مَأوىٰ ✍🏻
#آتشی_که_گلستان_شد #اخبار_شبانگاهی_شبکه_سه #آرشیو_سال_۱۴۰۲ #گزارش #مصاحبه
https://ble.ir/mava_6776
https://eitaa.com/mava_6776
تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ...
زمانی که تصمیم گرفتم برای تدوین مقالات پایانی مقطع کارشناسی، رو زندگینامه یه شهید کار بکنم، اسامی زیادی رو بررسی کردم. پیشنهاد معاون پژوهشمون شهید تختینژاد بود. گزینه های روی میز برای شروع مصاحبه رو به همسرم گفتم و نظر ایشون هم شهید خلیل بود. هنوز برای نوشتن، تردید داشتم. دوباره با اساتیدم مشورت کردم و گفتم خاطرات این شهید در دو کتاب خلیلآسا و شبی که t2 معراج شد نوشته شده... من ترجیح میدم به جای موازیکاری برم سراغ خاطرات خانوادههای گمنام دیگه!زمانی که توضیح ساختار مقالات رو شنیدم متقاعد شدم که مقاله اول رو شهید تختینژاد بنویسم و برای مقاله دوم شهید دیگه ای رو انتخاب بکنم. وقتی مصاحبهمون با خانواده تموم شد، پدر شهید دعای خیرشون رو بدرقه راه این تحقیق کردند و بعد از اون کل روند کار ما در یک ماه و نیم به پایان رسید. یک بازه نادر برای تالیف دو مقاله حوزوی!حجم خاطرات ضبط شده و استفاده از دو منبع مکتوب سابق، حسابی دست منو برای نوشتن پر کرده بود و من تونستم به لطف خدا و عنایت خودِشهید مقاله دوم رو هم با استناد به همین خاطرات تمام بکنم.چینش محتوا از حیث نوآوری، در بین تمام مقالات موجود بی نظیر بود و نمرات عالی این دو مقاله، دیگران رو متحیر کرد!مجموع اون ها با اندکی تغییر و تحول بعد از چندماه در کتاب #آتشی_که_گلستان_شد به چاپ رسید و این کتاب در جشنواره علامه حلی ویژه طلاب جوان، حائز رتبه برتر شد. بعد از اون بارها و بارها در جلسات و نشست های حضوری و مجازی، برنامه های مختلف رادیو و تلویزیون و نمایشگاههای گوناگون استانی دعوت شدم و پیرامون ساختار این کتاب صحبت کردم.
و اما نکته ای که میخواستم بهش برسم:
" />
از شروع کارهای تکراری نترسید
رقیب های کاری، بی انگیزه تون نکنه
توکل و توسل دو کلید رهایی از قفل مشکلاته
وقتی دعای پدرشهید بدرقه این تحقیق شد، دلگرم شدم و اعتماد کردم و شروع کردم و نتایج پر خیر و برکت اون در عرصه پژوهشی به من ثابت کرد که اون معادلات دنیوی که در گمان ماست، قابل اتکا نیستن...
باید خلیل بود و به یار اعتماد کرد
گاهی بهشت در دل آتش میسر است
#روایتهای_مادرانه
" />
#مدیران_فردا
https://ble.ir/mava_6776
https://eitaa.com/mava_6776
زمانی که تصمیم گرفتم برای تدوین مقالات پایانی مقطع کارشناسی، رو زندگینامه یه شهید کار بکنم، اسامی زیادی رو بررسی کردم. پیشنهاد معاون پژوهشمون شهید تختینژاد بود. گزینه های روی میز برای شروع مصاحبه رو به همسرم گفتم و نظر ایشون هم شهید خلیل بود. هنوز برای نوشتن، تردید داشتم. دوباره با اساتیدم مشورت کردم و گفتم خاطرات این شهید در دو کتاب خلیلآسا و شبی که t2 معراج شد نوشته شده... من ترجیح میدم به جای موازیکاری برم سراغ خاطرات خانوادههای گمنام دیگه!زمانی که توضیح ساختار مقالات رو شنیدم متقاعد شدم که مقاله اول رو شهید تختینژاد بنویسم و برای مقاله دوم شهید دیگه ای رو انتخاب بکنم. وقتی مصاحبهمون با خانواده تموم شد، پدر شهید دعای خیرشون رو بدرقه راه این تحقیق کردند و بعد از اون کل روند کار ما در یک ماه و نیم به پایان رسید. یک بازه نادر برای تالیف دو مقاله حوزوی!حجم خاطرات ضبط شده و استفاده از دو منبع مکتوب سابق، حسابی دست منو برای نوشتن پر کرده بود و من تونستم به لطف خدا و عنایت خودِشهید مقاله دوم رو هم با استناد به همین خاطرات تمام بکنم.چینش محتوا از حیث نوآوری، در بین تمام مقالات موجود بی نظیر بود و نمرات عالی این دو مقاله، دیگران رو متحیر کرد!مجموع اون ها با اندکی تغییر و تحول بعد از چندماه در کتاب #آتشی_که_گلستان_شد به چاپ رسید و این کتاب در جشنواره علامه حلی ویژه طلاب جوان، حائز رتبه برتر شد. بعد از اون بارها و بارها در جلسات و نشست های حضوری و مجازی، برنامه های مختلف رادیو و تلویزیون و نمایشگاههای گوناگون استانی دعوت شدم و پیرامون ساختار این کتاب صحبت کردم.
و اما نکته ای که میخواستم بهش برسم:
رقیب های کاری، بی انگیزه تون نکنه
توکل و توسل دو کلید رهایی از قفل مشکلاته
وقتی دعای پدرشهید بدرقه این تحقیق شد، دلگرم شدم و اعتماد کردم و شروع کردم و نتایج پر خیر و برکت اون در عرصه پژوهشی به من ثابت کرد که اون معادلات دنیوی که در گمان ماست، قابل اتکا نیستن...
باید خلیل بود و به یار اعتماد کرد
گاهی بهشت در دل آتش میسر است
#روایتهای_مادرانه
۴۱۸
۱۷:۵۵