بله | کانال محور
عکس پروفایل محور م

محور

۴۹ عضو
undefined #سیاسیundefined #تحلیلی
undefined آزمونِ سنجش فکرها، و نه شعارها
🩷این روزها، عجیب می‌گذرد ...آن‌هایی که از خود مطمئن بودند و تا ابد خویش را انقلابی می‌خواندند،به چراییِ انقلاب اسلامی‌شان شک برده‌اند.
undefined آن‌هایی که یک برگ از کتب تاریخ را حتی ورق هم نزده‌اند،دعوای نخبگانی راه انداخته‌اند؛مگر می‌شود خود را نخبه دانست و راهِ برون‌رفت از شرایط فعلی را«ارتجاع به پهلوی» خواند؟!
🟢 یا آن‌هایی که آرزوی ونزوئلا شدنِ ایرانِ عزیز را در دل می‌پرورانند، ولیکن نمی‌دانند آن‌جا نه حرفی از خودکفایی بود،نه دانشی به نام هسته‌ای رواج داشت،و نه اساساً مفهومی به نام «قوی‌شدن» مطرح بود؛اما بوی بشکه‌های نفت …چه کارها که نمی‌کند.
🟡 این ایام، باید عنصر «تفکر» را مؤثرترین جزء زندگی دانست.باید فکر کنیم به این وضعیت چگونه می‌شود پایان داد؟ راه برون‌رفت کشور از این شرایط در همین مرز و بوم و از ذهنِ جوانِ ایرانی می‌گذرد؟ یا در خارج مرز‌ها و به بدست بیگانگان رقم میخورد؟!اگر فکر نکنیم چرا قوانین بین‌المللی را «قانون جنگل» می‌نامند،نمی‌توانیم تکه‌های پازل اخبار این روز‌ها را کنار هم بگذاریم.
undefined یک کلام؛ اگر این بار فکر نکنیم احتمال زمین‌گیر شدن در تله‌ی قمارِ شیطان کم نیستو می‌شود آنچه نباید بشود …
#اتحاد_مقدس#صدای_مردم_باشیم
undefined به‌قلم آقای محمدرضا قیصری حسن‌آبادیدانشجوی دندانپزشکی ورودی ۱۴۰۱
undefined @Mehvar_sbmuundefined بسیج‌ دانشجویی‌ دانشگاه‌ علوم‌ پزشکی‌ شهید‌ بهشتی undefined
undefinedتلگرام | undefinedبـلـه | undefinedاینستاگرام | undefinedتوئیتر
undefined  اینجا دانشجو «محور» است

۱۵:۲۶

undefined #دانشجو_نوشت
undefined در ستایش "مردم"
اینجا جمهوری اسلامی ایران استاینجا مردم! حاکم کشورند، اینجا به تعبیر رهبر کشور، مردم، می‌توانند کشور را رهبری کنند.اینجا اگر مردم احساس خطر کنند، از صحنه فرار نمی‌کنند بلکه می‌آیند تا خود، امنیت را به کشور بازگرداننداینجا اگر مردم احساس کمبود کنند، به یکدیگر می‌بخشند، غارت نمی‌کنند‌اینجا اگر مردم احساس خستگی کنند، به یکدیگر روحیه می‌دهند، فرار نمی‌کننداینجا "جمهوری اسلامی ایران" است و شما مانند این را در هیچ کجای جهان ندیدید و نخواهید دیدو این راز بی اثر بودن ترورها و اقدامات سینمایی احتمالی آتی اسرائیلی-آمریکایی‌‌ست که از ابتدای تولد این انقلاب در جریان بوده و نتوانسته جلوی این سیل خروشان که مأمور به غرق کردن فرعون های زمان است را بگیرد، بلکه به خروش آن افزوده.
چیزی که خمینی کبیر بشارتش را داده بود و خامنه‌ای شهید آن را معنا بخشید."ایران اسلامی" با لطف و اراده حق تعالی و پشتوانه تمدنی ۵ هزار ساله، در دنیای رذالت جزیره اپستین نشین‌ها، بزدلی صحرا نشین‌های عرب و حقارت اروپا نشین های بی‌اراده، در پایان این جنگ، آقایی خود را، اخلاق و منش علوی خود را و نجابت ایرانی خود را فریاد خواهد زد و دنیای دیگری را به ملتهای آزاده جهان نشان خواهد داد.
ایران صبور باش که حق با صدای اوستفریاد کن! صدای تو حالا رساتر است..
و در این وانفساننگ بر آنکه میان دشمن و وطن شک کرده باشد..که وقتی به تهران 'برگشتید'، و خرابی های گسترده اما بی نتیجه را دیدید، و احتمالا طلبکارانه و با هیجان با آن مواجه شدید و دوباره! لگدی به عزت کشور خود زدید، به خاطر داشته باشید تک تک این خسارات، کودکان را وحشت‌زده از خواب بیدار کرد، خانه‌های کناری را لرزاند، مغازه های اطراف را کساد کرد و این مردم، این مردم بابت آن درد کشیدند.
بابت آنکه ماه‌ها به درخواست کمک از شمر ادامه دادید و زمان، تلنگری برای این حماقت نبودایران هیچ‌گاه خائن به وطن را نمی‌بخشد، ایران هنوز آن مردک خائن که در ازای چند کیسه برنج، محل حضور رئیسعلی و یارانش را به انگلیسی‌ها لو داد و منجر به شهادت همه آنها شد، نبخشیده؛
وطن‌فروش امروزی را هم، مزدور منفور ترین انسان های روی زمین را هم نه فقط ایران که کل آزادگان جهان که حالا پشت ایران ایستاده‌اند، نخواهند بخشید.
صبح پیروزی، زمانی که از پناهگاه‌ها! سر برآوردید، آغوش وطن برای وطن‌فروش باز نیست...
وطن بسوزد و من در خروش‌وجوش نباشم؟
خدا کند که بمیرم، وطن فروش نباشم...
undefined

undefined @Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۱۰:۴۲

undefined#دانشجو_نوشت#قسمت_اول
undefined نفت ملی نبود، شد undefined
بسم الله الرحمن الرحیم
۲۹ اسفندروز همیشه تعطیل تقویم ایران!روزی که امسال علاوه بر نوروز، با انتهای رمضان و اخبار و التهابات جنگ هم مقارن شده و شاید این همزمانی فرصت مکث بر آنچه 75 سال پیش در این خاک رخ داده را از ما بگیرد.
می گویند هفتاد و پنج سال پیش در چنین روزی صنعت نفت ایران ملی شد! برای چون منی که از وقتی چشم باز کردم مالکیت کشورم بر منابعش را از بدیهیات می‌دانستم، گزاره عجیبی است.
نفت ملی شد.یعنی ملی نبود، «شد»!
برایم سوال می‌شود که چگونه می‌شود نفت ملی نباشد و بعدش چطور می‌شود آن را ملی کرد؟
بین صفحات کتاب تاریخ تاب می‌خورم از ۱۳۲۹ به ۱۳۳۰، بعد به ۱۳۳۲ و ناگهان به ۱۲۸۰!
جواب «چطور می‌شود ملی نباشد؟!»ام را بالاخره از ۱۲۸۰ می‌گیرم.
صفحه اول می‌تواند اینجا باشد: قرارداد «رویتر»، قراردادی که اجدادمان با شنیدنش همانطور که من تنم لرزید، تنشان لرزید. اعتراض کردند، تظاهرات کردند، خروشیدند بر علیه یکی از ننگین‌ترین قراردادهایی که ایران به خود دیده.تا جایی که شاه قاجار، مشیرالدوله(صدر اعظم وقت) را عزل کرد و قرار داد تعلیق شد.
فرد به فرد، هر ایرانی به نوبه خود، ایران را در آغوش کشید و از سرمایه این سرزمین در برابر به یغما رفتن محافظت کرد...
اما این اژدهای خفته در اعماق خاک، به قدری ارزش داشت که آنان که چشم طمع به آن دوخته بودند پا پس نکشند.پس انگلستان با «دارسی» بر گشت و برای ۶۰ سال افسار اژدهای سیاه ایران زمین را تمام و کمال به دست گرفت.
ادامه دارد...
@Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۲۱:۴۰

محور
undefined#دانشجو_نوشت #قسمت_اول undefined نفت ملی نبود، شد undefined بسم الله الرحمن الرحیم ۲۹ اسفند روز همیشه تعطیل تقویم ایران! روزی که امسال علاوه بر نوروز، با انتهای رمضان و اخبار و التهابات جنگ هم مقارن شده و شاید این همزمانی فرصت مکث بر آنچه 75 سال پیش در این خاک رخ داده را از ما بگیرد. می گویند هفتاد و پنج سال پیش در چنین روزی صنعت نفت ایران ملی شد! برای چون منی که از وقتی چشم باز کردم مالکیت کشورم بر منابعش را از بدیهیات می‌دانستم، گزاره عجیبی است. نفت ملی شد. یعنی ملی نبود، «شد»! برایم سوال می‌شود که چگونه می‌شود نفت ملی نباشد و بعدش چطور می‌شود آن را ملی کرد؟ بین صفحات کتاب تاریخ تاب می‌خورم از ۱۳۲۹ به ۱۳۳۰، بعد به ۱۳۳۲ و ناگهان به ۱۲۸۰! جواب «چطور می‌شود ملی نباشد؟!»ام را بالاخره از ۱۲۸۰ می‌گیرم. صفحه اول می‌تواند اینجا باشد: قرارداد «رویتر»، قراردادی که اجدادمان با شنیدنش همانطور که من تنم لرزید، تنشان لرزید. اعتراض کردند، تظاهرات کردند، خروشیدند بر علیه یکی از ننگین‌ترین قراردادهایی که ایران به خود دیده. تا جایی که شاه قاجار، مشیرالدوله(صدر اعظم وقت) را عزل کرد و قرار داد تعلیق شد. فرد به فرد، هر ایرانی به نوبه خود، ایران را در آغوش کشید و از سرمایه این سرزمین در برابر به یغما رفتن محافظت کرد... اما این اژدهای خفته در اعماق خاک، به قدری ارزش داشت که آنان که چشم طمع به آن دوخته بودند پا پس نکشند. پس انگلستان با «دارسی» بر گشت و برای ۶۰ سال افسار اژدهای سیاه ایران زمین را تمام و کمال به دست گرفت. ادامه دارد... @Mehvar_sbmu بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر undefined️ اینجا دانشجو «محور» است
undefined#دانشجو_نوشت#قسمت_دوم
undefined نفت ملی نبود، شد!! undefined
...اختیار نفت ایران به واسطه قرارداد دارسی به دست انگلستان می‌مانَد تا وقتی که قصه تاریخ به آنجا می رسد که قاجار رفتنی می‌شود و رضاخان معروف با حمایت غیرقابل انکار انگلیسی‌ها تاج به سر می‌گذارد‌.
کش مکش ها حول نفت ایران دوباره شروع می‌شود تا جایی که قرارداد دارسی دیگر نمی‌تواند پاسخگوی چالش‌ها باشد.
بنابراین رضا شاه در ۱۳۱۲، دارسی را لغو و قراردادی درخشان‌تر از دارسی را جایگزین آن می‌کند‌! قراردادی معروف به ۱۹۳۳ که نسبت به دارسی، امتیازات بیشتری به انگلیسی‌ها می‌دهد و مدت قرارداد را هم ۳۲ سال تمدید می‌کند!
روزگار بازهم می‌چرخد.فصل بعدی تاریخِ نفت، سرنگونی رضاشاه است.بازی‌های سیاست و چرخش‌های روزگار ما را به یک دوگانه می‌رساند.یک طرف موافقین ملی شدن صنعت نفت با سردمدارای مصدقو در طرف مقابل مخالفان با نفت ملی، یعنی رزم‌آرا و دولتش.همان کسی که می‌گفت «ایرانی خودش لولهنگ را هم نمی‌تواند بسازد!»
آنچه که ورق را به نفع مصدق می‌گرداند، همان معجزه همیشگی است.همانی که نامش، هم در قصه نفت به چشم می‌خورد و هم آشنای این روزهای ماست است.مردم!

اتحاد مصدق و آیت الله کاشانی که مقبولیت و محبوبیت شگفت‌انگیزی در میان مردم داشت و رئیس مجلس و نماینده مردم تهران در آن روز ها بود، مسئله ملی شدن نفت را به یک دغدغه ملی تبدیل می‌کند.
نمایندگان آیت الله کاشانی به سراسر کشور سفر می‌کنند، منبر می‌روند و مردم را پای کار می‌کشانند.پس از اینکه مردم «ملی شدن صنعت نفت» را می‌شناسند و طرفدار آن می‌شوند، علی‌رغم این‌که ‌محمدرضا شاه موافق نخست‌وزیری مصدّق نیست، به پشتوانه حمایت مردمی، مصدّق نخست‌وزیر می‌شود. 
ادامه دارد...
@Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۱۶:۲۲

محور
undefined#دانشجو_نوشت #قسمت_دوم undefined نفت ملی نبود، شد!! undefined ...اختیار نفت ایران به واسطه قرارداد دارسی به دست انگلستان می‌مانَد تا وقتی که قصه تاریخ به آنجا می رسد که قاجار رفتنی می‌شود و رضاخان معروف با حمایت غیرقابل انکار انگلیسی‌ها تاج به سر می‌گذارد‌. کش مکش ها حول نفت ایران دوباره شروع می‌شود تا جایی که قرارداد دارسی دیگر نمی‌تواند پاسخگوی چالش‌ها باشد. بنابراین رضا شاه در ۱۳۱۲، دارسی را لغو و قراردادی درخشان‌تر از دارسی را جایگزین آن می‌کند‌! قراردادی معروف به ۱۹۳۳ که نسبت به دارسی، امتیازات بیشتری به انگلیسی‌ها می‌دهد و مدت قرارداد را هم ۳۲ سال تمدید می‌کند! روزگار بازهم می‌چرخد. فصل بعدی تاریخِ نفت، سرنگونی رضاشاه است. بازی‌های سیاست و چرخش‌های روزگار ما را به یک دوگانه می‌رساند. یک طرف موافقین ملی شدن صنعت نفت با سردمدارای مصدق و در طرف مقابل مخالفان با نفت ملی، یعنی رزم‌آرا و دولتش. همان کسی که می‌گفت «ایرانی خودش لولهنگ را هم نمی‌تواند بسازد!» آنچه که ورق را به نفع مصدق می‌گرداند، همان معجزه همیشگی است. همانی که نامش، هم در قصه نفت به چشم می‌خورد و هم آشنای این روزهای ماست است. مردم! اتحاد مصدق و آیت الله کاشانی که مقبولیت و محبوبیت شگفت‌انگیزی در میان مردم داشت و رئیس مجلس و نماینده مردم تهران در آن روز ها بود، مسئله ملی شدن نفت را به یک دغدغه ملی تبدیل می‌کند. نمایندگان آیت الله کاشانی به سراسر کشور سفر می‌کنند، منبر می‌روند و مردم را پای کار می‌کشانند. پس از اینکه مردم «ملی شدن صنعت نفت» را می‌شناسند و طرفدار آن می‌شوند، علی‌رغم این‌که ‌محمدرضا شاه موافق نخست‌وزیری مصدّق نیست، به پشتوانه حمایت مردمی، مصدّق نخست‌وزیر می‌شود.  ادامه دارد... @Mehvar_sbmu بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر undefined️ اینجا دانشجو «محور» است
undefined#دانشجو_نوشت#قسمت_سوم
undefined نفت ملی نبود، شد!! undefined
مجلس در تقابل با دولت رزم‌آرا برای چندمین بار اقدام به استیضاح دولت می‌کند، درگیری‌های سیاسی با جزئیات خاص خودشان ادامه پیدا می‌کنند و در نهایت با حمایت قاطع مردم از یک سو و مرگ رزم‌آرا از سوی دیگر، نهضت ملی موفق می‌شود در آن تاریخ ماندگار، یعنی ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، ملی شدن صنعت نفت را تصویب کند‌.
نفسی عمیق می‌کشم، چشمانم به جایی در افق خیره می‌مانند و فکرم پرواز می‌کند.کتاب قطور تاریخ را می‌بندم و ادامه قصه را واگذار می‌کنم به زمانی دیگر.نمی خواهم به روز های بعد از ۲۹ اسفند ۲۹ فکر کنم.مخصوصا به مرداد ۳۲... نه!شیرینی این پیروزی ملی را، حداقل امروز به کام خودم تلخ نمی‌کنم.طلب خواندن آنچه بر مصدق و ایران و نفتش گذشت بر گردنم باشد تا مجالی دیگر...
پرنده خیالم را پر می‌دهم تا به «مردم» برسد.مردمی که می‌گفتند لولهنگ هم نمی‌توانند بسازند ولی حالا می‌دانم که خودشان، با دست خودشان،
بزرگ‌ترین پالایشگاه میعانات گازی جهان را ساختند! (ستاره را می‌گویم! ستاره خلیج فارس! راستی چه سلیقه خوبی داشته آنکه برایش اسم انتخاب کرده...)

به مردمی فکر می‌کنم که هر کجا اراده کردند درخشیدند و هر کجا میدان از آنها خالی شد، تن این خاک زخم برداشت.
به «مردم» فکر می‌کنم.به اقیانوسی که قطره‌‌ای از آنم و این روز ها غرق خروش است...به کلمه مظلوم و قدرتمندی که معنا کردن و فهمیدن آن، خیلی بیشتر از این حرف ها فکر کردن می‌طلبد.به «ایران» فکر میکنم چقدر صبور بوده و چه دوران‌هایی را گذراندهچطور زیر بار سلطه بیگانه تاب آورده و در برابر این غم، مرگ را ترجیح نداده
چه میخواستند از جان ایرانمان؟چه میخواهند از جان ایرانمان؟به شما چه که در این منطقه چه میگذرد و ایران چه‌کار میخواهد بکند و چه‌کار نمیخواهد بکند؟
ادامه دارد...
@Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۲۰:۴۷

محور
undefined#دانشجو_نوشت #قسمت_سوم undefined نفت ملی نبود، شد!! undefined مجلس در تقابل با دولت رزم‌آرا برای چندمین بار اقدام به استیضاح دولت می‌کند، درگیری‌های سیاسی با جزئیات خاص خودشان ادامه پیدا می‌کنند و در نهایت با حمایت قاطع مردم از یک سو و مرگ رزم‌آرا از سوی دیگر، نهضت ملی موفق می‌شود در آن تاریخ ماندگار، یعنی ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، ملی شدن صنعت نفت را تصویب کند‌. نفسی عمیق می‌کشم، چشمانم به جایی در افق خیره می‌مانند و فکرم پرواز می‌کند. کتاب قطور تاریخ را می‌بندم و ادامه قصه را واگذار می‌کنم به زمانی دیگر. نمی خواهم به روز های بعد از ۲۹ اسفند ۲۹ فکر کنم. مخصوصا به مرداد ۳۲... نه! شیرینی این پیروزی ملی را، حداقل امروز به کام خودم تلخ نمی‌کنم. طلب خواندن آنچه بر مصدق و ایران و نفتش گذشت بر گردنم باشد تا مجالی دیگر... پرنده خیالم را پر می‌دهم تا به «مردم» برسد. مردمی که می‌گفتند لولهنگ هم نمی‌توانند بسازند ولی حالا می‌دانم که خودشان، با دست خودشان، بزرگ‌ترین پالایشگاه میعانات گازی جهان را ساختند! (ستاره را می‌گویم! ستاره خلیج فارس! راستی چه سلیقه خوبی داشته آنکه برایش اسم انتخاب کرده...) به مردمی فکر می‌کنم که هر کجا اراده کردند درخشیدند و هر کجا میدان از آنها خالی شد، تن این خاک زخم برداشت. به «مردم» فکر می‌کنم. به اقیانوسی که قطره‌‌ای از آنم و این روز ها غرق خروش است... به کلمه مظلوم و قدرتمندی که معنا کردن و فهمیدن آن، خیلی بیشتر از این حرف ها فکر کردن می‌طلبد. به «ایران» فکر میکنم چقدر صبور بوده و چه دوران‌هایی را گذرانده چطور زیر بار سلطه بیگانه تاب آورده و در برابر این غم، مرگ را ترجیح نداده چه میخواستند از جان ایرانمان؟ چه میخواهند از جان ایرانمان؟ به شما چه که در این منطقه چه میگذرد و ایران چه‌کار میخواهد بکند و چه‌کار نمیخواهد بکند؟ ادامه دارد... @Mehvar_sbmu بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر undefined️ اینجا دانشجو «محور» است
undefined#دانشجو_نوشت#قسمت_آخر
undefinedنفت ملی نبود، شد!!undefined
این حرف‌ها را شاید نمیشد آن روزها گفت، و الا روحیه و غیرت ایرانی تن به چنین ذلتی هیچگاه نمی‌دهد.
چرا نمی‌شد گفت؟ چون انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها با مردم طرف نبودند، به دست نشانده خودشان همه چیز را امر می‌کردند و آن بدبخت‌تر از همه هم جز اطاعت کاری از دستش بر نمی‌آمد.
همانی که نسل ذلیلش امروز هم دست از غارت ایران بر نمی‌دارد و هرکس تا پیش از این باور نمی‌کرده پهلوی چطور سرسپرده غرب بود، امروز با دیدن این جرثومه ذلت، و عزاداریش برای سربازان آمریکایی که خون هزاران ایرانی را به زمین ریختند، و دست و پا زدنش برای بمباران ایران، جایی برای شک و تردید ندارد.
حالا اما در دورانی که ما چشم به این دنیا گشودیماینجا جمهوری اسلامی ایران بوده و هست.اینجا پهلوی حاکم نیست
گذشت آن دوران که خاک این مملکت را به تاراج می‌بردند و شاه مخلوع در توجیه غلطی که کرده بود، می‌گفت دخترمان بود و عروسش کردیم!
اینجا، در ایرانی که مردم زیر سایه ولی جامعه نقش آفرینی میکنند، خرمشهر را یک سال اشغال کردند و ما ضمن پس گرفتن آن، جزایر مجنون را سه سال به آنها پس ندادیم.
دعوا سر استقلال بوده و هست.از ملی شدن صنعت نفت که بخواهیم فقط نفتمان را به خودمان بدهند، رسیدیم به غنی سازی ۹۰ درصد و فناوری ماهواره و قدرت نظامی که so-called قوی‌ترین ارتش های دنیا :) پشت به پشت هم در برابرش شکست خورده‌اند و مردمی که به معنای واقعی کلمه مبعوث شده اند.
آمریکا که روزی تمام ایران در چنگش بود، امروز تاب و توان تحمل استقلال ایران را نه برای ایران و نه برای هر کشوری که از ایران در این استقلال‌‌طلبی الگو بگیرد، ندارد.
و این ریشه تمام دشمنی اوست.
و حالا ما
ایستاده بر روزهای آرزوی تاریخ
نظاره‌گر روند شکست اراده او، بر تحمیل خود بر استقلال کشورها هستیم
که حالا باید تاریخ را از نو بنویسند...

@Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۱۹:۴۰

undefined #دانشجو_نوشت
undefined سکوت اقتصادی، فریاد فرمایشی
undefined مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّـهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً سوره نسا ایه ۱۴۳undefinedدر حالی که بین کفر و ایمان سرگردانند...نه به اینان میپیوندند و نه به آنان! کسی که خدا گمراهش کند ، راهی برای هدایت او نخواهی یافت...!
undefinedمذبذب یعنی کسی که بلاتکلیف است!...مثل زنگوله‌ای بر گردن یک بره که با وزش باد این طرف و ان طرف میرود...باد برای او تعیین میکند که کدام طرف بایستد.
undefinedسیل لایکها و ویوها برای او تعیین میکنند که نظرش چه باشد.تا یک جایی میشود سکوت کرد و بیطرف بود...اما از جایی به بعد رنگ نفاق به خود میگیرد.نگاه کردن به اطراف برای اینکه ببیند کدام طرف بیشتر می‌صرفد و کفه‌ی کدام برایش سنگین تر است!
undefinedشبیه آن فرد معروفی که با برچسب سلبریتی بر پیشانی‌اش، سالها در فضای مجازی نه فقط در حیطه خودش بلکه در تمام موارد به خودش حق اظهار نظر میدهد، لشکر به صف میکند و راه کار میدهد و پویش‌های نه به فلان چیز و بهمان چیز راه می اندازد...وقتی برایش بصرفد به جای سلام میگوید درود تا ایرانی باشد نه عرب پرست!! هر گاه هم برایش نصرفد، استوری حمایت از امارات می‌گذارد تا مبادا املاکش خش بردارد! و از ده جمله اش نمی‌شود پنج کلمه فارسی هم پیدا کرد..
undefinedهر گاه برایش نصرفد، به مخاطبانش می‌گوید که ای کاش پول اربعین را به سیستان و بلوچستان بدهید! و هر گاه برایش بصرفد لبوبو میلیونی اصل را آنباکس میکند یا ده نوع غذا را امتحان میکند تا بقیه بفهمند طعم کدام بهتر است!هر گاه برایش بصرفد، از هر نوع عقیده ای حمایت میکند و اگر نصرفد عقایدی را به سخره میگیرد...
undefinedو اما حالبه راحتی ترجیح میدهد سکوت کند و تماشا کند که بالاخره چه کسی برنده‌ی این مسابقه طناب کشی است تا لحظه ای که پای هر طرف لغزید، برود هل آخر را بدهد و در نهایت باد در غبغب بیاندازد و بگوید:انجامش دادیم!...
undefinedخطابم با آنهایی است که روزه سکوت گرفته‌اند! شاید بد نباشد بین هشتگ هایتان کودکان میناب را هم جا بدهید.
@Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۱۰:۳۸

undefined #دانشجو_نوشت
undefinedمذاکره و آتش بس یا مقاومت و تداوم جنگ؟ مسئله این است!
آنچه این روز ها ذهن هارا به خود مشغول ساخته و منجر به جبهه گیری ها و صدور بیانیه هایی بعضا نادرست شده همین است: آیا مذاکره ای درحال انجام است؟ آیا آتش بس خواهد شد؟ یا جنگ وارد مراحل جدیدتری خواهد شد؟ عده ای ساده انگارانه حرف های سگ زرد دیوانه را باور میکنند که کسانی از درون نظام با آنها مذاکره میکنند و دشمن به دنبال آتش بس است و عده ای هم با تاختن بی محابا به مسئولین نظام و تخطئه آنها هرگونه صحبت از مذاکره را رد میکنند
undefinedاما واقعیت میدان چیست؟این روزها رسانه ها به نقل از برخی مقامات و مسئولین صحبت از مذاکره و آتش بس میکنند و به تازگی صدا و سیمای ملی از شرایط جمهوری اسلامی ایران برای آتش بس میگویدشرایطی که با اندکی شناخت از شخصیت و سابقه دشمنان این مرز و بوم به راحتی میتوان دریافت که هرگز از سوی آنها قابل تحمل و پذیرش نیست و به آنها پایبند نخواهند بوداز طرفی آنچه در واقعیت درحال رخ دادن است حاکی از چیز دیگریست؛ وزیر جنگ اوانجلیست آمریکا میگوید که "ما با بمب ها مذاکره میکنیم" و انتقال گسترده نیروها و مهمات دشمن به منطقه نشان دهنده ورود به مرحله جدیدی از جنگ استبر کسی پوشیده نیست که چرخه شوم "جنگ-مذاکره-جنگ" باید شکسته شود تا سایه ناامنی از سر این ملّت برداشته شده، آسایش موقت در ازای امنیت ناپایدار درازمدت به دست نیایدجدای از اینکه این بار دشمن سفّاک پا را از گلیم خود فراتر نهاده، با به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب اسلامی و کودکان بیگناه میناب و مجتبی ساجدی چهارروزه و سایر هم‌میهنان مان، ثابت کرده این جنگ، یک نبرد وجودی است که باید تا به زانو درآمدن یکی از طرفین ادامه پیدا کند، و هیهات که ملت قهرمان و کهن ایران و شیعیان علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) به زانو درآیند
undefinedآنچه مهم است موضع گیری مسئولین نظام است و تفاوت آن با موضع گیری مردممسئولین کشور باید به گونه ای عقلانی و با ادبیاتی صحیح، در افکار عمومی جهان چهره ای پایبند و اسقبال کننده از صلح پایدار اما مقاوم در برابر جاه طلبی های استکبار و مصمم در احقاق حق ملت ایران مخابره کنندتوهین و افترا به مسئولین نه تنها وارد و جایز نیست بلکه در راستای نقشه های شوم دشمنان ملت برای اختلاف افکنی و هدررفت توان نیروهای انقلاب است، به همین میزان اتخاذ ادبیاتی از سوی مسئولین که نشان دهنده ضعف و کوتاه آمدن در برابر دشمن باشد نیز محکوم استفریادی که باید بر سر آمریکا کشیده شود نباید بر سر مسئولین و یا گروه های مردم فرودآیددرنهایت، هر جنگی با یک مذاکره و قرارداد به اتمام خواهد رسید اما مذاکره ای که ایران دست برتر را داشته باشد و دشمن چاره ای جز تن دادن به شرایط جمهوری اسلامی ایران را نداشته باشد
undefined نقش و وظیفه مردم چیست؟مردم باید همچنان به حضور در میدان ادامه داده، تنگه احد را که میادین و خیابان هاست رها نکنند که دشمن در لحظات پایانی، از غفلت و سرخوشی ما سوءاستفاده میکندو همانگونه که در دی ماه ۱۳۹۸ "خواست و اراده آنها سوخت موشک ها بود"؛ اکنون نیز به مسئولین اطمینان دهند که خواست این ملت، مقاومت و نبرد تا نابودی و اضمحلال دشمنان وجودی این مرز و بوم است
@Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۱۸:۴۲

undefined #دانشجو_نوشت
undefinedاز استیصال در میدان تا هجوم به دانشگاه
تهاجمات اخیر ائتلاف متخاصم آمریکایی-صهیونی به نهادهای علمی و دانشگاهی کشور، نمایانگر بن‌بست راهبردی و استیصال عمیق آنان در تحقق اهدافشان است. این اقدامات، بیش از پیش، زوال دورنماها و محاسبات راهبردی دشمن را آشکار می‌سازد.
در شرایطی که حملات پیشین به زیرساخت‌های نظامی و صنعتی با هدف توقف ماشین قدرت ایران، با سد مستحکم اراده و مجاهدت ملت روبرو گردید، دشمنِ درمانده، اکنون تمرکز خود را بر مراکز تولید علم و فناوری قرار داده است. این تغییر رویکرد به معنای ناامیدی از توقف کامل ایران و روی آوردن به راهبرد تقلیل‌گرایانه «کُندسازی روند پیشرفت» است؛ هدفی که به فضل الهی و با همت مردم، نخبگان و دانشگاهیان، هرگز محقق نخواهد شد.
افزون بر این، هدف قرار دادن مراکز علمی، سند محکمی بر نقض آشکار تمامی معاهدات حقوقی و موازین اخلاقی از سوی متجاوزان است. این وقایع تلخ، خط بطلانی بر پندار خام برخی افراد فریب‌خورده کشید که مداخله بیگانگان را مسیر توسعه می‌پنداشتند. مفهوم واژه «استعمار»، که در لغت ادعای آبادانی دارد اما در عمل به ویرانی می‌انجامد، امروز به وضوح در تخریب دستاوردهای علمی کشور و به شهادت رساندن نخبگان قابل مشاهده است.در برابر این جنایات، سکوت و انفعال، خطایی نابخشودنی است. متجاوزان باید با قاطع‌ترین روش‌ها مجازات گردند؛ پاسخی که نه تنها جنبه بازدارندگی داشته باشد، بلکه قصاصی عادلانه برای خون‌های پاک و سال‌ها مجاهدت علمی باشد. در این راستا، از مجامع بین‌المللی انتظار می‌رود از خواب غفلت بیدار شده و به مسئولیت تاریخی خود عمل کنند، چرا که سکوت در برابر جنایت، مصداق بارز مشارکت در آن است.
undefined به قلم جناب آقای محمدحسین داودی- دانشجوی پزشکی
@Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۱۶:۳۴

undefined #دانشجو_نوشت
undefined قرار نبود اینطور تمام شود.
قرار بود، بیایند اصفهان، اورانیوم را با خود بردارند، تاسیسات هسته‌ای را بمبگذاری و منهدم کنند، عکس‌ها و فیلم‌هایشان را برای تکمیل سناریو هالیوودی بگیرند، و سپس بازگردند.
قرار بود توییت ترامپ عکس داشته باشد، از نیروهای دلتا فورس، در حالتی پیروزمندانه و افتخارآمیز نشسته بر هلیکوپترهای کوچک little bird، با پشت صحنه‌ای از آتش و دود تاسیسات منهدم شده... و ترامپ بنویسد: نیروهای شجاع ما، بهترین ارتش دنیا، در عملیاتی پر از پیچیدگی و سختی، پیروزمندانه موفق شدند. ما تاسیسات هسته‌ای ایران را نابود کردیم، اورانیوم نزد ماست و ایران دیگر بمب هسته‌ای نخواهد داشت. ما از اول همین هدف را داشتیم و حالا به آن رسیدیم و حالا وقت پایان جنگ است. ایران بیا شرایط ما را بپذیر. خداوند رزمندگان ما را حفظ کند. ممنون بابت توجه. دونالد.جی.ترامپ

اما دیدیم که نشد و نتوانست.
در مقابل برنو و بسیجیِ دوش‌پرتاب به دوش، دوام نیاورد.
این برگه هم همچون قبلی‌ها سوخت.
و حالا ترامپ توییت می‌زند و ۱۰ شرط ایران را مبنای مذاکرات مینامد.
البته ما هیچ وقت از او انتظار نداشتیم صراحتا اعلام شکست کند، اما همچون توییت های قبلی، همه معنای پشت کلمات بدشکل اورا می‌فهمند.
تحلیلگران آمریکایی در حال انفجار از تعجب از آنچه رخ داده است هستند، و در ایران هم کمتر کسی باور می‌کند آمریکا اینطور شکست را با قبول شروط ایران و محتوای آن پذیرفته باشد و همه دنبال تضمین عملی هستند.
آمریکا اما چاره‌ای ندارد. او تمام راه‌ها را رفت، از ترور رهبر و فرماندهان تا زیرساخت و شهرهای موشکی و حمله زمینی و هلی برن و ... هیچ یک نتوانست پنجره خروجی برای او از باتلاق خودساخته ایجاد کند چه رسد به پیروزی. برگه‌ای باقی نمانده بود که آن را هم بسوزاند.
و البته که ما میدانیم ک با چه جهودی طرف هستیم. ما میدانیم او در صدد خواهد بود هرطور شده زیر تعهدات خود بزند، و هرطور شده بی سر و صدا نیروهای خود را به منطقه نزدیک کند و مجدد قصد تعرض داشته باشد، و البته هرطور شده مزدوران خود در ایران زمین را بیدار و راهی خیابان کند، اما چشمان بیدار ما که چهل روز خواب به خود ندید، مراقب این مرحله از جنگ نیز هست.
ما آنچه تا اینجا حفظ کرده‌ایم را از دست نمی‌دهیم. تا تحقق عملی تمام اهداف مدنظرمان از ابتدای جنگ، جنگ را در میدان و خیابان ادامه می‌دهیم و هیچ اعتمادی به حرف بی‌اساس آمریکایی نداریم، مگر در عمل نشانه‌هایش را ببینیم.
باشد که این وعده امام شهیدمان نیز محقق شود کهوقتی دشمن از تعرض به یک ملت مأیوس شود، آن ملت از گزند و آزار آن دشمن در امان خواهد بود.
و مأیوس، توصیف حال این چهل روز ترامپ است؛ که تا محقق شدن تک به تک شروط ایران، باید ادامه پیدا کند..
undefined به قلم خانم محیا مهاجر
@Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۸:۵۵

undefined#دانشجو_نوشت#اربعین_ایستادگی
undefined چهل شب بعثت؛ به یاد جانی که تمام هستی‌اش را خرج ایران کرد
آقای شهید ما!چهل روز از آن شنبه خونین نهم اسفند گذشت. تو سرانجام به عهدی که با خدای خود بسته بودی وفا کردی؛ همان روز که با صلابتی ملکوتی گفتی: «من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا می‌کنم...» و حالا ما، با چشم خود دیدیم که چگونه در میانه راه قله، با جان و مال و هر چه داشتی، پای این معامله ایستادی و تمام هستی‌ات را فدای سرافرازی این خاک کردی.
دشمن زبون گمان می‌کرد با به شهادت رساندن تو، ستون‌های این خانه فرو می‌ریزد، اما چهل شب ایستادگی مقتدرانه‌ی این مردم زیر باران صاعقه‌ها ثابت کرد: این ملت، قائم به شخص نیست.
شهادت تو، آغاز یک «بعثت عظیم» بود. ما مبعوث شدیم تا ثابت کنیم حتی به یک زیرساخت حیاتی این خاک گزندی نمی‌رسد؛ چرا که زیرساخت اصلی ما اراده‌ای است که تو در رگ‌هایمان جاری کردی.
ای مقتدر مظلوم! این «اقتدار شبانه» و سینه سپر کردن ملت، همان نصرت الهی است که ثابت کرد پیش‌بینی تو عین حقیقت بود: «اگر حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با آن، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» ما همان‌گونه که همواره تأکید داشتی، «در مسیر قله‌ایم» و امروز با تو عهد می‌بندیم که تحت هدایت حضرت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، تا فتح نهایی عقب ننشینیم.
اما پدر جان! حالا که اربعین عروجت رسیده، این بیت ملکوتی که ورد زبانت بود، بر جگرمان آتش می‌زند:«ما مدعیان صف اول بودیماز آخر مجلس شهدا را چیدند»
شما که همیشه در صف اول مسئولیت و خطر ایستاده بودی، نشان دادی که میان شلوغی صف‌های اول، می‌توان آن‌چنان با اخلاص زیست که خداوند تو را از همان میان میدان، مثل یک مروارید پنهان برگزیند.

آری تو در صف اول بودی، اما روحت در آن خلوت «آخر مجلس» تمنای شهادت می‌کرد و سرانجام، خریدار جانت شدند تا همه ادعاهای ما را شرمسار کنی.

آقاجان ما! جان ایران بودی و حالا چای‌های بعد از تو، تلخ‌ترین چای‌های دنیا هستند... کاش دوباره می‌آمدی و می‌گفتی: «حالا وقت چای است».
و حال؛ ما، این چای تلخ را با قندِ اراده‌مان شیرین می‌کنیم و استوارتر از همیشه، در مسیری که تو فدایش شدی قدم برمی‌داریم.
برای ما دعا کن که کنون با شهیدان به میدان نظر می‌کنی.undefined
undefinedبه قلم خانم فائزه نظافتی
@Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۱۱:۱۳

thumbnail
undefined#دانشجو_نوشت
undefinedاز برکات جنگ...
از زمانی که در دهه ۹۰ بحث مذاکرات با آمریکا و کشورهای خارجی داغ شد تا قبل از مذاکرات فعلی اسلام‌آباد، کم‌تر باری را به خاطر دارم که مردم رفتار این‌چنینی در برابر مذاکره داشته باشند. یادم می‌آید هر بار که آقای عراقچی یا آقای ظریف برای مذاکره به خارج از کشور می‌رفتند، واکنش جامعه انقلابی این‌طور نبود. کسی استوری حمایتی برای رئیس تیم مذاکره‌کننده منتشر نمی‌کرد. کسی به خیابان نمی‌آمد تا بتواند نقش کوچکی در تعیین سرنوشت مذاکرات داشته باشد و ... .
اما از چند روز پیش که صفحه ماجرا (استوری) را در بله باز می‌کنم، پیام‌هایی می‌بینم که انتظار دیدنش را حداقل الان نداشتم. پوسترها و کلیپ‌‌های منتشرشده در حمایت از آقای قالیباف و آقای عراقچی، تحلیل این‌که فلان فرد چرا در تیم مذاکره‌کننده حضور دارد و به‌قولی الکی به اسلام‌آباد سفر نکرده است و ... .
این نشان می‌دهد ترکیب فعلی مردم و مسئولین آن‌چنان تحت‌تاثیر اتفاقات سال ۱۴۰۴ تغییر کرده است که آن بی‌اعتمادی کامل به‌جای اینکه تیم مذاکره‌کننده را نشانه رفته باشد، دشمن را هدف گرفته است. به عنوان مثال یک‌نفر با منتشرکردن تصویر آقای قالیباف در کنار لباس‌های نظامی‌اش نوشته بود:
همیشه چشم در چشم دشمن هستید. چه پشت خاکریز و چه پشت میز!
این نشان می‌دهد حتی افراد زیادی از جامعه انقلابی هم دیگر مذاکره فعلی را مانند گذشته به عنوان تبانی با دشمن نگاه نمی‌کنند؛ بلکه از واژه چشم در برابر چشم استفاده می‌کنند.
یا کاربر دیگری با انتشار تصویر آقای عراقچی در حالی که با حالتی مطمئن دست بر سینه زده و به یکی از موشک‌های ایرانی تکیه کرده است قصد داشت رابطه بین دیپلماسی و میدان را نشان دهد.
تصویر منتشرشده دیگری آقای عراقچی را در حالی پشت میز مذاکره نشان می‌داد که یک دست سردار سیدمجید موسوی به نشانه حمایت روی شانه‌اش است و دست دیگرش روی دکمه لانچر تا دشمن حساب کار دستش بیاید‌‌.
اما در آخر از خود بپرسیم این‌ها حاصل چیست؟ جواب این است: جنگ! جنگ کاری کرده است که مردم درک کرده‌اند اگر هم کسی بخواهد برای این کشور کاری بکند، مسئولین همان کشور (اعم از نظامی و غیرنظامی) هستند و مسئولین زمانی به موفقیت می‌رسند که مردم پشت‌شان باشند. یعنی یک رابطه دوطرفه. این رابطه وقتی خود را بیشتر نشان می‌دهد که رهبر انقلاب در پیام خود صراحتا به اثر حضور مردم بر نتیجه مذاکرات اشاره می‌کنند و مسئولین نیز این را متوجه می‌شوند.
در هر صورت جنگ اگرچه خرابی و خسارت دارد، درس‌های اجتماعی به ملت می‌آموزد و روابطی را بین مردم و مسئولین رقم می‌زند که شاید کم‌تر پدیده‌ای بتواند آن را شکل دهد. حالا در جمهوری اسلامی همه متوجه شده‌ایم در کشوری که مسئولین پشتوانه مردمی ندارند و مردم نیز مسئولین را خائن بدانند، اتفاق مبارکی رخ نمی‌دهد. بلکه یک اعتماد دوجانبه توام با نظارت، راه‌گشا است.
undefinedبه قلم جناب آقای امیرحسین قاسمی- دانشجوی پزشکی
@Mehvar_sbmu
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی‌ شهید بهشتیundefined
undefined تلگرام | بـلـه | اینستاگرام | توئیتر
undefined️ اینجا دانشجو «محور» است

۱۹:۴۵

thumbnail

۱۹:۴۵