ما ضرر کردیم یا آمریکا؟
مقدمه: همه ما جنگ را با خسارت هایش میشناسیم، و عواطف انسانی ما را درگیر میکند. اما جنگ یک روی دیگر هم دارد که اگر عمیق ببینیم جنگ فقط یک ویرانگر نیست، بلکه «معمار بزرگ تغییر» هست ما در این چالش میخواهیم نگاهی به آنطرف قضیه جنگ داشته باشیم. فرض کنید همسایهای دارید که بهترین ماشین را دارد و خانهاش مجلل است اما همه میدانند که اینها را با وام و قرض خریده و جیبش خالی است. از آن طرف یک نفر دیگر هست که خانهاش ساده و بدنش پر از زخم است اما نان بازوی خودش را میخورد و به کسی بدهکار نیست. اگر یک بحران مالی بیاید کدام یک زودتر سکته میکند؟ دقیقا این داستان آمریکا و ایران است. آمریکا همان آدم پولدار است که روی کوهی از بدهی ( اوراق قرضه) نشسته و ما همان آدم سخت کوشی هستیم که با وجود زخمها (تحریم) به اقتصاد مقاومتی عادت کردهایم. اوراق قرضه دقیقاً یعنی چه؟اوراق قرضه یعنی «رسیدِ بدهیِ دولت آمریکا»فرض کن دولت آمریکا برای مخارجش (جنگها، حقوق کارمندان، خدمات رفاهی) پول کم میآورد. به جای اینکه فقط پول چاپ کند، میآید از مردم و کشورهای دیگر (مثل چین، ژاپن یا حتی سرمایهگذاران داخلیاش) قرض میگیرد. در عوضِ این پول، یک کاغذ (یا همان رسید دیجیتالی) به آنها میدهد که به آن میگویند «اوراق قرضه» آمریکا قول میدهد که مثلاً ۱۰ سال دیگر این پول را پس بدهد و هر سال هم یک سودی به آن بدهد. این اوراق ستون خیمه اقتصاد آمریکاست و باعث اعتبار جهانی اش شده، چون همه مطمئنند آمریکای قدرتمند حتماً پول را پس میدهد و اوراق مثل طلا معتبر است.از طرفی آمریکا با این کار، پولِ بقیه دنیا را جمع میکند و با آن، رفاهِ مردم خودش را تأمین میکند.سوال: چگونه اقتصاد آمریکا در جنگ دچار خسارت میشود؟آمریکا یک نقطه ضعف بزرگ دارد که ما به آن میگوییم چشم اسفندیار! قدرت دلار از جنس دارایی نیست بلکه به ایناست که بقیه دنیا قبول کردهاند طلبکار آمریکا باشند. یعنی پشتوانه دلار «اوراق قرضه خزانه داری» است. این اوراق امروزه به کوهی از بدهی تبدیل شده و به همین خاطر آسیب پذیر است.حالا تصور کنید جنگ چه بلایی سر آمریکا میآورد؟ ۱. کابوسِ تورم: گرانی نفت باعث گرانی همه چیز در آمریکا میشود. وقتی تورم بالا برود، آن سودِ کمی که اوراق قرضه دارد دیگر نمیارزد. (مثلاً دولت ۲ درصد سود میدهد ولی تورم ۱۰ درصد است؛ یعنی صاحب اوراق عملاً دارد ضرر میکند).۲. فرار بزرگ: وقتی سرمایهگذاران ببینند ارزش داراییشان (اوراق) در حال نابودی است، شروع میکنند به فروختنِ این اوراق. یک مثال ساده : «اوراق قرضه مثل یک ساختمان ۱۰۰ طبقه است که طبقات بالایش خیلی شیک و پر از رفاه است (زندگی مردم آمریکا)، اما پیریزی این ساختمان روی قولِ پس دادنِ بدهی بنا شده. وقتی تورم (ناشی از جنگ) بیاید، مثل این است که موریانه به جان این پیریزی افتاده باشد. اگر پیریزی خراب شود، کل برج با تمام ساکنانش پایین میآید، حتی اگر یک موشک هم به سقفش نخورده باشد!»برای اینکه این ضرر به مرحله «فروپاشی ستونهای خیمه» برسد، استراتژی ایران بر «بیاعتبار کردن دلار و اوراق قرضه» متمرکز است. در واقع، ما نباید فقط به سربازهایشان شلیک کنیم، بلکه باید به «اعتمادِ سرمایهگذاران» به آمریکا شلیک کنیم.اما چگونه؟ یکی از راهکارها طولانی کردنِ «بیثباتی» است. (جنگ صبورانه)آمریکا نیاز به یک پیروزی سریع یا یک صلح سریع دارد تا بازارها آرام شوند. چرا؟ چون بازار و سرمایهدار از «ابهام» میترسند. طولانیتر شود، ریسکِ نگهداری اوراق قرضه آمریکا بالاتر میرود. وقتی ایران با صبرِ استراتژیک، اجازه نمیدهد غبار جنگ بنشیند، در واقع دارد هر روز به سرمایهگذاران جهانی میگوید: «آمریکا دیگر جای امنی برای پولهای شما نیست.»دومین راهکار ضربه به شریان انرژی: این مستقیمترین ضربه به اوراق قرضه است. اگر ایران با ابزارهایی مثل تنگه هرمز، هزینه انتقال انرژی را بالا ببرد یا جریان آن را تهدید کند؛قیمت نفت بالا میرود و این یعنی «تورم جهانی» بالارفتن تورم باعث سقوط اوراق قرضه میشود. (ساختمان ۱۰۰ طبقه که مثال زدیم)نتیجه:«دوستان، آمریکا مثل یک بوکسور سنگینوزن است که عضلات خیلی بزرگی دارد (ناوها و بمبها)، اما بیماری قلبی دارد. ایران لازم نیست با این بوکسور مشت به مشت بجنگد. کافی است او را وادار کند مدام بدود.این دویدن (هزینههای جنگی و استرس اقتصادی)، قلب این بوکسور را از کار میاندازد. صبر ما در این جنگ همان دویدن اوست.وظیفه ما در جبهه مقاومت« نترسیدن و ایستادگی» است. هر روزی که ما عقب نشینی نمیکنیم، یک روز به سررسید بدهیهای آمریکا و فروپاشی اعتبار دلار نزدیکتر میشویم. پیروزی ما در خسته کردن حریف بدهکار است.#حماسهحضور#مسیرپیوند#چالشسیزدهم@manahademardomam
مقدمه: همه ما جنگ را با خسارت هایش میشناسیم، و عواطف انسانی ما را درگیر میکند. اما جنگ یک روی دیگر هم دارد که اگر عمیق ببینیم جنگ فقط یک ویرانگر نیست، بلکه «معمار بزرگ تغییر» هست ما در این چالش میخواهیم نگاهی به آنطرف قضیه جنگ داشته باشیم. فرض کنید همسایهای دارید که بهترین ماشین را دارد و خانهاش مجلل است اما همه میدانند که اینها را با وام و قرض خریده و جیبش خالی است. از آن طرف یک نفر دیگر هست که خانهاش ساده و بدنش پر از زخم است اما نان بازوی خودش را میخورد و به کسی بدهکار نیست. اگر یک بحران مالی بیاید کدام یک زودتر سکته میکند؟ دقیقا این داستان آمریکا و ایران است. آمریکا همان آدم پولدار است که روی کوهی از بدهی ( اوراق قرضه) نشسته و ما همان آدم سخت کوشی هستیم که با وجود زخمها (تحریم) به اقتصاد مقاومتی عادت کردهایم. اوراق قرضه دقیقاً یعنی چه؟اوراق قرضه یعنی «رسیدِ بدهیِ دولت آمریکا»فرض کن دولت آمریکا برای مخارجش (جنگها، حقوق کارمندان، خدمات رفاهی) پول کم میآورد. به جای اینکه فقط پول چاپ کند، میآید از مردم و کشورهای دیگر (مثل چین، ژاپن یا حتی سرمایهگذاران داخلیاش) قرض میگیرد. در عوضِ این پول، یک کاغذ (یا همان رسید دیجیتالی) به آنها میدهد که به آن میگویند «اوراق قرضه» آمریکا قول میدهد که مثلاً ۱۰ سال دیگر این پول را پس بدهد و هر سال هم یک سودی به آن بدهد. این اوراق ستون خیمه اقتصاد آمریکاست و باعث اعتبار جهانی اش شده، چون همه مطمئنند آمریکای قدرتمند حتماً پول را پس میدهد و اوراق مثل طلا معتبر است.از طرفی آمریکا با این کار، پولِ بقیه دنیا را جمع میکند و با آن، رفاهِ مردم خودش را تأمین میکند.سوال: چگونه اقتصاد آمریکا در جنگ دچار خسارت میشود؟آمریکا یک نقطه ضعف بزرگ دارد که ما به آن میگوییم چشم اسفندیار! قدرت دلار از جنس دارایی نیست بلکه به ایناست که بقیه دنیا قبول کردهاند طلبکار آمریکا باشند. یعنی پشتوانه دلار «اوراق قرضه خزانه داری» است. این اوراق امروزه به کوهی از بدهی تبدیل شده و به همین خاطر آسیب پذیر است.حالا تصور کنید جنگ چه بلایی سر آمریکا میآورد؟ ۱. کابوسِ تورم: گرانی نفت باعث گرانی همه چیز در آمریکا میشود. وقتی تورم بالا برود، آن سودِ کمی که اوراق قرضه دارد دیگر نمیارزد. (مثلاً دولت ۲ درصد سود میدهد ولی تورم ۱۰ درصد است؛ یعنی صاحب اوراق عملاً دارد ضرر میکند).۲. فرار بزرگ: وقتی سرمایهگذاران ببینند ارزش داراییشان (اوراق) در حال نابودی است، شروع میکنند به فروختنِ این اوراق. یک مثال ساده : «اوراق قرضه مثل یک ساختمان ۱۰۰ طبقه است که طبقات بالایش خیلی شیک و پر از رفاه است (زندگی مردم آمریکا)، اما پیریزی این ساختمان روی قولِ پس دادنِ بدهی بنا شده. وقتی تورم (ناشی از جنگ) بیاید، مثل این است که موریانه به جان این پیریزی افتاده باشد. اگر پیریزی خراب شود، کل برج با تمام ساکنانش پایین میآید، حتی اگر یک موشک هم به سقفش نخورده باشد!»برای اینکه این ضرر به مرحله «فروپاشی ستونهای خیمه» برسد، استراتژی ایران بر «بیاعتبار کردن دلار و اوراق قرضه» متمرکز است. در واقع، ما نباید فقط به سربازهایشان شلیک کنیم، بلکه باید به «اعتمادِ سرمایهگذاران» به آمریکا شلیک کنیم.اما چگونه؟ یکی از راهکارها طولانی کردنِ «بیثباتی» است. (جنگ صبورانه)آمریکا نیاز به یک پیروزی سریع یا یک صلح سریع دارد تا بازارها آرام شوند. چرا؟ چون بازار و سرمایهدار از «ابهام» میترسند. طولانیتر شود، ریسکِ نگهداری اوراق قرضه آمریکا بالاتر میرود. وقتی ایران با صبرِ استراتژیک، اجازه نمیدهد غبار جنگ بنشیند، در واقع دارد هر روز به سرمایهگذاران جهانی میگوید: «آمریکا دیگر جای امنی برای پولهای شما نیست.»دومین راهکار ضربه به شریان انرژی: این مستقیمترین ضربه به اوراق قرضه است. اگر ایران با ابزارهایی مثل تنگه هرمز، هزینه انتقال انرژی را بالا ببرد یا جریان آن را تهدید کند؛قیمت نفت بالا میرود و این یعنی «تورم جهانی» بالارفتن تورم باعث سقوط اوراق قرضه میشود. (ساختمان ۱۰۰ طبقه که مثال زدیم)نتیجه:«دوستان، آمریکا مثل یک بوکسور سنگینوزن است که عضلات خیلی بزرگی دارد (ناوها و بمبها)، اما بیماری قلبی دارد. ایران لازم نیست با این بوکسور مشت به مشت بجنگد. کافی است او را وادار کند مدام بدود.این دویدن (هزینههای جنگی و استرس اقتصادی)، قلب این بوکسور را از کار میاندازد. صبر ما در این جنگ همان دویدن اوست.وظیفه ما در جبهه مقاومت« نترسیدن و ایستادگی» است. هر روزی که ما عقب نشینی نمیکنیم، یک روز به سررسید بدهیهای آمریکا و فروپاشی اعتبار دلار نزدیکتر میشویم. پیروزی ما در خسته کردن حریف بدهکار است.#حماسهحضور#مسیرپیوند#چالشسیزدهم@manahademardomam
۰:۳۸