متن راهنمای گعده: سنت یاری خدا (نصرت الهی)
سلام به همگی. امشب میخواهیم درباره قانونی صحبت کنیم که از قانون جاذبه هم قطعیتر است؛ قانونی که نه در آزمایشگاهها، بلکه در کف خیابانها و در دل تاریخ بارها ثابت شده است. ما به آن میگوییم «سنت الهی».
بیایید از اینجا شروع کنیم: خیلی وقتها وقتی به قدرتِ جبهه مقابل، به رسانههایشان، به سلاحهایشان یا به ثروتشان نگاه میکنیم، شاید ته دلمان لرزشی بیاید که: «آخر ما چطور حریف اینها میشویم؟» ، وقتی از ما شهید میگیرند، رهبرمان را شهید میکنند ، فرماندهان و آدم های تأثیرگذارمان را شهید میکنند، شاید وسوسهای توی ذهن مان بیاید که آدم های درست حسابی مان دارند تمام میشوند!
سؤال اول من از شما این است:«به نظر شما، چه فرقی هست بین یک گروهی که فقط برای "منافع" میجنگند، با ملتی که برای "خدا" قیام کردهاند؟ آیا واقعاً در سختیها، اتفاق متفاوتی برای این دو گروه میافتد؟»
(اجازه دهید همراهان از تجربیاتشان بگویند؛ از حسِ بنبستشکنی در مسیر خدا.)
نکته اصلی اینجاست: خداوند در عالم سنتهایی دارد که تغییرناپذیرند. یکی از این سنتها این است: «شرطِ رسیدنِ نصرت خدا، آوردنِ تمامِ نیرو به وسط صحنه است.»خداوند نمیگوید شما فقط دعا کنید تا من پیروزتان کنم؛ بلکه میگوید شما «قیام کنید»، «نیرویتان را بیاورید»، آن وقت منِ خدا، جای خالیِ کمبودهایتان را پر میکنم.
حالا بیایید به این فکر کنیم:«"آوردنِ نیرو به وسط صحنه برای ما که اینجا دور هم جمع شدهایم، دقیقا یعنی چه؟ فقط حضور فیزیکی است یا ابعاد دیگری هم دارد؟»
(اینجا گعدهگردان میتواند بحث را به این سمت ببرد که: نیرو یعنی زبانِ ما، قدرت تبیین گری ما، گوشیهای موبایل ما، تربیت فرزند ما، و حتی صبر و استقامتی که در سختیها نشان میدهیم.)
وقتی یک ملت، هر آنچه در توان دارد (حتی اگر کم باشد) صادقانه وسط میآورد، آنوقت «نصرت الهی» نازل میشود. و وقتی خدا پشت یک جریان بایستد، چه کسی میتواند مقابلش دوام بیاورد؟ «إِن یَنصُرکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُم»؛ اگر خدا یاریتان کند، هیچکس بر شما غلبه نخواهد کرد.
چه مثالهایی از این سنت الهی در ذهن دارید ؟
- میتوانید به پیروزیهای تاریخی (مثل صدر اسلام، انقلاب ایران ، دفاع مقدس یا مقاومت غزه و لبنان) اشاره کوتاهی کنید تا مصداق عینی سنت الهی برای خانمها ملموستر شود.- روی این جمله تأکید کنید که: «خداوند منتظرِ حرکتِ ماست تا برکتش را نازل کند.»
یکی از درخشانترین و ملموسترین مثالها برای این سنت الهی، *«جنگ بدر» است. این داستان دقیقاً همان فرمولِ «آوردن نیرو به صحنه = نصرت شکستناپذیر خدا» را نشان میدهد.
میتوانید اینطور در گعده تعریف کنید:
مثالی از قلب تاریخ: واقعه بدر*
یادتان هست در ابتدای اسلام، مسلمانان چقدر در مضیقه بودند؟ در جنگ بدر، تعداد مسلمانان فقط ۳۱۳ نفر بود. با دست خالی، بدون تجهیزات کافی، در مقابل یک لشکرِ تا دندان مسلحِ هزار نفری قرار گرفتند. از نظر محاسبات ریاضی و نظامی، پیروزی آنها «غیرممکن» بود.
اما جبهه حق چه کار کرد؟ آنها ننشستند در خانه و بگویند: «ما که ضعیف هستیم، پس فقط دعا میکنیم تا معجزه شود.» آنها هر چه داشتند، از جان و توان و همان چند شمشیر ساده، همه را آوردند وسط میدان. پیامبر (ص) رو به آسمان کرد و عرض کرد: «خدایا اگر این گروهِ اندک امروز نابود شوند، دیگر کسی روی زمین تو را پرستش نخواهد کرد.»
اینجا بود که سنت الهی رقم خورد. وقتی خدا دید این جمعِ کوچک، با تمامِ وجود پای کارِ دین ایستادهاند، نصرتش را فرستاد. در قرآن میخوانیم که خداوند با هزاران فرشته به یاریشان آمد.
نکته کلیدی برای بحث:در آن روز، باد به نفع مسلمانان وزید، باران بارید تا زمینِ زیر پایشان سفت شود و در دل دشمن ترس افتاد. نتیجه چه شد؟ آن لشکر بزرگِ مغرور، چنان شکستی خورد که هنوز که هنوز است تاریخ از آن یاد میکند.
«در بدر، تعدادِ کمِ ۳۱۳ نفر مهم نبود؛ "وسطِ میدان بودنِ" همان ۳۱۳ نفر مهم بود. خدا همان خدای بدر است. اگر ما هم با هر چه در توان داریم (از وقتمان، از آبرویمان، از تبیینمان) وسط بیاییم، همان نصرتی که سراغِ مسلمانانِ صدر اسلام آمد، سراغ ما هم میآید و ما را "غالب" میکند؛ طوری که هیچ قدرتی نتواند بر ما پیروز شود.»
نتیجهگیری نهایی:خواهران عزیز، حضور این شبهای ما یا این جلسات گعده ما ؛ بخشی از همان «آوردنِ نیرو به وسط صحنه» است. ما داریم به سنت الهی عمل میکنیم تا به نصرت الهی برسیم. تاریخ نشان داده هر جا ملتها روی پای خودشان ایستادند و به خدا اعتماد کردند، ورق برگشته است.
#حماسهحضور#مسیرپیوند#دستنوشته#چالشهفتم
@manahademardomam
سلام به همگی. امشب میخواهیم درباره قانونی صحبت کنیم که از قانون جاذبه هم قطعیتر است؛ قانونی که نه در آزمایشگاهها، بلکه در کف خیابانها و در دل تاریخ بارها ثابت شده است. ما به آن میگوییم «سنت الهی».
بیایید از اینجا شروع کنیم: خیلی وقتها وقتی به قدرتِ جبهه مقابل، به رسانههایشان، به سلاحهایشان یا به ثروتشان نگاه میکنیم، شاید ته دلمان لرزشی بیاید که: «آخر ما چطور حریف اینها میشویم؟» ، وقتی از ما شهید میگیرند، رهبرمان را شهید میکنند ، فرماندهان و آدم های تأثیرگذارمان را شهید میکنند، شاید وسوسهای توی ذهن مان بیاید که آدم های درست حسابی مان دارند تمام میشوند!
سؤال اول من از شما این است:«به نظر شما، چه فرقی هست بین یک گروهی که فقط برای "منافع" میجنگند، با ملتی که برای "خدا" قیام کردهاند؟ آیا واقعاً در سختیها، اتفاق متفاوتی برای این دو گروه میافتد؟»
(اجازه دهید همراهان از تجربیاتشان بگویند؛ از حسِ بنبستشکنی در مسیر خدا.)
نکته اصلی اینجاست: خداوند در عالم سنتهایی دارد که تغییرناپذیرند. یکی از این سنتها این است: «شرطِ رسیدنِ نصرت خدا، آوردنِ تمامِ نیرو به وسط صحنه است.»خداوند نمیگوید شما فقط دعا کنید تا من پیروزتان کنم؛ بلکه میگوید شما «قیام کنید»، «نیرویتان را بیاورید»، آن وقت منِ خدا، جای خالیِ کمبودهایتان را پر میکنم.
حالا بیایید به این فکر کنیم:«"آوردنِ نیرو به وسط صحنه برای ما که اینجا دور هم جمع شدهایم، دقیقا یعنی چه؟ فقط حضور فیزیکی است یا ابعاد دیگری هم دارد؟»
(اینجا گعدهگردان میتواند بحث را به این سمت ببرد که: نیرو یعنی زبانِ ما، قدرت تبیین گری ما، گوشیهای موبایل ما، تربیت فرزند ما، و حتی صبر و استقامتی که در سختیها نشان میدهیم.)
وقتی یک ملت، هر آنچه در توان دارد (حتی اگر کم باشد) صادقانه وسط میآورد، آنوقت «نصرت الهی» نازل میشود. و وقتی خدا پشت یک جریان بایستد، چه کسی میتواند مقابلش دوام بیاورد؟ «إِن یَنصُرکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُم»؛ اگر خدا یاریتان کند، هیچکس بر شما غلبه نخواهد کرد.
چه مثالهایی از این سنت الهی در ذهن دارید ؟
- میتوانید به پیروزیهای تاریخی (مثل صدر اسلام، انقلاب ایران ، دفاع مقدس یا مقاومت غزه و لبنان) اشاره کوتاهی کنید تا مصداق عینی سنت الهی برای خانمها ملموستر شود.- روی این جمله تأکید کنید که: «خداوند منتظرِ حرکتِ ماست تا برکتش را نازل کند.»
یکی از درخشانترین و ملموسترین مثالها برای این سنت الهی، *«جنگ بدر» است. این داستان دقیقاً همان فرمولِ «آوردن نیرو به صحنه = نصرت شکستناپذیر خدا» را نشان میدهد.
میتوانید اینطور در گعده تعریف کنید:
مثالی از قلب تاریخ: واقعه بدر*
یادتان هست در ابتدای اسلام، مسلمانان چقدر در مضیقه بودند؟ در جنگ بدر، تعداد مسلمانان فقط ۳۱۳ نفر بود. با دست خالی، بدون تجهیزات کافی، در مقابل یک لشکرِ تا دندان مسلحِ هزار نفری قرار گرفتند. از نظر محاسبات ریاضی و نظامی، پیروزی آنها «غیرممکن» بود.
اما جبهه حق چه کار کرد؟ آنها ننشستند در خانه و بگویند: «ما که ضعیف هستیم، پس فقط دعا میکنیم تا معجزه شود.» آنها هر چه داشتند، از جان و توان و همان چند شمشیر ساده، همه را آوردند وسط میدان. پیامبر (ص) رو به آسمان کرد و عرض کرد: «خدایا اگر این گروهِ اندک امروز نابود شوند، دیگر کسی روی زمین تو را پرستش نخواهد کرد.»
اینجا بود که سنت الهی رقم خورد. وقتی خدا دید این جمعِ کوچک، با تمامِ وجود پای کارِ دین ایستادهاند، نصرتش را فرستاد. در قرآن میخوانیم که خداوند با هزاران فرشته به یاریشان آمد.
نکته کلیدی برای بحث:در آن روز، باد به نفع مسلمانان وزید، باران بارید تا زمینِ زیر پایشان سفت شود و در دل دشمن ترس افتاد. نتیجه چه شد؟ آن لشکر بزرگِ مغرور، چنان شکستی خورد که هنوز که هنوز است تاریخ از آن یاد میکند.
«در بدر، تعدادِ کمِ ۳۱۳ نفر مهم نبود؛ "وسطِ میدان بودنِ" همان ۳۱۳ نفر مهم بود. خدا همان خدای بدر است. اگر ما هم با هر چه در توان داریم (از وقتمان، از آبرویمان، از تبیینمان) وسط بیاییم، همان نصرتی که سراغِ مسلمانانِ صدر اسلام آمد، سراغ ما هم میآید و ما را "غالب" میکند؛ طوری که هیچ قدرتی نتواند بر ما پیروز شود.»
نتیجهگیری نهایی:خواهران عزیز، حضور این شبهای ما یا این جلسات گعده ما ؛ بخشی از همان «آوردنِ نیرو به وسط صحنه» است. ما داریم به سنت الهی عمل میکنیم تا به نصرت الهی برسیم. تاریخ نشان داده هر جا ملتها روی پای خودشان ایستادند و به خدا اعتماد کردند، ورق برگشته است.
#حماسهحضور#مسیرپیوند#دستنوشته#چالشهفتم
@manahademardomam
۱۶:۳۲