سناریوی مدیریت گعده: برای دور کردن سایه جنگ از این خانه چراغ را تنهایی بر افروزیم یا با دوستانی که سرنوشت مان به هم گره خورده ؟
۱.* مقدمه* «سلام رفقا، داریم میبینیم که این روزها هجمه های دشمن بر حزب الله لبنان چقدر سنگین است، و یکی از شروط ما برای مذاکرات ؛ آتش بس در همه جبهههای مقاومت به ویژه لبنان هست. ممکنه خیلیها بپرسند: "آیا بهتر نیست هر کسی کلاه خودش را بچسبد و فقط به فکر مرزهای خودش باشد؟" یا به زبان سادهتر، آیا سایه جنگ با تمرکز روی خودِ ایران برداشته میشود یا با قوی کردن کلِ جبهه مقاومت؟ بیایید بی تعارف و شفاف نظراتمان را بگوییم.»
راستش اینجا یک بحث هویت وجودی است. انتخاب بین آتش بس در همه محورهای مقاومت تا آتش بس فقط برای ایران، یعنی چی هویت وجودی ؟یعنی ایران بر سر یک دو راهی قرار دارد. «ایران عادی» یا «ایران مقتدر»
بشار اللقیس ؛ پژوهشگر لبنانی میگوید: جنگ علیه ایران در عمق خود، جنگ علیه «دولت ایران» نیست، بلکه جنگ علیه «جهتگیری دولت» در ایران است. کیسینجر در کتاب «نظم جهانی» میگوید: ایران باید یا «دولت-ملت» باشد یا «انقلاب». غرب با ایرانِ دولت-ملت مشکلی ندارد، به شرطی که سرِ صلح بیاید. به عبارتی ایران معمولی که سرش در لاک خودش باشد و بله قربان گوی غرب باشد هیچ مساله ای برای غرب ندارد. چنانچه برنامه هستهای ایران، در ابتدا متعلق به دوره شاه بود؛ پیش از انقلاب. همین طور پروژه موشکی و پهپادی. اما غرب با چنین ایرانِ بدون انقلابی مشکلی ندارد؛ ایران میتواند مثل پاکستان یا ترکیه باشد. مشکل غرب، «ایده ی انقلاب» است، همان عصیانی که مردی از شرق به نام روحالله خمینی برافروخت.ایران با انقلاب اسلامی سال ۵۷، روزنه ای بر روی دیوار استعمار و ظلم ایجاد کرد، و امروز مردم جهان به واسطه ی این حرکت او، دست به مبارزه ی با ظالمان زده اند.حزب الله لبنان امروز، با وجود رابطه ی غیر دوستانه یا مسئولین کشورش پوزه ی اسراییل را بارها به خاک مالیده.چرا که حزب الله، حزب خداست و قدرتش را از رب العالمین می گیرد.
و اما حزبالله لبنان چه ارتباطی با انقلاب ایران دارد ؟
اهمیت حزبالله لبنان برای ایران فراتر از یک اتحاد ساده نظامی است؛ در واقع این رابطه یکی از راهبردی ترین پیوندهای سیاسی-امنیتی در جهان معاصر به شمار میرود. یکی از دلایل اهمیت حیاتی حزبالله برای ایران این است:
حزبالله نزدیکترین جریان به مبانی فکری انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای ایران است. امام آنها با ما یکی است. وفاداری حزبالله به ایران (بهویژه بیعت صریح شیخ نعیم قاسم و پیش از او سید حسن نصرالله با رهبری ایران)، به ایران مشروعیت فرامرزی میبخشد و نشاندهنده نفوذ معنوی ایران در میان جوامع شیعی جهان است. این نشان میدهد انقلاب ایران چیزی فراتر از مرزهای جغرافیایی است.
بنابراین، اگر جنگ علیه «دولت ایران» متوقف شود، اما علیه حزبالله ادامه پیدا کند، یعنی جنگ بر دولت متوقف و بر انقلاب ادامه یافته است. حزبالله، روح انقلاب اسلامی در ایران و درخشانترین محصول رهاییبخش آن است. ایران امروز بر سر دوراهی است: یا کشوری عادی مثل بقیه کشورها شود، یا به انقلاب خود وفادار بماند.
نکته دیگر این است که ما و حزبالله و دیگر محورهای مقاومت، تکههای جدا از هم نیستیم که فقط با هم "همکاری" کنیم؛ ما کلاً یک پیکرو یک جبهه هستیم.
اصلاً ایرانِ قوی را برای چه میخواهیم؟ برای اینکه مثل یک پرندهی مقتدر و صبور، بتواند جوجههایش را زیر پر و بال بگیرد. حزبالله، انصارالله، حشدالشعبی... اینها همان جوجههای نوپا و رشیدی هستند که زیر سایهی این بالها قد کشیدهاند.
حالا سؤال اینجاست: اگر ما فقط به فکر بدنِ خودمان باشیم و بالهایمان را برچینیم، چه اتفاقی میافتد؟بله، شاید بدنمان (مرزهای جغرافیایی ایران) موقتاً از تیررس دور بماند، اما سایهی شومِ جنگ میافتد روی بالهایمان؛ یعنی همان جایی که عزیزانِ ما، همفکرانِ ما و سنگرهای اولِ ما هستند.
نکته اساسی اینجاست:ما زمانی به ثباتِ واقعی میرسیم که نه فقط بالای سرِ خودمان، بلکه روی "بالهایمان" هم سایهی جنگ و ناامنی نباشد. ایرانِ مقتدر یعنی شکاری که جرأت نمیکند حتی به پرِ بالهایش نزدیک شود. اگر امروز میگوییم آتشبس باید شامل لبنان هم بشود، برای این است که ما "یک جبههایم"؛ دردِ بال، دردِ پیکر است و امنیتِ جوجهها، یعنی امنیتِ آشیانه.
پس ما دنبال امنیتی هستیم که "جامع" باشد. نمیخواهیم فقط خودمان را نجات بدهیم و رفقایمان را زیر چنگالِ عقاب رها کنیم؛ چون میدانیم بعد از آنها، نوبتِ خودِ ماست. ثباتِ پایدار یعنی پرندهای که با بالهای گشوده، تمامِ آسمانِ منطقه را برایِ همسنگرهایش امن نگه داشته است.»
#حماسهحضور#مسیرپیوند#دستنوشته#چالشدوازدهم
@manahademardomam
۱.* مقدمه* «سلام رفقا، داریم میبینیم که این روزها هجمه های دشمن بر حزب الله لبنان چقدر سنگین است، و یکی از شروط ما برای مذاکرات ؛ آتش بس در همه جبهههای مقاومت به ویژه لبنان هست. ممکنه خیلیها بپرسند: "آیا بهتر نیست هر کسی کلاه خودش را بچسبد و فقط به فکر مرزهای خودش باشد؟" یا به زبان سادهتر، آیا سایه جنگ با تمرکز روی خودِ ایران برداشته میشود یا با قوی کردن کلِ جبهه مقاومت؟ بیایید بی تعارف و شفاف نظراتمان را بگوییم.»
راستش اینجا یک بحث هویت وجودی است. انتخاب بین آتش بس در همه محورهای مقاومت تا آتش بس فقط برای ایران، یعنی چی هویت وجودی ؟یعنی ایران بر سر یک دو راهی قرار دارد. «ایران عادی» یا «ایران مقتدر»
بشار اللقیس ؛ پژوهشگر لبنانی میگوید: جنگ علیه ایران در عمق خود، جنگ علیه «دولت ایران» نیست، بلکه جنگ علیه «جهتگیری دولت» در ایران است. کیسینجر در کتاب «نظم جهانی» میگوید: ایران باید یا «دولت-ملت» باشد یا «انقلاب». غرب با ایرانِ دولت-ملت مشکلی ندارد، به شرطی که سرِ صلح بیاید. به عبارتی ایران معمولی که سرش در لاک خودش باشد و بله قربان گوی غرب باشد هیچ مساله ای برای غرب ندارد. چنانچه برنامه هستهای ایران، در ابتدا متعلق به دوره شاه بود؛ پیش از انقلاب. همین طور پروژه موشکی و پهپادی. اما غرب با چنین ایرانِ بدون انقلابی مشکلی ندارد؛ ایران میتواند مثل پاکستان یا ترکیه باشد. مشکل غرب، «ایده ی انقلاب» است، همان عصیانی که مردی از شرق به نام روحالله خمینی برافروخت.ایران با انقلاب اسلامی سال ۵۷، روزنه ای بر روی دیوار استعمار و ظلم ایجاد کرد، و امروز مردم جهان به واسطه ی این حرکت او، دست به مبارزه ی با ظالمان زده اند.حزب الله لبنان امروز، با وجود رابطه ی غیر دوستانه یا مسئولین کشورش پوزه ی اسراییل را بارها به خاک مالیده.چرا که حزب الله، حزب خداست و قدرتش را از رب العالمین می گیرد.
و اما حزبالله لبنان چه ارتباطی با انقلاب ایران دارد ؟
اهمیت حزبالله لبنان برای ایران فراتر از یک اتحاد ساده نظامی است؛ در واقع این رابطه یکی از راهبردی ترین پیوندهای سیاسی-امنیتی در جهان معاصر به شمار میرود. یکی از دلایل اهمیت حیاتی حزبالله برای ایران این است:
حزبالله نزدیکترین جریان به مبانی فکری انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای ایران است. امام آنها با ما یکی است. وفاداری حزبالله به ایران (بهویژه بیعت صریح شیخ نعیم قاسم و پیش از او سید حسن نصرالله با رهبری ایران)، به ایران مشروعیت فرامرزی میبخشد و نشاندهنده نفوذ معنوی ایران در میان جوامع شیعی جهان است. این نشان میدهد انقلاب ایران چیزی فراتر از مرزهای جغرافیایی است.
بنابراین، اگر جنگ علیه «دولت ایران» متوقف شود، اما علیه حزبالله ادامه پیدا کند، یعنی جنگ بر دولت متوقف و بر انقلاب ادامه یافته است. حزبالله، روح انقلاب اسلامی در ایران و درخشانترین محصول رهاییبخش آن است. ایران امروز بر سر دوراهی است: یا کشوری عادی مثل بقیه کشورها شود، یا به انقلاب خود وفادار بماند.
نکته دیگر این است که ما و حزبالله و دیگر محورهای مقاومت، تکههای جدا از هم نیستیم که فقط با هم "همکاری" کنیم؛ ما کلاً یک پیکرو یک جبهه هستیم.
اصلاً ایرانِ قوی را برای چه میخواهیم؟ برای اینکه مثل یک پرندهی مقتدر و صبور، بتواند جوجههایش را زیر پر و بال بگیرد. حزبالله، انصارالله، حشدالشعبی... اینها همان جوجههای نوپا و رشیدی هستند که زیر سایهی این بالها قد کشیدهاند.
حالا سؤال اینجاست: اگر ما فقط به فکر بدنِ خودمان باشیم و بالهایمان را برچینیم، چه اتفاقی میافتد؟بله، شاید بدنمان (مرزهای جغرافیایی ایران) موقتاً از تیررس دور بماند، اما سایهی شومِ جنگ میافتد روی بالهایمان؛ یعنی همان جایی که عزیزانِ ما، همفکرانِ ما و سنگرهای اولِ ما هستند.
نکته اساسی اینجاست:ما زمانی به ثباتِ واقعی میرسیم که نه فقط بالای سرِ خودمان، بلکه روی "بالهایمان" هم سایهی جنگ و ناامنی نباشد. ایرانِ مقتدر یعنی شکاری که جرأت نمیکند حتی به پرِ بالهایش نزدیک شود. اگر امروز میگوییم آتشبس باید شامل لبنان هم بشود، برای این است که ما "یک جبههایم"؛ دردِ بال، دردِ پیکر است و امنیتِ جوجهها، یعنی امنیتِ آشیانه.
پس ما دنبال امنیتی هستیم که "جامع" باشد. نمیخواهیم فقط خودمان را نجات بدهیم و رفقایمان را زیر چنگالِ عقاب رها کنیم؛ چون میدانیم بعد از آنها، نوبتِ خودِ ماست. ثباتِ پایدار یعنی پرندهای که با بالهای گشوده، تمامِ آسمانِ منطقه را برایِ همسنگرهایش امن نگه داشته است.»
#حماسهحضور#مسیرپیوند#دستنوشته#چالشدوازدهم
@manahademardomam
۹:۲۴