بسیاری از کنشهای فردی، معنایی مشترک را در بستر زمانی خاصی تولید میکنند. عکس را خالهی همسرم از دیوار شام غریبان در بلواراندرزگو گرفتهاست. خودش نذر داشت از سال پیش که بیاید و شمع هدیهکند تا مگرروشنایی بیاورد در این جامعهای که روزها و شبهایش یکی شده است. شام غریبان مناسک سوگ است برای جامعهی که فرصت سوگواری نداشتهاست و همیشه بغضی در گلو دارد که گاهی به فریاد بدل میشود و گاهی به اشکی در چشم و گاهی هم به سکوت. سکوتی که خود را در بدنهای مذاب شده و به جا مانده شمعها روی دیوارها نشان میدهد. حضور بدنهای منفرد در این عکس،نوعی بدن جمعی و نوعی بازسازیحافظهیجمعی است برای جوانانی که مانند شمع ذوب شدند و ما فرصت گریه و عزاداری برایشان نداشتیم. اینک این بغضهای در گلوست که در شمع خود را به نمایش میگذارد. شمع، هم نمایش بدنهای از دست رفته، هم بدنها و روحهایداغدار و هم حافظهیآسیبدیدهی ماست. آنسو، یک ماشین، کیک و آبمیوه توزیع میکرد میگفت: "این برای جانهای از دست رفتهی دی ماه است"!. شام غریبان همیشه متنی متکثر بودهاست و هیچگاه کاملا در قالب روایت رسمی در نیامده است.
عباس کاظمی@varijkazemi
عباس کاظمی@varijkazemi
۵۳
۶:۲۷