۱۳:۴۸
آسان ترین روش خواندن نماز شب
در شب های مبارک قدر از فیض خواندن نماز شب بینصیب نمانیم.
نماز شب از یازده رکعت تشکیل شده است که به ترتیب زیر به سه بخش تقسیم شده و خوانده می شود:
١. ابتدا چهار نماز دو رکعتی - عین نماز صبح - میباشد. این ٨رکعت به نیت نمازشب خوانده می شود.
٢. بعد از آن، دو رکعتِ به نیت نماز شفع خوانده میشود که آن هم مثل نماز شب ولی به جای قلهوَالله در رکعت اول بعد از «حَمد» سوره ناس و در رکعت دوم بعد از حمد سوره فلق خوانده شود.
٣. بعد نماز یک رکعتی که به نیت نماز وتر میخوانیم. بعد از سوره حَمد سه مرتبه سوره توحید و یک مرتبه سوره فلق و یک مرتبه سوره ناس خوانده شود.(قنوت آن هم مستحب است)
این نماز را حتی میتوان بصورت نشسته هم خواند. زمان خواندن نماز شب از نیمه شب شرعی شروع میشود و تا اذان صبح ادامه دارد
آیه ١۶ و ١٧سوره سجده: «پهلوهای آنها از بستر خواب فاصله می گیرد و پروردگارشان را از روی بیم و امید می خوانند و از آنچه به آنان دادهایم انفاق میکنند. هیچ کس نمیداند که به پاداش عملشان چه چشم روشنی ها برای آنان پنهان و ذخیره شده است».
امام حسن عسکری: وصال به خداوند عزوجل سفری است که جز با مرکب راهوار شب زنده داری(نماز شب و قرائت قرآن در سحر) به دست نمی آید.
@masjedane
١. ابتدا چهار نماز دو رکعتی - عین نماز صبح - میباشد. این ٨رکعت به نیت نمازشب خوانده می شود.
٢. بعد از آن، دو رکعتِ به نیت نماز شفع خوانده میشود که آن هم مثل نماز شب ولی به جای قلهوَالله در رکعت اول بعد از «حَمد» سوره ناس و در رکعت دوم بعد از حمد سوره فلق خوانده شود.
٣. بعد نماز یک رکعتی که به نیت نماز وتر میخوانیم. بعد از سوره حَمد سه مرتبه سوره توحید و یک مرتبه سوره فلق و یک مرتبه سوره ناس خوانده شود.(قنوت آن هم مستحب است)
۲۳:۲۵
8118207173835104001_50616201095438.mp3
۰۴:۲۷-۱۰.۷۹ مگابایت
۱۶:۵۳
متن محسن چاوشی درباره آهنگ جدیدش
به نام خدا
از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر میکنم و رصد میکنم تا نکتهای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم!و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم»«وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر میکرد و از پشت تیر به سرش خورده بودوسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرصهایش را به موقع نمیرساند…و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلیها در آن جا میشونداصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمیتواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!
در این دو ماه قلبم سوخت برای کشتهشدگان…اما دست خودم نبود!من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم میسوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت…
در خانهی من نه صدا وسیما یکریز جمهوری اسلامی را تبیین میکند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارنددر خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثهای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است.در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشتهاند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار میکردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینهی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب…و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم دهها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سالها و شبانه روز محتوا تولید میکردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند…آری همین رسانه کاری با کشور ِساموراییهای متعصب کرد که در خیابانها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بیآنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آوردهاند…به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمیتوانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند!دیدم نمیتوانم کنار سلبریتیهایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا میگویند و تهدید به قرآنسوزی میکنند و بدون اینکه خندهشان بگیرد، بشارت آزادی میدهند!دیدم حتی نمیتوانم از اهالی جزیرهی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بیگناه وطنم کاری نداشته باشند!!تا اینکه جنگ شروع شد و کمکها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمکها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده بودند
دیدم جنگ است و فقط میتوانم بخوانم!که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانهای به کشورم یورش میبرد همین کار را میکردم…برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع میکنند خواندم… «حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است… اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عدهای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند!و آن عده!آن عده خیلی دیر میفهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمیکند و علاج واقعی در وطنهاست!این را هم به آن عدهای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد میکنند میگویم:اصلا سمت درست تاریخ و هرچه میبافید ارزانی خودتان… من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرموسط مدرسه مینابوسط خانههایی که سفرههایشان کوچک شدوسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…وسط خیابانهای شهرم…
محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴
@masjedane
به نام خدا
از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر میکنم و رصد میکنم تا نکتهای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم!و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم»«وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر میکرد و از پشت تیر به سرش خورده بودوسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرصهایش را به موقع نمیرساند…و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلیها در آن جا میشونداصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمیتواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!
در این دو ماه قلبم سوخت برای کشتهشدگان…اما دست خودم نبود!من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم میسوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت…
در خانهی من نه صدا وسیما یکریز جمهوری اسلامی را تبیین میکند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارنددر خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثهای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است.در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشتهاند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار میکردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینهی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب…و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم دهها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سالها و شبانه روز محتوا تولید میکردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند…آری همین رسانه کاری با کشور ِساموراییهای متعصب کرد که در خیابانها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بیآنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آوردهاند…به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمیتوانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند!دیدم نمیتوانم کنار سلبریتیهایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا میگویند و تهدید به قرآنسوزی میکنند و بدون اینکه خندهشان بگیرد، بشارت آزادی میدهند!دیدم حتی نمیتوانم از اهالی جزیرهی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بیگناه وطنم کاری نداشته باشند!!تا اینکه جنگ شروع شد و کمکها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمکها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده بودند
دیدم جنگ است و فقط میتوانم بخوانم!که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانهای به کشورم یورش میبرد همین کار را میکردم…برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع میکنند خواندم… «حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است… اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عدهای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند!و آن عده!آن عده خیلی دیر میفهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمیکند و علاج واقعی در وطنهاست!این را هم به آن عدهای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد میکنند میگویم:اصلا سمت درست تاریخ و هرچه میبافید ارزانی خودتان… من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرموسط مدرسه مینابوسط خانههایی که سفرههایشان کوچک شدوسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…وسط خیابانهای شهرم…
محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴
۱۷:۱۲
#خط_تحلیل
این روزها بواسطه تحولات و اتفاقات مساجدمان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است
برخی مساجد دوباره نقطه ثقل محلات شده اند و مرکز خیلی اتفافات، هماهنگی ها و... آنجا رخ میدهد.
همانگونه که میدانیم حماس از سال ۲۰۰۷ مدیریت و کنترل غزه را دست گرفت. که قبل از اون دهه ها بین اسرائیلی ها، مصری ها و تشکیلات خودگردان دست بدست شده بود.
حماس پس از بدست گرفتن نوارغزه براساس آن نگاه اسلام سیاسی اش نظام سازی را در غزه شروع کرد. از قوانین تا اجرا احکام و....
مسجد در اهل سنت خیلی مهم است و اگر کسی روزه میگیرد احتمالا حتما نماز جمعه هایش را در مسجد محل میخواند. همین باعث شده مساجد در کشورهای عربی اهل سنت بزرگ و فراوان باشند.
برگردیم به بحث:
برخی اقدامات حماس در مساجد:
خلاصه غزه و مساجدش حرف برای گفتن زیاد دارند؛ محورند
@masjedane
۰:۳۰
یک فرصت طلایی«ابتکار عمل» را باید در حوزه فرهنگ مقاومت از دست ندهیم، «سال تحویل» فرصت خوبی برای ایجاد یک همدلی ملی و دینی است، ترکیب سفره هفت سین و یادبود شهدا و امام شهید، شکرگزاری یک ماه بندگی خدا، آمادگی برای نماز عید فطر و جمع آوری زکات فطریه برای نیازمندان محله ها و میادین شهر، یادآور ارتباط عمیق حس میهن دوستی، همدلی و دینداری انقلابی است. امسال با محوریت مساجد، هر محله یک سفره هفت سین به یادماندنی با همکاری اهالی محله در فضای باز و با حضور مردم برپا میکنند و بازنشر جهانی تصاویر پرچم ایران با سفره های هفت سین، میراث فرهنگی ایران اسلامی را با نمایش شوق زندگی ایرانیان مقاوم همراه می کند.سنت مبارکی که برای حال خوب و زندگی اجتماعی امروز ایران ضروری است و با حال و هوای این روزها کاملاً منطبق است و دیگرانی را دعوت می کند که هنوز با کاروان ملت ایران همراه نشده اند.پس هر چه زودتر بسم الله...@masjedane
۲۰:۱۱
مسجدانه
1_25058918779.docx
آرامش واقعی در دل جنگ شما میتونید از این محتوا در کانال های خودتون استفاده کنید همچنین این فایل مناسب برای چاپ و استفاده در برد مساجد و غیره است
@masjedane
۱۷:۳۶
مسجدانه
آرامش واقعی در دل جنگ شما میتونید از این محتوا در کانال های خودتون استفاده کنید همچنین این فایل مناسب برای چاپ و استفاده در برد مساجد و غیره است
@masjedane
۳:۵۱
۶:۱۵
مسجد، سنگر تبیین است
پوستر «چگونه دشمن ما را میبلعد؟» (ویژه مساجد)
فعالان فرهنگی مساجد و پایگاهها، برای تجهیز تابلوهای اعلانات و جلسات روشنگری خود، این مجموعه نفیس را دانلود کنید.دریافت نسخه world و pdf
@masjedane
۱۱:۱۵
مسجدانه
مسجد، سنگر تبیین است
پوستر «چگونه دشمن ما را میبلعد؟» (ویژه مساجد)
فعالان فرهنگی مساجد و پایگاهها، برای تجهیز تابلوهای اعلانات و جلسات روشنگری خود، این مجموعه نفیس را دانلود کنید. دریافت نسخه world و pdf
@masjedane
مسجدنما 10- چگونه دشمن ما را میبلعد؟ 11 فروردین 1405 (1).pdf
۱۷۵.۶۸ کیلوبایت
۱۱:۱۵
[دانلود رایگان]
۹:۱۳
[دانلود رایگان]
۱۹:۱۸
معجزه خون و خطر؛ جنگ چگونه غبار از چهره مسجد شست؟
محمدجواد نوروزی اقبالی
جنگ، فقط مرزها را بیدار نمیکند؛ حقیقتها را هم از خواب میپراند. در این روزهای پرالتهاب، مسجد از دیوار و محراب فراتر رفته و به ستون پنهان محله، پناهگاه دلهای مضطرب و کانون همدلی بدل شده است. انگار آژیرها آمدند تا یادآوری کنند مسجد باید در متن زندگی باشد، نه در حاشیه مناسک. اما خطر بزرگ اینجاست: اینکه مسجد را فقط برای روز مبادا بخواهیم و با آرام شدن فضا، دوباره آن را به انبار عادتهای کمرمق برگردانیم.
بحران، تنها فرصت بسیج نیرو نیست، بلکه بستر کشف ظرفیتهاست؛ از جوانهای دیدهنشده تا زنانی که بار صبر جامعه را به دوش میکشند. خطای جبرانناپذیر این است که مسجد، این استعدادها را در لحظه خطر مصرف کند اما برای فردایشان جایگاه نسازد. سیاست مسجد باید «تولید ظرفیت ماندگار اجتماعی» باشد؛ شبکهای که امروز برای پشتیبانی میجنگد، فردا باید هسته گرهگشایی و خدمترسانی محله بماند. در این میان، منبر نیز نباید صرفاً تریبون شعار باشد؛ بلکه باید رنج مردم را بفهمد و به امید متصل کند تا آشفتگی به آرامش بدل شود.
مسجد، بزرگترین رقیبِ بیپناهی و ازهمگسیختگی انسان معاصر است؛ اما شگفتا که باید حتماً باید بحرانی شکل بگیرد تا این حقیقتِ شگرف، غبار از چهره بشوید! اکنون که آتش حادثه، زنگارِ سالها رخوت را سوزانده، مبادا بگذاریم این بیداریِ گرانسنگ به خواب رود. چه حسرتی تلختر از اینکه ملتی در دلِ خطر، گنجِ گمشدهاش را بیابد، اما با فروکش کردن اضطراب، با دستهای خود آن را زیر خروارها خاکِ روزمرگی دفن کند؟
مسجد باید بماند؛ پرخروش و ایستاده. نه فقط سنگری برای شبهای دلهره، که آغوشی امن برای تمامِ روزهای زندگی. خاموش شدنِ آژیرها، نباید به معنای خاموش شدنِ چراغ مسجد باشد. بدل کردنِ مسجد از «خاکریزِ موقت» به «چشمهسارِ همیشگیِ حیات»، همان فتحالفتوحی است که اگر رقم بخورد، دیگر هیچ توفانی نخواهد توانست خانه امید این مردم را ویران کند.
@masjedane
جنگ، فقط مرزها را بیدار نمیکند؛ حقیقتها را هم از خواب میپراند. در این روزهای پرالتهاب، مسجد از دیوار و محراب فراتر رفته و به ستون پنهان محله، پناهگاه دلهای مضطرب و کانون همدلی بدل شده است. انگار آژیرها آمدند تا یادآوری کنند مسجد باید در متن زندگی باشد، نه در حاشیه مناسک. اما خطر بزرگ اینجاست: اینکه مسجد را فقط برای روز مبادا بخواهیم و با آرام شدن فضا، دوباره آن را به انبار عادتهای کمرمق برگردانیم.
بحران، تنها فرصت بسیج نیرو نیست، بلکه بستر کشف ظرفیتهاست؛ از جوانهای دیدهنشده تا زنانی که بار صبر جامعه را به دوش میکشند. خطای جبرانناپذیر این است که مسجد، این استعدادها را در لحظه خطر مصرف کند اما برای فردایشان جایگاه نسازد. سیاست مسجد باید «تولید ظرفیت ماندگار اجتماعی» باشد؛ شبکهای که امروز برای پشتیبانی میجنگد، فردا باید هسته گرهگشایی و خدمترسانی محله بماند. در این میان، منبر نیز نباید صرفاً تریبون شعار باشد؛ بلکه باید رنج مردم را بفهمد و به امید متصل کند تا آشفتگی به آرامش بدل شود.
مسجد، بزرگترین رقیبِ بیپناهی و ازهمگسیختگی انسان معاصر است؛ اما شگفتا که باید حتماً باید بحرانی شکل بگیرد تا این حقیقتِ شگرف، غبار از چهره بشوید! اکنون که آتش حادثه، زنگارِ سالها رخوت را سوزانده، مبادا بگذاریم این بیداریِ گرانسنگ به خواب رود. چه حسرتی تلختر از اینکه ملتی در دلِ خطر، گنجِ گمشدهاش را بیابد، اما با فروکش کردن اضطراب، با دستهای خود آن را زیر خروارها خاکِ روزمرگی دفن کند؟
مسجد باید بماند؛ پرخروش و ایستاده. نه فقط سنگری برای شبهای دلهره، که آغوشی امن برای تمامِ روزهای زندگی. خاموش شدنِ آژیرها، نباید به معنای خاموش شدنِ چراغ مسجد باشد. بدل کردنِ مسجد از «خاکریزِ موقت» به «چشمهسارِ همیشگیِ حیات»، همان فتحالفتوحی است که اگر رقم بخورد، دیگر هیچ توفانی نخواهد توانست خانه امید این مردم را ویران کند.
۲:۵۰
[دانلود رایگان]
۱۱:۰۰