بله | کانال مسجد بلال
م

مسجد بلال

۱۴۸ عضو
بازارسال شده از انتشارات انقلاب اسلامی
thumbnail

۱۰:۱۸

بازارسال شده از نو+جوان
thumbnail
undefined #مسابقه_کتابخوانی «کاشفان حمد»
undefined مسابقه‌ای بر اساس کتاب «تفسیر سوره حمد» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای
undefined ماهِ رمضان امسال تصمیم بگیر که فقط قرآن نخونی و در کنار خوندن متن آیات به تفسیرشون هم توجه کنی، تا مطالب تازه‌ای کشف کنی و از قرآن درس بگیری! از یک سوره‌ همیشگی شروع کن، سوره‌ حمد؛ همون سوره‌ای که هر روز تو نماز می‌خونی، این‌ بار قراره برات قابل فهم‌تر، عمیق‌تر و قشنگ‌تر بشه!
undefined چطوری شرکت کنیم؟undefined از اول تا پایان ماه رمضان فرصت داری تا به‌صورت آنلاین به ۷۲ سؤال مسابقه از لینک زیر پاسخ بدی undefinedundefined survey.porsline.ir/s/y74HZAko
undefined جایزه‌اش چیه؟۳ نفر اول: هر نفر ۵ میلیون تومان ۳ نفر بعدی: هر نفر ۳ میلیون تومان۱۰ نفر بعدی: هر نفر ۱ میلیون تومان undefined کتاب تفسیر سوره منافقون به برندگان
undefined کتاب رو از کجا تهیه کنم؟undefined شما می‌تونین‌با کد تخفیف « hamd »undefined نسخه فیزیکی رو با ۲۵ درصد تخفیف از undefinedundefined shop.khameneibook.ir/product/تفسیر-سوره-حمدundefined یا نسخه الکترونیکی رو با ۴۰ درصد تخفیف از undefined undefined taaghche.com/book/123485/تفسیر-سوره-حمد تهیه کنین undefined
undefined این ماه بهترین فرصته که قرآن رو فقط نخونی و گنج پنهان در تک‌تک آیات نورانی قرآن رو کشف کنی!
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_Khamenei

۱۰:۱۹

نهج البلاغه حکمت،۳۱ب۸.mp3

۰۹:۱۶-۸.۴۹ مگابایت
undefined محمدرضا رنجبرundefined نهج البلاغه🪑جلسه ۴۱undefined #حکمت_31🧩 بخش ۸undefined #دور_دوم

https://eitaa.com/mrranjbar3/5984

۲:۳۰

حکمت ۳۱بخش هشتم
مَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ
توضیح ساده: مَنْ: هر کسی که فَهِمَ: فهم کنه، درک کنه. عَلِمَ: بدونه و پی ببره به غَوْرَ: عمق و ژرفای الْعِلْمِ: دانش، یعنی به ریشه علم دست پیدا می کنه.و این یعنی فهم درست نه سطحی و طوطی‌وار، آدم رو به عمق دانش می‌رسونه.چون وقتی آدم با دقت و عمق نگاه می‌کنه، مثل غواصیه که هر چی عمیق‌تر بره، مرواریدهای بیشتری پیدا می‌کنه؛ و چیزایی که سطحی‌ها و سطحی نگر ها نمی‌بینن، براش روشن می‌شه.دیدی بعضی وقت‌ها ما فقط اطلاعات جمع می‌کنیم؟ پادکست گوش می‌دیم، کتاب می‌خونیم، اینستاگرام رو بالا و پایین می‌کنیم... اما انگار همه‌چیز فقط روی سطحِ مغزمون سُر می‌خوره و میره. «فهمیدن» با «دونستن» زمین تا آسمون فرق داره.مثلاً ببین توی رابطه با پدر و مادر: ما همه «می‌دونیم» که باید به پدر و مادر احترام گذاشت. و این یه دانسته است. اما وقتی یه روز به چروک‌های دست پدرت یا لرزش صدای مادرت نگاه می‌کنی و یهو دلت هُری می‌ریزه پایین و درک می‌کنی که اونا تمامِ جوونی‌شون رو قطره‌قطره ریختن به پای تو، اونجاست که «فهمیدی».و وقتی فهمیدی، دیگه لازم نیست یادت بندازن مهربون باشی؛ و دیگه تو به «عمق» رسیدی و رفتارت خودبه‌خود عوض می‌شه.یا وقتی به جای حفظ کردنِ مسیر، «جهت‌شناسی» یاد می‌گیری؛ دیگه هیچ‌جا گم نمی‌شی، چون تو منطقِ راه رو فهمیدی.یا توی مواجهه با رنج‌ها: همه می‌دونیم دنیا بالا و پایین داره. اما «فهمیدنِ» این جمله یعنی وقتی تو اوجِ سختی هستی، تهِ دلت یه آرامشی داری که بقیه درکش نمی‌کنن. چون تو فهمیدی که این زمستون هم بخشی از چرخه‌ی طبیعته. و تو رفتی تهِ ماجرا رو دیدی و می‌دونی که بعدِ هر سختی، یه گشایشی هست. و این یعنی رسیدن به ژرفای دانشِ زندگی.اصلاً «فهمیدن» یه جور شهود و لمس کردنه. وقتی چیزی رو می‌فهمی، انگار اون دانش از مغزت میاد و توی قلبت می‌شینه. و دیگه لازم نیست برای اثباتش دلیل بیاری؛ چون تو با تمامِ وجودت با اون حقیقت یکی شدی.فهمیدن یعنی به جای اینکه دورِ استخر بدوی و درباره‌ی آب حرف بزنی، شیرجه بزنی توی عمیق‌ترین جای استخر و خیس بشی!

۲:۳۰

حالا جالبه بدونی که امام علیه السلام میگه این فهم عمیق موجب میشه آدمی به حقیقت عدالت دست پیدا کنه و بدون اون امکان نداره که آدم، عادل باشه. ببین، «فهم عمیق» و «عدالت» یکی از اون ظرافت‌هایی هست که اگه باز بشه، نگاه آدم به زندگی کلاً عوض می‌شه.حالا چرا «فهمیدن»، پایِ «عدالت» رو به زندگی باز می‌کنه؟دلیلش خیلی واضحه چون بی‌عدالتی همیشه از «سطحی‌نگری» میاد. وقتی ما فقط لایه روییِ اتفاقات رو می‌بینیم، خیلی راحت قضاوت می‌کنیم، و خیلی راحت حق رو به خودمون می‌دیم و خیلی راحت حق دیگران رو ضایع می‌کنیم. اما کسی که به «غورِ علم» (عمق دانش) رسیده، دیگه نمی‌تونه به همین راحتی از کنار حقایق بگذره.فرض کن صمیمی‌ترین دوستت امروز با لحن بدی باهات حرف زده. اگه فقط «بدونی» این میشه سطحی‌نگری، و اینجاست که عصبانی می‌شی، تو هم سرش داد می‌زنی و رابطه‌تون رو تیره می‌کنی و این یعنی در حقِ دوستی‌تون بی‌عدالتی کردی.و اگه ماجرا رو خوب بفهمی این میشه همون عمق دانش و به این فکر می‌کنی که چرا اون این‌طوری شد؟ شاید دیشب نخوابیده، شاید حالِ پدرش بد بوده، شاید تحت فشار مالی هست. وقتی «ریشه‌ی» رفتار اون رو می‌فهمی، قلبت آروم می‌گیره. و این‌جا تو عادلانه برخورد می‌کنی؛ چون بر اساسِ «حقیقتِ ماجرا» تصمیم می‌گیری، نه بر اساسِ «ظاهرِ رفتار» و این فهمِ عمیق، تو رو به انصاف می‌رسونه.یا وقتی تو «خودت» رو عمیقاً می‌شناسی (به غورِ علمِ وجودت می‌رسی)، می‌فهمی که روحِ تو چقدر ارزشمنده. اون‌وقت دیگه اجازه نمی‌دی هر حرفی یا هر آدمی، آرامش تو رو به‌هم بزنه. تو با خودت عادل می‌شی؛ یعنی هر چیزی رو به اندازه به خودت می‌دی: هم استراحت، هم تلاش، هم معنویت.ساده تر بگم: عدالت یعنی «هر چیزی سرِ جای خودش».تا وقتی تو «جایِ درستِ چیزها» رو نفهمی، چطور می‌تونی عدالت رو اجرا کنی؟کسی که می‌فهمه، یعنی می‌دونه تهِ هر حرفی کجاست و ریشه‌ی هر اتفاقی کجاست. چنین آدمی چشمش باز شده و چون حقیقت رو می‌بینه، دیگه نمی‌تونه کج بره.فهمیدن مثل یه نورِ قویه؛ وقتی اتاق روشن باشه، تو دیگه پات رو روی وسایل دیگران نمی‌ذاری. عدالت، راه رفتن در یه اتاقِ روشنه.رفیق، تا حالا شده در مورد کسی قضاوت کنی و بعد که واقعیت رو فهمیدی، حس کنی چقدر در حقش بی‌عدالتی کرده بودی؟ این همون لحظه‌ای هست که فهم، آدم رو به عدالت برمی‌گردونه.و باز جالبه بدونی که امام علیه السلام همین عدالت رو راه رسیدن به ایمان می‌دونه یعنی تا به عدالت نرسی به ایمان نمی‌رسی یعنی اون چیزی که تو رو به ایمان می‌رسونه همین عدالته،حالا ممکنه دنبال ربطش بگردی که چه ربطی داره؟و ربطش خیلی روشنه چون «ایمان» فقط تسبیح چرخوندن و پیشونی داغ کردن نیست؛ ایمان یعنی آرامش و اطمینان به خدا. حالا مگه می‌شه کسی که توی زندگیش اهل ظلم و نامیزونیه، قلبش آروم بگیره و به خدا برسه؟ اصلاً راه نداره!اصلاً ایمان یعنی باور داشتن به خدایی که «عادلِ مطلقه». حالا فکر کن من ادعای ایمان دارم، ولی توی خونه با همسرم بدرفتاری می‌کنم یا توی خیابون حق تقدم رو رعایت نمی‌کنم، و این یه تضادِ بزرگ ایجاد می‌کنه که روح آدم رو مسموم می‌کنه.

۲:۳۰

رفیق…یه لحظه وایسا.چقدر از چیزایی که بلدی، واقعاً فهمیدی؟اطلاعات جمع کردن آسونه؛ مثل کفِ روی آبه و تو برای کف ساخته نشدی، برای غواصی ساخته شدی.فرق داره بدونی باید قدر پدر و مادرت رو بدونی، با اون لحظه‌ای که به لرزش دست پدرت نگاه می‌کنی و دلت می‌لرزه…اونجا دیگه نمی‌دونی؛ می‌فهمی.و فهم، رفتارت رو عوض می‌کنه.خیلیا بلدند حرف قشنگ بزنن،اما زیر فشار زندگی می‌شکنن؛چون فقط دورِ استخر دویدن،و خیس نشدن.فهمیدن یعنی خیس شدن.یعنی درد رو لمس کنی، نه فقط تحلیلش کنی.رفیق، تا چیزی وارد قلبت نشه، مال تو نیست.هرچی فقط توی مغزت باشه، با یه ضربه می‌ریزه.اما چیزی که فهمیدی، می‌شه ستونِ وجودت.حالا یه چیز جدی‌تر…اگه عمیق نفهمی، عادل نمی‌شی.و اگه عادل نشی، ایمانت یه پوسته‌ست… نه مغز.بیشتر بی‌عدالتی‌هامون از بدی نیست؛از عجله‌ست.از قضاوتِ سطحیه.چند بار کسی رو محکوم کردی،بعد که حقیقت رو فهمیدی، دلت ریخت؟اون لحظه فهم اومده بود… و تو رو شرمنده کرده بود.عدالت بدون فهم شوخیه.وقتی ریشه رو نبینی،چطور می‌خوای منصف باشی؟وقتی دردِ پشت رفتار رو نفهمی،چطور می‌خوای آرامش داشته باشی؟ایمان یعنی آرامش.و آرامش یعنی هماهنگی با عدل.نمی‌تونی بگی خدا عادل مطلقه،اما خودت نامیزون زندگی کنی.این تضاد، روحتو زخمی می‌کنه.رفیق، فهم چراغه.وقتی چراغ روشن شد،نه به دیگران ظلم می‌کنی،نه به خودت.و به روحت حق استراحت می‌دی،به دلت حق حرف زدن،به زندگیت اندازه می‌دی.یادت باشه…ایمان یه گل حساسه.تو خاکِ ظلم رشد نمی‌کنه.پس قبل از قضاوت، مکث کن.قبل از واکنش، بفهم.قبل از حکم دادن، ریشه رو ببین.فهم، تو رو نرم می‌کنه.نرمی، تو رو عادل می‌کنه.و عدالت، راهِ رسیدن به خداست.رفیق…گاهی فاصله‌ی بین ما و خدافقط یه قضاوتِ عجولانه‌ست.رفیق؛ عدالت راهِ ایمانه، چون آدمِ عادل، دنیا رو اون‌جوری می‌بینه که خدا آفریده؛ و وقتی دنیا رو درست ببینی، محالِ ممکنه به صاحبِ این دنیا ایمان نیاری.

۲:۳۱

صد کلمه در حدیث نفس_استاد عبدالزهراء_کلمه 78-5اسفند1404_مسجد بلال.mp3

۲۰:۳۰-۲۸.۱۷ مگابایت
شرح کتاب صد کلمه در معرفت نفس علامه حسن زاده آملی رحمةالله علیه
کلمه ۷۸
استاد عبدالزهراء
۵ اسفند ۱۴۰۴undefinedundefinedundefinedundefinedundefined┄┅═══❉undefined❉═══┅┄کانال "مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا و سیما" در پیامرسان "بله"@masjedebelal
کانال "مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا و سیما" در پیامرسان "ایتا"
https://eitaa.com/masjedebelal

۱۰:۱۵

بازارسال شده از KHAMENEI.IR
thumbnail
undefined  پروردگارا! دل‌های ما را در این ماه رمضان با خودت و با یادت آشناتر بفرما
undefined پروردگارا! ما را از بندگان باتقوای خود قرار ده.undefined پروردگارا! دل‌های ما را در این ماه رمضان با خودت و با یادت آشناتر بفرما.undefined پروردگارا! نمازها، ذکر‌ها، دعاها، مناجات‌ها و روزه‌ها را و جهاد‌ها را از این امّت جهادگر قبول بفرما‌. ۱۳۶۲/۰۳/۲۷
undefined️ «#لحظه‌های_استجابت»؛ گزیده‌ای از دعاهای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در انتهای خطبه نماز جمعه و دیدار اقشار مختلف مردم
undefined #بهار_معنویت
undefined Farsi.Khamenei.ir

۱۵:۵۰

نهج البلاغه حکمت،۳۱ب۹.mp3

۰۷:۰۱-۶.۴۴ مگابایت
undefined محمدرضا رنجبرundefined نهج البلاغه🪑جلسه ۴۲undefined #حکمت_31🧩 بخش ۹undefined #دور_دوم

https://eitaa.com/mrranjbar3/5984

۲:۳۰

حکمت ۳۱ بخش نهم
مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحِلْمِ
توضیح ساده:مَنْ: کسی که عَلِمَ: بدانه و پی ببره به غَوْرَ: ژرفا و عمق الْعِلْمِ: دانش صَدَرَ: سر در میاره عَنْ: از شَرَائِعِ: آبشخورها و سر چشمه هایِ الْحُلمِ: بردباری. دیدی بعضیا تا دو تا کتاب می‌خونن یا چهار تا کلمه یاد می‌گیرن، چقدر پُر سر و صدا می‌شن؟ زود از کوره در می‌رن، همه‌ش می‌خوان مچ بگیرن و ادای همه‌چیزدونی دربیارن. اما امیرالمومنین (ع) می‌گه داناییِ واقعی، آدم رو «سنگین» و «آروم» می‌کنه.دلیلشم خیلی روشنه چون وقتی تو سطحِ یه ماجرا رو می‌بینی، زود واکنش نشون می‌دی. اما وقتی می‌ری تو عمق، می‌بینی چقدر دنیا پیچیده‌ست، چقدر آدم‌ها قصه‌های پشتِ پرده دارن. اون‌وقت دیگه دلت نمی‌آد تندی کنی.مثلاً توی دعواها و بحث‌های خانوادگی، فرض کن همسرت یا رفیقت یه حرفِ تندی بهت می‌زنه.آدمِ سطحی ِکم‌دانش همون لحظه آتیشی می‌شه، دو تا می‌ذاره روی حرفِ اون و یه دعوای بزرگ درست می‌کنه.اما آدمی که به «غورِ علم» رسیده یه لحظه مکث می‌کنه. و اون لایه‌های زیرین رو می‌بینه؛ و می‌فهمه که این تندی، از سرِ خستگیِ کارِ زیاده، یا شاید یه غمی تهِ دلش هست که نمی‌تونه بگه. و وقتی این رو «می‌فهمه»، یهو یه «حِلم» و صبوریِ عجیبی میاد تو دلش. و با مهربونی لبخند می‌زنه و می‌گه: «انگار امروز خیلی خسته‌ای، بیا یه چای بخوریم.» و این یعنی از دریای دانش، با آبِ زلالِ صبر بیرون اومدن.یا توی محیط کار و اشتباهاتِ بقیه، دیدی مدیرهایی رو که تا یه کارمند اشتباه می‌کنه، سرش داد می‌زنن؟ این‌ها هنوز تهِ قضیه رو ندیدن.کسی که واقعاً کاربلده و عمقِ مسیر رو می‌دونه، می‌فهمه که اشتباه، بخشی از یادگیریه. اون به جای داد زدن، با آرامش و بردبارانه راه رو نشون می‌ده. چون می‌دونه ریشه‌ی اون اشتباه کجاست. و این آرامشِ اون آدم، از داناییِ عمیقش میاد.یا در برابرِ قضاوت‌های مردم، وقتی تو واقعاً «بدونی» که کی هستی و دنیا چطوری می‌چرخه و به عمقِ شناخت برسی، دیگه با هر حرفِ خاله زنگی یا هر قضاوتِ ناحقی، به هم نمی‌ریزی.و دیگه مثل یه اقیانوسِ عمیق می‌مونی. و روی سطحِ اقیانوس ممکنه موج و طوفان باشه، اما اون اعماق، همیشه سکوت و آرامشه. کسی که به عمقِ فهم رسیده، می‌دونه که حرفِ مردم بادِ هواست و حقیقت جای دیگه‌ست؛ پس با «حلم» از کنارِ این سر و صداها رد می‌شه.رفیق…یعنی هرکی بره تهِ فهم و عمقِ دانایی، رفتارش از چشمه‌ی «حِلم» جاری میشه.حِلم یعنی چی؟ یعنی اون صبرِ باوقار… اون آرامشی که از قدرت میاد، نه از ضعف.یعنی آدمی که عمیق فهمیده، دیگه تند و تیز و هیجانی رفتار نمی‌کنه.چون عجله کارِ سطحیه… عمق همیشه آرومه.بذار خودمونی تر بگم.رفیق، اگه واقعاً فهمیده باشی آدما توی زندگی چه بارهایی رو می‌کشن، دیگه وقتی یکی باهات بد حرف می‌زنه، فوری آتیش نمی‌گیری، و با خودت می‌گی: «حتماً یه زخمی داره که این‌جوری شده.»این یعنی صدور از شرایع حلم… یعنی رفتارت از مسیر بردباری میاد.یا اگه فهمیده باشی دنیا دو روزه‌ست،سرِ یه جای پارک، سرِ یه لایک، سرِ یه حرف کوچیک، اعصابتو نمی‌ریزی وسط خیابون، چون تهِ ماجرا رو دیدی و می‌دونی این چیزا ارزش سوختن نداره.و اگه فهمیده باشی که هر آدمی یه داستان پنهان داره، تو خونه با همسرت تند جواب نمی‌دی. و سر بچه‌ت داد نمی‌زنی، و با پدر و مادرت بی‌حوصله حرف نمی‌زنی، چون فهم عمیق، آدمو مهربون می‌کنه… نه خشن.رفیق، آدم سطحی سریع می‌بره.سریع قهر می‌کنه.سریع قطع رابطه می‌کنه.اما آدم عمیق، مکث می‌کنه.می‌سنجه.می‌فهمه.بعد حرف می‌زنه.تو محل کار دیدی بعضیا فقط بلدن واکنش نشون بدن؟رئیس یه چیزی میگه، فوری گارد می‌گیرن.اما اون کسی که عمیق فهمیده، می‌دونه همه چی علیه اون نیست.و می‌دونه لازم نیست هر چیزی رو شخصی کنه.اون آرومه… چون درونش قرصه.حلم از دانایی میاد.هرچی فهمت بیشتر باشه، خشمت کمتر میشه، چون می‌فهمی خیلی از چیزایی که اذیتت می‌کنه، ارزش نداره.رفیق، یه نشونه بگم بفهمی چقدر عمیق شدی؟ببین چقدر زود عصبانی میشی.ببین چقدر راحت از کوره در میری.ببین چقدر سریع قضاوت می‌کنی.اگه زود جوش میاری، یعنی هنوز تهِ ماجرا رو ندیدی.آدمی که غورِ علم یعنی عمق دانش رو چشیده، می‌دونه هر واکنشی هزینه داره. و می‌دونه یه جمله‌ی تند می‌تونه یه دل رو بشکنه که دیگه درست نشه، و برای همین آرومه… حتی وقتی حق با اونه.رفیق، حلم یعنی قدرتِ جواب ندادن وقتی می‌تونی جواب بدی.یعنی بلد باشی سکوت کنی وقتی بلدی له کنی.یعنی دستت برسه، ولی نزنی.و این از ضعف نیست…از عمقه.هرچی ریشه‌هات عمیق‌تر باشه، باد خشم و غضب کمتر تکونت می‌ده.رفیق…دانای واقعی داد نمی‌زنه.فریاد نمی‌کشه.تحقیر نمی‌کنه.و دانای واقعی، آرومه، سنگینه.و ازش حلم جاری میشه.و یادت باشه: عمق، آدمو نرم می‌کنه.و نرمی، آدمو بزرگ.

۲:۳۰

thumbnail
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء در مسجد بلال
به اطلاع همکاران محترم رسانه ملی می رساند که همه شب نماز جماعت مغرب و عشاء با حضور گرم و صمیمی همکاران در مسجد بلال اقامه می گردد
با حضور خود رونق بخش نماز جماعت و از اقامه کنندگان نماز باشیم

۷:۲۴

شب8ماه مبارک رمضان 1404_قاری.mp3

۰۹:۰۱-۱۲.۴۱ مگابایت
شب هشتم ماه مبارک رمضان در مسجد بلال صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
قاری: استاد احمدی وفا

undefinedundefinedundefinedundefinedundefined┄┅═══❉undefined❉═══┅┄کانال "مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا و سیما" در پیامرسان "بله"@masjedebelal
کانال "مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا و سیما" در پیامرسان "ایتا"
https://eitaa.com/masjedebelal

۲۲:۴۰

شب8ماه مبارک رمضان 1404_سیدعباس موسوی مطلق.mp3

۴۶:۲۳-۱۵.۹۳ مگابایت
شب هشتم ماه مبارک رمضان در مسجد بلال صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
واعظ: حجة الاسلام سیدعباس موسوی مطلق

undefinedundefinedundefinedundefinedundefined┄┅═══❉undefined❉═══┅┄کانال "مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا و سیما" در پیامرسان "بله"@masjedebelal
کانال "مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا و سیما" در پیامرسان "ایتا"
https://eitaa.com/masjedebelal

۲۲:۴۱

شب8ماه مبارک رمضان 1404_محمد رسولی_شاعر.mp3

۰۹:۰۰-۱۲.۳۷ مگابایت
شب هشتم ماه مبارک رمضان در مسجد بلال صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
شاعر: استاد محمد رسولی

undefinedundefinedundefinedundefinedundefined┄┅═══❉undefined❉═══┅┄کانال "مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا و سیما" در پیامرسان "بله"@masjedebelal
کانال "مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا و سیما" در پیامرسان "ایتا"
https://eitaa.com/masjedebelal

۲۲:۴۲

شب8ماه مبارک رمضان 1404_بنی فاطمی_مداح.mp3

۵۶:۲۲-۱۹.۳۶ مگابایت
شب هشتم ماه مبارک رمضان در مسجد بلال صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
مداح: حاج سیدمجید بنی فاطمه

undefinedundefinedundefinedundefinedundefined┄┅═══❉undefined❉═══┅┄کانال "مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا و سیما" در پیامرسان "بله"@masjedebelal
کانال "مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا و سیما" در پیامرسان "ایتا"
https://eitaa.com/masjedebelal

۲۲:۴۴

نهج البلاغه حکمت,۳۱ب۱۰.mp3

۰۷:۴۱-۷.۰۴ مگابایت
undefined محمدرضا رنجبرundefined نهج البلاغه🪑جلسه ۴۳undefined #حکمت_31🧩 بخش ۱۰undefined #دور_دوم

https://eitaa.com/mrranjbar3/5984

۸:۵۲

حکمت ۳۱بخش دهممَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِي أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِي النَّاسِ حَمِيداً.
توضیح ساده: مَنْ:‌ کسی که حَلُمَ: بردبار باشه، صبور و آروم باشه لَمْ يُفَرِّطْ: کوتاهی نمی کنه فِي: در أَمْرِهِ: کارش وَ عَاشَ: و زندگی می کنه فِي: در‌ میون النَّاسِ: مردم حَمِيداً: ستوده و خوش‌نام. یعنی آدم بردبار و صبور، زندگیش متعادل می‌شه و بین مردم سربلنده.آدم بردبار مثل دریاییه که هرچی سنگ توش بندازی، باز آروم و پرجلال می‌مونه و همین آرامشش باعث می‌شه بین مردم محترم و آبرومند زندگی کنه.چقدر این جمله قشنگه و عمیقه! انگار وصف حال همین روزهای شلوغ و پلوغ ماست. معنی ساده‌اش اینه: «هر کس بردباری و خویشتن‌داری کنه، کنترل زندگی از دستش در نمی‌ره و بین مردم هم خوشنام زندگی می‌کنه.»حالا بیا این حکمت رو از اون حالت کتابی دربیاریم و ببریم وسط زندگی خودمون؛ اونجایی که صبح‌ها با صدای بوق ماشین‌ها بیدار می‌شیم و شب‌ها با فکرِ هزار تا کار نکرده می‌خوابیم.ببین، «حِلم» فقط صبر کردنِ خالی نیست. حلم یعنی اون لحظه‌ای که خون جلوی چشمات گرفته، بتونی ترمز دستی رو بکشی. یعنی وقتی یه حرفی می‌شنوی که مثل آتیشه، به جای اینکه بنزین بپاشی روش، یه کم به خودت زمان بدی.با توی گروه‌های خانوادگی و کاری: یه نفر یه متلکی می‌ندازه یا یه نقد تندی می‌کنه. اگه همون لحظه جواب بدی، معمولاً پل‌های پشت سرت رو خراب می‌کنی. اما اونی که حلم داره، سکوت می‌کنه، می‌ذاره فضا آروم شه، بعد با متانت جواب می‌ده. بقیه هم پشت سرش می‌گن: «دمش گرم، چقدر با شخصیت و پخته‌ست».یا توی رابطه‌های عاطفی: وقتی از دست همسرت عصبانی هستی، حلم یعنی نذاری اون خشم باعث بشه حرفی بزنی که دیگه نشه جمعش کرد. کسی که حلم داره، رابطه رو تباه نمی‌کنه.وقتی آدم حلیم باشه، انگار یه لایه محافظ دور قلبش داره. و دیگه با هر بادی نمی‌لرزه. و دیگه شب‌ها موقع خواب، خودت رو سرزنش نمی‌کنی که «چرا اون حرف رو زدم؟» یا «چرا اونقدر زود از کوره در رفتم؟».و یادت باشه: آدم‌های باوقار همیشه محبوب‌ترن. و همه دوست دارند با کسی رفیق باشن که سعه صدر داره و می‌شه روش حساب کرد.و دیگه اینکه:حلم داشتن به معنی «توسری‌خور» بودن نیست؛ اتفاقاً برعکس! حلم یعنی تو اونقدر روی خودت تسلط داری که اجازه نمی‌دی رفتار زشت بقیه، روی رفتار درست تو اثر بذاره. و تو ناخدای کشتی خودت هستی، نه موج‌ها!رفیق…این جمله یه امضای قشنگ پای شخصیت آدمه که:«هر کی بردبار باشه، کارش از دستش در نمی‌ره و بین مردم هم سربلند زندگی می‌کنه.»بذار خودمونی تر بگم…رفیق، زندگی همین روزاست؛همین ترافیک، همین فشار قسط، همین پیام‌های نصفه‌نیمه، همین سوءتفاهم‌ها.و اینجاست که معلوم میشه کی حلیمه، کی نه.آدم حلیم کارشو خراب نمی‌کنه.چرا؟ چون با عصبانیت تصمیم نمی‌گیره.دیدی بعضیا یه لحظه عصبی میشن، بعد یه استعفا میدن، یا یه رابطه رو تموم می‌کنن،یا یه حرف میزنن که سال‌ها خرابیش می‌مونه؟اون لحظه‌ها دقیقاً لحظه‌های «بی‌حلمیه».یه جرقه، یه انفجار… و بعدش پشیمونی.اما رفیق…اون کسی که حلم داره، همون لحظه که آتیش بالا می‌گیره، تو دلش میگه:«صبر کن… الان وقت تصمیم نیست.»و همین یه مکث کوچیک، زندگیشو نجات میده.تو گروه خانوادگی وقتی یکی طعنه می‌زنه…یا تو محل کار وقتی رئیست بی‌انصافی می‌کنه…یا تو خونه وقتی حالِ هیچ‌کس خوب نیست و یه بحث الکی شکل می‌گیره… حلم یعنی تو آتیش‌بیارِ معرکه نشی.رفیق، آدم حلیم کوتاه نمیاد؛کنترل داره.و فرقش روشنه…کوتاه اومدن از ترسه.و حلم از قدرته.کسی که حلیم باشه زندگیشو هدر نمی‌ده. و آبروش رو با یه جمله نابود نمی‌کنه. و اعتبار چند ساله‌شو با یه عصبانیت پنج دقیقه‌ای خاک نمی‌کنه.چند بار شده شب‌ها سرتو بذاری رو بالش و بگی:«کاش اون حرف رو نمی‌زدم…»«کاش اون پیام رو نمی‌فرستادم…»«کاش صبر کرده بودم…»رفیق…حلم همون چیزیه که جلوی این «کاش»ها رو می‌گیره.و بعدش چی میشه؟«عاش فی الناس حمیداً»یعنی بین مردم خوش‌نام زندگی می‌کنه.میدونی خوش‌نامی چیه؟یعنی وقتی اسمت میاد، مردم بگن:«آدم حسابیه.»و «می‌شه روش حساب کرد.»«اهل جنجال نیست.»«وقار داره.»آدم حلیم مثل دریاست.سنگ بندازی توش، موج می‌خوره… ولی دریا از دریا بودن نمی‌افته.رفیق، این دنیا پر از آدم‌های زودجوشه.ولی آدمی که آرومه، کمیابه. و کمیاب همیشه محترمه.حلم یعنی وقتی می‌تونی تند جواب بدی، انتخاب کنی که ندی.وقتی می‌تونی له کنی، نکنی.و وقتی حق با توئه، باز هم وقار داشته باشی.و این یعنی تو ناخدای کشتی خودتی. و موج‌ها تعیین‌کننده نیستن.و یه چیز رو یادت بمونه…مردم شاید موفقیتتو فراموش کنن، ولی رفتارتو یادشون می‌مونه.

۸:۵۲

نهج البلاغه حکمت,۳۱ ب۱۱.mp3

۱۰:۱۲-۹.۳۴ مگابایت
undefined محمدرضا رنجبرundefined نهج البلاغه🪑جلسه ۴۴undefined #حکمت_31🧩 بخش ۱۱undefined #دور_دوم

https://eitaa.com/mrranjbar3/5984

۹:۳۴

حکمت ۳۱ بخش یازدهم
مَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَتوضیح ساده:مَنْ: کسی که أَمَرَ: فرمان بده بِالْمَعْرُوفِ: به کارای خوب شَدَّ: محکم می‌کنه ظُهُورَ: پشت های الْمُؤْمِنِينَ: اهل ایمان. یعنی امر به معروف باعث قوی شدن جامعه مؤمنین می‌شه.چقدر قشنگه این کلام... انگار امام(ع) دقیقاً دست گذاشته روی همون چیزی که این روزها همه‌مون تشنه‌اش هستیم: یعنی «پشت‌گرمی».ببین «معروف» یعنی قشنگی، یعنی کار درست، یعنی لبخند، یعنی انسانیت یعنی هر چه خدا و پیغمبرش می گه که وقتی تو پاش می‌ایستی و ترویجش می‌دی، داری به بقیه می‌گی: «نترس، تو تنها نیستی، منم هستم، و راه درست هنوز خریدار داره.»ببین، دنیا گاهی خیلی سرد و بی‌رحم می‌شه. آدم وقتی می‌خواد خوب باشه، وقتی می‌خواد صادق بمونه، انگار همه‌ش باید خلاف جهت شنا کنه. یه وقت‌هایی آدم خسته می‌شه، دلش می‌لرزه، با خودش می‌گه: «اصلاً مگه برا کسی فرقی هم می‌کنه که من درستکار باشم؟»اینجاست که اون «شَدَّ ظُهُور» (محکم کردن کمر یا بگو پشت گرمی) میاد وسط. و وقتی تو از یه کار خوب دفاع می‌کنی، در واقع داری به اون آدمِ خوبی که خسته شده، یه عصا می‌دی که دوباره قد راست کنه.یا توی شلوغیِ قضاوت‌ها: فکر کن توی یه جمعی، همه دارن پشت سر یکی صفحه می‌ذارن و غیبت می‌کنن. و تو خیلی نرم و مهربون می‌گی: «بچه‌ها، بیاید جنبه‌های مثبتش رو هم ببینیم، اون روز فلان کار خوب رو هم کرد...»اون لحظه اگه کسی تو اون جمع باشه که خودش هم از غیبت بدش میاد ولی روش نمی‌شد چیزی بگه، یهو دلش گرم می‌شه. انگار کمرش محکم می‌شه که اونم پای اصولش بمونه.یا توی محیط کار: وقتی می‌بینی یه همکاری داره با وجدان کار می‌کنه ولی بقیه دارن مسخره‌اش می‌کنن یا بهش می‌گن «بابا کی به کیه، سخت نگیر»، اگه بری پیشش و بگی «دمت گرم که اینقدر دقیقی، من خیلی به کارت احترام می‌ذارم»، تو در واقع امر به معروف کردی.یا اون آدم که داشت وا می‌داد، یهو حس می‌کنه یه کوه پشتشه، و دیگه کمرش خم نمی‌شه زیر فشار بقیه.یا توی فضای مجازی: وقتی یه نفر یه کار قشنگ و انسانی انجام می‌ده و تو به جای بی‌تفاوتی، براش می‌نویسی «چقدر کارت قشنگ بود، دنیا به امثال تو نیاز داره»، داری به بقیه کسایی که به خوبی ایمان دارن پیام می‌دی که راهشون درسته.امر به معروف یعنی «رفیق، من هواتو دارم که خوب بمونی».وقتی خوبی رو فریاد می‌زنی، داری به آدم‌های پاکِ دورت می‌گی که تنها نیستن. این یعنی محکم کردنِ ستون فقراتِ یه جامعه. وقتی پشتِ هم باشیم، هیچ طوفانی نمی‌تونه کمرمون رو خم کنه.و چقدر خوبه که ما «پشت‌ِگرمیِ» هم باشیم، نه داغِ روی دلِ هم...و جالبه بدونی امام علیه السلام همین امر به معروف کردن یکی از راه‌های جهاد در راه خدا می‌دونه و این جهاد فقط با تیغ و تیر و شمشیر نیست.حالا بیا با هم دودوتا چهارتا کنیم ببینیم چرا این کارِ به‌ظاهر ساده، یه «جهاد» تمام‌عیاره. اونم یه جهادِ جانانه و دلی.ببین، «جهاد» یعنی تلاشِ تا پای جان برای نشستنِ حق به جای باطل. خب، توی میدون جنگ، دشمن روبروت مشخصه؛ شمشیر می‌کشی و تمام. اما توی زندگی روزمره، دشمنِ «خوبی‌ها» خیلی نامرئی‌تر و چموش‌تره.وقتی تو می‌خوای امر به معروف کنی یعنی همون ترویج قشنگی‌ها، در واقع داری با «بی‌تفاوتی» می‌جنگی. بزرگترین دشمنِ جامعه‌ی ما امروز، اون حسِ «به من چه» و «به تو چه» هست. وقتی تو این سد رو می‌شکنی، یعنی وارد یه میدون جنگ شدی که سلاحش محبت و زبونِ خوشته، ولی سختی‌ش دست‌کمی از خط مقدم نداره.فکر کن توی صف نونوایی یا ترافیک، همه عصبی هستن و دارن به هم می‌پرن. اگه تو با آرامش و یه جمله‌ی قشنگ، فضا رو تلطیف کنی، تو یه «مجاهدی». چرا؟ چون داری با موجِ منفیِ یه جمع می‌جنگی تا نذاری حالِ دلِ آدم‌ها بدتر بشه. و تو داری از «آرامش» دفاع می‌کنی.یا توی یه گروه خانوادگی یا دوستانه، می‌بینی دارن در حق کسی بی‌انصافی می‌کنن. همه ساکتن که شر نشه! ولی تو دلت می‌لرزه و میای وسط و با احترام می‌گی: «بچه‌ها، این رسمش نیست...».اینجاست که قلبت تند می‌زنه، ممکنه صدات کمی بلرزه، و شاید بترسی که طرد بشی؛ این همون «خوف و رجایِ» وسط میدون جنگه. و تو داری از «عدالت» محافظت می‌کنی.یا این روزا که همه آیه یاس می‌خونن و می‌گن «نمیشه، فایده نداره»، اگه تو بری سراغ یه جوون که ناامیده و دستش رو بگیری و بهش بگی «خدا بزرگه، تو می‌تونی، منم کمکت می‌کنم»، تو داری امر به معروف می‌کنی. تو داری با غولِ «ناامیدی» می‌جنگی.امام می‌خواد بگه: «ببین رفیق! فکر نکن جهاد فقط اون سرِ دنیا و با تفنگه. همین که نذاری شعله‌ی یه کار خوب توی محله‌ت، توی خونه‌ت یا توی قلبت خاموش بشه، تو یه سربازِ سرافرازی.» امر به معروف، جهادِ آدم‌هاییه که قلبشون بزرگتر از منافعِ خودشونه. یعنی ترجیح می‌دن «هزینه» بدن، ولی «خوبی» زنده بمونه.

۹:۳۴

رفیق…جهاد همیشه توی خط مقدم نیست.گاهی توی یه جمله‌ست.گاهی توی یه دفاعِ ساده.گاهی توی یه «من هواتو دارم».و باور کن…جامعه وقتی قوی میشه که آدمای خوب، هوای همو داشته باشن.بیا جزو اونایی باشیم که وقتی خوبی می‌بینن، ساکت رد نمی‌شن.رفیق…این حرف امام که میگه: «هر کی مردم رو به کارِ خوب دعوت کنه، پشتِ مؤمن‌ها رو محکم می‌کنه.» می‌دونی یعنی چی؟یعنی تو فقط با یه جمله، با یه موضع، با یه دفاعِ ساده از خوبی… می‌تونی ستون فقراتِ یه آدمِ خسته رو صاف کنی.رفیق…این روزا خوب بودن سخته.راست و درست بودن سخته.وجدان داشتن سخته.انگار هرکی می‌خواد درست و راست راه بره، باید خلاف جهتِ یه سیل شنا کنه.و یه جاهایی آدم کم میاره و با خودش میگه: «اصلاً ارزش داره؟ کسی می‌بینه؟»اینجاست که «امر به معروف» فقط نصیحت کردن نیست… پشت‌گرمی دادنه.مثلاً تو یه جمع، همه دارن یکی رو مسخره می‌کنن چون زیادی قانون‌منده، زیادی دقیق کار می‌کنه. تو فقط میگی: «اتفاقاً من از همین ویژگی‌ش خوشم میاد.» همین یه جمله، همون لحظه، مثل اینه که دستی گذاشتی پشتش و گفتی:«صاف بایست، کارت درسته.»رفیق، دنیا با همین جمله‌ها می‌چرخه.یا وقتی توی فضای مجازی، یه نفر یه کار انسانی می‌کنه… و بقیه رد میشن. اما تو می‌نویسی: «دمت گرم، دنیا به همین کارا زنده‌ست.»اینجا تو فقط یه کامنت ننوشتی… تو یه کمر خم‌شده رو صاف کردی.«شَدَّ ظُهُورَ» یعنی همین. یعنی نذاری خوبی توی غربت بمونه. یعنی نذاری آدمای باوجدان فکر کنن احمقن چون درستن.رفیق، بدی همیشه صداش بلنده.و خوبی اگه تنها بمونه، خفه میشه. و تو وقتی از خوبی دفاع می‌کنی، صداشو بلند می‌کنی.امر به معروف یعنی: وقتی یه نفر انصاف به خرج داده، تحسینش کنی.یعنی وقتی یکی داره می‌لغزه، دستشو بگیری نه اینکه هلش بدی.رفیق…شاید فکر کنی حرفت مهم نیست. ولی گاهی یه جمله‌ی تو، می‌تونه ایمان یه آدم رو از فروپاشی نجات بده.چند بار خودت دلت خواسته یکی بگه: «کارت درسته، ادامه بده.» همین حس، همون پشت‌گرمیه.جامعه وقتی قوی میشه که آدمای خوب، هوای همو داشته باشن.نه اینکه فقط تو دلشون بگن «آفرین» و رد بشن.اگه ما پشتِ هم باشیم، بدی جرأت قد کشیدن پیدا نمی‌کنه.رفیق…امر به معروف یعنی «من نمی‌ذارم تو برای خوب بودنت تنها بمونی.»

۹:۳۴