۱. سیمی۲. پانچ شده (دوتایی)
جهت ارتباط با پشتیبان:@babarname_admin
۸:۴۴
@manebabarname
۱۲:۳۲
نگاه به پشت سر و غصه و حسرت، از تلههای فکری و صد در صد کار شیطان است.
@manebabarname
۱۶:۲۵
منِ بابرنامه
#فرصت_ویژه #خدمات_آموزشی_ما این محتوا برای آخرین بار با قیمت دو سال گذشته تقدیم میشود:
#مهلت خرید دوره ها تا سهشنبه شب ان شا الله:
موضوعاتی رایج که اشخاص زیادی با دریافت این آموزشها و اراده الهی انسانی خود، از مشاور و روانشناس، بینیاز شدهاند.
این جلسات به شکل #فایل_صوتی به همراه #پاور، ارائه شده در جلسات، در قالب پی دی اف، موجود است. 

#پیشنهاد_هدیه_آموزشی_بهعزیزانتان
فقط تا امشب میتونید دوره ها رو تهیه کنید
۱۲:۳۰
منِ بابرنامه
دوستانی که دربارهٔ دفتر پرسیدند. از سه مدل طراحی که داشتیم. از این دو مدل تعدادی باقیمانده. ۱. سیمی ۲. پانچ شده (دوتایی)
این دفاتر هم که قیمت اصلی آن ۴۳۰ هزارتومان بود، با #تخفیف_ویژه به قیمت ۳۶۰ هزار تومان تقدیم میشود.
همچنان هزینه #پست با ما
مهلت ثبت سفارش: تا #سهشنبه شب؛ ۲۹ اردیبهشتماه جهت ارتباط با پشتیبان: @babarname_admin 


@manebabarname
خرید دفتر با تخفیف فقط تا پایان امشب
۱۲:۳۱
ادامهٔ مبحث عزت نفس...
۱۴:۴۸
ماموریت عیبیاب شخصی
گفتیم که همهٔ ما یک عیبیاب در درون خود داریم. این عیبیاب میتواند شیطان مخصوص این کار باشد. میتواند نفس خود ما باشد که ضعیف شده و فقط نکات منفی خودش را میبیند.یعنی در صورت پایین بودن عزت نفس ما همیشه روی شواهد منفی تمرکز داریم و از موارد و اتفاقات مثبت دربارهٔ خودمان غافل شدهایم.
مثلا اگر در یک کاری که به ما مربوط است. خطایی رخ دهد. ما بلافاصله فقط به خودمان میگیریم و اصلا ذهنمان به این سمت نمیرود که عوامل دیگر را مورد بررسی قرار دهیم.در حالیکه یک انسان عادی با عزت نفس معمولی، همه عوامل را با هم میبیند. میگوید: درسته که من در این بخش خسته بودم و شاید خوب عمل نکردم، اما بخش دیگر پروژه که توسط فلان قسمت باید انجام میشد هم درست پیش نرفته. پس همهٔ مشکل به من بر نمیگرده و این اتفاق طبیعیه حین کار رخ بده.
وقتی در یک روابط دوستی، مورد سرزنش قرار میگیره که این تو بودی که باعث فلان مشکل شدی. به راحتی خودش رو نمیبازه و دربارهاش عاقلانه فکر میکنه و با خودش میگه درسته من هم ضعف داشتم، اما او هم ضعف داشت. و این طبیعیه آدمها دچار اشتباه و خطا هم میشن. این اشکال فقط به من بر نمیگرده. و اصل اشتباه کردن هم طبیعیه. مگر فردی اصرار بر انجام اشتباه و کار نادرست داشته باشه...
حفظ قدرت تفکر و فکر مستقل، و فرصت دادن به خود برای بررسی همهٔ شواهد به شما برای حفظ عزت نفس یا محافظت از عزت نفستان کمک میکند.
@manebabarname
گفتیم که همهٔ ما یک عیبیاب در درون خود داریم. این عیبیاب میتواند شیطان مخصوص این کار باشد. میتواند نفس خود ما باشد که ضعیف شده و فقط نکات منفی خودش را میبیند.یعنی در صورت پایین بودن عزت نفس ما همیشه روی شواهد منفی تمرکز داریم و از موارد و اتفاقات مثبت دربارهٔ خودمان غافل شدهایم.
مثلا اگر در یک کاری که به ما مربوط است. خطایی رخ دهد. ما بلافاصله فقط به خودمان میگیریم و اصلا ذهنمان به این سمت نمیرود که عوامل دیگر را مورد بررسی قرار دهیم.در حالیکه یک انسان عادی با عزت نفس معمولی، همه عوامل را با هم میبیند. میگوید: درسته که من در این بخش خسته بودم و شاید خوب عمل نکردم، اما بخش دیگر پروژه که توسط فلان قسمت باید انجام میشد هم درست پیش نرفته. پس همهٔ مشکل به من بر نمیگرده و این اتفاق طبیعیه حین کار رخ بده.
وقتی در یک روابط دوستی، مورد سرزنش قرار میگیره که این تو بودی که باعث فلان مشکل شدی. به راحتی خودش رو نمیبازه و دربارهاش عاقلانه فکر میکنه و با خودش میگه درسته من هم ضعف داشتم، اما او هم ضعف داشت. و این طبیعیه آدمها دچار اشتباه و خطا هم میشن. این اشکال فقط به من بر نمیگرده. و اصل اشتباه کردن هم طبیعیه. مگر فردی اصرار بر انجام اشتباه و کار نادرست داشته باشه...
حفظ قدرت تفکر و فکر مستقل، و فرصت دادن به خود برای بررسی همهٔ شواهد به شما برای حفظ عزت نفس یا محافظت از عزت نفستان کمک میکند.
@manebabarname
۱۴:۵۶
نمونهٔ اجتماعی
وقتی یک شبکهٔ اجتماعی یا ماهوارهای یا یک دوست یا همسایه یا فامیل، از نقطه ضعفهای کشور، نظام، رهبر، دولت و ... شواهد میاره. شما به راحتی تسلیم نمیشید و احساس افسردگی نمیکنید. به خودتان فرصت تفکر میدید و با بررسی شواهد، هزار نقطه مثبت را هم شناسایی میکنید که آن فرد یا مجموعه عیبیاب، آنها را از دید شما دور نگه داشته و فقط دست بر نقاط ضعف گذاشته.
این باعث میشود یک شخصیت مستقل بمانید و خام منفیگوها یا منفیبافها نشوید. قدرت تفکر و تحلیل خود را از دست ندهید و به عنوان یک فرد سالم، نقاط قوت و ضعف را با هم ببینید. یعنی دیدن نیمه پر و خالی لیوان.
کلا بدانید هرکس به شما گفت: نقطه قوتی وجود نداره. چه درباره یک موضوع شخصی، چه اجتماعی. بدانید یا آن آدم از سلامت روح برخوردار نیست و خودش هم دچار افسردگی است و دوست دارد فرد دیگر را هم دچار افسردگی کند و یا شغلش همان عیبیابی و القا هست و کارش این است که بذر ناامیدی را در دل افراد با تمرکز بر نقاط منفی بپاشد تا او را از پا در بیاورد.
@manebabarname
وقتی یک شبکهٔ اجتماعی یا ماهوارهای یا یک دوست یا همسایه یا فامیل، از نقطه ضعفهای کشور، نظام، رهبر، دولت و ... شواهد میاره. شما به راحتی تسلیم نمیشید و احساس افسردگی نمیکنید. به خودتان فرصت تفکر میدید و با بررسی شواهد، هزار نقطه مثبت را هم شناسایی میکنید که آن فرد یا مجموعه عیبیاب، آنها را از دید شما دور نگه داشته و فقط دست بر نقاط ضعف گذاشته.
این باعث میشود یک شخصیت مستقل بمانید و خام منفیگوها یا منفیبافها نشوید. قدرت تفکر و تحلیل خود را از دست ندهید و به عنوان یک فرد سالم، نقاط قوت و ضعف را با هم ببینید. یعنی دیدن نیمه پر و خالی لیوان.
کلا بدانید هرکس به شما گفت: نقطه قوتی وجود نداره. چه درباره یک موضوع شخصی، چه اجتماعی. بدانید یا آن آدم از سلامت روح برخوردار نیست و خودش هم دچار افسردگی است و دوست دارد فرد دیگر را هم دچار افسردگی کند و یا شغلش همان عیبیابی و القا هست و کارش این است که بذر ناامیدی را در دل افراد با تمرکز بر نقاط منفی بپاشد تا او را از پا در بیاورد.
@manebabarname
۱۵:۰۵
نگاه خارجیها
یک نکته جالب در این وقایع اخیر کشور که بسیار به چشم میآید. مقایسه تلاش ماهوارههای فارسی زبان و فعالیتهای رسانههای خارجی مخالف آنها بود.
بر خلاف همیشه. حالا که رسانههای تحلیلی دور از جریان اصلی غرب در فضای مجازی بسیار فعال شدهاند، میزان نگاه مثبتی که در موضوعات مختلف نسبت به ایران و ایرانی دارند، بسیار جالب است. حتی گاهی اشاره به موضوعی از نقاط قوت ایرانیها و مسلمانان میکنند که به ذهن خود ما نیامده و توجه ما را جلب نکرده. بخصوص کسانی که مسلمان میشوند. اگر دلایلی که باعث جذبشان به اسلام شده است را بشنوید باور نمیکنید. چون به نظر شما این یک داشتهٔ ساده و پیش پا افتاده است. اما برای آنها که یک عمر از آن محروم بودهاند یک دارایی بزرگ و خوشبختی محسوب میشود.
یا وقتی یک خارجی به ایران میآید، چیزهایی توجهش را از نقاط قوت ایران و ایرانی جلب میکند که برای ما خیلی عادی و معمولی است و تا به حال از این زاویه بهش نگاه نکرده بودیم که بخاطرش خوشحال باشیم، خدا را شکر کنیم و بخاطرش احساس افتخار داشته باشیم و سرمان را بالا بگیریم.
@manebabarname
یک نکته جالب در این وقایع اخیر کشور که بسیار به چشم میآید. مقایسه تلاش ماهوارههای فارسی زبان و فعالیتهای رسانههای خارجی مخالف آنها بود.
بر خلاف همیشه. حالا که رسانههای تحلیلی دور از جریان اصلی غرب در فضای مجازی بسیار فعال شدهاند، میزان نگاه مثبتی که در موضوعات مختلف نسبت به ایران و ایرانی دارند، بسیار جالب است. حتی گاهی اشاره به موضوعی از نقاط قوت ایرانیها و مسلمانان میکنند که به ذهن خود ما نیامده و توجه ما را جلب نکرده. بخصوص کسانی که مسلمان میشوند. اگر دلایلی که باعث جذبشان به اسلام شده است را بشنوید باور نمیکنید. چون به نظر شما این یک داشتهٔ ساده و پیش پا افتاده است. اما برای آنها که یک عمر از آن محروم بودهاند یک دارایی بزرگ و خوشبختی محسوب میشود.
یا وقتی یک خارجی به ایران میآید، چیزهایی توجهش را از نقاط قوت ایران و ایرانی جلب میکند که برای ما خیلی عادی و معمولی است و تا به حال از این زاویه بهش نگاه نکرده بودیم که بخاطرش خوشحال باشیم، خدا را شکر کنیم و بخاطرش احساس افتخار داشته باشیم و سرمان را بالا بگیریم.
@manebabarname
۱۵:۰۸
تمرین: ارائهٔ شواهد در فهرست ثبت افکارتان
این مهارت را تمرین کنید. به افکار خودانتقادی اخیر خود مراجعه کنید.از خودتان بپرسید: برای پشتیبانی از این فکر چه شواهدی داشتهاید؟ اگر شما یک وکیل مدافع در دادگاه بودید، میتوانستید شواهدی بر علیه افکارتان بیان کنید؟ در این صورت چه میگفتید؟
از امروز هر فکر منفی به خود القا کردید و یا دیگران القا کردند، از خود و آنها شواهد بخواهید. یعنی برای پشتیبانی از نظرات منفی عیبیاب شخصی خود یا فردی که عیبیاب شماست، دلیل بخواهید. حالا فکر کنید آیا این شواهد صحت دارد؟ ایا این شواهد برای قضاوت کافی است؟ آیا شما حرفهای او را بدون دلیل پذیرفتید؟ ایا از فکر خود استفاده کردید؟ و یا تحقیقی انجام دادید؟ و یا یک جانبه قبول کردید بدون اینکه نقاط قوت را لحاظ کنید...
هر زمان که شما تلاش میکنید شواهدی برای افکار منفی خود بیابید، عیبیاب شخصی شما ضعیف و متزلزل میشود. زیرا مجبور است موارد خوشبینانه را در ذهنتان از طریق استدلالهای منطقی و عقلانی تکرار کند. این یک مهارت خیلی قدرتمند است و به مرور شما را از شر عزت نفس پایین نجات میدهد.
@manebabarname
این مهارت را تمرین کنید. به افکار خودانتقادی اخیر خود مراجعه کنید.از خودتان بپرسید: برای پشتیبانی از این فکر چه شواهدی داشتهاید؟ اگر شما یک وکیل مدافع در دادگاه بودید، میتوانستید شواهدی بر علیه افکارتان بیان کنید؟ در این صورت چه میگفتید؟
از امروز هر فکر منفی به خود القا کردید و یا دیگران القا کردند، از خود و آنها شواهد بخواهید. یعنی برای پشتیبانی از نظرات منفی عیبیاب شخصی خود یا فردی که عیبیاب شماست، دلیل بخواهید. حالا فکر کنید آیا این شواهد صحت دارد؟ ایا این شواهد برای قضاوت کافی است؟ آیا شما حرفهای او را بدون دلیل پذیرفتید؟ ایا از فکر خود استفاده کردید؟ و یا تحقیقی انجام دادید؟ و یا یک جانبه قبول کردید بدون اینکه نقاط قوت را لحاظ کنید...
هر زمان که شما تلاش میکنید شواهدی برای افکار منفی خود بیابید، عیبیاب شخصی شما ضعیف و متزلزل میشود. زیرا مجبور است موارد خوشبینانه را در ذهنتان از طریق استدلالهای منطقی و عقلانی تکرار کند. این یک مهارت خیلی قدرتمند است و به مرور شما را از شر عزت نفس پایین نجات میدهد.
@manebabarname
۱۵:۲۱
یک مثال: رد شدن در امتحان رانندگی
نجوای درونی: هیچ وقت نمیتونم رانندگی کردن رو یاد بگیرم. حالت: افسردگیشواهد: بعد از ده جلسه آموزش نتوانستم گواهینامه بگیرم.وکیل مدافع: خیلیها بعد از جلسه نمیتوانند و چندبار هم امتحان میدهند تا قبول شوند. لازم نیست در همه چیز عالی باشی. به خودت حق بده. مهم اینه که پا پس نکشی. دو جلسه دیگه تمرین بگیر. هر هفته وقت آزمون بگیر تا بلاخره قبول بشی. من یک آشنا داشتم بعد از ۱۰ بار آزمون دادن قبول شد. یعنی وقتی قبول شد آمد شیرینی پخش کرد... و اون روزها تموم شد و الان سالهاست رانندهاست...
پس هیچ وقت نتیجهگیری کلی نکن. این اتفاق به این معنی نیست که هرگز موفق نخواهی شد. بگو اینبار موفق نشدم و تلاشم را بیشتر میکنم. تمام.
میبینید؟ گفتگوی سالم، دیدن نیمه پر و خالی لیوان با هم است. کسی که با یک حادثه نتیجه کلی درباره خودش داشته باشد آن هم از نوع منفی. در همه زندگی همین حال را خواهد داشت و چنین کسی پر واضح عزت نفس پایین و پایینتر را تجربه میکند. فقط کافیست یک جمله کلیدی به خودش بگوید. طبیعی است... و باز ادامه دهد...
@manebabarname
نجوای درونی: هیچ وقت نمیتونم رانندگی کردن رو یاد بگیرم. حالت: افسردگیشواهد: بعد از ده جلسه آموزش نتوانستم گواهینامه بگیرم.وکیل مدافع: خیلیها بعد از جلسه نمیتوانند و چندبار هم امتحان میدهند تا قبول شوند. لازم نیست در همه چیز عالی باشی. به خودت حق بده. مهم اینه که پا پس نکشی. دو جلسه دیگه تمرین بگیر. هر هفته وقت آزمون بگیر تا بلاخره قبول بشی. من یک آشنا داشتم بعد از ۱۰ بار آزمون دادن قبول شد. یعنی وقتی قبول شد آمد شیرینی پخش کرد... و اون روزها تموم شد و الان سالهاست رانندهاست...
پس هیچ وقت نتیجهگیری کلی نکن. این اتفاق به این معنی نیست که هرگز موفق نخواهی شد. بگو اینبار موفق نشدم و تلاشم را بیشتر میکنم. تمام.
میبینید؟ گفتگوی سالم، دیدن نیمه پر و خالی لیوان با هم است. کسی که با یک حادثه نتیجه کلی درباره خودش داشته باشد آن هم از نوع منفی. در همه زندگی همین حال را خواهد داشت و چنین کسی پر واضح عزت نفس پایین و پایینتر را تجربه میکند. فقط کافیست یک جمله کلیدی به خودش بگوید. طبیعی است... و باز ادامه دهد...
@manebabarname
۱۵:۲۸
کاهش سختگیری به خود؛ راهکار پایان عزت نفس پایینقسمت اول
مقدار زیادی از افکار منفی و خودشکنانهٔ ما، بدلیل استفاده از کلماتی همچون باید، شاید، میبایست و مشابه اینهاست.تقریبا هر زمان که این کلمات را استفاده میکنیم، شاهد شکست شخصیت خود هستیم. این کلمات به ما تلقین میکنند که به خواستهها و نیازهایمان دست نخواهیم یافت یا حداقل تا الان که دست نیافتهایم پس ارزشی نداریم.برای مثال:ـ من باید شناخت بهتری نسبت به او می داشتم.ـ من باید توانایی بیشتری برای انجام این کار میداشتم.ـ من نباید این کار را اینطور انجام میدادم.
این افکار مثبت نیستند. فکر نکنید دارید به خودتان تلنگر میزنید که دفعهٔ بعد بهتر و با حواس جمعی بیشتر رفتار کنید. ما فکر میکنیم این خودگویی مثبت است و با گفتن این گونه جملات و با گوشزد کردن این افکار برای خود ایجاد انگیزه میکنیم. در واقع، عکس آن اتفاق میافتد: «من باید چنین و چنان باشم (کمحرفتر، جذابتر، محبوبتر، باهوشتر) پس تا زمانی که اینگونه نیستم، احساس بدی نسبت به خودم دارم. در مقایسه با دیگران که اصلا ارزشی ندارم...
وقتی عزت نفس ما پایین است و نسبت به خود احساس شرمساری داریم، گاهی برای فرار از آن، این بایدها و شایدها را به دیگران فرافکنی میکنیم. مثلا: دیگران «باید» مهربانتر از این با من برخورد میکردند. آنها «باید» در برنامهریزی خود، کار ما را در نظر میگرفتند و از ما عذرخواهی میکردند. همسر من «باید» متوجه باشد که چقدر سر من شلوغ است، سپس از من انتظار انجام کارهای دیگر را داشته باشد...
@manebabarname
مقدار زیادی از افکار منفی و خودشکنانهٔ ما، بدلیل استفاده از کلماتی همچون باید، شاید، میبایست و مشابه اینهاست.تقریبا هر زمان که این کلمات را استفاده میکنیم، شاهد شکست شخصیت خود هستیم. این کلمات به ما تلقین میکنند که به خواستهها و نیازهایمان دست نخواهیم یافت یا حداقل تا الان که دست نیافتهایم پس ارزشی نداریم.برای مثال:ـ من باید شناخت بهتری نسبت به او می داشتم.ـ من باید توانایی بیشتری برای انجام این کار میداشتم.ـ من نباید این کار را اینطور انجام میدادم.
این افکار مثبت نیستند. فکر نکنید دارید به خودتان تلنگر میزنید که دفعهٔ بعد بهتر و با حواس جمعی بیشتر رفتار کنید. ما فکر میکنیم این خودگویی مثبت است و با گفتن این گونه جملات و با گوشزد کردن این افکار برای خود ایجاد انگیزه میکنیم. در واقع، عکس آن اتفاق میافتد: «من باید چنین و چنان باشم (کمحرفتر، جذابتر، محبوبتر، باهوشتر) پس تا زمانی که اینگونه نیستم، احساس بدی نسبت به خودم دارم. در مقایسه با دیگران که اصلا ارزشی ندارم...
وقتی عزت نفس ما پایین است و نسبت به خود احساس شرمساری داریم، گاهی برای فرار از آن، این بایدها و شایدها را به دیگران فرافکنی میکنیم. مثلا: دیگران «باید» مهربانتر از این با من برخورد میکردند. آنها «باید» در برنامهریزی خود، کار ما را در نظر میگرفتند و از ما عذرخواهی میکردند. همسر من «باید» متوجه باشد که چقدر سر من شلوغ است، سپس از من انتظار انجام کارهای دیگر را داشته باشد...
@manebabarname
۱۵:۴۲
کاهش سختگیری به خود؛ راهکار پایان عزت نفس پایینقسمت دوم
از امروز کمی ملایمتر و کمتر انتقادی با خود و دیگران برخورد کنید. کمتر از باید و شاید استفاده کنید. برای مثال: اینطور با خود گفتگو کنید: «اگر بتوانم به این هدفم دست پیدا کنم، خیلی خوب است. اما اگر نتوانستم موفق شوم، دنیا به آخر نمیرسد. از راه دیگر یا برای هدفی دیگر تلاش میکنم.»یا «اگر یادم بود که فلان کار را انجام بدهم بهتر میشد اما من هم مثل بقیه، گاهی اشتباه میکنم. دفعه بعد دقت و توجه بیشتری میکنم. این یک تجربه و درس شد برایم.»
از امروز در این خصوص به گفتگوی درونی خود دقت نظر داشته باشید. از عبارات باید و شاید و میبایست استفاده نکنید. بعد از مدتی متوجه خواهید شد که از وقتی که سختگیری به خودتان و دیگران را متوقف کردهاید، شاداب شدهاید. حال خوب را دارید تجربه میکنید و اعتماد به نفس و عزت نفس شما خیلی بهتر شده است.
لطفا بایدها و شایدهایی را که باعث برانگیخته شدن ناراحتی و اضطراب در شما میشوند، برای همیشه دور بیندازید.
@manebabarname
از امروز کمی ملایمتر و کمتر انتقادی با خود و دیگران برخورد کنید. کمتر از باید و شاید استفاده کنید. برای مثال: اینطور با خود گفتگو کنید: «اگر بتوانم به این هدفم دست پیدا کنم، خیلی خوب است. اما اگر نتوانستم موفق شوم، دنیا به آخر نمیرسد. از راه دیگر یا برای هدفی دیگر تلاش میکنم.»یا «اگر یادم بود که فلان کار را انجام بدهم بهتر میشد اما من هم مثل بقیه، گاهی اشتباه میکنم. دفعه بعد دقت و توجه بیشتری میکنم. این یک تجربه و درس شد برایم.»
از امروز در این خصوص به گفتگوی درونی خود دقت نظر داشته باشید. از عبارات باید و شاید و میبایست استفاده نکنید. بعد از مدتی متوجه خواهید شد که از وقتی که سختگیری به خودتان و دیگران را متوقف کردهاید، شاداب شدهاید. حال خوب را دارید تجربه میکنید و اعتماد به نفس و عزت نفس شما خیلی بهتر شده است.
لطفا بایدها و شایدهایی را که باعث برانگیخته شدن ناراحتی و اضطراب در شما میشوند، برای همیشه دور بیندازید.
@manebabarname
۱۵:۴۹
ما جلسه افتتاحیه را در کانال قرار دادیم. که اینگونه آغاز میشود:
موضوع بحث ما «قصهی زندگی من» است.شاید در نگاه اول، وقتی میگوییم «قصهی زندگی»، ذهنمان به گذشته برود؛ یعنی کسی بنشیند و روایت کند که چه بر او گذشته است. اما نگاه ما در این بحث، کمی متفاوت است.
ما میخواهیم از امروز، به پایان زندگی نگاه کنیم.یعنی تصور کنیم روزی به پایان این مسیر رسیدهایم و حالا قرار است قصهی زندگی خودمان را روایت کنیم. آن لحظه دوست داریم چه بگوییم؟ از چه چیزهایی راضی باشیم؟ حسرت چه چیزهایی را نخوریم؟
خیلی وقتها امروز، بخشی از گذشتهی خودمان را روایت میکنیم و میگوییم:«ای کاش آن تصمیم را نمیگرفتم...»«ای کاش آن مسیر را طور دیگری میرفتم...»
حالا اگر زودتر به پایان ماجرا فکر کنیم، شاید بتوانیم مسیر امروز را بهتر بسازیم.این دقیقاً نقطهی آغاز بحث «رسالت زندگی» است؛ اینکه گاهی نگاه کردن از پایان به آغاز، میتواند خیلی چیزها را برای ما روشن کند.
اولین سؤال: «حالت خوب است؟»اولین سؤالی که میخواهم از خودتان بپرسید ـ و حتی روی کاغذ بنویسید ـ این است:«واقعاً حالت خوب است؟»این سؤال ساده، بسیار عمیق است.
به تعداد آدمهایی که الان در این جلسه حضور دارند، انسانهای متفاوت و مستقلی وجود دارد. ما تولید انبوهِ یک کارخانه نیستیم. هرکدام از ما جداگانه خلق شدهایم؛ با ویژگیها، ظرفیتها و مسیرهای متفاوت.
حتی اثر انگشت دو انسان شبیه هم نیست؛حتی دوقلوها.
این یعنی:من نسخهی تکراری هیچکس نیستم.من یک انسان منحصربهفردم.
و وقتی انسان منحصربهفرد است، نمیتواند خودش را مدام با دیگران مقایسه کند؛ با زندگی دیگران، مسیر دیگران، موفقیت دیگران و شرایط دیگران.
برای همین، هر انسانی باید یک روز صادقانه از خودش بپرسد:«آیا واقعاً از زندگیای که دارم، حال خوبی دارم؟»
اگر امروز در این جلسه کنار هم هستیم، احتمالاً یک خلأ، یک سؤال یا یک نیاز در وجودمان ما را به اینجا رسانده است. و همین سؤالِ ساده، میتواند شروع یک بیداری باشد...
@manebabarname
۶:۳۲
منِ بابرنامه
دوستانی که سوال میپرسند در خصوص دورهٔ #کشف_رسالت_زندگی. از نظر بنده، مهمترین دورهٔ ما همین دوره است. چون بسیاری از مشکلات ما را ریشهای و چند وجهی حل میکند: ما جلسه افتتاحیه را در کانال قرار دادیم. که اینگونه آغاز میشود: موضوع بحث ما «قصهی زندگی من» است. شاید در نگاه اول، وقتی میگوییم «قصهی زندگی»، ذهنمان به گذشته برود؛ یعنی کسی بنشیند و روایت کند که چه بر او گذشته است. اما نگاه ما در این بحث، کمی متفاوت است. ما میخواهیم از امروز، به پایان زندگی نگاه کنیم. یعنی تصور کنیم روزی به پایان این مسیر رسیدهایم و حالا قرار است قصهی زندگی خودمان را روایت کنیم. آن لحظه دوست داریم چه بگوییم؟ از چه چیزهایی راضی باشیم؟ حسرت چه چیزهایی را نخوریم؟ خیلی وقتها امروز، بخشی از گذشتهی خودمان را روایت میکنیم و میگوییم: «ای کاش آن تصمیم را نمیگرفتم...» «ای کاش آن مسیر را طور دیگری میرفتم...» حالا اگر زودتر به پایان ماجرا فکر کنیم، شاید بتوانیم مسیر امروز را بهتر بسازیم. این دقیقاً نقطهی آغاز بحث «رسالت زندگی» است؛ اینکه گاهی نگاه کردن از پایان به آغاز، میتواند خیلی چیزها را برای ما روشن کند. اولین سؤال: «حالت خوب است؟» اولین سؤالی که میخواهم از خودتان بپرسید ـ و حتی روی کاغذ بنویسید ـ این است: «واقعاً حالت خوب است؟» این سؤال ساده، بسیار عمیق است. به تعداد آدمهایی که الان در این جلسه حضور دارند، انسانهای متفاوت و مستقلی وجود دارد. ما تولید انبوهِ یک کارخانه نیستیم. هرکدام از ما جداگانه خلق شدهایم؛ با ویژگیها، ظرفیتها و مسیرهای متفاوت. حتی اثر انگشت دو انسان شبیه هم نیست؛ حتی دوقلوها. این یعنی: من نسخهی تکراری هیچکس نیستم. من یک انسان منحصربهفردم. و وقتی انسان منحصربهفرد است، نمیتواند خودش را مدام با دیگران مقایسه کند؛ با زندگی دیگران، مسیر دیگران، موفقیت دیگران و شرایط دیگران. برای همین، هر انسانی باید یک روز صادقانه از خودش بپرسد: «آیا واقعاً از زندگیای که دارم، حال خوبی دارم؟» اگر امروز در این جلسه کنار هم هستیم، احتمالاً یک خلأ، یک سؤال یا یک نیاز در وجودمان ما را به اینجا رسانده است. و همین سؤالِ ساده، میتواند شروع یک بیداری باشد... @manebabarname
کسانی که در خود این گفتگوها را دارند و دنبال پاسخ به این سوالات به خود هستند. میتوانند اول، جلسه افتتاحیه ما را گوش دهند و اگر احساس نیاز کردند، دوره ده جلسهای ما را خریداری کنند.
هر جلسه بین ۳۰ تا ۴۰ دقیقه است و شما را گام به گام به سمت کشف رسالت زندگیتان پیش میبرد.
به دلیل استقبال دوستان، برای این دوره تا پایان این هفته یعنی جمعه شب، مهلت ثبتنام و تهیه دوره را با همان قیمت سال گذشته، تمدید میکنیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام به پیشتیبان کانال پیام بدید:@babarname_admin




@manebabarname
هر جلسه بین ۳۰ تا ۴۰ دقیقه است و شما را گام به گام به سمت کشف رسالت زندگیتان پیش میبرد.
به دلیل استقبال دوستان، برای این دوره تا پایان این هفته یعنی جمعه شب، مهلت ثبتنام و تهیه دوره را با همان قیمت سال گذشته، تمدید میکنیم.
۶:۳۷
دوستان ظاهرا از امروز تبلیغات در کانالها توسط خود پیامرسان بله فعال شده.خب معمولا پیامرسانها چون در کل رایگان هستند، برای خرج و مخارج خود تبلیغات در صفحات کانالها که مخاطب دارد میگذارند. تلگرام هم الان همین طور فعالیت میکنه.فقط خواستم بگم این تبلیغات توسط ما نیست. به صورت خودکار است.
۱۶:۲۰
ادامهٔ مبحث عزت نفس...
۱۶:۲۱
🩵 خودت را جای یک دوست بگذار...
بسیاری از افراد تمایل به سختگیری به خود را بیشتر از سختگیری نسبت به دیگران دارند.
ما به دوستان و خانواده و حتی همکاران اجازه میدهیم مرتکب خطا شوند و متوجه هستیم که «یک قدم نادرست و بد»، آنها را تبدیل به «شخص بدی» نخواهد کرد. با این وجود وقتی این قضیه به خودمان مربوط میشود، هیچ ملایمتی از خود نشان نمیدهیم.
یک ابزار عالی و سودمند برای کمک به خود، خود ـ پذیرشی است. از خودتان سوالات زیر را بپرسید:ـ اگر بهترین دوست من این احساس را به جای من داشت. چه چیزی باید به او بگویم؟ چه شواهدی رو بهش نشون بدم تا کمکش کنه متوجه بشه که افکار و یا ارزیابی منفیش از خودش ۱۰۰ درصد درست نیست...
پاسخی که در این شرایط به ذهنتان میرسد، اصولا با پاسخ منفی خودگویی اصلیتان بسیار متفاوت است.ما همیشه، در یافتن خصوصیتهای مثبت در اطرافیان، باهوش و ماهرتر هستیم تا یافتن چنین مواردی در خودمان!
از مهارتهای جمعآوری شواهد، جهت اثبات سطح و نقطهنظر خود استفاده کنید. احتمالا متوجه خواهید شد چقدر شواهد کمی برای افکار خودشکنانه که در دوست شما است، وجود دارد.
شما سریع به او میگویید: «نا شکری نکن. الحمدلله که این رو داری. اون رو داری. خدا رو شکر که انقدر موفقیت کسب کردی. نگاه نکن به فلانی. الان تو در مدیریت زندگی موفقی واقعا. به نظرم شکسته نفسی میکنی. دیگه دقیقا میخواستی چی کار کنی. شکر همه این دستاوردهایی که خدا بهت لطف کرده و انجام دادی رو بکن، تا خدا برات بیشترش کنه. الان حالت خوب نیست. وقتی حالت خوب نیست، نباید به این چیزا فکر کنی. من که دارم تو رو از بیرون میبینم واقعا بهت افتخار میکنم. زیادی داری به خودت سخت میگیری. اگر دست از مقایسه خودت با فلانی برداری نفس راحت میکشی و خدا رو بابت هرچی که تا الان تو رو بهش رسونده شکر میکنی...»
اینطور نیست؟
@manebabarname
بسیاری از افراد تمایل به سختگیری به خود را بیشتر از سختگیری نسبت به دیگران دارند.
ما به دوستان و خانواده و حتی همکاران اجازه میدهیم مرتکب خطا شوند و متوجه هستیم که «یک قدم نادرست و بد»، آنها را تبدیل به «شخص بدی» نخواهد کرد. با این وجود وقتی این قضیه به خودمان مربوط میشود، هیچ ملایمتی از خود نشان نمیدهیم.
یک ابزار عالی و سودمند برای کمک به خود، خود ـ پذیرشی است. از خودتان سوالات زیر را بپرسید:ـ اگر بهترین دوست من این احساس را به جای من داشت. چه چیزی باید به او بگویم؟ چه شواهدی رو بهش نشون بدم تا کمکش کنه متوجه بشه که افکار و یا ارزیابی منفیش از خودش ۱۰۰ درصد درست نیست...
پاسخی که در این شرایط به ذهنتان میرسد، اصولا با پاسخ منفی خودگویی اصلیتان بسیار متفاوت است.ما همیشه، در یافتن خصوصیتهای مثبت در اطرافیان، باهوش و ماهرتر هستیم تا یافتن چنین مواردی در خودمان!
از مهارتهای جمعآوری شواهد، جهت اثبات سطح و نقطهنظر خود استفاده کنید. احتمالا متوجه خواهید شد چقدر شواهد کمی برای افکار خودشکنانه که در دوست شما است، وجود دارد.
شما سریع به او میگویید: «نا شکری نکن. الحمدلله که این رو داری. اون رو داری. خدا رو شکر که انقدر موفقیت کسب کردی. نگاه نکن به فلانی. الان تو در مدیریت زندگی موفقی واقعا. به نظرم شکسته نفسی میکنی. دیگه دقیقا میخواستی چی کار کنی. شکر همه این دستاوردهایی که خدا بهت لطف کرده و انجام دادی رو بکن، تا خدا برات بیشترش کنه. الان حالت خوب نیست. وقتی حالت خوب نیست، نباید به این چیزا فکر کنی. من که دارم تو رو از بیرون میبینم واقعا بهت افتخار میکنم. زیادی داری به خودت سخت میگیری. اگر دست از مقایسه خودت با فلانی برداری نفس راحت میکشی و خدا رو بابت هرچی که تا الان تو رو بهش رسونده شکر میکنی...»
اینطور نیست؟
@manebabarname
۱۶:۳۲
بیایید خودتان بهترین دوست خود شوید. از سوالات بالا به طور منظم استفاده کنید. آن وقت خواهید فهمید که این کار واقعا به شما کمک میکند تا خود و موقعیتتان را مثبت ببینید.همیشه به گونهای خود را نصیحت کنید که انگار بهترین دوست خود هستید. این مفیدترین مهارت است.
@manebabarname
۱۶:۴۲
🪴 فصل اول دورهٔ عزت نفس رو به پایان است...ان شالله بخش پایانی که با موضوع عزت نفس تاریخی و ملی انسانهاست، هم تقدیم خواهد شد.
بر اساس تصمیمی که بخاطر شرایط، گرفتیم. این دوره به صورت آزاد در فضای کانال قرار گرفت.ان شالله به صورت صوتی به شکل منظم به همراه فایل متنی منسجم نیز در کانال قرار خواهد گرفت.دوره را ما ۱ میلیون تومان در نظر گرفته بودیم.اما بناگذاشتیم هرکس به هر میزان که تمایل یا توان مالی دارد مستقل واریز داشته باشد. نیازی به ارسال رسید هم نباشد.
5022 2915 0731 0744 – به نام مجیدی
اما این مبحث مفصلتر از این حرفاست و جای کار زیاد دارد.این دوره به یاری خدا فصل دوم هم خواهد داشت. مثله تله کمالگرایی، که در این فصل تقدیم خواهد شد.
@manebabarname
بر اساس تصمیمی که بخاطر شرایط، گرفتیم. این دوره به صورت آزاد در فضای کانال قرار گرفت.ان شالله به صورت صوتی به شکل منظم به همراه فایل متنی منسجم نیز در کانال قرار خواهد گرفت.دوره را ما ۱ میلیون تومان در نظر گرفته بودیم.اما بناگذاشتیم هرکس به هر میزان که تمایل یا توان مالی دارد مستقل واریز داشته باشد. نیازی به ارسال رسید هم نباشد.
اما این مبحث مفصلتر از این حرفاست و جای کار زیاد دارد.این دوره به یاری خدا فصل دوم هم خواهد داشت. مثله تله کمالگرایی، که در این فصل تقدیم خواهد شد.
@manebabarname
۱۶:۵۴