بله | کانال بر مدار نصرالله
عکس پروفایل بر مدار نصراللهب

بر مدار نصرالله

۶۵۶ عضو
thumbnail
دفتر دلنوشته از امام شهید!
برای این روزها که به چهلم امام شهیدمان گره خورده ست، پیشنهاد عملیاتی ما این است!
این کار را هم تنهایی، و چه با دوستانمان در محله، میتوانیم در تجمع ها انجام دهیم.
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود....روزهای زیادی صبحمان را با خواندن آیت الکرسی برای شما آغاز میکردیم...صدقه می دادیم برای سلامتی شما...دارد چهل روز می شود که خواب و بیدارمان را نمی فهمیم، مبعوث شده ایم و پرچم جمهوری اسلامی ایرانمان را همه جا با خود می‌بریم و دل هایمان با غم شما به هم گره خورده...
مسیر ماموریت دل‌نوشته
مساله چیست؟دفتر دل‌نوشته برای امام شهیداگر تنها هستیداگر در مادرانه محله، جمعی داریدهر شماره‌ای می‌گیریممتن پیشنهادی برای ابتدای دفتر دل‌نوشتهنحوه‌ی انتشار دل‌نوشته‌هاتراکت معرفی
#پیوند_امروز_قرار_فردا
#حماسه‌حضور#مسیرپیوند
@manahademardomam

۱۸:۴۹

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
قبل از آمریکا، بریتانیا ابرقدرت جهان بود، چگونه ابهت این ابرقدرت برای همیشه فرو ریخت؟! undefined

ماجرای کانال سوئز (۱۹۵۶) undefined توسط اکثر مورخان و تحلیلگران روابط بین‌الملل به عنوان نقطه عطف اصلی و تیر خلاصی بر جایگاه ابرقدرتی بریتانیا در جهان شناخته می‌شود.

undefined این ماجرا زمانی رخ داد که
جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر، کانال سوئز را ملی اعلام کرد. بریتانیا به مصر حمله کردند تا کنترل کانال را پس بگیرند. با وجود موفقیت نظامی اولیه، این عملیات به یک فاجعه برای بریتانیا تبدیل شد.

آمریکا دخالت کرد تا یک بار برای همیشه پرونده امپراتوری قدیمی انگلیس را ببندد و رهبریِ بلامنازع خود را بر بلوک غرب دیکته کند. undefined

undefined آنچه ابهت بریتانیا را در کانال سوئز در هم شکست، نه ارتش مصر بود و نه ضعف ناوگان دریایی سلطنتی؛
بلکه آسیب‌پذیری اقتصادی بود.* ایالات متحده به جای تقابل نظامی، از اهرم اقتصاد استفاده کرد و با تهدید به فروش اوراق قرضه و ایجاد بحران در ارزش پوند، بریتانیا را وادار به تسلیم و عقب‌نشینیِ تحقیرآمیز کرد.

undefined با فهمیدنِ دلیل شکست انگلیس در سوئز، حالا می‌توانیم وضعیت امروز آمریکا و تنگه هرمز را بهتر تحلیل کنیم. اگر کانال سوئز مسیر حیاتی تجارت برای انگلیس بود، تنگه هرمز رگ حیاتی تأمین انرژی و نفت برای زنده ماندنِ اقتصاد آمریکاست. ناتوانی آمریکا در بازکردن این تنگه، همان پیامی را به دنیا خواهد داد که سوئز در مورد انگلیس داد: فروریختن ابهتِ یک ابرقدرت!
برگرفته از کانال باتربیت در بله
#حماسه‌حضور#مسیرپیوند
@manahademardomam

۱۶:۱۷

اقتصاد ایرانی.pdf

۹۰.۷۶ کیلوبایت

انسان ایرانی چه چیزی دارد که آمریکا خوشش نمی‌آید؟!
روی تراکت
رهبر شهید: نظام سلطه، مثل اختاپوسی خطرناک و مثل سرطان دنیا را گرفته است. کشور ما جزو نقاط سالم دنیاست. نمی‌گوییم همه‌ی دنیا ناسالمند. ممکن است نقاط معدودی در دنیا سالم مانده باشند. کشور و دولتی که از نظام سلطه و کمند این عنکبوت خطرناکِ تننده‌ی در تار و پود ملتها و کشورها، سالم و برکنار مانده است، نظام جمهوری اسلامی است. طبیعی است که علیه شما بیدار باشند، فکر کنند و هر تلاشی انجام دهند. ۱۳۷۴/۰۸/۱۰undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
پشت تراکت

- اگر خدا بخواهد و اجنبی بگذارد، یک روز بهترین محصولات گیاهی را از این جزیره برمی‌داریم…
- پدرجان! اجنبی مطیع ظلم است نه بنده خدا. اجنبی هرگز «نمی‌گذارد». این ما هستیم که باید وادارش کنیم دست بردارد و برود.کتاب بر جاده‌های آبی سرخ | نادر ابراهیمی

#حماسه‌حضور#مسیرپیوند#دستنوشته#محتوای‌هجدهم#چالش‌دهم
@manahademardomam

۴:۵۵

از این لینک ها برای دسترسی ساده تر به محتوای چالش ها می توانید استفاده نمایید.
گعده چالش اول: نقش خودت را پیدا کنتراکت چالش اول
چالش دوم: چرا تنگه‌ی هرمز؟
گعده چالش دوم. قسمت اول
گعده چالش دوم. قسمت دومگعده چالش دوم. قسمت سومگعده چالش دوم. قسمت چهارمگعده چالش دوم. قسمت پنجمتراکت چالش دوم
چالش سوم: لابد کاره‌ای بوده؟تراکت چالش سوم
چالش چهارم: چرا دلت نمی‌سوزه؟تراکت چالش چهارم
چالش پنجم: چرا کوتاه نمی‌آییم؟تراکت چالش پنجم
چالش ششم: امام‌خمینی گفت امت امام‌ندتراکت چالش ششم
چالش هفتم: جنگیدن زنانهتراکت چالش هفتم
چالش هشتم: فکر می کنی چه طور یک در برابر هزارتراکت چالش هشتم
چالش نهم: دعوا سر اینه که ما مادربزرگیمتراکت چالش نهم
چالش دهم: انسان ایرانی چه چیزی دارد که امریکا خوشش نمی‌آید؟تراکت چالش دهم

چالش یازدهم: هنوز در میانه‌ی جنگیمتراکت چالش یازدهم
چالش دوازدهم، سایه ی جنگ‌ از سرِ ما چطور کم می شود؟تراکت چالش دوازدهم
چالش سیزدهم، ماضرر کردیم یا آمریکا؟تراکت چالش سیزدهم

۵:۰۲

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

سایه جنگ لبنان.pdf

۱۱۳.۴۱ کیلوبایت

سایه ی جنگ چگونه برداشته می شود؟ اگر ما فقط به فکر بدن خودمان باشیم و بال هایمان را برچینیم چه اتفاقی می افتد؟
سایه ی جنگ چگونه برداشته می شود؟
اگر ما فقط به فکر بدن خودمان باشیم و بالهایمان را برچینیم چه اتفاقی می افتد؟
#لبنان


پیام یه دوست لبنانی:سلام برادر ما کنار شما هستیم روحیه مون خوب و محکمه ما هر چند برای چندمین بار آواره شدیم ولی هنوز محکم ایستادیم و از چیزی نمی ترسیم اصل ما شما هستین و ایران حرم خداست. ما خط اول دفاع و حتی حمله برای شماییم پیروزیهاتون بهمون قوت قلب داد. موشکهاتون شده ذکر هر شبمون شکستن بت اعراب همیشه آرزومون بوده با انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنه ای یه آرامش و سکینه ی الهی تو دلمون اومد؛ این یعنی پیروزی واقعی
ما مطمئنیم که به زودی شاهد ظهور حضرت حجت خواهیم بود. نگران نباشین باید ادامه بدیم.
#حماسه‌حضور#مسیرپیوند#دستنوشته#محتوای‌نوزدهم
@manahademardomam

۹:۰۴

thumbnail
سناریوی مدیریت گعده: برای دور کردن سایه جنگ از این خانه چراغ را تنهایی بر افروزیم یا با دوستانی که سرنوشت مان به هم گره خورده ؟

۱.* مقدمه* «سلام رفقا، داریم می‌بینیم که این روزها هجمه های دشمن بر حزب الله لبنان چقدر سنگین است، و یکی از شروط ما برای مذاکرات ؛ آتش بس در همه جبهه‌های مقاومت به ویژه لبنان هست. ممکنه خیلی‌ها بپرسند: "آیا بهتر نیست هر کسی کلاه خودش را بچسبد و فقط به فکر مرزهای خودش باشد؟" یا به زبان ساده‌تر، آیا سایه جنگ با تمرکز روی خودِ ایران برداشته می‌شود یا با قوی کردن کلِ جبهه مقاومت؟ بیایید بی تعارف و شفاف نظراتمان را بگوییم.»
راستش اینجا یک بحث هویت وجودی است. انتخاب بین آتش بس در همه محورهای مقاومت تا آتش بس فقط برای ایران، یعنی چی هویت وجودی ؟یعنی ایران بر سر یک دو راهی قرار دارد. «ایران عادی» یا «ایران مقتدر»
بشار اللقیس ؛ پژوهشگر لبنانی می‌گوید: جنگ علیه ایران در عمق خود، جنگ علیه «دولت ایران» نیست، بلکه جنگ علیه «جهت‌گیری دولت» در ایران است. کیسینجر در کتاب «نظم جهانی» می‌گوید: ایران باید یا «دولت-ملت» باشد یا «انقلاب». غرب با ایرانِ دولت-ملت مشکلی ندارد، به شرطی که سرِ صلح بیاید. به عبارتی ایران معمولی که سرش در لاک خودش باشد و بله قربان گوی غرب باشد هیچ مساله ای برای غرب ندارد. چنانچه برنامه هسته‌ای ایران، در ابتدا متعلق به دوره شاه بود؛ پیش از انقلاب. همین طور پروژه موشکی و پهپادی. اما غرب با چنین ایرانِ بدون انقلابی مشکلی ندارد؛ ایران می‌تواند مثل پاکستان یا ترکیه باشد. مشکل غرب، «ایده ی انقلاب» است، همان عصیانی که مردی از شرق به نام روح‌الله خمینی برافروخت.ایران با انقلاب اسلامی سال ۵۷، روزنه ای بر روی دیوار استعمار و ظلم ایجاد کرد، و امروز مردم جهان به واسطه ی این حرکت او، دست به مبارزه ی با ظالمان زده اند‌.حزب الله لبنان امروز، با وجود رابطه ی غیر دوستانه یا مسئولین کشورش پوزه ی اسراییل را بارها به خاک مالیده.چرا که حزب الله، حزب خداست و قدرتش را از رب العالمین می گیرد.
و اما حزب‌الله لبنان چه ارتباطی با انقلاب ایران دارد ؟
اهمیت حزب‌الله لبنان برای ایران فراتر از یک اتحاد ساده نظامی است؛ در واقع این رابطه یکی از راهبردی ترین پیوندهای سیاسی-امنیتی در جهان معاصر به شمار می‌رود. یکی از دلایل اهمیت حیاتی حزب‌الله برای ایران این است:
حزب‌الله نزدیک‌ترین جریان به مبانی فکری انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای ایران است. امام آنها با ما یکی است. وفاداری حزب‌الله به ایران (به‌ویژه بیعت صریح شیخ نعیم قاسم و پیش از او سید حسن نصرالله با رهبری ایران)، به ایران مشروعیت فرامرزی می‌بخشد و نشان‌دهنده نفوذ معنوی ایران در میان جوامع شیعی جهان است. این نشان می‌دهد انقلاب ایران چیزی فراتر از مرزهای جغرافیایی است.
بنابراین، اگر جنگ علیه «دولت ایران» متوقف شود، اما علیه حزب‌الله ادامه پیدا کند، یعنی جنگ بر دولت متوقف و بر انقلاب ادامه یافته است. حزب‌الله، روح انقلاب اسلامی در ایران و درخشان‌ترین محصول رهایی‌بخش آن است. ایران امروز بر سر دوراهی است: یا کشوری عادی مثل بقیه کشورها شود، یا به انقلاب خود وفادار بماند.
نکته دیگر این است که ما و حزب‌الله و دیگر محورهای مقاومت، تکه‌های جدا از هم نیستیم که فقط با هم "همکاری" کنیم؛ ما کلاً یک پیکرو یک جبهه هستیم.
اصلاً ایرانِ قوی را برای چه می‌خواهیم؟ برای اینکه مثل یک پرنده‌ی مقتدر و صبور، بتواند جوجه‌هایش را زیر پر و بال بگیرد. حزب‌الله، انصارالله، حشدالشعبی... این‌ها همان جوجه‌های نوپا و رشیدی هستند که زیر سایه‌ی این بال‌ها قد کشیده‌اند.
حالا سؤال اینجاست: اگر ما فقط به فکر بدنِ خودمان باشیم و بال‌هایمان را برچینیم، چه اتفاقی می‌افتد؟بله، شاید بدنمان (مرزهای جغرافیایی ایران) موقتاً از تیررس دور بماند، اما سایه‌ی شومِ جنگ می‌افتد روی بال‌هایمان؛ یعنی همان‌ جایی که عزیزانِ ما، هم‌فکرانِ ما و سنگرهای اولِ ما هستند.
نکته اساسی اینجاست:ما زمانی به ثباتِ واقعی می‌رسیم که نه فقط بالای سرِ خودمان، بلکه روی "بال‌هایمان" هم سایه‌ی جنگ و ناامنی نباشد. ایرانِ مقتدر یعنی شکاری که جرأت نمی‌کند حتی به پرِ بال‌هایش نزدیک شود. اگر امروز می‌گوییم آتش‌بس باید شامل لبنان هم بشود، برای این است که ما "یک جبهه‌ایم"؛ دردِ بال، دردِ پیکر است و امنیتِ جوجه‌ها، یعنی امنیتِ آشیانه.
پس ما دنبال امنیتی هستیم که "جامع" باشد. نمی‌خواهیم فقط خودمان را نجات بدهیم و رفقایمان را زیر چنگالِ عقاب رها کنیم؛ چون می‌دانیم بعد از آن‌ها، نوبتِ خودِ ماست. ثباتِ پایدار یعنی پرنده‌ای که با بال‌های گشوده، تمامِ آسمانِ منطقه را برایِ هم‌سنگرهایش امن نگه داشته است.»
#حماسه‌حضور#مسیرپیوند#دستنوشته#چالش‌دوازدهم
@manahademardomam

۹:۲۴

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

ما ضرر کردیم یا امریکا؟.pdf

۹۸.۷۴ کیلوبایت

روی تراکت
> «قدرت آمریکا رو به افول است؛ همه بدانند این را. کسانی که گرایش به این دارند که "بایستی با آمریکایی‌ها سازش کرد، بیخود ایستادگی نکنیم"، بدانند که قدرت آمریکا رو به افول است...
... همه‌ی دنیا این را می‌بینند؛ خودِ جامعه‌شناسان معتبرِ خودِ آمریکا و متفکّران معتبرِ بین‌المللی می‌گویند آمریکا در حال افول است. آمریکا مثل آن کشتی تایتانیک است که با همه‌ی شکوهش، با همه‌ی جلالش، در نهایت غرق شد؛ این هم غرق خواهد شد.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
قبل آمریکا بریتانیا ابرقدرت جهان بود ، تا حالا به این فکر کردی چیشد که برای همیشه فرو ریخت ؟
ماجرا به سال ۱۹۵۶ برمیگرده ،وقتیکه جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر کانال سوئز رو ملی اعلام می‌کنه.‌بریتانیا به مصر حمله می‌کنه تا کانال رو پس بگیره با اینکه موفقیت های نظامی داشته اما نهایتا شکست میخوره!شکستش بخاطر آسیب پذیری اقتصادش بود.آمریکا تهدیدش می‌کنه به «فروش اوراق قرضه» و ایجاد بحران در ارزش پوند و اینجوری بریتانیا تسلیم میشه!بنظرت ماجرای کانال سوئز و بریتانیا در این زمان خیلی آشنا نیست؟
ما ضرر کردیم یا امریکا؟
#حماسه‌حضور#مسیرپیوند#دستنوشته#محتوای‌بیستم

۲۳:۴۳

thumbnail
ما ضرر کردیم یا آمریکا؟
مقدمه: همه ما جنگ را با خسارت هایش می‌شناسیم، و عواطف انسانی ما را درگیر می‌کند. اما جنگ یک روی دیگر هم دارد که اگر عمیق ببینیم جنگ‌ فقط یک ویرانگر نیست، بلکه «معمار بزرگ تغییر» هست ما در این چالش می‌خواهیم نگاهی به آنطرف قضیه جنگ داشته باشیم. فرض کنید همسایه‌ای دارید که بهترین ماشین را دارد و خانه‌اش مجلل است اما همه می‌دانند که این‌ها را با وام و قرض خریده و جیبش خالی است. از آن طرف یک نفر دیگر هست که خانه‌اش ساده و بدنش پر از زخم است اما نان بازوی خودش را می‌خورد و به کسی بدهکار نیست. اگر یک بحران مالی بیاید کدام یک زودتر سکته می‌کند؟ دقیقا این داستان آمریکا و ایران است. آمریکا همان آدم پولدار است که روی کوهی از بدهی ( اوراق قرضه) نشسته و ما همان آدم سخت کوشی هستیم که با وجود زخمها (تحریم) به اقتصاد مقاومتی عادت کرده‌ایم. اوراق قرضه دقیقاً یعنی چه؟اوراق قرضه یعنی «رسیدِ بدهیِ دولت آمریکا»فرض کن دولت آمریکا برای مخارجش (جنگ‌ها، حقوق کارمندان، خدمات رفاهی) پول کم می‌آورد. به جای اینکه فقط پول چاپ کند، می‌آید از مردم و کشورهای دیگر (مثل چین، ژاپن یا حتی سرمایه‌گذاران داخلی‌اش) قرض می‌گیرد. در عوضِ این پول، یک کاغذ (یا همان رسید دیجیتالی) به آن‌ها می‌دهد که به آن می‌گویند «اوراق قرضه» آمریکا قول می‌دهد که مثلاً ۱۰ سال دیگر این پول را پس بدهد و هر سال هم یک سودی به آن بدهد. این اوراق ستون خیمه اقتصاد آمریکاست و باعث اعتبار جهانی اش شده، چون همه مطمئنند آمریکای قدرتمند حتماً پول را پس می‌دهد و اوراق مثل طلا معتبر است.از طرفی آمریکا با این کار، پولِ بقیه دنیا را جمع می‌کند و با آن، رفاهِ مردم خودش را تأمین می‌کند.سوال: چگونه اقتصاد آمریکا در جنگ دچار خسارت می‌شود؟آمریکا یک نقطه ضعف بزرگ دارد که ما به آن می‌گوییم چشم اسفندیار! قدرت دلار از جنس دارایی نیست بلکه به این‌است که بقیه دنیا قبول کرده‌اند طلب‌کار آمریکا باشند. یعنی پشتوانه دلار «اوراق قرضه خزانه داری» است. این اوراق امروزه به کوهی از بدهی تبدیل شده و به همین خاطر آسیب پذیر است.حالا تصور کنید جنگ چه بلایی سر آمریکا می‌آورد؟ ۱. کابوسِ تورم: گرانی نفت باعث گرانی همه چیز در آمریکا می‌شود. وقتی تورم بالا برود، آن سودِ کمی که اوراق قرضه دارد دیگر نمی‌ارزد. (مثلاً دولت ۲ درصد سود می‌دهد ولی تورم ۱۰ درصد است؛ یعنی صاحب اوراق عملاً دارد ضرر می‌کند).۲. فرار بزرگ: وقتی سرمایه‌گذاران ببینند ارزش دارایی‌شان (اوراق) در حال نابودی است، شروع می‌کنند به فروختنِ این اوراق. یک مثال ساده : «اوراق قرضه مثل یک ساختمان ۱۰۰ طبقه است که طبقات بالایش خیلی شیک و پر از رفاه است (زندگی مردم آمریکا)، اما پی‌ریزی این ساختمان روی قولِ پس دادنِ بدهی بنا شده. وقتی تورم (ناشی از جنگ) بیاید، مثل این است که موریانه به جان این پی‌ریزی افتاده باشد. اگر پی‌ریزی خراب شود، کل برج با تمام ساکنانش پایین می‌آید، حتی اگر یک موشک هم به سقفش نخورده باشد!»برای اینکه این ضرر به مرحله «فروپاشی ستون‌های خیمه» برسد، استراتژی ایران بر «بی‌اعتبار کردن دلار و اوراق قرضه» متمرکز است. در واقع، ما نباید فقط به سربازهایشان شلیک کنیم، بلکه باید به «اعتمادِ سرمایه‌گذاران» به آمریکا شلیک کنیم.اما چگونه؟ یکی از راهکارها طولانی کردنِ «بی‌ثباتی» است. (جنگ صبورانه)آمریکا نیاز به یک پیروزی سریع یا یک صلح سریع دارد تا بازارها آرام شوند. چرا؟ چون بازار و سرمایه‌دار از «ابهام» می‌ترسند. طولانی‌تر شود، ریسکِ نگهداری اوراق قرضه آمریکا بالاتر می‌رود. وقتی ایران با صبرِ استراتژیک، اجازه نمی‌دهد غبار جنگ بنشیند، در واقع دارد هر روز به سرمایه‌گذاران جهانی می‌گوید: «آمریکا دیگر جای امنی برای پول‌های شما نیست.»دومین راهکار ضربه به شریان انرژی: این مستقیم‌ترین ضربه به اوراق قرضه است. اگر ایران با ابزارهایی مثل تنگه هرمز، هزینه انتقال انرژی را بالا ببرد یا جریان آن را تهدید کند؛قیمت نفت بالا می‌رود و این یعنی «تورم جهانی» بالارفتن تورم باعث سقوط اوراق قرضه می‌شود. (ساختمان ۱۰۰ طبقه که مثال زدیم)نتیجه:«دوستان، آمریکا مثل یک بوکسور سنگین‌وزن است که عضلات خیلی بزرگی دارد (ناوها و بمب‌ها)، اما بیماری قلبی دارد. ایران لازم نیست‌ با این بوکسور مشت به مشت بجنگد. کافی است او را وادار کند مدام بدود.این دویدن (هزینه‌های جنگی و استرس اقتصادی)، قلب این بوکسور را از کار می‌اندازد. صبر ما در این جنگ همان دویدن اوست.وظیفه ما در جبهه مقاومت« نترسیدن و ایستادگی» است. هر روزی که ما عقب نشینی نمی‌کنیم، یک روز به سررسید بدهی‌های آمریکا و فروپاشی اعتبار دلار نزدیک‌تر می‌شویم. پیروزی ما در خسته کردن حریف بدهکار است.#حماسه‌حضور#مسیرپیوند#چالش‌‌سیزدهم@manahademardomam

۰:۳۸

بازارسال شده از مدار مادران انقلابی "مادرانه"
thumbnail
عیان شدن حق قانونی ایران برای کل جهان؛ تنگه هرمز!...
وقتی روایت محله‌ها را می‌خواندم، دلم پر می‌کشید برای اینکه محله بزرگ و فعال ما هم برای پیدا کردن و نگه داشتن آدم‌های پای‌کار و انقلابی که تا الان نمی‌دانستیم هستند، قدمی بردارد.
و امشب برای اولین بار در محله‌مان، در میدان دوم شهران، توانستیم با کمک مادرهای محله‌مان گعده‌ای برگزار کنیم.یکی از مادرها تخته آورده بود، یکی روفرشی، و برای بچه‌ها نقاشی و خوراکی… کلی بچه بودند که سرگرم شدند و ما فرصت گعده با مادرهایشان را پیدا کردیم.
با امکانات محدودی که داشتیم، توانستیم کار را پیش ببریم.پیش از رفتن به تجمع، از خودِ آقا امام زمان خواسته بودم کمکمان کنند و واقعاً حضورشان را حتی در گفتار و کلاممان حس کردم.
چالش ما درباره این بود که چرا تا قبل از جنگ رمضان، تنگه هرمز بسته نشده بود.بعضی‌ها نمی‌دانستند چه باید بگویند و همین باعث می‌شد وارد مباحثه‌های جدی‌تر شویم.واقعاً بازخورد آدم‌ها و پاسخ به بحث‌ها و چالش‌ها جالب بود.
خیلی جالب بود که اغلب‌شان با ما همکاری می‌کردند؛ انگار دلشان می‌خواست حرف بزنند.
در تجمع‌ها آدم‌هایی را می‌بینی از جنس خودت، دغدغه‌مند و پیگیر؛ و به ادامه این راه دلگرم می‌شوی.
با خنده به بعضی‌ها می‌گفتم «خسته نشدید هر شب می‌آیید؟» و واقعاً از ته دلشان می‌گفتند: «برای کشور و رهبرمون می‌آیم و تا آخرش هم هستیم.»
در آن باد و باران، میدان پر بود از آدم‌هایی که دغدغه دارند و تا پایان مراسم ماندند.ماشاءالله به غیرت ایرانی.
محتوای چالش «تنگه هرمز» را از اینجا بخوانید.
undefinedمرضیه محمدی
#مادرانه_تهران#مادرانه_محله_شهران_شهرزیبا_کوهسار#مسیر_پیوند#زن_‌مکتب_خامنه‌ای#مدارمادران‌انقلابی "مادرانه"
وب‌گاه | بله | ایتا

۱۳:۲۶

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

شیر در قفس یا شیر آزاد.pdf

۷۳.۵۵ کیلوبایت

رهبر شهید «نظم جهانی آینده، نظمی ناعادلانه نخواهد بود. امام ما کسی بود که اولین ضربه را به ستون‌های نظمِ تک‌قطبی زد. امروز که می‌بینیم قدرت‌های بزرگ در منطقه ما (غرب آسیا) زمین‌گیر شده‌اند، این همان نشانه‌ی شکل‌گیری نظم جدید است. در این نظم، ایران اسلامی نه یک تماشاچی، بلکه یک بازیگر فعال و تأثیرگذار است که منطق مقاومت را به یک الگوی جهانی تبدیل کرده است.» خرداد ۱۴۰۴

. نظمی که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چیده بود، طوری طراحی شده که ما همیشه "طبقه متوسطِ ضعیف" دنیا باقی بمانیم؛ یعنی فقط به اندازه‌ای نفس بکشیم که مصرف‌کننده باشیم، نه رقیب! امروز فهمیدیم که این فشارها و درگیری‌ها، اتفاقاً نشانه این است که ما داریم این "قفس" را می‌شکنیم...
می‌خواهی شیر در قفس باشی یا شیر آزاد؟
#حماسه‌حضور#مسیرپیوند#دستنوشته#محتوای‌بیست‌ویکم
@manahademardomam

۲۱:۴۰

thumbnail
سناریو متن گعده: شیر در قفس یا شیر آزاد؟ ( قسمت دوم) مقدمه: دوستان؛ وقتی کلمه "جنگ" رو می‌شنویم، اولین چیزهایی که به ذهنمون میاد خون، ویرانی و از دست رفتن پول و سرمایه‌ست. همه ما صلح رو دوست داریم، چون در آرامش میشه ساخت و ساز کرد. اما تا حالا از این زاویه به قصه نگاه کردید که گاهی سکون از جنگ خطرناکتره؟مثل یه مرداب که ظاهرش آرومه، اما چون جریانی نداره، داره ذره‌ذره موجوداتش رو خفه می‌کنه. گاهی وقت‌ها نظمی که در دنیا حاکمه، جوری طراحی شده که ما همیشه "بازنده" بمونیم؛ یعنی در صلحِ ظاهری، ما رو ضعیف نگه می‌دارن. تاریخ نشون داده که جنگ‌ها، در کنار تمام تلخی‌هاشون، مثل یه زلزله می‌مونن که زمین رو می‌لرزونن، اما همزمان راهِ چشمه‌های جدید رو هم باز می‌کنن. جنگ یه بن‌بست نیست؛ گاهی یه دریچه اجباری برای خروج از یه بن‌بسته. امروز می‌خوایم درباره این صحبت کنیم که آیا این درگیری‌ها، واقعاً داره جیب ما رو خالی می‌کنه، یا داره جاده‌ای رو باز می‌کنه که قراره در آینده بزرگترین بزرگراه اقتصادی ایران باشه؟
تا حالا به این فکر کردید گره کور اقتصاد ما کجاست ؟ مشکل اقتصاد ایران این نیست که بلد نیستیم تولید کنیم یا منبع نداریم. یکی از مشکلاتمون اینه که "بازار" نداریم. فکر کنید شما بهترین آشپز شهر باشید، اما فقط اجازه داشته باشید به اعضای خانواده خودتون غذا بفروشید. خب، شما هیچ‌وقت پولدار نمی‌شید! ایران هم همین‌طور شده. تحریم‌ها مثل یه دیواره که نذاشتن ما به دنیا وصل بشیم. حالا سوال اینجاست: چطوری می‌شه این دیواره رو شکست؟ با خواهش و تمنا، یا با تغییر دادن قواعد بازی؟»
بیاید به تاریخ نگاه کنیم. آمریکا چطوری "کدخدای اقتصاد" شد؟بعد از جنگ جهانی دوم که همه دنیا داغون بود، آمریکا چون قدرت نظامی داشت، نشست و قانون نوشت و گفت از این به بعد "دلار" حرف اول رو می‌زنه. یعنی اونا "سودِ بعد از جنگ" رو درو کردند.حالا برای ما دو راه وجود داره: -*راه اول (نگاه ترسو):* مثل بعضی کشورهای همسایه، فقط مصرف‌کننده باشیم و تا یه ترقه در رفت، کل اقتصادمون بخوابه. -*راه دوم (نگاه شجاعانه):* بفهمیم که توسعه واقعی اتفاقاً وسط همین درگیری‌ها و جابه‌جا شدن قدرت‌ها شکل می‌گیره. اگه ما بتونیم از این موقعیت جغرافیایی‌مون (که وسط چهارراه دنیاست) درست استفاده کنیم و جایگاهمون رو تثبیت کنیم، اون وقت بازارهای بزرگ به رومون باز می‌شه.»خب حالا شاید بپرسید ایران چطور می‌تونه نظم دنیا رو به هم بزنه؟
ایران با سه تا کار داره جدول بازی آمریکا رو خط خطی می‌کنه:
۱. تسلط بر شاهراه حیاتی: ایران در جایی ایستاده که قلب انرژی جهان (تنگه هرمز) و مسیر اتصال شرق به غرب است. ایران با بستن تنگه هرمز و تقویت خود در این منطقه به دنیا می فهماند که «تجارت جهانی بدون در نظر گرفتن منافع ایران ممکن نخواهد بود» این یعنی به هم زدن نظمی که میخواست ایران را حذف کند.(شاید شنیده باشید که این روزها آمریکا تحریم های نفتی ایران را موقتا برداشته! برایتان عجیب نیست که سالها با مذاکره و صلح دنبال رفع تحریم ها بودیم اما حالا جنگ موجب رفع تحریم شده؟! این یعنی دست برتر ایران در جنگ که موجب شده نظم موجود را به هم بزند.
۲. شکستن انحصارمالی آمریکا (جنگ اقتصادی) : نظم قبل از جنگ میگفت تجارت جهانی باید با دلار و از مسیر بانک های تحت کنترل آمریکا رد شود. ایران هرچند قبلاً با ایجاد مسیرهای تجاری با همسایگان و پیمانهای اقتصادی مانند بریکس یا شانگهای درحال دور زدن آمریکا و دلار بود، اما حالا جنگ و آثارش به کمک ما آمده و اقتصاد آمریکا و دلار درحال فروپاشی است(مراجعه کنید به چالش سیزدهم)
۳. تغییر موازنه از «توسعه گلخانه‌ای» به «امنیت درون زا»: در نظم قبلی ، کشورهای منطقه مثل عربستان و امارات و .. امنیتشان را از آمریکا می‌خریدند.ایران با ساختن قدرت نظامی بومی و شبکه ای از متحدان در محور مقاومت این قاعده را به هم زده است. ایران نشان داده که برای امنیتش به امضای فلان قرارداد با غرب نیاز ندارد، وقتی شما خودت امنیت را تامین کنی، دیگر کسی نمی‌تواند با تهدید «تحریم» یا «قطع حمایت» اقتصاد تو را فلج کند.
#حماسه‌حضور#مسیرپیوند#دستنوشته#چالش‌‌چهاردهم
@manahademardomam

۱۶:۲۷

بازارسال شده از بر مدار نصرالله
thumbnail
جمع‌بندی: دوستان ما در یک پیچ تاریخی ایستاده‌ایم. نظمی که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم چیده بود، طوری طراحی شده که ما همیشه "طبقه متوسطِ ضعیف" دنیا باقی بمانیم؛ یعنی فقط به اندازه‌ای نفس بکشیم که مصرف‌کننده باشیم، نه رقیب! امروز فهمیدیم که این فشارها و درگیری‌ها، اتفاقاً نشانه این است که ما داریم این "قفس" را می‌شکنیم. اگر امروز از ما می‌خواهند که کوتاه بیاییم و به هر قیمتی صلح کنیم، برای این نیست که دلشان برای اقتصاد ما سوخته؛ برای این است که می‌خواهند ما را به همان انزوای امن برگردانند.
اما راه حل چیست؟راه حل این است که در میدان بمانیم و مقاومت کنیم؛ اما نه مقاومتِ منفعلانه، بلکه "مقاومت فعال". یعنی در میدان بمانیم و مطالبه کنیم :
۱. حفظ تسلط بر تنگه هرمز؛ ما باید آن‌قدر در منطقه قدرتمند شویم که هیچ کسی جرأت نکند ایران را از مسیرهای جهانی حذف کند.۲. آن‌قدر در شروطمان پافشاری کنیم تا دنیا بفهمد هزینه‌ی "تقابل با ایران" خیلی بیشتر از هزینه‌ی "تعامل با یک ایرانِ قدرتمند" است.
ابرقدرت شدنِ ایران، یک آرزوی خیالی نیست؛ بلکه نتیجه‌ی یک پافشاری راهبردی است. اگر بتوانیم از این طوفان عبور کنیم و نظم دلخواهمان را در منطقه تثبیت کنیم، آن‌وقت است که اقتصاد ما نه روی امضای فلان رئیس‌جمهور آمریکا، بلکه روی صخره‌های محکمِ "اقتدار ملی" بنا می‌شود. صبری که امروز می‌کنیم، سرمایه‌گذاری برای تبدیل شدن به قطبِ اولِ قدرت و ثروت در منطقه است. پس، فرقِ نخبگان شجاع با ترسو در همین‌جاست: شجاع‌ها می‌دانند که برای رسیدن به قله، باید بادهای مخالف را تحمل کرد، نه اینکه به اولین پناهگاهِ لرزان پناه برد.»
undefined برگرفته از یادداشت دکتر محمدفدایی
#حماسه‌حضور#مسیرپیوند#دستنوشته#چالش‌چهاردهم
@manahademardomam

۱۶:۳۹

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

دشمن از کجا می‌تواند.pdf

۸۹.۱۴ کیلوبایت

جبهه سوم؛
دشمن از کجا می‌تواند به ما ضربه بزند؟

در جنگ نامتقارن اراده ها هستند که با هم می جنگند: نگذارید تبلیغات دشمن در اراده شما تزلزل ایجاد کند: این اراده مستحکم را نگه دارید، این ضامن پیروز است. امام شهید معاویه برای شکستن مقاومت امام مجتبی(ع)، دست به آخرین حربه ابلیس زد؛ شایعه دروغ. دو تن از کارگزاران در عراق، به ظاهر برای مذاکره، به مدائن آمدند. امام در خیمه صراحتاً صلح را رد کرد، اما آنان نیامده بودند مذاکره کنند، از خیمه که بیرون آمدند مفاد جلسه «صلح ساختگی» را افشا کردند. شایعه صلح در لشکر پیچید!.. عده‌ای باور کردند و تندروها به خیمه امام حمله کردند. عبیدا… بن عباس، فرمانده پیشر‌اول که هشت هزار نفر با او تا مرزهای شام رفته بودند، دچار شک عمیق شد. باور کرد امام او را برای کسب امتیاز بیشتر بی‌خبر گذاشته است. جنگ را رها کرد و بیش از هشت هزار نفر دست از نبرد کشیدند، سلاح آخر معاویه کارگر شد و میدان باخته به پیروزی بزرگ تبدیل شد…
#حماسه‌حضور#مسیرپیوند#دستنوشته#محتوای‌بیست‌ودوم
@manahademardomam

۲۱:۰۱

thumbnail
سناریو گعده: جبهه سوم، دشمن از کجا می‌تواند به ما ضربه بزند؟

مقدمه: ۵۰ شب ایستادگی و یک نگرانی مشترکسلام دوستان. الان نزدیک به ۵۰ شب است که خیابان‌های شهر رنگ حضور شما را به خودش دیده. ۵۰ شب بیداری، ۵۰ شب مطالبه و مقاومت. اما حقیقت این است که این روزها، حال دلمان کمی ابری است. از یک طرف خبر آتش‌بس موقت و مذاکره با آمریکا به گوش می‌رسد و از طرف دیگر، سکوتِ عجیبِ مسئولان و شفاف نبودنِ روند مذاکرات، فضایی از ابهام و نگرانی ایجاد کرده است. دیشب وقتی خبر باز شدن تنگه هرمز پیچید، همه ما لرزیدیم؛ چون ما معامله بر سر «شروط ده گانه» را برنمی‌تابیم. هرچند امروز دوباره تنگه بسته شد و کمی آرام شدیم، اما این رفت و برگشت‌ها نشان داد که چقدر به «وضوح» و «صداقت» از سوی مسئولان احتیاج داریم.(اجازه دهید افراد از احساس شان در اینباره بگویند)
درس تلخ تاریخ؛ از ساباط تا امروز
باید برگردیم به عقب. تاریخ آینه است برای امروز ما. بیایید به روزهایی فکر کنیم که امام حسن (ع) در مقابل خدعه‌های معاویه قرار گرفت. معاویه مردِ جنگِ رو در رو نبود؛ او مردِ «جنگِ روانی» بود. دقیقاً مثل همین کاری که امروز ترامپ با توییتر و اخبار کذب انجام می‌دهد. معاویه با پخش شایعات، با خریدنِ خواص و با ایجاد تردید در دلِ سپاهیان، لشکرِ امام حسن را از هم پاشاند. کار به جایی رسید که یارانِ نزدیک امام، به جای دشمن، به خیمه خودی هجوم بردند! چرا؟ چون روایتِ غلطِ دشمن را باور کردند. چون فکر کردند کار تمام شده یا امامشان کوتاه آمده است. آن صلحِ تحمیلی، نه از ضعفِ بازوی امام، بلکه از «پاشیدنِ تمرکزِ مردم» و «باور کردنِ دروغ‌های معاویه» رقم خورد.
جنگ در سه جبههامروز هم ما دقیقاً در چنین نقطه‌ای هستیم. ما امروز نه در یک جبهه، که در سه جبهه همزمان در حال جنگیم:
۱. جبهه اول؛ میدان نظامی: جایی که پهپادها و موشک‌های ما و اقتدارمان در تنگه هرمز حرف اول را می‌زند. اینجا خداروشکر دست برتر را داریم.۲. جبهه دوم؛ خیابان‌ها: همین حضوری که شما ۵۰ شب است رقم زده‌اید. فشاری که از کف خیابان به دشمن می‌آید تا بداند این ملت عقب‌نشینی نمی‌کند. جهتی که خیابان به مسوولین می‌دهد نشانه‌ی تأثیرگذاری این جبهه هست. چنانچه رهبر بزرگوار در پیام خود از اهمیت این جبهه بر روند مذاکرات سخن گفتند.
۳. جبهه سوم؛ روایت‌ها: و اما اصل ماجرا اینجاست. جبهه‌ای که همیشه در آن ضربه خورده‌ایم. از زمان امیرالمؤمنین و امام حسن تا به امروز.
چرا روایت‌ها پیروز می‌شوند؟دشمن می‌داند در میدان نظامی حریف ما نیست؛ پس می‌آید سراغ «روایت». وقتی مسئولان ما با مردم شفاف حرف نمی‌زنند و سکوت می‌کنند، دشمن با روایت‌های کذب و جنگ روانی، جای خالیِ خبر را پر می‌کند. خشم ما از باز شدنِ موقتِ تنگه هرمز، واکنشی به همین ابهام بود. اگر ما نتوانیم روایتِ درست از ایستادگی بر «شروط ده گانه» را غالب کنیم، اگر اجازه دهیم دشمن به ما بگوید که «همه چیز تمام شد و سازش کردند»، آن وقت است که حتی اگر در میدان نظامی پیروز باشیم، در افکار عمومی شکست می‌خوریم.
جمع‌بندی و نتیجه‌گیریدوستان! وظیفه ما در این گعده‌ها و در این روزها، صیانت از «جبهه سوم» است. ما باید از مسئولان بخواهیم که صریح و شفاف با مردم سخن بگویند. نباید بگذاریم فضای ناامیدی و ابهام، لشکرمان را مثل لشکر امام حسن (ع) دچار تشتت کند. ما پای آن ده شرط ایستاده‌ایم و آتش‌بسی را که بوی عقب‌نشینی بدهد، صلحِ باطل می‌دانیم. بیدار بمانیم تا روایتِ دشمن، جای حقیقتِ مقاومت ما را نگیرد.و در آخر این نکته را بگویم دوستان!! هدف از طرح این بحث، تقویت روحیه مقاومت و مطالبه‌گری هوشمندانه است، نه صرفاً نالیدن از شرایط.
#حماسه‌حضور#مسیرپیوند#دستنوشته#چالش‌پانزدهم
@manahademardomam

۲۱:۱۴