.
چالش: لابد !(بخش دوم)چرا دلت نمیسوزه؟
نوزاد میکشند، فرزند نظامی است.زن را میکشند، زن نظامی است، و نمونههایی از همین قبیل : همسایه نظامی، بیمارستان نظامی،، مدرسه نظامی و فرمانده نظامیای که عمرش برای خاک این مملکت رفته، حتی پارک!! می گویند: خب نظامی است! پارک پلیس! دانشمند و استاد دانشگاه را می کشند، همین طور!
سوال اینجاست که چنین ادبیات خطرناکی چرا و از کی شکل گرفت؟ آیا چنین کشتن هایی قابل قبول است؟
این پرسش را ایلان پاپه تاریخ نگار و فعال اجتماعی اسرائیلی توضیح میدهد. و آن را «انسانیت زدایی» مینامد.او انسانیت زدایی را با یک مثال تعریف میکند:«فرایند انسانیت زدایی از فلسطینی ها شروع شد. در ابتدا با تمسخر و تحقیر آنها حتی در نحوه صحبت کردن شان، توصیف آنها به ویژگیهایی مانند کثیف بودن و بد بودن پرداخته شد ،و رسید به تروریست بودن و خون ریز بودن»
بله! اسراییلی ها توانسته بودن خرد خرد ساکنان واقعی فلسطین را در مسیر «انسانیت زدایی» قرار دهند. مسیری که به راحتی مجوز هر نوع کشتار و تجاوز به فلسطینی ها را مشروع میدانست. و در وجدان های شخصی و جمعی افراد اثری از تقبیح کشتارهای دلخراش نداشت.
حالا برگردیم به ایران خودمان!
پروژه انسانیت زدایی در ایران خودمان از خیلی قبل تر آغاز شده! از روزی که نیروهای ارزشی را عرزشی گفتند و مسخره کردند، و آنها را ضد مفهوم زندگی تلقی کردند، این بازنمایی حتی در فیلمهای سینمایی عادی سازی و پذیرفتنی شد. حافظان امنیت و مردم مدافع انقلاب ،دشمنان زندگی و تروریست معرفی شدند! فرقی هم نداشت کدام نیرو و در کجا !!
«انسانیت زدایی» باعث شد هر جنایتی مشروع دانسته شود، و وجدان ها از مشاهده این جنایتها به درد نیایند. ( آنچه که در ۱۸ دی برای حافظان امنیت آغاز شد و همچنان دارد.)انسانیت زدایی حقوق بشر را هم کنار میزند چراکه این افراد دیگر در دسته بشر هم نیستند تا نظام های حقوقی به تکاپو بیفتد!
حالا متوجه شدید ادبیات تمسخرآمیز درباره ، متحجر بودن ،خشونت طلب بودن و.. به کجا میرسد ؟متوجه شدید توجیه حملات موشکها با جملههای «لابد کاره ای بوده، لابد کار خوشان است، لابد... » ریشه در کجا دارد؟
.
این قساوت نیست که شما با آن مواجهید و از آن متعجب هستید، این نتیجه یک پروژه است، پروژهٔ انسانیتزدایی از حافظ امنیت و در پی آن مردم انقلابی!
برگرفته از متن فهیمه فداکار
#حماسهحضور#مسیرپیوند#دستنوشته#چالشسوم#بخشدوم
@manahademardomam
چالش: لابد !(بخش دوم)چرا دلت نمیسوزه؟
نوزاد میکشند، فرزند نظامی است.زن را میکشند، زن نظامی است، و نمونههایی از همین قبیل : همسایه نظامی، بیمارستان نظامی،، مدرسه نظامی و فرمانده نظامیای که عمرش برای خاک این مملکت رفته، حتی پارک!! می گویند: خب نظامی است! پارک پلیس! دانشمند و استاد دانشگاه را می کشند، همین طور!
سوال اینجاست که چنین ادبیات خطرناکی چرا و از کی شکل گرفت؟ آیا چنین کشتن هایی قابل قبول است؟
این پرسش را ایلان پاپه تاریخ نگار و فعال اجتماعی اسرائیلی توضیح میدهد. و آن را «انسانیت زدایی» مینامد.او انسانیت زدایی را با یک مثال تعریف میکند:«فرایند انسانیت زدایی از فلسطینی ها شروع شد. در ابتدا با تمسخر و تحقیر آنها حتی در نحوه صحبت کردن شان، توصیف آنها به ویژگیهایی مانند کثیف بودن و بد بودن پرداخته شد ،و رسید به تروریست بودن و خون ریز بودن»
بله! اسراییلی ها توانسته بودن خرد خرد ساکنان واقعی فلسطین را در مسیر «انسانیت زدایی» قرار دهند. مسیری که به راحتی مجوز هر نوع کشتار و تجاوز به فلسطینی ها را مشروع میدانست. و در وجدان های شخصی و جمعی افراد اثری از تقبیح کشتارهای دلخراش نداشت.
حالا برگردیم به ایران خودمان!
پروژه انسانیت زدایی در ایران خودمان از خیلی قبل تر آغاز شده! از روزی که نیروهای ارزشی را عرزشی گفتند و مسخره کردند، و آنها را ضد مفهوم زندگی تلقی کردند، این بازنمایی حتی در فیلمهای سینمایی عادی سازی و پذیرفتنی شد. حافظان امنیت و مردم مدافع انقلاب ،دشمنان زندگی و تروریست معرفی شدند! فرقی هم نداشت کدام نیرو و در کجا !!
«انسانیت زدایی» باعث شد هر جنایتی مشروع دانسته شود، و وجدان ها از مشاهده این جنایتها به درد نیایند. ( آنچه که در ۱۸ دی برای حافظان امنیت آغاز شد و همچنان دارد.)انسانیت زدایی حقوق بشر را هم کنار میزند چراکه این افراد دیگر در دسته بشر هم نیستند تا نظام های حقوقی به تکاپو بیفتد!
حالا متوجه شدید ادبیات تمسخرآمیز درباره ، متحجر بودن ،خشونت طلب بودن و.. به کجا میرسد ؟متوجه شدید توجیه حملات موشکها با جملههای «لابد کاره ای بوده، لابد کار خوشان است، لابد... » ریشه در کجا دارد؟
.
#حماسهحضور#مسیرپیوند#دستنوشته#چالشسوم#بخشدوم
@manahademardomam
۱۵:۱۴