بله | کانال Masale_moshaver
عکس پروفایل Masale_moshaverM

Masale_moshaver

۱.۲ هزار عضو
thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#انگیزشی
هر چی بیشتر احساساتت رو به آدم‌ها بگی راه‌های بیشتری رو نشونشون میدی که بهت صدمه بزنن!
#چارلی_چاپلینundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۱۲:۵۵

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡undefined️ آماده‌سازی کیف بحران نوزاد
undefined در شرایط جنگی، نوزاد آسیب‌پذیرترین عضو خانواده است. این کیف، تضمین‌کننده‌ سلامت و آرامش او در لحظات اضطراری خواهد بود.#نوزاد#جنگundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۱۷:۰۸

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#کمی_بخندیم
undefinedاون نفتکش آمریکایی که یه روز قبل ۹ اسفند اومده تو خلیج فارس: undefinedundefined
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۱۷:۰۹

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#رمان_شکافی_در_پیله_ی_خستگی#قسمت_هفتم

بازگشت به شهر؛ نقاب‌ها یا چهره‌های تازه؟تابلوی ورودی شهر، زیر نور خورشیدِ بعد از باران می‌درخشید. دود و ترافیک دوباره به استقبالشان آمد. سهراب به محض ورود به محدوده آنتن‌دهی، تماسی دریافت کرد. یکی از شرکایش با لحنی تند شروع به بازخواست کرد. سهراب ماشین را کنار زد، با لحنی قاطع اما آرام گفت: «من متوجه نگرانیت هستم، اما با داد زدن مشکلی حل نمی‌شه. فردا ساعت ۱۰ صبح توی دفترم منتظرت هستم تا طبق لیست اولویت‌ها صحبت کنیم.»
او تلفن را قطع کرد. برای اولین بار، به جای فرار یا پرخاشگری، «مرزگذاری» کرده بود.نیما به خانه‌ی سوت و کورش برگشت. برخلاف همیشه که بلافاصله تلویزیون را روشن می‌کرد تا صدای خانه تنهایی‌اش را نبلعد، در سکوت نشست و برای خودش چای ریخت. او به نامه توی جیبش دست کشید. تنهایی دیگر برایش یک «کمبود» نبود، بلکه یک «فضا» برای بازسازی بود.آوا به آینه خیره شد. او تصمیم گرفت بخشی از نقاشی‌هایش را که همیشه مخفی می‌کرد، برای یک گالری بفرستد. او فهمیده بود که «شکاف»های پیله، دقیقاً همان جایی هستند که نور از آن‌ها وارد می‌شود و بال‌های پروانه از همان‌جا بیرون می‌آیند.مریم در دفتر مشاوره‌اش نشست و در دفترچه‌اش نوشت: «شکاف در پیله ایجاد شده است. حالا نوبتِ پرواز در هوایِ آلوده‌ی شهر است، بدون اینکه دوباره به درون پیله‌ی خستگی پناه ببرند.»آیا آن‌ها می‌توانستند این صلح درونی را در هیاهوی شهر حفظ کنند؟ یا جاده‌های گل‌آلود دوباره آن‌ها را زمین‌گیر می‌کرد؟undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined بزرگترین "نقابی" که در شهر و در میان مردم به صورت می‌زنید چیست؟ حاضرید آن را بردارید؟#مرزگذاری_سالم #عزت_نفس #تغییر_سبک_زندگی #روانشناسی_اجتماعیادامه دارد ...
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضاییمشاور و همراه شما @masale_moshaver

۱۸:۱۹

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefined نکات روان‌شناسی قسمت ۶ و ۷:۱. مدیریت انتقال (Transition Management):در روان‌شناسی، بازگشت از یک محیط امن (ویلا/کارگاه آموزشی) به محیط پرفشار (شهر/کار) بحرانی‌ترین مرحله است. سهراب با تمرین «صبر» در گل‌ولای، یاد گرفت که تغییرات درونی باید در شرایط سخت هم تست شوند. این یعنی تعمیم یادگیری (Generalization).۲. مرزگذاری قاطعانه (Assertive Communication):رفتار سهراب با شریکش نماد کامل قاطعیت است. او نه منفعل بود (فرار کند) و نه پرخاشگر (داد بزند). او با پذیرش مسئولیت و تعیین زمان مشخص، از اضطرابِ ناشی از ابهام جلوگیری کرد.۳. شفقت با خود (Self-Compassion):نیما به جای پر کردن خلاء تنهایی با محرک‌های بیرونی (تلویزیون/گوشی)، حضور در لحظه را انتخاب کرد. این یعنی پذیرفتن خود، بدون نیاز به تایید یا حواس‌پرتی.۴. رشد پس از سانحه (Post-Traumatic Growth):تصمیم آوا برای نمایش نقاشی‌هایش نشان‌دهنده تبدیل رنج به اثر هنری است. در روان‌شناسی، این بالاترین سطح دفاعیِ «والایش» (Sublimation) نام دارد؛ جایی که فرد دردهای درونی‌اش را به چیزی ارزشمند و سازنده تبدیل می‌کند.۵. مفهوم «شکاف»:همان‌طور که لئونارد کوهن می‌گوید: «در هر چیزی تَرکی وجود دارد، و نور از همان‌جا وارد می‌شود.» این رمان بر این اصل روان‌شناختی تاکید دارد که بحران‌ها (ترک‌ها)، فرصتی برای ورودِ آگاهیِ جدید به زندگی هستند.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedوحید رضاییمشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا@masale_moshaver

۱۸:۲۶

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡چهارشنبه ۱۲ فروردین undefinedundefined

رفقای قدیمی و دوستان جدید سلام علیکمundefined
چه حال ؟ چه احوال ؟ چه خبرا ؟
یه سلام ویژه و لبریز از عشق و ارادت هم تقدیم امام رضای مهربان
سلام امام رئوف ، سلام آقای سخاوت و کرامت و بخشش
امروز بیشتر از تمام روزهای گذشته ما رو دریاب
امروز بیشتر از تمام لحظاتی که پشت سر گذاشتیم محتاج نگاه شما هستیم
اینبار هر کدوم از ما هرجای این سرزمین که هستیم به امید حفظ امنیت کشورمون از راه دور یا نزدیک به پنجره فولاد شما دخیل بستیم
حواستون هست ؟ به ما ؟ به این سرزمین که مِلکِ شماست ؟
حتماً هست ، من ایمان دارمundefined
خوشا مُلکی که سلطانش تو باشیundefined
خوشا جانی که جانانش تو باشی undefined

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۲:۱۰

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#تقویمundefined.بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ undefined undefined «یا حَیُّ یا قَیّومُ»: ای زنده و ای پاینده است undefinedundefinedundefined سلام صبح بخیر undefinedundefinedundefined چهار شنبه undefined‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌undefined ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ (روز جمهوری اسلامی)undefined ۱۲ شوال ۱۴۴۷undefined ۱ آوریل ۲۰۲۶‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیَةَ وَ النَّصْرَ وَ اجْعَلْنا مِنْ خَیْرِ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedوحید رضاییمشاور و همراه شما@masale_moshaver

۲:۱۱

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#تلنگرانه ۱۲ فروردین undefined
undefined از حکمت‌های نهج‌البلاغه
(حکمت ۱۱۳ - بخش دوم)
(ارزشِ خودشناسی و تنهاییِ سازنده) «هیچ تنهایی و وحشتی، سخت‌تر و ترسناک‌تر از خودپسندی (عُجب) نیست...»undefined در روان‌شناسی شخصیت، این حکمت به مفهوم «خودشیفتگی» (Narcissism) و دیوارِ نامرئیِ بینِ فرد و واقعیت اشاره دارد.وقتی دچار «عُجب» می‌شویم، در واقع در زندانِ «تصویرِ خیالیِ خودمان» حبس می‌شویم. فردِ خودپسند، تنهاست؛ چون دیگر کسی را نمی‌بیند که با او ارتباط برقرار کند، او فقط خودش و برتری‌اش را می‌بیند.وحشتِ واقعی اینجاست که ما بازخوردها را نمی‌شنویم، اشتباهاتمان را نمی‌بینیم و به تدریج دوستان و عزیزانمان را از دست می‌دهیم. خودپسندی، پلی را که باید بین ما و جهانِ بیرون باشد، ویران می‌کند.امروز تمرین کن: به جای اثباتِ «بهترین بودن»، به دنبالِ «شنیدنِ صادقانه» باش. از کسی که دوستش داری بپرس: «یک ویژگیِ من که نیاز به اصلاح دارد چیست؟»شکستنِ پیله‌ی خودپسندی، شروعِ یک ارتباطِ عمیق و واقعی با زندگی است.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined۵
وحید رضاییمشاور و همراه شما @masale_moshaver

۲:۱۳

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#انگیزشی
پروردگارا ....undefined

هرچه خیر است نصیبمان کنundefinedundefined
و هرچه غم است از دلمان دورundefined
الهی آمین undefined

بهترینهای خدا سهم زندگیتون undefinedundefined
خدایا شکرت که هستی 🫀undefinedundefined

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۵:۰۹

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#همسران
undefined گوش دادن با قلب:گاهی همسرتان نیازی به راه حل ندارد، فقط می‌خواهد شنیده شود. با تمام وجود به حرف‌هایش گوش بسپارید تا امنیتِ دیده شدن را احساس کند.
undefinedقدردانی از کوچک‌ترین‌ها:معجزه کلامی مثل «ممنونم که هستی» یا «چای خوش‌عطری درست کردی» فراتر از تصور است. قدردانی، صمیمیت را زنده نگه می‌دارد.
undefinedپذیرش تفاوت‌ها: عشق یعنی دوست داشتن یک نفر با تمامِ نقص‌هایش. سعی نکنید او را تغییر دهید؛ زیباییِ رابطه در این است که دو دنیای متفاوت در کنار هم به تعادل برسند.
undefinedاولویتِ دو نفره:در شلوغی‌های زندگی، زمانی را فقط برای خودتان دو نفر رزرو کنید؛ بدون گوشی موبایل و بدون بحث‌های کاری. این لحظات، باتریِ عاطفی رابطه را شارژ می‌کنند.
undefinedصداقت همراه با ملایمت:حرف دلتان را بزنید، اما با زبانی نرم. یادتان باشد در دعواها، هدف پیروز شدن بر دیگری نیست، بلکه رسیدن به یک فهم مشترک است.
undefinedundefinedعشق، چیدنِ ستاره‌ها نیست؛ بلکه پیدا کردنِ نوری است که در چشمان همسرتان می‌درخشد. مراقب این نور باشید. undefinedundefined
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۵:۱۱

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡مادرundefined فرزند
#دڪتر_انوشه#مادر#فرزتد
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۵:۱۳

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#تست_شخصیتundefined تست الگوهای ذهنی و خودشناسیشماره undefinedundefinedundefined درون ذهن شما چه می‌گذرد؟تصویر بالا نمادی از پیچیدگی‌های ذهن ماست. فرض کنید وارد یک مسیر جدید در زندگی شده‌اید (یک شغل جدید، یک رابطه جدید یا یک هدف بزرگ). اولین چیزی که ذهن شما روی آن تمرکز می‌کند چیست؟۱. خلق کردن و ایده دادن: مدام به این فکر می‌کنید که چطور می‌توانید آن را زیباتر یا متفاوت‌تر از بقیه انجام دهید.۲. برنامه‌ریزی و نظم: اولویت شما چیدن مراحل کار، زمان‌بندی دقیق و پیش‌بینی موانع احتمالی است.۳. تعامل و ارتباط: مهم‌ترین چیز برای شما این است که چه کسانی در این مسیر همراهتان هستند و چطور می‌توانید با آن‌ها هماهنگ شوید.۴. تحلیل و تجربه: ترجیح می‌دهید اول خوب تماشا کنید، یاد بگیرید و از تجربیات قبلی برای قدم برداشتن استفاده کنید.دوست من؛
برای دریافت تفسیر و راهکار اختصاصی برای هر تیپ ذهنی، گزینه مورد نظر را به آیدی مشاور بفرستید:آیدی مشاور@vahidrezaei555#تست_شخصیت #خودشناسی #روانشناسی #رشد_فردی #تیپ_شخصیتی #مشاوره #ذهن_موفق #خلاقیت #برنامه_ریزی undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedوحید رضاییمشاور و همراه شماایتا / روبیکا / بله@masale_moshaver

۸:۴۵

thumbnail
علی جانمادرم بعد خدا نام تو را یادم داد...undefinedundefined
#خوشنویسی #استوری#پیشنهاد‌‌دانلود
╭━━━⊰⊰•‌⃟•⊱⊰•‌⃟•⊱⊰━━━╮ @noon_val_qalam ‌╰━━━⊰⊰•‌⃟•⊱⊰•‌⃟•⊱⊰━━━╯

۱۰:۳۴

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#روانشناسی_ورزشی
ورزش؛ لنگرگاهی در دل طوفان undefinedundefined
وقتی دنیای بیرون ناامن و متلاطم است، ذهن ما تمایل دارد در اقیانوسی از «اگرها» و «ترس‌ها» غرق شود. در این لحظات، بدن ما بهترین «لنگر» برای بازگشت به واقعیت است. ورزش در دوران بحران، یک انتخاب لوکس نیست؛ بلکه یک استراتژی هوشمندانه برای بازپس‌گیری افسارِ روان از دست اضطراب است.
حرکت بدن به سیستم عصبی ثابت می‌کند که ما هنوز «قدرت انتخاب» و «توانِ عمل» داریم.
undefined راهکار عملی برای امروز:«تخلیه فشار با تمرینات مقاومتی کوتاه».امروز اگر احساس سنگینی و فشار روانی دارید، ۵ ست ۱۰ تایی حرکت شنا (یا حتی تکیه به دیوار و فشار دادن آن) را انجام دهید. در لحظه فشار، تمام خشم و اضطراب ناشی از اخبار را به عضلاتتان منتقل کنید و با هر بازدم، تصور کنید بار اضافی را از دوشتان زمین می‌گذارید. این تنشِ عمدی و سپس رهاسازی عضلانی، پیام «پایان خطر» را به مغز مخابره می‌کند.
اجازه ندهید سکون، ترس را در وجودتان نهادینه کند؛ حرکت کنید تا زنده بمانید.
#تاب_آوری #ورزش_ضد_استرس #روانشناسی_بحران #سلامت_جسم_و_روان #قدرت_اراده #تخلیه_هیجانی #آرامش_در_حرکت

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۱۲:۳۳

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡
کارهایی که استرس را شدیدا کاهش داده و سطح انرژی شما را بالا میبرد: ۱. نوشتن۲. خلق اثر هنری مخصوصا نقاشی۳. دویدن۴. مراقبه۵. لمس کردن درخت6. آواز خواندن7. رقصیدن8. عشق ورزیدن9. لمس کردن زمین وخاک و سنگ۱0. گرمای آتش۱1. حمام کردن۱2. یوگا۱3. ماساژ گرفتن۱4. ارتباط با حیوانات۱5 خوابیدن۱6. خندیدن از ته دل۱7. گوش دادن به موسیقی #انگیزشی #استرس
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedوحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۱۲:۳۴

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#کمی_بخندیم undefinedundefinedundefinedundefinedابتکار پیرمرد مشهدی را ببینید ..
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۱۶:۵۶

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡ #کمی_بخندیم
undefined️ ایران‌ undefined آمریکا
undefined ترامپ و حکام کشورهای منطقه باید بدونن اینجا ایرانه!
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضایی مشاور و همراه شما بله/ایتا/روبیکا @masale_moshaver

۱۶:۵۷

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined♡﷽♡#رمان_شکافی_در_پیله_ی_خستگی#قسمت_هشتم
مواجهه در میانه آشوبدوشنبه، ساعت ۱۰ صبح. دفتر سهراب بوی همیشگی قهوه تلخ و اضطراب را نمی‌داد.
او زودتر آمده بود، پنجره را باز کرده بود تا هوای تازه جایگزین بوی ماندگیِ کاغذها شود. صدای فریاد «جمشیدی»، شریک و طلبکار اصلی‌اش، از راهرو به گوش می‌رسید. او مثل همیشه با لگد در را باز کرد: «سهراب! فکر کردی با یه پیامک می‌تونی از زیر بار این همه چک در بری؟ سفر خوش گذشت؟ لابد با پول ما داشتی توی ویلا صفا می‌کردی!»کارمندان سرک می‌کشیدند. سهراب در گذشته در چنین لحظاتی یا از ترس پشت میز قایم می‌شد یا او هم فریاد می‌کشید و با فحاشی، ماجرا را بدتر می‌کرد. اما این بار، او فقط ایستاد. نه با گارد دفاعی، بلکه با قامتی آرام. سهراب به صندلی مقابلش اشاره کرد و با صدایی که لرزش نداشت گفت: «آقای جمشیدی، بفرمایید بنشینید. چای یا قهوه؟»جمشیدی که از این آرامش جا خورده بود، کمی صدایش را پایین آورد ولی باز تندی کرد: «من نیومدم اینجا چای بخورم، اومدم تکلیفم رو روشن کنم!» سهراب برگه اولویت‌بندی بدهی‌ها را روی میز گذاشت. «این لیسته. من اشتباه کردم که تا الان شفاف نبودم. این سهم شماست، این هم زمان‌بندی دقیق برای تسویه. اگر می‌خوای داد بزنی، من گوش می‌دم، ولی اگه می‌خوای پولت رو بگیری، باید با این برنامه پیش بریم.»در همان ساعت، نیما در خانه‌اش بود. سکوتِ خانه دیگر مثل یک هیولای بلعنده نبود. او به جای اینکه طبق عادتِ سالیانه‌اش، با دیدن عکس‌های قدیمیِ «تنهایی‌اش» به خودتخریبی بپردازد، قلم‌موهایش را که سال‌ها در انباری خاک خورده بودند بیرون آورد. او شروع کرد به کشیدنِ طرحی از یک پنجره که رو به باران باز می‌شد. نیما فهمیده بود که «خلاء» درونی‌اش، نه با آدم‌های رهگذر، بلکه با «خلق کردن» پر می‌شود. او در نامه‌اش نوشته بود: «نیما، تو به تنهایی کافی هستی.» و حالا داشت این جمله را با هر ضربه قلم‌مو روی بوم، به خودش ثابت می‌کرد.آوا نیز با مریم تماس گرفت. صدایش می‌لرزید اما مصمم بود. «مریم جان، من امروز رفتم گالری. کارهام رو نشون دادم. مدیر گالری گفت کارهای من "بویِ دردِ واقعی" می‌ده. بهم فرصت داد یه نمایشگاه کوچیک بذارم. اما می‌ترسم... می‌ترسم اگه مردم بفهمن این‌ها از کجا اومده، قضاوتم کنن.»
مریم لبخندی زد و گفت: «آوا، شجاعت این نیست که نترسی، شجاعت یعنی با وجودِ لرزش زانوها، اولین قدم رو برداری.»undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefined آیا تا به حال پیش آمده که با وجود ترس شدید، به جای فرار، مستقیم در چشم‌های مشکلتان نگاه کنید؟ چه حسی داشتید؟آیدی مشاور @vahidrezaei555#مواجهه_درمانی #صلح_درونی #هنر_درمانی #روانشناسی_قاطعیت

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
وحید رضاییمشاور و همراه شما @masale_moshaver

۱۸:۳۶

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
همراهان بزرگوار ، برای بهتر دیده شدن پستهای کانال لطفا در پایین هر پست از ایموجی مورد علاقه تان استفاده کنید . از شما بسیار سپاسگزارم .undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined🪸undefined🪷undefined🪸نحوه استفاده کردن از ایموجی .روی هر پست که ضربه بزنید آیکونهای مختلف نشان داده می شود که پایین آن ایموجی های مختلف وجود دارد . هر کدام را به سلیقه خود ثبت کنید . 🪸undefined🪷undefined🪸

۱۹:۴۶

سلام اسم من فاطمه است و ۱۸ سالمهما با پسر خاله های بابام می خواستیم یه مسافرت چند روزه برویم. می خواستم ظهر راه بیوفتیم ولی پسر خاله های بابام صبح راه افتادن. ما می خواستیم به شیراز برویم از خونه ی ما تا شیراز پنج ساعت راه است ولی ما تا رسیدیم شیراز شب شده بود شب رو داخل شیراز توی پارک موندیم و صبح راه افتادیم رفتیم باغ رسیدیم به باغ. باغ یه چشنه یه خیلی قشنگ داشت من و دختر پسر خاله ی بابام نشسته بودیم کنار چشمه اسمش یسنا است من یه قمقمه دستم بود که یکی از پسر ها امد و یه قمقمه ی پر روی من و یسنا خالی کرد بیشتر من خیس شده بودم قمقمه یی که دلخل دستم بود رو روی پر از آب کردم و خالی کردم روی آرسام یسنا هم یه قمقمه دستش بود و هی پر از آب می کردیم و رو هم می ریختیم دو ساعت آب بازی می کردیم. وایساده بودم که مامان لباس هامو بیاره برم تو اتاق لباس هام رو عوض کنم یسنا داخل اتاق بود آرسام هم وایساده بود که بعد از من بره تو اتاق یسنا بیرون اومد رفت تا لباس هاش رو پهن کنه می خواستم برم تو اتاق که نگاه اوفتاد به ارسام چشمکی گفت برو یخ زدم بهش گفتم اگر تو یخ زدی چرا رو من و یسنا آب ریختی که مجبور بشیم روت آب بریزیم چشمکی زد و لبخندی هم زدم و آروم گفت برو رفتم تو اتاق لباس هام رو عوض کردم اومد بیرون که گفت سری برو دیگه یخ زدم می خواست بره تو اتاق که شونش رو زد به شونم فهمیدم که امدنی زده. شب شده بود باباهامون می خواستن کباب بزننکنار آتیش ایستاده بودم که اومد کنارم دستمو گرفت ولی من دستشو ول کردم و گفتم چی کار میکنی نگاهی به من انداخت و خندید و نگاهشو ازم برداشت اون شب هم گذشت و روز های دیگه که ارسام علاقش به من بیشتر می شد. روز آخری که بود می خواستیم سوار ماشین بشیم و بریم من سوار ماشین شده بودم و می خواستیم حرکت کنیم آرسام انقدر نگاهم کرد که انگار دیگه نمی خواست ببینتم بعد از این مسافرت آرسام اومد خواستگریم و من هم پذیرفتم و توانستیم یه زندگی خوب باهم داشته باشیم. undefined
اومید وارم از داستانم خوشتوم بیاد


خاطرات و داستان های خودتون رو به
این آیدی بفرستیدundefined @Ho5656

#داستان_های_واقعی_ undefinedundefined
ble.ir/join/YWFkNDg4ND

۲۰:۳۳