عکس پروفایل مَأوىٰ ✍🏻م
۶۴۳ عضو

مَأوىٰ ✍🏻

undefinedدل‌نوشته‌های نابundefined
undefined<img style=" />undefined به قلم: سارا کرمی | مادر ۵ فرزند نویسنده | مدرس | پژوهشگر undefinedمولف ۶ جلد کتاب چاپ شده
undefined این جا مأوایی است که بر مدار مادری می‌گردد.undefined undefinedسیر تا پیاز تجربه‌هامون سنجاق شدهundefined
@Modiran_farda
مَأوىٰ ✍🏻
undefined امروز تولد اولین شهید مدافع حرم استان هرمزگان، شهید عبدالحمید سالاری هستundefined خاطره پشت جلد کتاب گویای شوق این بزرگ‌مرد برای اعزامهundefined undefined<img style=" />undefined...امشب بخش هایی از این کتاب جذاب رو براتون میذارم تا با زوایای پنهان شخصیت ایشون بیشتر آشنا بشید.undefined undefinedدوستاتون رو به کانال ما دعوت کنید.undefinedundefined #آقا_سالار undefined https://ble.ir/mava_6776 undefined https://eitaa.com/mava_6776
مقدمه
نگارش کتاب آتشی که گلستان شد به پایان رسیده بود و اما من هنوز احساس می‌کردم رسالتی ناتمام دارم. مدتی صبر کردم شاید کسی به پا خیزد و پایان بخش این مهجوریت باشد اما نه... چند ماه گذشت. عذاب وجدانم تبدیل شده بود به حق سنگینی که بر دوشم احساس می‌کردم. نزدیک روزهای یادواره بود؛ بهترین فرصت برای گردآوری اطلاعات. اولین اقدامم به بن‌بست سختی خورد. کمی بی‌انگیزه شدم اما ناامید، نه. با پدر شهید قرار مصاحبه گذاشتم. چند بار برنامه‌هایمان جابه جا شد تا رسیدیم به صبح جمعه؛ ۱۹ آذر ۱۴۰۰؛ مصادف با روز میلاد حضرت زینب سلام الله علیها. روزنه امیدی در قلبم جوانه زد و این شروع بابرکت را به فال نیک گرفتم. شارژ موبایلم را کامل کردم، آدرس گرفتیم و به راه افتادیم. رسیدیم جلوی واحدی که منقش به پوستر شهید بود. فهمیدم همینجاست. هرچند که رخ همگی در پشت ماسک‌ها پنهان شده بود، اما دلگیری عجیبی را در چشمان همه احساس کردم. پدر که لب به سخن گشود به احساسم ایمان آوردم...

#ادامه_دارد#آقا_سالارundefined<img style=" />undefined #مدیران_فردا
undefined https://ble.ir/mava_6776undefined https://eitaa.com/mava_6776
undefined۲

۵۳۵

۱۹:۰۹