزی و زیرساخت‌های صنعتی ایران می‌تواند به ایجاد الگویی تازه از همکاری منطقه‌ای منجر شود. شکل‌گیری همکاری‌های منطقه‌ای برای تأمین مشترک غذا، علاوه بر بعد اقتصادی، می‌تواند به تقویت اعتماد سیاسی و کاهش تنش‌ها نیز کمک کند. هنگامی که کشورها در زنجیره‌های تأمین حیاتی به یکدیگر وابسته شوند، انگیزه بیشتری برای حفظ ثبات و جلوگیری از بحران خواهند داشت. به همین دلیل، طرح مفهوم «غذا برای صلح» می‌تواند به عنوان یک گفتمان جدید در سیاست منطقه‌ای مطرح شود. در این چارچوب، غذا نه ابزار رقابت و فشار، بلکه بستری برای همکاری، اعتمادسازی و توسعه مشترک خواهد بود.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱۳:۵۹

undefined نقش هوش مصنوعی در جنگ رمضان
undefined موسسه متد به بررسی نقش هوش مصنوعی در جنگ رمضان و ارائه راهبردهایی در برابر محور آمریکا-اسرائیل در این حوزه پرداخت است.
undefinedهوش مصنوعی در سال های اخیر به یکی از موثرترین فناوری های تحول آفرین در حوزه دفاعی و نظامی تبدیل شده است. این فناوری با توانایی پردازش حجم گسترده ای از داده ها، افزایش سرعت تصمیم گیری و بهبود دقت عملیات، ساختار سنتی مدیریت میدان نبرد را دگرگون کرده است. سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی قادرند وضعیت های پیچیده عملیاتی را تحلیل کرده، الگوهای تهدید را شناسایی نموده و راهکارهای مناسب را برای فرماندهان ارائه دهند. کاربردهای هوش مصنوعی در جنگ های مدرن شامل مدیریت سامانه های خودکار و نیمه خودکار، تحلیل اطلاعات ماهواره ای، افزایش کارایی سامانه های پدافندی، بهینه سازی لجستیک و پشتیبانی از تصمیم گیری راهبردی است.
undefinedمهم ترین پیامدهای هوش مصنوعی برای ایران در برابر محور آمریکا-اسرائیل در دو محور قابل بررسی است:undefinedریسک «فشار مقیاسی» در هدف یابی و حملات پرتراکم: کاربست AI در هدف یابی نشان می دهد خطر اصلی، افزایش تعداد اهداف و سرعت انتخاب حمله است. پیام سیاستی برای ایران این است که باید در برابر «تراکم عملیات» و تهدیدات چندمحوره، معماری دفاعی داده محور و مقاوم داشته باشد.undefinedتهدید «عملیات ادراکی مولد» و بی ثبات سازی اعتماد: در سطح اجتماعی، خطر صرفا جعل یک ویدئو نیست؛ بلکه ایجاد «ابهام پایدار» درباره اصالت هر پیام است. دیپ فیک ها و فریب های AI می تواند اعتماد را تضعیف کنند و حتی زمینه را برای انکار حقیقت فراهم سازند.
undefinedدر این راستا بسته اقدامات حاوی شش اقدام ارائه شده است. ایجاد «ستاد یکپارچه حکمرانی هوش مصنوعی در جنگ» در کوتاه مدت (تا 30روز)، راه اندازی «مرکز عملیات داده و بینایی ماشین برای ISR و هشدار» در میان مدت (تا 6ماه) و ایجاد «برنامه دفاع شناختی مبتنی بر هوش مصنوعی و تحلیل شبکه» در بلندمدت در این بسته گنجانده شده است.
undefined مطالعه خلاصه و دریافت متن کامل پژوهش
#بررسی_تحلیل#آموزش_علم_فناوری#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱۵:۲۹

undefined آتش‌بس یا بازآرایی قدرت؟
undefined داوود منظور، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان برنامه‌وبودجه دولت سیزدهم
تحولات اخیر نشان می‌دهد آنچه در ظاهر به‌عنوان «آتش‌بس» در جنگ تحمیلی سوم مطرح شد، نه پایان جنگ، بلکه ورود به مرحله‌ای پیچیده‌تر از همان بازی پیشین است؛ مرحله‌ای که در آن تغییر میدان نظامی به عرصه چانه‌زنی ژئو‌اکونومیک و تثبیت دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران رخ داده است. این وضعیت را باید در چارچوب یک بازی پویا با اطلاعات ناقص در «نظریه بازی‌ها» تحلیل کرد؛ جایی که هدف، نه خاتمه جنگ، بلکه تغییر قواعد آن است.
بیانیه شورای عالی امنیت ملی این واقعیت را تثبیت کرد که ایران، آتش‌بس را صرفا یک وقفه تاکتیکی برای تبدیل پیروزی میدانی به دستاورد سیاسی می‌داند. تاکید بر ادامه جنگ تا تحقق اهداف، در کنار پذیرش مذاکرات محدود، نشان‌دهنده راهبردی است که در آن مذاکره، ادامه میدان است، نه جایگزین آن.
در این چارچوب، طرح ۱۰ ماده‌ای ایران را باید به‌عنوان «نقشه بازآرایی نظم منطقه‌ای» فهمید؛ طرحی که تلاش می‌کند برتری در میدان را به امتیازات ساختاری، حقوقی و پایدار تبدیل کند. ابعاد این طرح عبارتند از:
undefined تنگه هرمز و شریان انرژی:شرط «عبور کنترل‌شده»، هرمز را از یک اهرم فشار موقت به یک نهاد پایدار کنترل ژئواکونومیک تبدیل می‌کند. تکمیل این بند با «پروتکل رسمی عبور امن»، قدرت ژئوپلتیک ما را به یک امتیاز دائمی و حق تثبیت‌شده بین‌المللی ارتقا می‌دهد که می‌تواند تا باب‌المندب نیز گسترش یابد؛
undefined بازتعریف امنیت منطقه‌ای:شرط «پایان جنگ علیه محور مقاومت» و مطالبه راهبردی «خروج نیروهای رزمی امریکا»، به‌معنای ایجاد یک چتر امنیتی جدید و حذف تهدید مستقیم نظامی است که در منطق نظریه بازی‌ها، ساختار بازی را با کاهش حضور رقیب تغییر می‌دهد؛
undefined انتقال هزینه و بازسازی اقتصادی:«پرداخت کامل خسارت‌های جنگ» (به‌عنوان پذیرش ضمنی مسئولیت و تحمیل هزینه شکست به دشمن) و «رفع همه تحریم‌های اولیه و ثانویه»، مسیر را برای افزایش قدرت اقتصادی پساجنگ ایران هموار می‌کند؛
undefined زیرساخت حقوقی و مالی نظم جدید:«لغو قطعنامه‌های شورای حکام و شورای امنیت» (بستن مسیر بازگشت تحریم‌ها) و «آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده» (تامین مالی فوری توان داخلی)، دو رکن اساسی این طرح هستند؛
undefined قفل نهایی دستاوردها:مهم‌ترین بند این طرح، «تصویب همه این موارد در قالب یک قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت» است. این بند از تکرار تجربه توافق‌های بدون ضمانت اجرایی جلوگیری می‌کند و قفل نهایی را برای تثبیت نتایج بازی می‌زند.
در کنار این چارچوب، ناکامی امریکا در عملیات‌های پرهزینه نفوذ به عمق ایران، در منطق نظریه بازی‌ها به‌عنوان «علامت‌دهی پرهزینه ناموفق» عمل کرده و باعث تضعیف تصویر توان عملیاتی دشمن و افزایش قدرت مطالبه‌گری ایران شده است.
undefined عنصر حیاتی زمان:وضعیت فعلی یک تعادل ناپایدار در آستانه تشدید است. بازی وارد مرحله‌ای شده که اقتصاد، انرژی، ادراک و زمان تعیین‌کننده‌تر از عملیات نظامی‌اند. ترامپ با فشار داخلی و نگرانی متحدان مواجه است، درحالی‌که ایران با اتکا به انسجام اجتماعی، توان مدیریت بازی در زمان طولانی‌تر را دارد. این تفاوت در تاب‌آوری زمانی، به‌تدریج موازنه را به نفع ایران تغییر می‌دهد.
نتیجه آنکه، طرح ۱۰ ماده‌ای ایران یک بسته کامل برای افزایش هزینه بازگشت به درگیری است. اگر این مسیر به نتیجه برسد، خروجی آن آغاز یک نظم جدید منطقه‌ای خواهد بود و اگر به شکست بینجامد، بازی به میدانی به‌مراتب پرهزینه‌تر بازمی‌گردد.
undefined حرف آخر:در معادلات قدرت، دیپلماسی بدون پشتوانه میدانی و مردمی خلع سلاح است. ازاین‌رو، همان‌طور که نیروهای مسلح دست‌به‌ماشه، مذاکرات اسلام‌آباد را نظاره می‌کنند، ضروری است که مردم انقلابی و همیشه‌درصحنه نیز، حضور پرشور خود در خیابان‌ها و به‌ویژه تجمعات شبانه را به‌عنوان بزرگترین پشتوانه تولید قدرت برای تیم مذاکره‌کننده با جدیت ادامه دهند.
بحول الله و قوته. ان‌شاءالله.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۴:۳۰

undefined چگونه پاکستان نقش میانجی را به‌دست آورد؟
undefined اندیشکده تهران به‌نقل از نشنال‌اینترست
روسیه که درگیر جنگ خود در اوکراین است، در موقعیتی نبود که بتواند نقش میانجی را بر عهده بگیرد. چین نیز به‌دلیل نزدیکی بیش از حد به منافع ایران، از نظر واشنگتن نمی‌توانست یک میانجی بی‌طرف و قابل اعتماد تلقی شود. کشورهای حوزه خلیج فارس خود در جایگاه طرف‌های درگیر قرار داشتند. ترکیه با توجه به نقش‌آفرینی در مذاکرات غزه و ارتباط با هر دو طرف، از اعتبار برخوردار بود، اما دسترسی مستقیم به واشنگتن را نداشت؛ دسترسی‌ای که پاکستان پس از بازگشت دونالد ترامپ به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵ به‌تدریج ایجاد کرده بود. پاکستان همچنین گزینه مطلوب ایران بود. تهران بر این باور بود که قرار گرفتن اسلام‌آباد در معرض فشارهای جغرافیایی و محدودیت‌های داخلی، آن را به‌طور ساختاری از تبدیل شدن به ابزاری در دست واشنگتن بازمی‌دارد.
undefined پرورش رابطه با دونالد ترامپ توسط پاکستانبا بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، پاکستان به‌سرعت وارد عمل شد. نخست‌وزیر شریف از نخستین رهبرانی بود که دعوت ترامپ برای پیوستن به «هیئت صلح»—چارچوبی بحث‌برانگیز برای تثبیت منطقه—را پذیرفت. این اقدام، نشانه‌ای زودهنگام و آشکار از هم‌راستایی با واشنگتن در زمانی بود که بسیاری از دولت‌های غربی هنوز با تردید عمل می‌کردند.
بااین‌حال، رابطه مهم‌تر، میان ترامپ و فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر شکل گرفت. در دیدارهای متعدد در طول سال ۲۰۲۵، ترامپ با شور و حرارت قابل توجهی از منیر تمجید کرد و او را «یک جنگجوی بزرگ»، «فردی بسیار مهم» و «انسانی استثنایی» خواند. ترامپ به‌طور علنی اظهار داشت که پاکستان «ایران را بسیار خوب می‌شناسد، بهتر از بسیاری دیگر». در نتیجه، هنگامی که اسلام‌آباد پیشنهاد میانجی‌گری برای پایان دادن به جنگ ایران را مطرح کرد، این پیشنهاد به رئیس‌جمهوری ارائه شد که از پیش به حامل پیام اعتماد داشت. معماری پشت‌پرده آتش‌بس نیز بازتاب همین پویایی بود. بنا بر گزارش رویترز، منیر «تمام شب» با معاون رئیس‌جمهور جی‌دی ونس، نماینده ویژه استیو ویتکاف و وزیر امور خارجه ایران عباس عراقچی در تماس بود تا توافق در ۶ آوریل شکل بگیرد.
undefinedآنچه امریکا و ایران می‌خواهند و آنچه پاکستان نیاز داردشکاف میان اهداف واشنگتن و مطالبات رسمی تهران بسیار عمیق است. ترامپ تأکید کرده که در هر توافق نهایی، «به موضوع ذخایر هسته‌ای ایران رسیدگی خواهد شد»، در حالی که چارچوب ۱۰ ماده‌ای ایران صراحتاً خواستار به‌رسمیت شناختن برنامه غنی‌سازی خود است. ایران همچنین خواهان خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های منطقه‌ای، لغو کامل تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و پرداخت غرامت جنگی است. واشنگتن تاکنون بسیاری از این مطالبات را به‌طور علنی نپذیرفته است. پر کردن این شکاف مستلزم میانجی‌ای است که حاضر باشد هزینه سیاسی انتقال پیام‌های ناخوشایند هر طرف به طرف دیگر را بپذیرد. اینجاست که وضعیت خاص پاکستان اهمیت پیدا می‌کند.
پاکستان خود ذی‌نفع مستقیم این بحران است. بسته شدن تنگه هرمز موجب شوک قیمتی در بازار نفت شده است. پاکستان بخش عمده انرژی خود را وارد می‌کند و هرگونه اختلال طولانی‌مدت در عبور و مرور از هرمز به معنای کمبود عرضه و افزایش شدید هزینه واردات خواهد بود—و این برای کشوری که با شکنندگی مزمن اقتصاد کلان دست‌وپنجه نرم می‌کند، بسیار پرهزینه است.
undefinedدستاوردهای پاکستان از میانجی‌گرینکته قابل توجه این است که پاکستان، صرف‌نظر از نتیجه مذاکرات این آخر هفته در اسلام‌آباد، تاکنون نیز دستاوردی مهم کسب کرده است. در سال‌های گذشته، هند راهبردی دیپلماتیک را برای به حاشیه راندن پاکستان دنبال کرده است: منزوی کردن آن در موضوع تروریسم فرامرزی، دور نگه داشتنش از پلتفرم‌های چندجانبه، و تصویرسازی از آن به‌عنوان بازیگری بی‌ثبات‌کننده به‌جای یک دولت مسئول. این راهبرد تا حدی موفق بوده و پاکستان اغلب در مجامع بین‌المللی در موضع دفاعی قرار داشته است.
اما میانجی‌گری، این معادله را معکوس کرده است. اکنون پاکستان میزبان مذاکراتی میان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان و یکی از مهم‌ترین بازیگران خاورمیانه است. صرفِ برگزاری این مذاکرات—فارغ از نتیجه آن—پاکستان را در جایگاه یک بازیگر جدی دیپلماتیک قرار می‌دهد؛ جایگاهی که با هیچ بیانیه یا نشست دوجانبه‌ای به‌دست نمی‌آمد.
پاکستان به این نقش رسید، زیرا گزینه‌های دیگر عملاً از میان رفته بودند و موقعیت خاص آن باعث شد به تنها میانجی‌ای تبدیل شود که هر دو طرف حاضر به همکاری با آن بودند. زمانی که هم واشنگتن و هم تهران به دعوت اسلام‌آباد پاسخ دادند، این نشانه‌ای بود از اینکه دیپلماسی صبورانه پاکستان سرانجام لحظه خود را یافته است.
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۶:۳۹

طراحی چارچوب حقوقی و مدیریتی برای تنگه هرمز.pdf

۱.۳۴ مگابایت

undefined طرح پیشنهادی برای چارچوب حقوقی و مدیریتی مناسب بر روی تنگه هرمز
undefined<img style=" />undefined مرکز نوآوری تابا
جنگ رمضان، معادلات امنیتی خلیج فارس را برای دهه‌ها تغییر داد. اکنون وقت آن است که قواعد حقوقی و مدیریتی تنگه هرمز را هم متناسب با این شرایط بازتعریف کنیم.
در این سند که توسط اندیشکده تابا تهیه شده، یک چارچوب حقوقی و مدیریتی جامع برای اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پیشنهاد شده است:
undefined ممنوعیت عبور شناورهای کشورهای متخاصم (امریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی)؛undefined الزام به اخذ مجوز برای شناورهای نظامی سایر کشورها؛undefined ایجاد نهاد راهبری و اتاق کنترل تنگه هرمز (با مشارکت بخش خصوصی و همکاری عمان)؛undefined تعریف عوارض عبور مبتنی‌بر اصل انتفاع (الهام از کانال سوئز و تنگه مالاکا)؛undefined سازوکار تسویه ارزی خارج از سلطه دلاری (یوآن، طلا، تهاتر کالا).
undefinedنکته:تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی ایران قرار دارد و ایران با استناد به حق تحفظ‌های خود در کنوانسیون حقوق دریاها، می‌تواند نظام حقوقی متناسب با منافع امنیتی خود را پیاده کند.
undefined برای اطلاع از جزئیات، فایل پیوست را بخوانید.
#اخبار#نشراندیشکده#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۹:۳۱

بازارسال شده از خانه اندیشه‌ورزان
thumbnail
undefined هجینگ، رکن گمشده سیاست خارجی ایران
undefined اندیشکده تین شیا با همکاری مرکز دیپلماسی اقتصادی و خانه اندیشه‌ورزان برگزار می‌کند.
undefined دهمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی جنگ رمضان
undefined با حضور: undefined دکتر روح‌الامین سعیدی عضو هیئت‌علمی دانشگاه امام صادق (ع)
undefined دبیر نشست:undefined رستم ضیائیپژوهشگر دیپلماسی اقتصادی
undefined سه‌شنبه، ۲۵ فروردین‌ماه | ساعت ۱۸undefined مجازی در بستر اسکای‌رومundefined پیوند شرکت در نشست
#رویداد #اخبار#پرونده_مقاومت_ملی
undefined خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!

۱۲:۳۱

undefined تنگه هرمز؛ جایی که دلارهای امریکا هم معادله را تغییر نمی‌دهد
undefined<img style=" />undefined سیدامیرحسین سیدیزدی، کارشناس تجارت بین‌الملل اندیشکده ایتان
در نخستین هفته تنش‌ها و تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی، بسته شدن تنگه هرمز به مهم‌ترین متغیر معادلات منطقه تبدیل شد. توقف تردد در این شاهراه حیاتی انرژی بیش از هر چیز تحت تأثیر دو عامل شکل گرفت:undefined هشدارهای قاطع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران؛undefined جهش بی‌سابقه ریسک‌های جنگی در منطقه.
با افزایش ریسک، بازار بیمه دریایی نیز دچار شوک شد. بسیاری از شرکت‌های بیمه بین‌المللی پوشش جنگی در خلیج فارس را متوقف کردند و نرخ بیمه جنگی از حدود نیم درصد ارزش کشتی به نزدیک ۱۰ درصد رسید؛ افزایشی که در کنار ناامنی مسیر، عملا عبور بسیاری از کشتی‌ها را متوقف کرد.
واشنگتن برای بازگرداندن جریان کشتیرانی تلاش کرد با اختصاص ۲۰ میلیارد دلار پوشش بیمه اتکایی، ریسک شرکت‌ها را کاهش دهد؛ تلاشی که نتیجه‌ای نداشت و اکنون گفته می‌شود این رقم به ۴۰ میلیارد دلار افزایش یافته است. بااین‌حال تجربه نشان می‌دهد در تنگه هرمز، تعیین‌کننده اصلی نه بسته‌های مالی بلکه واقعیت‌های میدانی است.
در چنین شرایطی، ایران علاوه‌بر اتکای به اقتدار نظامی خود می‌تواند ابتکار عمل اقتصادی–امنیتی تازه‌ای نیز تعریف کند؛ ازجمله طراحی سازوکار «بیمه جنگی با پشتوانه امنیتی ایران» برای تضمین امنیت تجارت مشروع و مدیریت هوشمند تردد در این گذرگاه راهبردی.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱۵:۳۰

thumbnail
undefined پرتگاه تاب‌آوری رشد اقتصادی در کشورهای خلیج فارس
undefined امیرحسین عرب‌پور، پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی، در گفت‌وگو‌ با رسانه تصویری آن
undefinedدرحال‌حاضر الگوی توسعه کشورهای خلیج فارس مورد تشکیک جدی قرار گرفته است. زیرا خالی از عنصر امنیت ملی پایدار بود. در اثر اقدام متقابل ایران، بیش از هر چیز جریان سرمایه‌گذاری خارجی که موتور رشد اقتصادی کشورهای خلیج فارس بود آسیب دید. جوانب دیگری مثل گردشگری و برند ملی آن‌ها نیز تا سال‌ها نیازمند ترمیم است. زیرا ناامنی یک امر ادراکی است و هاله آن باقی می‌ماند.
undefinedدانش فنی بومی و درون‌زا، ضریب ماندگاری این صنایع در ایران را غیرقابل مقایسه با کشورهای خلیج فارس به سبب تنش‌های امنیتی اخیر کرده است. حتما توازن توسعه‌ای در شمال و جنوب خلیج فارس تغییر کرده است و بخش مهمی از سرمایه‌گذاری رژیم صهیونیستی در ادغام اقتصادی با همسایگان ایران بی نتیجه خواهد ماند.
undefinedامیرحسین عرب‌پور، در پنج دقیقه پیش رو به اقدام متقابل ایران علیه زیرساخت‌های اقتصادی امریکا در منطقه پرداخته و آثار بلندمدت و راهبردی آن در توازن قدرت و ثروت را برشمرده است.
#کلیپ#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۴:۳۰

undefined سود و‌ زیان محاصره دریایی ایران برای اطراف منازعه
undefined<img style=" />undefined سعید فضل زرندی، سردبیر تمام‌رخ
‎تغییر فاز امریکا از ایده‌های پرریسک با نتایج نامعلوم مثل تصرف جزایر و هلی‌برن و عصر حجر و امثالهم به‌سمت ایده کم‌ریسک‌تر محاصره دریایی، نشانه‌ای از تغییر استراتژی بزرگتری در صحنه جنگ است.
‎‏برخلاف نگاه عمومی در ایران که محاصره را یک بازی کوتاه‌مدت برای امتیازگیری در مرحله بعدی مذاکره تصور می‌کنند، [ضمن اینکه این سناریو را نامحتمل نمی‌دانم] فکر می‌کنم احتمال اینکه هدف امریکا از این اقدام، حرکت به‌سمت یک جنگ کم‌شدت، طولانی‌تر، کم‌ریسک‌تر و کم‌هزینه‌تر برای امریکا و پرهزینه‌تر برای ایران باشه کم نیست. یعنی ایده محاصره دریایی می‌تواند به‌نوعی فن بدل «فرسایشی‌کردن جنگ» باشد. ما با هضم ضربات اولیه امریکا و فرسایشی‌کردن جنگ پلن اول دشمن را معکوس کردیم و حالا شاید امریکا فن بدلی زده باشد تا این‌بار او بتواند فرسایش را جذب و هزینه بیشتر را به دوش ما بیندازد. به‌صورتی‌که گذر زمان دیگر به نفع ما نباشد. اگر امریکا بتواند با کنترل سطح تنش (عدم اسکلیشن نظامی) هم ایران را در موقعیت اضطراری اقتصادی نگه دارد، هم قیمت نفت را حدود ۱۰۰ دلار حفظ کند، شاید بتواند ضمن مدیریت تبعات جنگ برای اقتصاد خودش ما را تحت فشار موثر برای پذیرش خواسته‌هایش قرار دهد.
اگر این سناریو درست باشد، اقدام درست از جانب جمهوری اسلامی این است که نگذارد محاصره طبیعی انگاشته و طولانی شود. جلوگیری از صادارت نفت یا واردات کالای اساسی مورد نیاز به کشور عین زدن نیروگاه یا تلاش برای تصرف خارک می‌ماند. باید به همین چشم به مسئله نگاه کرد و پاسخ داد.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۷:۲۹

thumbnail
undefined تحول در ساختار امنيتی منطقه: اثرات منازعات اخير و بازتاب رويکرد چين
undefined اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین برگزار می‌کند.
undefined تحلیل و گفت‌و‌گو با:دکتر مجید محمد‌شریفی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی
undefined زمان: سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۹
undefined لینک ورود به جلسه
#اخبار#رویداد#پرونده_جنگ
undefined  جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱۰:۲۵

undefined راهبرد مذاکره و بلاتکلیفی
undefined<img style=" />undefined سیدحامد ترابی
یکی از مهم‌ترین ایرادات راهبرد مذاکره برای حل مشکلات کشور، معطل‌ماندن کشور و بلاتکلیفی است.
از ابتدای شروع این مسیره ۱۳_۱۴ ساله و انتخاب این راهبرد به‌عنوان راهبرد اصلی، همواره ایران معطل بود تا مذاکره به جایی برسد و بعد اقدامی را انجام دهد. روزی مذاکره برای رفع تحریم، روزی مذاکره برای عدم محکومیت ایران در آژانس، روزی مذاکره برای عدم جنگ، روزی مذاکره برای بازگشت به برجام و...
در طول این مسیر همواره کشور معطل بود، بلاتکلیف که ان‌شاءالله مذاکره پیش رود تا بعدش فلان گشایش اتفاق بیفتد. اما معمولا یا مذاکره پیش نمی‌رفت یا اگر پیش می‌رفت گشایشی حاصل نمی‌شد و گشایش معطل مذاکره بعدی می‌شد.
اتفاقی که در عمل رخ می‌داد این بود که طرف مقابل هر دفعه یک بهانه جدید رو می‌کرد. ایران به‌سمت این می‌رفت که با دادن امتیاز بهانه را ازطرف مقابل بگیرد، اما طرف مقابل بعد از گرفتن امتیاز ضربه جدیدی وارد می‌کرد و دوباره دعوت به مذاکره می‌کرد. مثلا برای رفع تحریم مذاکره شد، ایران امتیاز می‌داد تا بهانه گرفته شود و تحریم رفع شود، ولی دوباره ایران تحریم جدید می‌شد. یا امریکا از برجام خارج می‌شد، ایران را متهم می‌کرد که سیستم مالی شفافی ندارد، ایران می‌رفت که این بهانه را رفع کند و fatf را می‌پذیرفت اما بعد طرف مقابل تحریم جدید می‌کرد که با fatf کارآیی آن بیشتر می‌شد و دوباره دعوت می‌کرد به مذاکره برای دادن امتیاز بیشتر.
یا اینکه طرف مقابل از ایران اجازه بازرسی بیشتر طلب می‌کرد، ایران برای اینکه بهانه را از آن‌ها بگیرد اجازه بازرسی حتی به اماکن نظامی، نه هسته‌ای (مانند پارچین) می‌داد، اما بعد ایران در آژانس محکوم می‌شد و دوباره دعوت به مذاکره.
همیشه هم در طول این مذاکرات طرف مقابل سعی می‌کرد با فشار میدان، ایران را راضی به دادن امتیاز بیشتر کند. تحریم در حین مذاکره، محکومیت در آژانس در حین مذاکره و امروز هم محاصره دریایی در ایام مذاکره!
این چرخه باطل تا کنون برای ایران چیزی جز تحریم بیشتر، محکومیت و جنگ نداشته است. یعنی نه مشکل اقتصاد را حل کرده، نه امنیت را و نه حتی باعث شده ایران کاپ اخلاق ببرد!
درمقابل میدان توانسته دست‌آوردهای به مراتب بهتری داشته باشد.
حال سوال اینجاست. چرا اساسا باید مذاکره با امریکا یک راهبرد جدی باشد؟ چرا یک کار غیرعاقلانه و غیرشرافتمندانه اینقدر مهم می‌شود؟
سوال دیگر این است که اساسا مذاکره زیر فشار معنی ندارد. اگر امروز بعد از صحبت‌های شیخ نعیم قاسم، همچنان علی‌رغم حمله رژیم صهیونی به لبنان تن به مذاکره دهیم یا زیر فشار محاصره دریایی به‌سمت مذاکره برویم چه معنی برای دشمن دارد؟
سوال بعدی این است که اساسا چه کسی گفته که جنگ حتما با مذاکره به پایان می‌رسد؟ جنگ‌ها می‌توانند با اقدامات یک‌طرفه سمت پیروز ماجرا و وادار کردن دشمن به پذیرش آن اقدامات پایان بپذیرد. یعنی ایجاد یک حالت باثبات، بازدارنده عینی.
و اما درنهایت، این بلاتکلیفی و حالت نه جنگ نه صلح که دوباره با پیش‌آمدن مذاکره ایجاد شده، اگر مدیریت نشود، می‌تواند باعث ایجاد ضربات کاری به کشور شود. امیدواریم که مسیر ۱۳_۱۴ ساله‌ای که منجر به جنگ و شهادت رهبری شد، دوباره طی نشود.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱۴:۰۶

undefined برگِ برنده روان‌شناختی ایران در جنگ رمضان
undefined<img style=" />undefined ساناز پناهی، اندیشکده رستا
undefined پشتوانه روانی جامعه ایران در جنگ رمضاندر میانه تحولات جنگ رمضان، بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم از خود بپرسیم پشتوانه روانی جامعه ایرانی برای عبور از بحران چیست و چگونه می‌توان آن را تقویت کرد؟
تاب‌آوری در روان‌شناسی به توانایی افراد و جوامع برای حفظ یا بازیابی کارکرد هیجانی، شناختی و اجتماعی نسبتا سالم در دل بحران گفته می‌شود؛ ظرفیتی که نه به‌معنای نادیده‌گرفتن رنج، بلکه به‌معنای تبدیل آن به انطباق و رشد سازنده است. ایده اصلی این یادداشت آن است که فرهنگ ایرانی، با ترکیب خاصی از معنویت، مناسک جمعی، شبکه‌های خانوادگی و حافظه تاریخی، یک «برگ برنده روان‌شناختی» در اختیار سیاست‌گذار می‌گذارد که می‌تواند تاب‌آوری را در شرایط جنگی تقویت کند.
در چارچوب نظری تاب‌آوری، مقیاس کانر و دیویدسون نشان می‌دهد که تاب‌آوری مجموعه‌ای از مولفه‌ها مانند احساس شایستگی فردی، تحمل هیجان‌های منفی، پذیرش تغییر، روابط امن و تجربه تاثیرات معنوی است. مفهوم «سرسختی» کوباسا –شامل تعهد، کنترل و نگاهِ چالش‌محور– توضیح می‌دهد چرا برخی افراد و جوامع دربرابر فشارهای شدید کمتر فرسوده می‌شوند و بحران را به فرصتی برای بازتعریف خود تبدیل می‌کنند. در سطح معنا‌بخشی، ویکتور فرانکل یادآور می‌شود انسانی که در دل رنج معنایی برای ادامه‌دادن پیدا می‌کند، از درون فرونمی‌پاشد؛ او شاید نتواند خودِ بحران را حذف کند، اما می‌تواند نسبتش را با آن تغییر دهد.
اگر این چارچوب‌ها را به زمینه ایرانی بیاوریم، تصویر روشن‌تری از مزیت‌های فرهنگی ایران در تاب‌آوری به دست می‌آید. مردمی که در روایت‌های تاریخی و مذهبی‌شان بارها با الگوهای «ایستادگی تا آخر» و «پایداری بر ارزش‌ها» مواجه شده‌اند، بالقوه می‌توانند مولفه‌های تعهد، احساس کنترل و نگاهِ چالش‌محور را در سطح جمعی نیز تجربه کنند.
فرهنگ ایرانی با ترکیب ویژه‌ای از اسطوره‌ها، مناسک و ادبیات، این منابع معنوی را تقویت کرده است. از روایت‌های عاشورایی و ادبیات حماسی که رنج را در افق کرامت و سرافرازی بازخوانی می‌کنند، تا غزل‌های عارفانه‌ای که از دل تاریک‌ترین شب‌ها «صبح امید» را نوید می‌دهند، همه و همه به ایرانیان الگوهایی برای معنادادن به درد و تبدیل آن به استقامت ارائه کرده‌اند. مناسک جمعی و حضور میدانی مردم – از گردهمایی‌ها و راهپیمایی‌های شبانه تا آیین‌های مذهبی و اجتماعی– با ایجاد احساس تعلق، گسترش شبکه‌های حمایت و نوعی تنظیم هیجان جمعی، ستون «حمایت اجتماعی» در تاب‌آوری را مستحکم می‌کنند. در کنار این، شبکه‌های خانوادگی و محله‌ای در ایران همچنان یکی از مهم‌ترین تکیه‌گاه‌ها در زمان فشارهای اقتصادی و بحران‌اند و به افراد اجازه می‌دهند در دل نااطمینانی، حس «پشت‌گرمی» و امنیت نسبی را تجربه کنند.
undefinedدلالت‌هایی برای سیاست‌گذاریازمنظر سیاست‌گذاری، همه این عناصر نشان می‌دهند که فرهنگ ایرانی صرفا زمینه‌ای خنثی برای مداخلات روان‌شناختی نیست؛ بلکه خود حامل سرمایه‌های تاب‌آوری است. سیاست اجتماعی، رسانه‌ای و سلامت روان می‌تواند با تقویت معنادار این سرمایه‌ها –ازطریق حمایت از فعالیت‌ها و کنش‌های جمعی داوطلبانه، تقویت شبکه‌های محلی و خانوادگی و بازنمایی مسئولانه روایت‌های استقامت در هنر و رسانه– تاب‌آوری را از یک واژه در اسناد رسمی به تجربه‌ای زیسته در میدان و زندگی روزمره تبدیل کند. به این معنا، فرهنگ ایرانی نه‌فقط بستر تاب‌آوری، بلکه برگِ برنده روان‌شناختی آن در مواجهه با شرایط جنگی است؛ مزیتی که اگر با نگاه علمی و مشارکتی دیده شود، می‌تواند پشتوانه‌ای مهم برای تصمیم‌گیری‌های امروز و فردا باشد.
#‌یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱۶:۴۷

thumbnail
undefined جنگ ایران و امریکا؛ اعداد چه می‌گویند؟
شماره یکم:نگرش افکار عمومی اسرائیل نسبت به حمله امریکا و اسرائیل به ایرانبه‌همت گروه سیاست‌پژوهی و تحلیل داده نمافر
نظرسنجی‌های مراکز تحقیقاتی و رسانه‌های رژیم صهیونیستی از آغاز حمله نظامی امریکا و اسرائیل به ایران (۲۸ فوریه تا ۲۶ مارس) نشان‌دهنده حمایت گسترده و حداکثری اکثریت یهودی‌های اسرائیل از این حمله است؛ به‌طورمثال بنیاد دموکراسی اسرائیل گزارش کرده که ۸۱ درصد اسرائیلی‌ها موافقند، درحالی‌که حمایت در میان عرب‌های اسرائیلی بسیار کمتر است:
undefined ۵۸ درصد کاملا موافق؛undefined ۲۳ درصد موافق؛undefined ۶ درصد مخالف؛undefined ۸ درصد کاملا مخالف؛undefined ۵ درصد بدون نظر.
بااین‌حال کارشناسان معتقدند این نظرسنجی‌ها ممکن است متاثر از نهادهای امنیتی و تحت تاثیر نظرسازی باشند و حمایت افکار عمومی به‌خصوص در درازمدت شکننده است. برای نمونه اکثریت مردم اسرائیل، ۱۰ روز پس از آغاز جنگ، این جنگ را کوتاه‌مدت (حدود یک‌ماهه) پیش‌بینی می‌کردند. همچنین پس از سه هفته از شروع جنگ، حدود یک‌سوم اسرائیلی‌ها خواهان پایان سریع درگیری‌ها هستند.
#اخبار#اینفوگرافی#داده_جنگ#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۲:۳۰