۱۸:۳۲
ساده انگاری، سم مهلک اینروزها
7 اکتبر ضربه اساسی به توافق ابراهیم و پروژه کریدورها (بخصوص آیمک) بود. باند نتانیاهو- ترامپ زمان کنونی را فرصت مناسبی برای احیاء این دو پروژه میبیند. تسلط بر شمال ایران (#زنگهزور )، اشغال جنوب سوریه (سویدا) و خلع سلاح حزبالله قطعات این پازل است.سادهانگاری سمّ مهلک است.
احسان صالحی
نشانی ما در بله:
https://ble.ir/masoudjalilvandنشانی ما در ایتا:
https://eitaa.com/masoudjalilvand
7 اکتبر ضربه اساسی به توافق ابراهیم و پروژه کریدورها (بخصوص آیمک) بود. باند نتانیاهو- ترامپ زمان کنونی را فرصت مناسبی برای احیاء این دو پروژه میبیند. تسلط بر شمال ایران (#زنگهزور )، اشغال جنوب سوریه (سویدا) و خلع سلاح حزبالله قطعات این پازل است.سادهانگاری سمّ مهلک است.
نشانی ما در بله:
۱۵:۳۱
واقعا اگه کارشناسان آب کشور قبول ندارند پاسخ بدهند؟حل مشکل بیآبی با طرح نوآورانهی یک ایرانیِ وطندوست،
نشانی ما در بله:
۱۴:۴۸
"او از کشور آلمان دستگاهی را وارد کرد که در برابر چشمان رئیس دانشگاه و چند استاد دیگر، آسمان صاف را ابری کرد و رعد و برق و باد هم درست کرد و باران بارید که البته این روش در بسیاری از کشورهای منطقه هم انجام میشود"ولی متأسفانه برای ادامهی کار مخالفت کردند!!!!!
نشانی ما در بله:
۱۴:۴۹
نشانی ما در بله:
۱۵:۴۳
بازارسال شده از هماهنگی کانال مسعود جلیلوند
ایالات متحده آن را «جامعه بینالمللی» نامید.اما این جامعه هرگز چیزی فراتر از خود آمریکا و وابستگانش نبود!اکنون جامعه دیگری وجود دارد.جامعهای که آمریکا نمیتواند آن را وتو کند.جامعهای که نمیتواند آن را بخرد.جامعهای که نمیتواند بدون عواقب، آن را بمباران کند.این جامعه نامی دارد: بشریت!
نشانی ما در بله:
۱۵:۴۹
بازارسال شده از هماهنگی کانال مسعود جلیلوند
نشانی ما در بله:
۱۵:۵۰
طاعون خودِ خود شما اصلاحطلبکاران هستید.
نشانی ما در بله:
۱۸:۱۰
دقت کردین، به صورت خیلی اتفاقی دقیقا بعد از انتشار این عکس دیگه برقا قطع نمیشه!!عجب معجزه میکنه توافق با کدخدایان.!!!!هنوز امضاها خشک نشده ناترازی انرژی داخل ایران رفع شد.



آقایونِ مذاکرهکننده، بدونید مردم دیگه دستتونو خوندن و حناتون رنگی نداره......... خودتونید.
نشانی ما در بله:
https://ble.ir/masoudjalilvandنشانی ما در ایتا:
https://eitaa.com/masoudjalilvand
آقایونِ مذاکرهکننده، بدونید مردم دیگه دستتونو خوندن و حناتون رنگی نداره......... خودتونید.
نشانی ما در بله:
۱۸:۱۱
و تنها جایی که قدت برسد، دیوار نمور مطامیر است. جایی که فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روی خاک و کلوخها مینشیند.
مطامیر یعنی جایی به بلندای آه و رنجهای امام موسی کاظم (علیهالسلام) در زندان هارون.
مطامیر یعنی حرف زدن خاکهای زمین نمدار با مولا.
یعنی ذره ذره آب شدن جسم و جان آقاجان.
نشانی ما در بله:
۱۴:۴۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
نشانی ما در بله:
۱۴:۴۷
همانطور که سال ۹۶ اگر رییسی رای میآورد و دلار رنگ حتی ۵ هزارتومان رو به خود میدید اصلاح طلبها آبرویی برای جبههی انقلاب باقی نمیگذاشتند، ۴۰۳ هم اگر جلیلی رای میآورد و حتی یکی ازین اتفاقات اخیر افتاده بود همراه با وفاقیها کاری میکردند که جلیلی نتواند سر بلند کند.الخیر فی ما وقع
امین میمندیان
ble.ir/masoudjalilvand
eitaa.com/masoudjalilvand
۵:۵۵
تبعات خسارت بار قرارداد ننگین کرسنت از زبان دکتر میرکاظمی وزیر وقت نفت و رئیس کمیسیون انرژی مجلس
ble.ir/masoudjalilvand
eitaa.com/masoudjalilvand
۶:۰۳
در نتیجه، ایران به علت لغو یکطرفه این قرارداد در دادگاه بینالمللی محکوم و مجبور به پرداخت غَرامت چند میلیارد دلاری شد.
۱۷:۰۴
حقیقت ماجرای بابک زنجانی
۱۷:۱۰
۱۶:۱۲
عصبانیت و فریاد شاعر کرمانشاهی در دیدار با رهبری، حرفهایی زد که رسانهای نشد، خدا لعنت کند ناهمرهان سست عنصر را، فقط ارشاد مال مردم بدبختِ پائین نیست، فقط ارشاد را محدود در پوشش نباید دید، فقط منکر که موی لخت یا پوشیدن جین نیست درود بر شجاعت این شاعرآزاده
#شهدای_مظلوم_کردستان #یاران_شهید_محمد_بروجردی #شهدا_سنگ_نشانند_که_ره_گم_نشود
ble.ir/masoudjalilvand
eitaa.com/masoudjalilvand
#شهدای_مظلوم_کردستان #یاران_شهید_محمد_بروجردی #شهدا_سنگ_نشانند_که_ره_گم_نشود
۱۶:۱۵
پیر مردی تمام عمرش را بین بازاروکوچه سر می کردهرکسی بار در دکانش داشت پیر افتاده را خبر می کرد
او که عمری برای نان حلالگاری اش را به هر طرف می بردقول داده که رایگان ببردبار روضه اگر به تورش خورد
روزی از کوچه که به خانه رسیدهمسرش گفت: درد نان داریماز بد حادثه همین امشبنان نداریم و میهمان داریم
سال ها با غم تهی دستیدر خفایت اگرچه سر کردیمی رود ابرویمان امشبدست خالی اگر تو برگردی
باز هم راهی خیابان شدحجره ها را یکی یکی می دیدهیچ باری نمانده روی زمیناز نگاهش عذاب می بارید
گوشه ای بین کوچه و بازاربا خودش گفت کاش می مردمخسته ام دیگر از همه از بسحسرت عمر رفته را خوردم
در همین حال بر زمین خوابیدناگهان کودکی صدایش کردپیر مرد خمیده حیران شدگیوه را تا به تا که پایش کرد
گفت جانم مرا صدا کردیزود تر عرضه کن که کارت چیست؟مس، ملافه، گلیم ، یا قالیحاضرم من بگو که بارت چیست
پسرک گفت پیش ان کوچهروضهٔ هفتگی شده برپادیگ را از حیاط خانه مامیتوانی بیاوری آقا؟
پیرمرد از جواب او جا خورددیگ نذری روضه را میدیدگاری اش را جلو عقب کرد وبه سیه روزی خودش خندید
یادش افتاد عهد دیرین را روز اول که گاری اش را بردقول داده که رایگان ببردبار روضه اگر به تورش خورد
پیر مردی که در دوراهی بوداین طرف دیگ نذری بی مزدآن طرف خانواده اش محتاج مرگ بر روزگار شادی دزد
دیگ را برد عقل او می گفتمزد زحمت بگیر و عاقل باشکه در این روزگار جایز نیستتنگدستی و کار بی پاداش
دل ولی حرف دیگری میزدعهد دیرین بهانه دل بودپیرمرد از دلش حمایت کردبس که این پیر خسته عاقل بود
دیگ را برد مبلغی نگرفتدست خالی به خانه بر می گشتپیر مرد شکسته و تنهااز گذشته شکسته تر می گشت
تا به خانه رسید از بازارناگهان مضطرب شد و حیرانپشت در کفش های بسیار وداخل خانه مملو از مهمان
از لب پنجره نگاه انداختمیوه های عجیب و رنگارنگعطر ناب برنج ایرانینالهٔ زعفران در هاونگ
همسرش که ز خانه بیرون رفتدید مردش نشسته با حیرتگفت از دست پر رسیدن تومتحیر شدم خدا قوت
تا تو از خانمان برون رفتی پیرمردی شریف و گاری کشدم در آمد و صدایم زدگفتم از پشت نرده فرمایش؟
بیقرارو شکسته چون مرغیکه پر و بال بر قفس می زدعطش از چهر اش نمایان بودتشنه بود و نفس نفس می زد
گفت این خوار و بار را داده استمادری قد کمان و آزردهما بدهکار همسرت هستیمدیگ نذری برایمان برده
هرکسی که ندارد عشق توراتازه فهمیده که نداری چیستقصه کل عاشقان حسینقصه پیرمرد گاریچی ست
یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّءُ یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهَهً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللّهِ
او که عمری برای نان حلالگاری اش را به هر طرف می بردقول داده که رایگان ببردبار روضه اگر به تورش خورد
روزی از کوچه که به خانه رسیدهمسرش گفت: درد نان داریماز بد حادثه همین امشبنان نداریم و میهمان داریم
سال ها با غم تهی دستیدر خفایت اگرچه سر کردیمی رود ابرویمان امشبدست خالی اگر تو برگردی
باز هم راهی خیابان شدحجره ها را یکی یکی می دیدهیچ باری نمانده روی زمیناز نگاهش عذاب می بارید
گوشه ای بین کوچه و بازاربا خودش گفت کاش می مردمخسته ام دیگر از همه از بسحسرت عمر رفته را خوردم
در همین حال بر زمین خوابیدناگهان کودکی صدایش کردپیر مرد خمیده حیران شدگیوه را تا به تا که پایش کرد
گفت جانم مرا صدا کردیزود تر عرضه کن که کارت چیست؟مس، ملافه، گلیم ، یا قالیحاضرم من بگو که بارت چیست
پسرک گفت پیش ان کوچهروضهٔ هفتگی شده برپادیگ را از حیاط خانه مامیتوانی بیاوری آقا؟
پیرمرد از جواب او جا خورددیگ نذری روضه را میدیدگاری اش را جلو عقب کرد وبه سیه روزی خودش خندید
یادش افتاد عهد دیرین را روز اول که گاری اش را بردقول داده که رایگان ببردبار روضه اگر به تورش خورد
پیر مردی که در دوراهی بوداین طرف دیگ نذری بی مزدآن طرف خانواده اش محتاج مرگ بر روزگار شادی دزد
دیگ را برد عقل او می گفتمزد زحمت بگیر و عاقل باشکه در این روزگار جایز نیستتنگدستی و کار بی پاداش
دل ولی حرف دیگری میزدعهد دیرین بهانه دل بودپیرمرد از دلش حمایت کردبس که این پیر خسته عاقل بود
دیگ را برد مبلغی نگرفتدست خالی به خانه بر می گشتپیر مرد شکسته و تنهااز گذشته شکسته تر می گشت
تا به خانه رسید از بازارناگهان مضطرب شد و حیرانپشت در کفش های بسیار وداخل خانه مملو از مهمان
از لب پنجره نگاه انداختمیوه های عجیب و رنگارنگعطر ناب برنج ایرانینالهٔ زعفران در هاونگ
همسرش که ز خانه بیرون رفتدید مردش نشسته با حیرتگفت از دست پر رسیدن تومتحیر شدم خدا قوت
تا تو از خانمان برون رفتی پیرمردی شریف و گاری کشدم در آمد و صدایم زدگفتم از پشت نرده فرمایش؟
بیقرارو شکسته چون مرغیکه پر و بال بر قفس می زدعطش از چهر اش نمایان بودتشنه بود و نفس نفس می زد
گفت این خوار و بار را داده استمادری قد کمان و آزردهما بدهکار همسرت هستیمدیگ نذری برایمان برده
هرکسی که ندارد عشق توراتازه فهمیده که نداری چیستقصه کل عاشقان حسینقصه پیرمرد گاریچی ست
یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّءُ یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یا قُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهَهً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللّهِ
۸:۱۷
این کلیپ یک دوربینمخفی واقعی برای بیان واقعیتیست که تقریبا از چشم همهی مردم مخفی مانده است.
با توجه به این که تولید سالهای پیش است اما حتی اگر قبلا آنرا دیده باشید باز هم ارزش دیدن دارد.
ble.ir/masoudjalilvand
eitaa.com/masoudjalilvand
۶:۱۴