وی سه نوع اقتدار از هم مشخص می کند:
۱- اقتدار سنتی : فرمانبری به خاطر مشروعیت نظامی است و به دو صورت پاتریموینال یا موروثی و یا پاترپارشال یا سالمند سالاری دیده می شود.۲- اقتدار پیشوایی یا کاریزماتیک : که در آن فرمانپذیری مبتنی بر اعتقاد به خصوصیات ویژه پیشواست.۳- نظام قانونی : اقتدار به علت قبول یا تصور مشروعیت نظام قانونی است (شهروندی نه رعیتی ) .ماکس وبر و مطبوعات :
وی تحولات هنری ، فنون و وسایل ارتباط جمعی را نتیجه رشد عقلانیت می داند.و برای مطبوعات چند خصوصیت تازه قایل است:
۱- مطبوعات عامل جدیدی در قدرت اجتماعی هستند (ارتباط موثر با نهادهای سیاسی و اقتصادی )۲- به دلیل وابستگی به دو نوع مشتری (خوانندگان و صاحبان آگهی ) مطبوعات نقش تازه ای در سرمایه گذاری و گردش ثروت پیدا می کنند.۳- تبدیل مطبوعات به موسسات اقتصادی هویت و نام و نشان افراد در مطبوعات را کم رنگ تر می کنند.
کتب عمده وبر:
اقتصاد جامعه (۱۹۲۰)مجموعه مقالات در زمینه جامعه شناسی معرفت (۱۹۲۲)مجموعه مقالات در زمینه جامعه شناسی مذهب (۱۹۲۱)اصول اخلاقی پروتستان و روح سرمایه داری (۱۹۳۰)تئوری سازمانهای اقتصادی و اجتماعی @media_pr
۱۹:۱۲
مخاطب شناسی منحنی پذیرش (Adoption Curve )نوآوران :نخستین کسانی که اندیشه یا فرآورده ای را می پذیرند . نو آوران ، نه محترمند و نه لزوماً اسلوب سازنده ؛ به عوض ، نقش نوآوران معرفی یک اندیشه ( یا ایده ) مشخص است .نفوذ مندان :دومین گروه پذیرنده و مهمترین آنها نفوذ مندان یا رهبران عقاید هستند . نقش نفوذ مندان در فرآیند پذیرش ، اساسی و بسیار حساس است ، زیرا نفوذمند ، اندیشه مورد نظر را برای تمامی نفوس جامعه مشروع و موجه می کند .اکثریت مقدم :این گروه ، اشارات و فرامین اجتماع خود را از نفوذ مندانی می گیرد که تا حال ، رفتار جدید خاصی را به مشروعیت رسانده اند .اکثریت مؤخر :این گروه که نیمه دوم طبقه وسیع و گسترده اکثریت را تشکیل می دهد ، می تواند اشارات و فرامین اجتماع را هم از نفوذ مندان و هم از اکثریت مقدم بگیرد .واپس ماندگان :افراد این گروه ، می توانند به سه منبع مراجعه کنند . بدین ترتیب که یا به گروهی که درست پیش از آنها ، نوآوری را پذیرفته ( اکثریت مؤخر ) برگردند یا مستقیماً به نفوذ مندان یا اکثریت مقدم روی آورند .جان سختان :از لحاظ تئوری ، جان سختان هرگز تسلیم اندیشه ای نمی شوند ، اما البته در عمل ، آنها بر وفق اندیشه ای کهن تر رفتار می کنند . @media_pr
۱۹:۱۶
خبرنویسیارزشهای خبری کلاسیک:دربرگیری ( جامعیت )شهرت استثنا فراوانی ( تعداد ومقدار ) مجاورت تازگی برخورد، کشمکش
ارزشهای خبری نوین:۱- کشمکش یا ستیز ( تنش – غافلگیری )۲- پیشرفت ( پیروزی – موفقیت )۳- تیره بختی ( شکست – نابودی )۴- پی آمدها ( تأثیر بر اجتماع محلی )۵- برجستگی ( برتری )۶- بداعت ( غیر معمول و حتی به نهایت معمول )۷- علایق انسانی ( زمینه عاطفی )۸- بجا یا بموقع بودن ( تازگی و نو بودن )۹- مجاورت ( جاذبه محلی )۱۰- جنسیت۱۱- حیوانات@media_pr
ارزشهای خبری نوین:۱- کشمکش یا ستیز ( تنش – غافلگیری )۲- پیشرفت ( پیروزی – موفقیت )۳- تیره بختی ( شکست – نابودی )۴- پی آمدها ( تأثیر بر اجتماع محلی )۵- برجستگی ( برتری )۶- بداعت ( غیر معمول و حتی به نهایت معمول )۷- علایق انسانی ( زمینه عاطفی )۸- بجا یا بموقع بودن ( تازگی و نو بودن )۹- مجاورت ( جاذبه محلی )۱۰- جنسیت۱۱- حیوانات@media_pr
۱۹:۲۵
زبان تخصصیObjective Journalism ژور نالیسم ( خبر پردازی ) عینی
ژورنالیسم عینی – یعنی ارائه خبر به شیوه واقعی ، بی غرض و عمدتاً غیر شخصی @media_pr
ژورنالیسم عینی – یعنی ارائه خبر به شیوه واقعی ، بی غرض و عمدتاً غیر شخصی @media_pr
۱۹:۲۸
سبك پايان شگفت انگيز
سبك پايان شگفت انگيز از سبكهاي شيرين خبرنويسي است در اين سبك قفل ماجرا در پايان خبر باز مي شود و خواننده را شگفت زده مي كند طبعاً اين سبك به اين دليل پا به عرصة ادبيات روزنامه نگاري گذاشته است كه به نياز نوجويي خواننده پاسخ دهد. البته اين سبك نمي تواند براي ارائه هر خبري مورد استفاده قرار گيرد. سبك پايان شگفت انگيز بيشتر در خور رويدادهايي است كه خود از چاشني شگفتي و ندرت برخوردارند و روزنامه نگار براي آنكه اين چاشني راكاملاً كارساز كند، از اين سبك بهره مي جويد. توصيه مي شود كه نبايد سعي شود كه رويدادهاي طولاني در قالب اين سبك عرضه گردند.@media_pr
۸:۲۰
واژه شناسی
- آوازه گری ( تبلیغات ) (Propaganda )آوازه گری ، بیان عقیده یا عمل افراد یا گروههاست که به طور سنجیده و عمدی برای نفوذ بر عقاید با اعمال افراد یا گروههای دیگر ، و برای تأمین مقاصد از پیش تعیین شده ، طرح و اعمال می شود .دانشمنــدان علوم رفتاری ، آوازه گری را در صورتهای آوازه گری سفید و آوازه گری سیاه نیز طبقه بندی کرده اند . آوازه گری / تبلیغات سفید ، آن نوع تبلیغات است که مخاطبان ، آن را به صورت تبلیغات منتشره از سوی منبعی خارج از مرتبه یا سلک خود تصور کنند . آوازه گری / تبلیغات سیاه ، تبلیغاتی است که به شکل انتشار از داخل سلک و مرتبه خود مخاطبان ، درک و دریافت شود .هفت شگرد مختلف برای آوازه گری شناخته اند که عبارت است از :شگرد لقب گذاری – شگرد تعمیم با زرق و برق – شگرد انتقال – شگرد گواهی – شگرد مردم صاف و ساده – شگرد جور کردن ورقهای بازی – شگرد طرف برنده@media_pr
- آوازه گری ( تبلیغات ) (Propaganda )آوازه گری ، بیان عقیده یا عمل افراد یا گروههاست که به طور سنجیده و عمدی برای نفوذ بر عقاید با اعمال افراد یا گروههای دیگر ، و برای تأمین مقاصد از پیش تعیین شده ، طرح و اعمال می شود .دانشمنــدان علوم رفتاری ، آوازه گری را در صورتهای آوازه گری سفید و آوازه گری سیاه نیز طبقه بندی کرده اند . آوازه گری / تبلیغات سفید ، آن نوع تبلیغات است که مخاطبان ، آن را به صورت تبلیغات منتشره از سوی منبعی خارج از مرتبه یا سلک خود تصور کنند . آوازه گری / تبلیغات سیاه ، تبلیغاتی است که به شکل انتشار از داخل سلک و مرتبه خود مخاطبان ، درک و دریافت شود .هفت شگرد مختلف برای آوازه گری شناخته اند که عبارت است از :شگرد لقب گذاری – شگرد تعمیم با زرق و برق – شگرد انتقال – شگرد گواهی – شگرد مردم صاف و ساده – شگرد جور کردن ورقهای بازی – شگرد طرف برنده@media_pr
۷:۴۹
نظریهگابریل تارد
گابریل تارد نظریه تقلید را بنیان نهاد.تارد (قاضی فرانسوی ) با بررسی طبیعت جنایت های مختلف تقلید را علت واقعی و اساسی وقوع جرایم اجتماعی اعلام کرد و دامنه آن را تا آن جا وسعت بخشید که جامعه بدون تقلید را غیر قابل تصور دانست.تارد مشاهده کرد که میزان تطابق افراد با یک اندیشه جدید اغلب تابع یک منحنی s شکل است.در ابتدا افراد کمی با ایده جدید خو می گیرند ، سپس میزان تطابق به دلیل مقایسه زیادی از افراد با نو آوری افزایش می یابد.زیرا عده کمی برای تطبیق با نوآوری باقی می مانند.نظریه قوانین تقلید ۴۰ سال بعد از پیدایش پایه و اساس نظریه معرف نشر نوآوری های راجرز و نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت باندورا را تشکیل داد.نظریه همگان را گابریل تارد ارایه کرد.او معتقد است عصر ما نه عصر انبوه خلق بلکه عصر همگان یا همگان ها است.وی همگان را ناشی از مطبوعات می داند.
خصوصیات همگان و افراد آن :
۱- جمع نامجاور است۲- کنش و واکنش های دور شکل می گیرد(پراکنده بودن جمع)۳- عقلانیت و همفکری همگان۴- به جوامع صنعتی اختصاص دارد۵- روزنامه واحدی مطالعه می شود۶- افراد پیوند روحی ، روانی ، و معنوی دارند۷- همدیگر را نمی بینند، صدای هم را نمی شنوند۸- در یک سرزمین وسیع و هر کدام در خانه خود نشسته اند۹- هر گروه با هم اراده مشترکی دارند۱۰- قابل شمارش نیستند۱۱- نامتجانس است
تارد معتقد است که : کلام بالدار روزنامه ها از مرزهایی می گذرد که در گذشته صدای مشهورترین سخنوران از آن نمی گذشت.افکار عمومی : حاصل نهایی فعالیت عامه را پیدایی افکار عمومی می گویندافکار عمومی عقیده یا قضاوتی است که مورد قبول همگان است و هم جنبه عاطفی دارد و هم جنبه ادراکی.نگرش های مردم چه مثبت چه منفی در مورد یک پدیده خاص افکار عمومی است.وفاق عمومی : افکار عمومی اگر به شدت تعمیم و گسترش یابد به وفاق عمومی تبدیل می شود.@media_pr
گابریل تارد نظریه تقلید را بنیان نهاد.تارد (قاضی فرانسوی ) با بررسی طبیعت جنایت های مختلف تقلید را علت واقعی و اساسی وقوع جرایم اجتماعی اعلام کرد و دامنه آن را تا آن جا وسعت بخشید که جامعه بدون تقلید را غیر قابل تصور دانست.تارد مشاهده کرد که میزان تطابق افراد با یک اندیشه جدید اغلب تابع یک منحنی s شکل است.در ابتدا افراد کمی با ایده جدید خو می گیرند ، سپس میزان تطابق به دلیل مقایسه زیادی از افراد با نو آوری افزایش می یابد.زیرا عده کمی برای تطبیق با نوآوری باقی می مانند.نظریه قوانین تقلید ۴۰ سال بعد از پیدایش پایه و اساس نظریه معرف نشر نوآوری های راجرز و نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت باندورا را تشکیل داد.نظریه همگان را گابریل تارد ارایه کرد.او معتقد است عصر ما نه عصر انبوه خلق بلکه عصر همگان یا همگان ها است.وی همگان را ناشی از مطبوعات می داند.
خصوصیات همگان و افراد آن :
۱- جمع نامجاور است۲- کنش و واکنش های دور شکل می گیرد(پراکنده بودن جمع)۳- عقلانیت و همفکری همگان۴- به جوامع صنعتی اختصاص دارد۵- روزنامه واحدی مطالعه می شود۶- افراد پیوند روحی ، روانی ، و معنوی دارند۷- همدیگر را نمی بینند، صدای هم را نمی شنوند۸- در یک سرزمین وسیع و هر کدام در خانه خود نشسته اند۹- هر گروه با هم اراده مشترکی دارند۱۰- قابل شمارش نیستند۱۱- نامتجانس است
تارد معتقد است که : کلام بالدار روزنامه ها از مرزهایی می گذرد که در گذشته صدای مشهورترین سخنوران از آن نمی گذشت.افکار عمومی : حاصل نهایی فعالیت عامه را پیدایی افکار عمومی می گویندافکار عمومی عقیده یا قضاوتی است که مورد قبول همگان است و هم جنبه عاطفی دارد و هم جنبه ادراکی.نگرش های مردم چه مثبت چه منفی در مورد یک پدیده خاص افکار عمومی است.وفاق عمومی : افکار عمومی اگر به شدت تعمیم و گسترش یابد به وفاق عمومی تبدیل می شود.@media_pr
۷:۵۴
درست نویسیجمع مکسر
جمع مکسرخاص زبان عربی است، پس جمع بستن کلمات غیر عربی، اعم از فارسی، ترکی، لاتین و . . . بدین صورت غلط است و در زبان فارسی معیار باید از آن پرهیزکرد؛ بنادر، خوانین، خواتین، اساتید، دروایش.
نکته: در زبان فارسی باید از به کاربردن جمعهای مکسری که در عربی به کار نرفته، خودداریکرد. کاربرد اینگونه جمعها غلط فاحش محسوبمیشود. مثلا فارسیزبانان به قیاس بعضی کلمات عربی، برای اسمهای مفرد زیر جمعهایی ساختهاند که در زبان عربی به کار نرفتهاست:
حجم: احجام سهم: اسهام قشر: اقشار عرب: اعراب
جمع بستن کلماتی که یک بار جمع بستهشدهاند، نادرست است؛ احوالها ، اخبارها، طلابها، اسلحهها (اسلحه جمع سلاح)، حقوقها (جمع حق )، فتوحات (جمع فتح )، لوازمات (جمع لوازم )، اسبابها (اسباب جمع سبب)، حروفها (حروف جمع حرف)، کسورات (جمع کسر)، وجوهات (جمع وجه)، شئونات (جمع شئون)، عملیاتها (عملیات جمع عمل)، امورات (امور جمع امر)، جواهرات (جمع جوهر).
به واژههایی که به ظاهر مفرد و در معنی جمع باشند، اسم جمع میگویند مانند دسته، رمه، گله، طایفه، خانواده، ملت، جامعه. @media_pr
جمع مکسرخاص زبان عربی است، پس جمع بستن کلمات غیر عربی، اعم از فارسی، ترکی، لاتین و . . . بدین صورت غلط است و در زبان فارسی معیار باید از آن پرهیزکرد؛ بنادر، خوانین، خواتین، اساتید، دروایش.
نکته: در زبان فارسی باید از به کاربردن جمعهای مکسری که در عربی به کار نرفته، خودداریکرد. کاربرد اینگونه جمعها غلط فاحش محسوبمیشود. مثلا فارسیزبانان به قیاس بعضی کلمات عربی، برای اسمهای مفرد زیر جمعهایی ساختهاند که در زبان عربی به کار نرفتهاست:
حجم: احجام سهم: اسهام قشر: اقشار عرب: اعراب
جمع بستن کلماتی که یک بار جمع بستهشدهاند، نادرست است؛ احوالها ، اخبارها، طلابها، اسلحهها (اسلحه جمع سلاح)، حقوقها (جمع حق )، فتوحات (جمع فتح )، لوازمات (جمع لوازم )، اسبابها (اسباب جمع سبب)، حروفها (حروف جمع حرف)، کسورات (جمع کسر)، وجوهات (جمع وجه)، شئونات (جمع شئون)، عملیاتها (عملیات جمع عمل)، امورات (امور جمع امر)، جواهرات (جمع جوهر).
به واژههایی که به ظاهر مفرد و در معنی جمع باشند، اسم جمع میگویند مانند دسته، رمه، گله، طایفه، خانواده، ملت، جامعه. @media_pr
۷:۵۸
نظریه:دیوید رایزمنرایزمن نحوه زندگی بشر را از در تاریخ اجتماعی روزنه ارتباطات به سه مرحله تقسیم می کند:
۱- دوران سنت راهبر : ارتباط چهره به چهره و رفتار بشر یکنواخت و قابل پیش بینی است و به او آرامش می دهد . در این مرحله سنتها حاکم است.۲- دوران درون راهبر : انسان با عقلانیت خود از آرامش خارج می شود و تلاش فردی برای پاسخگویی به نیازهای فردی در این دوره شکل میگیرد.(فردگرایی ) اهمیت سنت کاهش می یابد و هماهنگی در رفتار کم می شود.۳- دوران دگر راهبر : ناشی از تمدن ارتباط جمعی و پیدایش ابزار سالاری است .در این مرحله فرهنگ بلعیده می شود و موجب از خود بیگانگی می شود.این عصر فرا واقع و فرا آگاهی است.شی سروری و ظهور وسایل ارتباط جمعی در این دوران به وجود می آید.
توده تنها اصطلاحی است که رایزمن به کار می برد.انتظارات و رنج های بزرگ در این دوره جایی ندارد .به اعتقاد رایزمن ایجاد این حالتها نتیجه و پیامد کارکرد رسانه ها ست.
@media_pr
۱- دوران سنت راهبر : ارتباط چهره به چهره و رفتار بشر یکنواخت و قابل پیش بینی است و به او آرامش می دهد . در این مرحله سنتها حاکم است.۲- دوران درون راهبر : انسان با عقلانیت خود از آرامش خارج می شود و تلاش فردی برای پاسخگویی به نیازهای فردی در این دوره شکل میگیرد.(فردگرایی ) اهمیت سنت کاهش می یابد و هماهنگی در رفتار کم می شود.۳- دوران دگر راهبر : ناشی از تمدن ارتباط جمعی و پیدایش ابزار سالاری است .در این مرحله فرهنگ بلعیده می شود و موجب از خود بیگانگی می شود.این عصر فرا واقع و فرا آگاهی است.شی سروری و ظهور وسایل ارتباط جمعی در این دوران به وجود می آید.
توده تنها اصطلاحی است که رایزمن به کار می برد.انتظارات و رنج های بزرگ در این دوره جایی ندارد .به اعتقاد رایزمن ایجاد این حالتها نتیجه و پیامد کارکرد رسانه ها ست.
@media_pr
۴:۳۵
نوشتن جملهی کوتاه کار هرکسی نیست!
اما راهکار دارد
درازنویسی در زبان معیار همان است که در زبان ادبی به آرایهی اطناب میشناسیماش؛ یعنی یک جمله با واژهی بسیار و معنای کم. به عبارت دیگر، اگر نویسنده برای بیان مفهومی از واژه و عبارت و جملههای طولانی یا مترادف بهره ببرد، به حوزهی درازنویسی وارد شدهاست. درازنویسی در ادبیات یک اسم دیگر هم دارد: حشو. حشو یعنی اضافی و زائد. چون در زبان معیار، حکم بر نوشتن کوتاه و ساده است، پس درازنویسی عیب به شمار میآید. در کتاب دستور زبان فارسیِ دکتر پرویز ناتلخانلری و غلط ننویسیم استاد ابوالحسن نجفی فصلی دربارهی درازنویسی آمدهاست و هر دو توضیح دادهاند که باید از کاربرد آن در زبان معیار خودداری شود.متن کامل: مدرسه خبر ایرناhttp://newsschool.irna.ir/fa/c1_202/اخبار/ادبیات_در_خبر/درازنویسی_اطناب_حشو_ممنوع!
@media_pr
اما راهکار دارد
درازنویسی در زبان معیار همان است که در زبان ادبی به آرایهی اطناب میشناسیماش؛ یعنی یک جمله با واژهی بسیار و معنای کم. به عبارت دیگر، اگر نویسنده برای بیان مفهومی از واژه و عبارت و جملههای طولانی یا مترادف بهره ببرد، به حوزهی درازنویسی وارد شدهاست. درازنویسی در ادبیات یک اسم دیگر هم دارد: حشو. حشو یعنی اضافی و زائد. چون در زبان معیار، حکم بر نوشتن کوتاه و ساده است، پس درازنویسی عیب به شمار میآید. در کتاب دستور زبان فارسیِ دکتر پرویز ناتلخانلری و غلط ننویسیم استاد ابوالحسن نجفی فصلی دربارهی درازنویسی آمدهاست و هر دو توضیح دادهاند که باید از کاربرد آن در زبان معیار خودداری شود.متن کامل: مدرسه خبر ایرناhttp://newsschool.irna.ir/fa/c1_202/اخبار/ادبیات_در_خبر/درازنویسی_اطناب_حشو_ممنوع!
@media_pr
۴:۴۲
سبک وال استریت ژورنال :
Wall street journal formula ، سبک خبری وال استریت ژورنال فرمولی چند کاره است که در بسیاری از اخبار و گزارش های توصیفی - خبری یا( فیچر ) اخبار حاشیه ای و اخبار حوادث که رویکرد توصیفی دارند ، کاربرد دارد .
این ساختار با یک لید نرم (سافت لید ) که بر یک شخص ، صحنه یا حادثه متمرکز شده ، شروع می شود . شکل داستان از جزء به کل حرکت می کند و با یک شخص ، مکان یا واقعه ای که تجسم بخش نکته اصلی داستان است ، آغاز می شود . موضوع اصلی در یک نات گراف بیان می شود .پایان داستان ، اغلب یک کیکر چرخشی the turn است که با استفاده از نقل قول یا روایتی داستانی از شخص اشاره شده در لید یا توسعه مبتنی بر آینده موضوعی که در آغاز داستان ذکر شده ، به کار گرفته می شود .خبرنگاران هنگام نگارش گزارش ، باید دنبال فردی بگردنند که می تواند به عنوان یکی از رده ها نمونه در دسترس ، در توضیح موضوع اصلی ، مثال زده شود . همچنین در جست وجوی داستانی باشند که نکته اصلی را تصویری سازی کند.
منبع : کتاب واژه های کلیدی در روزنامه نگاری ، احمد توکلی
@media_pr
Wall street journal formula ، سبک خبری وال استریت ژورنال فرمولی چند کاره است که در بسیاری از اخبار و گزارش های توصیفی - خبری یا( فیچر ) اخبار حاشیه ای و اخبار حوادث که رویکرد توصیفی دارند ، کاربرد دارد .
این ساختار با یک لید نرم (سافت لید ) که بر یک شخص ، صحنه یا حادثه متمرکز شده ، شروع می شود . شکل داستان از جزء به کل حرکت می کند و با یک شخص ، مکان یا واقعه ای که تجسم بخش نکته اصلی داستان است ، آغاز می شود . موضوع اصلی در یک نات گراف بیان می شود .پایان داستان ، اغلب یک کیکر چرخشی the turn است که با استفاده از نقل قول یا روایتی داستانی از شخص اشاره شده در لید یا توسعه مبتنی بر آینده موضوعی که در آغاز داستان ذکر شده ، به کار گرفته می شود .خبرنگاران هنگام نگارش گزارش ، باید دنبال فردی بگردنند که می تواند به عنوان یکی از رده ها نمونه در دسترس ، در توضیح موضوع اصلی ، مثال زده شود . همچنین در جست وجوی داستانی باشند که نکته اصلی را تصویری سازی کند.
منبع : کتاب واژه های کلیدی در روزنامه نگاری ، احمد توکلی
@media_pr
۳:۲۹
سبک پایان شگفت انگیز:سبک پایان شگفت انگیز از سبک های شیرین خبرنویسی محسوب می گردد. در این سبک قفل ماجرا در پایان خبر باز می شود و خواننده را شگفت زده می کنند، طبعاً این سبک به این دلیل پا به عرصه ادبیات روزنامه نگاری گذاشته است که به نیاز نوجویی خواننده پاسخ می دهد، البته این سبک نمی تواند برای ارائه هر خبری مورد استفاده قرار گیرد.سبک پایان شگفت انگیز بیشتر در خور رویدادهایی است که خود از چاشنی شگفتی و ندرت برخوردارند و روزنامه نگار برای آن که این چاشنی را کاملاً کارساز کند، از این سبک بهره می جوید. در سبک پایان شگفت انگیز هم می توان از ایجاد هرم وارونه و هم از فضاسازی خاص سبک تاریخی به همراه لید بهره برد.از ویژگی های این سبک آن است که خواننده کنجکاو نگاه داشته می شود و برای مخاطب سوالی ایجاد می شود، بدون اینکه به آن پاسخ داده شود. در این سبک از لید غیر متعارف و سوالی استفاده می شود و معمولاً بدنه خبری به صورت تاریخی کار می شود، نکته دیگر اینکه عمده کاربرد این سبک در خبرهای اجتماعی و حوادث مرسوم است.در این سبک قسمت های مختلف خبر طوری تنظیم می شود که به صورت جذاب و شگفت انگیز و شیرینی خاتمه یابد و در واقع خبر در قسمت انتهایی برای مخاطبان رمزگشایی می شود. ضمناً این شیوه برای نگارش خبرهای کوتاه مناسب است.منبع: استاد اسماعیل کوشکباغی
@media_pr
@media_pr
۳:۳۳
سبک ساعت شنی (Hourglass structure) سبک ساعت شنی همان طور که از نامش پیداست ساختاری مانند ساعت شنی دارد یعنی صدر و انتهای آن در برگیرنده مهم ترین اطلاعات رویداد است . این سبک قادر است، سلیقههای گوناگون مخاطبان خبر را راضی نگه دارد و مدل گسترش یافته سبک تلفیقی (تاریخی همراه با لید) است.
در این سبک، لید کمی مشروحتر، و کاملتر آورده میشود. در سبک تلفیقی پذیرفتهایم که قوانین کلمه شماری (۲۵ تا ۳۵ کلمه) رعایت شود اما در سبک ساعت شنی ممکن است لید ۶۰ کلمه یا حتی بیشتر هم باشد، ممکن است یک لید از سه یا چهار پاراگراف تشکیل شود. تفاوت دیگر، اینکه سبک ساعت شنی یک پازل سه تکه است. ابتدا درقسمت بالا، یک لید چند پاراگرافی خواهیم داشت که به سبک هرم وارونه تنظیم شده است. در پایین یک هرم که داستان واقعه را به ترتیب تاریخی گزارش میکند، و در وسط خبر یک جمله یا پاراگراف قرار می گیرد که هرم وارونه در بالای خبر را قسمت انتهایی متصل می کند. به این جمله یا پاراگراف، جمله چرخشی میگویند. ساختار ساعت شنی میتواند مانند هرم وارونه، مهمترین اطلاعات رویداد را به شکل اخبار سخت در ابتدای مطلب جای دهد. سپس با یک عبارت چرخشی شما را وارد اصل داستان به شکل ترتیبی می کند.@media_pr
در این سبک، لید کمی مشروحتر، و کاملتر آورده میشود. در سبک تلفیقی پذیرفتهایم که قوانین کلمه شماری (۲۵ تا ۳۵ کلمه) رعایت شود اما در سبک ساعت شنی ممکن است لید ۶۰ کلمه یا حتی بیشتر هم باشد، ممکن است یک لید از سه یا چهار پاراگراف تشکیل شود. تفاوت دیگر، اینکه سبک ساعت شنی یک پازل سه تکه است. ابتدا درقسمت بالا، یک لید چند پاراگرافی خواهیم داشت که به سبک هرم وارونه تنظیم شده است. در پایین یک هرم که داستان واقعه را به ترتیب تاریخی گزارش میکند، و در وسط خبر یک جمله یا پاراگراف قرار می گیرد که هرم وارونه در بالای خبر را قسمت انتهایی متصل می کند. به این جمله یا پاراگراف، جمله چرخشی میگویند. ساختار ساعت شنی میتواند مانند هرم وارونه، مهمترین اطلاعات رویداد را به شکل اخبار سخت در ابتدای مطلب جای دهد. سپس با یک عبارت چرخشی شما را وارد اصل داستان به شکل ترتیبی می کند.@media_pr
۳:۳۶
سبک گیلاسی(Glass):
سبک خبری لیوان و نماد آن شبیه به لیوان های بستنی خوری است که بالای آن قسمت اصلی و میانه ی آن باریک و در انتها پایه ای پهن قرار دارد. نگارش خبر در این سبک با کمی تفاوت در ساختار، شبیه سبک "ساعت شنی" است. این سبک نیز با "هرم وارونه" شروع می شود و سپس تا قبل از بخش پایانی به شکل ترتیبی و تاریخی پیش می رود و معمولا با یک جمله یا عبارت که مرتبط با لید است، به پایان می رسد. این ساختار خبری به گزارشگر امکان می دهد تا قبل از آنکه روی لید و یا پایان خبر متمرکز شود به سبک ترتیبی اتفاقات را تا پایان کنار هم قرار دهد. در این سبک پاراگراف شروع و پاراگراف پایان هردو شامل اطلاعات مهم می شود. در این سبک معمولا پایان خبر به شروع آن گره خواهد خورد. از این سبک بعضی مواقع به عنوان تکنیک پایان دایره ای نام برده شده است. نویسنده در این سبک سعی می کند در پایان خواننده را به شروع گزارش بازگرداند.
@media_pr
سبک خبری لیوان و نماد آن شبیه به لیوان های بستنی خوری است که بالای آن قسمت اصلی و میانه ی آن باریک و در انتها پایه ای پهن قرار دارد. نگارش خبر در این سبک با کمی تفاوت در ساختار، شبیه سبک "ساعت شنی" است. این سبک نیز با "هرم وارونه" شروع می شود و سپس تا قبل از بخش پایانی به شکل ترتیبی و تاریخی پیش می رود و معمولا با یک جمله یا عبارت که مرتبط با لید است، به پایان می رسد. این ساختار خبری به گزارشگر امکان می دهد تا قبل از آنکه روی لید و یا پایان خبر متمرکز شود به سبک ترتیبی اتفاقات را تا پایان کنار هم قرار دهد. در این سبک پاراگراف شروع و پاراگراف پایان هردو شامل اطلاعات مهم می شود. در این سبک معمولا پایان خبر به شروع آن گره خواهد خورد. از این سبک بعضی مواقع به عنوان تکنیک پایان دایره ای نام برده شده است. نویسنده در این سبک سعی می کند در پایان خواننده را به شروع گزارش بازگرداند.
@media_pr
۳:۳۷
سبک فصل بندی:
سبک و ساختار فصل بندی را می توان در بسیاری از گزارش های خبری به کار برد. نکته اساسی در تکنیک فصل بندی گنجاندن هر بخش در فصلی مجزاست، به گونه ای که هریک لید و پایان خود را داشته و خواننده را مجبور به ادامه مطالعه کنند. این تکنیک در رویدادهای خبری که به شیوه روایی نوشته می شوند، بسیار موثر است. یکی از راه های رایج در سازماندهی داستان های خبری فصل بندی شده، استفاده از نظرات متفاوت است. برای مثال در داستان هایی که موضوع های بحث برانگیز دولتی را پیشنهاد و مطرح می کنند، می توان هریک از گروه هایی را که درگیر یا تحت تاثیر این پیشنهاد هستند در یک بخش مجزا گنجاند و به این ترتیب به خبر شکل داد.
راه دیگری که اغلب برای ساماندهی به خبرهای فصل بندی شده بکار می رود استفاده از قالب های زمانی است. به گونه ای که مثلا از زمان حال شروع و سپس برای اشاره به پیش زمینه به سمت گذشته حرکت کرد، دوباره برای توسعه داستان به حال بازگشت و با آینده داستان را تمام کرد. اگر چه این ترتیب، میتواند متغیر باشد اما فصل آغازین، حتما باید حاوی یک پاراگراف اصلی باشد که درآن هدف از نوشتن این رویداد را برای خواننده توضیح دهد. تکنیک تقسیم داستان به بخشهای مختلف در خبرهایی که موضوع عمیقی دارند، بسیار کارآمد است.
@media_pr
سبک و ساختار فصل بندی را می توان در بسیاری از گزارش های خبری به کار برد. نکته اساسی در تکنیک فصل بندی گنجاندن هر بخش در فصلی مجزاست، به گونه ای که هریک لید و پایان خود را داشته و خواننده را مجبور به ادامه مطالعه کنند. این تکنیک در رویدادهای خبری که به شیوه روایی نوشته می شوند، بسیار موثر است. یکی از راه های رایج در سازماندهی داستان های خبری فصل بندی شده، استفاده از نظرات متفاوت است. برای مثال در داستان هایی که موضوع های بحث برانگیز دولتی را پیشنهاد و مطرح می کنند، می توان هریک از گروه هایی را که درگیر یا تحت تاثیر این پیشنهاد هستند در یک بخش مجزا گنجاند و به این ترتیب به خبر شکل داد.
راه دیگری که اغلب برای ساماندهی به خبرهای فصل بندی شده بکار می رود استفاده از قالب های زمانی است. به گونه ای که مثلا از زمان حال شروع و سپس برای اشاره به پیش زمینه به سمت گذشته حرکت کرد، دوباره برای توسعه داستان به حال بازگشت و با آینده داستان را تمام کرد. اگر چه این ترتیب، میتواند متغیر باشد اما فصل آغازین، حتما باید حاوی یک پاراگراف اصلی باشد که درآن هدف از نوشتن این رویداد را برای خواننده توضیح دهد. تکنیک تقسیم داستان به بخشهای مختلف در خبرهایی که موضوع عمیقی دارند، بسیار کارآمد است.
@media_pr
۳:۳۷
سبک فهرست نویسی:
فهرست نویسی در اخباری که چندین نکته مهم تاکیدی را ارائه می کنند، کاربرد دارد. این سبک بویژه در اخبار تحقیقی- آماری، خبرهای مربوط به رویدادهای دولت از جمله نشستها و ملاقاتها، حتی گزارش های خبری – توصیفی درباره مردم و برنامه های جامعه شناسی (اگر حاوی چندین نکته کلیدی هستند) به کار میرود.
برای استفاده از فهرست در پیکره خبر و یا پایان آن، می توان با یک لید حاوی چکیده ماجرا و در پی آن پاراگراف حاوی نکته اصلی داستان، شروع کرد. به دنبال آن، از نقل قول یا ذکر حقایق صرف یا هر دو برای تکمیل لید استفاده و سپس نکات کلیدی را تا انتهای خبر طبقه بندی کرد. گزارشهای مربوط به تحقیقات پلیسی اغلب فهرست را در بخش آغازین داستان میگنجانند تا روند تحقیقات و یافته ها را طبقهبندی کنند. فهرستهای گنجانده شده در آغاز و میانههای خبر به پنج قسمت یا حتی کمتر محدود شود. فهرستهای انتهایی میتوانند بلندتر باشند. در ساختار فهرست نویسی هر قسمت باید در یک پاراگراف مجزا ارائه شود . فهرست نویسی همچنین در اخبار مربوط به ملاقاتها به کار میرود تا اعمال غیرمرتبط با لید را طبقه بندی کند. می توان برای عبور از یک قسمت به قسمت دیگر، از عبارتی مانند در رویدادی دیگر یا از این دست عبارات گذار استفاده کرد. فهرست نویسی برای طبقه بندی یک دسته آمار یا هرگونه اطلاعات پر زحمت دیگر و همچنین برای برجسته ساختن نکات کلیدی داستان به کار می رود.
@media_pr
فهرست نویسی در اخباری که چندین نکته مهم تاکیدی را ارائه می کنند، کاربرد دارد. این سبک بویژه در اخبار تحقیقی- آماری، خبرهای مربوط به رویدادهای دولت از جمله نشستها و ملاقاتها، حتی گزارش های خبری – توصیفی درباره مردم و برنامه های جامعه شناسی (اگر حاوی چندین نکته کلیدی هستند) به کار میرود.
برای استفاده از فهرست در پیکره خبر و یا پایان آن، می توان با یک لید حاوی چکیده ماجرا و در پی آن پاراگراف حاوی نکته اصلی داستان، شروع کرد. به دنبال آن، از نقل قول یا ذکر حقایق صرف یا هر دو برای تکمیل لید استفاده و سپس نکات کلیدی را تا انتهای خبر طبقه بندی کرد. گزارشهای مربوط به تحقیقات پلیسی اغلب فهرست را در بخش آغازین داستان میگنجانند تا روند تحقیقات و یافته ها را طبقهبندی کنند. فهرستهای گنجانده شده در آغاز و میانههای خبر به پنج قسمت یا حتی کمتر محدود شود. فهرستهای انتهایی میتوانند بلندتر باشند. در ساختار فهرست نویسی هر قسمت باید در یک پاراگراف مجزا ارائه شود . فهرست نویسی همچنین در اخبار مربوط به ملاقاتها به کار میرود تا اعمال غیرمرتبط با لید را طبقه بندی کند. می توان برای عبور از یک قسمت به قسمت دیگر، از عبارتی مانند در رویدادی دیگر یا از این دست عبارات گذار استفاده کرد. فهرست نویسی برای طبقه بندی یک دسته آمار یا هرگونه اطلاعات پر زحمت دیگر و همچنین برای برجسته ساختن نکات کلیدی داستان به کار می رود.
@media_pr
۳:۳۸
سبک داستانی (Narrative):
در سبک روایی- داستانی که شبیه داستان کوتاه است، نویسنده دقیقا از تمام تکنیک های قصه گویی (شخصیت پردازی، صحنه آرایی،موقعیت ها و نقطه اوج) بهره می برد، با این تفاوت که همه آنچه را که می گوید حقیقت دارد.
بهترین کاربرد آن زمانی است که یک خبر مهیج (Dramatic story)برای گفتن وجود داشته باشد. در این گونه خبرها گزارشگر به بیان جزییات می پردازد و کردار مردم را به نمایش می گذارد. سبک روایی همچنین شامل نقل قول هایی است که شبیه دیالوگ هستند.
سبک داستانی با تمرکز اصلی بر روی شروع مفصل خبر و مبتنی بر توالی، شامل گفتمان داستانی توسط شخصیت های درون خبر می باشد. اگرچه برخی نکات در شروع خبر، اهمیت موضوعی را که خبر بر آن متمرکز شده، برای خواننده مشخص می کند.
بعضی از اخبار داستانی بلند هستند اما می توان با استفاده از تکنیک های کوتاه نویسی به آن تنوع بخشید. خبر به سبک داستانی اصولا یک شروع جذاب و یک پایان به یاد ماندنی و تاثیر گذار دارد و در بخش میانی داستان خبر به شکل روایی تداوم می یابد.
@media_pr
در سبک روایی- داستانی که شبیه داستان کوتاه است، نویسنده دقیقا از تمام تکنیک های قصه گویی (شخصیت پردازی، صحنه آرایی،موقعیت ها و نقطه اوج) بهره می برد، با این تفاوت که همه آنچه را که می گوید حقیقت دارد.
بهترین کاربرد آن زمانی است که یک خبر مهیج (Dramatic story)برای گفتن وجود داشته باشد. در این گونه خبرها گزارشگر به بیان جزییات می پردازد و کردار مردم را به نمایش می گذارد. سبک روایی همچنین شامل نقل قول هایی است که شبیه دیالوگ هستند.
سبک داستانی با تمرکز اصلی بر روی شروع مفصل خبر و مبتنی بر توالی، شامل گفتمان داستانی توسط شخصیت های درون خبر می باشد. اگرچه برخی نکات در شروع خبر، اهمیت موضوعی را که خبر بر آن متمرکز شده، برای خواننده مشخص می کند.
بعضی از اخبار داستانی بلند هستند اما می توان با استفاده از تکنیک های کوتاه نویسی به آن تنوع بخشید. خبر به سبک داستانی اصولا یک شروع جذاب و یک پایان به یاد ماندنی و تاثیر گذار دارد و در بخش میانی داستان خبر به شکل روایی تداوم می یابد.
@media_pr
۳:۳۸
تعریف تحلیل محتوا:
كريپندورف تحليل محتوا را روشي براي گرفتن نتايج معتبر و قابل تكرار از دادههاي استخراج شده از متن ميداند. در اين تعريف او بر روايي و پايايي تاكيد دارد.
كرلينجر ميگويد تحليل محتوا روش مطالعه و تحليل ارتباطات به شيوهاي قاعده مند، عيني و كمي به منظور سنجش متغيرهاست.
برلسون هم در تعريف خود ميگويد تحليل محتوا روشي براي توصيف عيني، كمي و قاعدهمند محتواي آشكار ارتباطات است.
دانيل رايف، استفن ليسي و فردريك جي. فيكو نويسندگان كتاب تحليل پيامهاي رسانهاي اين روش تحقيق را آزمون نظاممند و تكرار پذير نمادهاي ارتباطي ميدانند كه طي آن ارزشهاي عددي بر اساس قوانين معتبر اندازهگيري ( تعاريف عملياتي از متغيرها) به متن نسبت داده ميشود و سپس با استفاده از روشهاي آماري روابط بين ارزشها تحليل ميشود.
@media_pr
كريپندورف تحليل محتوا را روشي براي گرفتن نتايج معتبر و قابل تكرار از دادههاي استخراج شده از متن ميداند. در اين تعريف او بر روايي و پايايي تاكيد دارد.
كرلينجر ميگويد تحليل محتوا روش مطالعه و تحليل ارتباطات به شيوهاي قاعده مند، عيني و كمي به منظور سنجش متغيرهاست.
برلسون هم در تعريف خود ميگويد تحليل محتوا روشي براي توصيف عيني، كمي و قاعدهمند محتواي آشكار ارتباطات است.
دانيل رايف، استفن ليسي و فردريك جي. فيكو نويسندگان كتاب تحليل پيامهاي رسانهاي اين روش تحقيق را آزمون نظاممند و تكرار پذير نمادهاي ارتباطي ميدانند كه طي آن ارزشهاي عددي بر اساس قوانين معتبر اندازهگيري ( تعاريف عملياتي از متغيرها) به متن نسبت داده ميشود و سپس با استفاده از روشهاي آماري روابط بين ارزشها تحليل ميشود.
@media_pr
۷:۳۷
جشنواره رسانه ای ابوذر
۱۵:۳۸