۵:۲۳
۲۲:۲۹
منهاج نِوِشت . . .در تمام این سالها با انسانهای زیادی معاشرت کرده و تعامل داشتهام.هیچگاه از همصحبتی با هیچکس پشیمان نبوده و نشدهام.امّا هماکنون که قلم در دست دارم و مینویسم، پشیمانم! از همصحبتی و تعامل با "وطنفروشان"با آن فردی که تا قبل آن فکر میکردم وطن برای آن به معنای مادر استبا آن فردی که باورش شده که آمریکا ارتش اخلاقی دارد، غیرنظامی و شهروند عادی را نمیزندبا آن فردی که گفت ما حقمان این زندگی نیست و همهچیز تقصیر شماهاست.بگو ببینمآن نوزاد چهار روزه حقاش بود؟دانشآموزان مینابی حقشان بود؟نکند آن دختر بچه که تمام خانوادهاش را از دست داد حقش بود؟یا آن دختری که از ترس صدای بمباران و موشک قلب کوچکاش از تپش بازماند حقاش بود؟
#درد_و_دل_منهاجی_ها#دانشجومعلم_دغدغه_مند
@menhag_irr | مدرسه جهادی منهاج
#درد_و_دل_منهاجی_ها#دانشجومعلم_دغدغه_مند
@menhag_irr | مدرسه جهادی منهاج
۲۳:۱۶
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب .pdf
۱۸۱.۴۸ کیلوبایت
۱۷:۵۷
بازارسال شده از گروه جهادی ماهد
این کلیپ خیلی زیباست به نظرم تمام مردم جهان باید ببیننش و با امام حسین (ع) آشنا بشن.
حتما ببینید و تا جایی که میتونید نشر بدید
ماهد
حتما ببینید و تا جایی که میتونید نشر بدید
ماهد
۲۳:۴۴
ما، کشورهای جبههی مقاومت را #بهترین_دوستان_خود میدانیم و امر مقاومت و جبههی مقاومت، جزئی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است.
بیتردید همراهی اجزای این جبهه با یکدیگر، مسیر تخلّص از #فتنهی_صهیونی را کوتاهتر مینماید؛ همچنان که دیدیم یمن شجاع و مؤمن، دست از دفاع از مردم مظلوم غزّه برنداشت و حزباللّه فداکار علیرغم همهی موانع به یاری جمهوری اسلامی آمده است و مقاومت عراق هم دلیرانه همین خط را در پیش گرفته است.
۲۱ اسفند ۱۴۰۴
۲۲:۳۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
«امیـر»
اینبار میخواهم از امیرِ شهید بنویسم.بیست یکم فروردین ماه بود و مراسمِ چهلمِ رهبرِ شهید.به رسمِ «جمعههایاستغاثه» مردم سجاده هایِشان را پهن کرده بودند برای توسل به حضرتِ حاضــر!مردِ میکروفون به دست پس از دعاهایی که باید میکرد گفت:عزیزان،الان چهل روز است که شهید امیرِ ناصری پیدا نشده است..!برای دل خانواده ش دعا بکنید،دعا بکنید که این شهید پیدا شود.یادم آمد خواهرش چند هفته پیش،ایستاده بود روی استیج و انگشتش را به نشانه ی تهدید بالا آورده بود؛میگفت:ای سفاک ابن سفاک؛فکر میکنی با شهادت عزیزانمان ما تسلیم میشویم ؟!زینبی بودنش جای تحسین و آفرین داشت.ادامه میدهد:شکست واژه ایست که برای تو سروده شده است..!این رجـــزها را در حالی میخواند که همسرش،فرمانده ی پهپادیِ یکی از شهرهای جنوب کشور شهید شده و بود و برادرش مفقودالاثر بود!و حالاخبری که مردمِ شهرم را خوشحال کرد این است:«با عنایت حضرت صدیقه ی طاهره،و دعای خیر مردم مومن و انقلابی،پیکر شهید امیر ناصری تفحص شد.»بعد از چهل روز گمنامی؛بعد از چهل روز انتظار؛حالا شهرم در تدارکِ حضورِ امیری ست،که مردم برای پیدا شدنش بسیار اللهم ارزقنا گفتند..!
🩹شادیِ روح شهید امیر ناصری صلوات . . .
اینبار میخواهم از امیرِ شهید بنویسم.بیست یکم فروردین ماه بود و مراسمِ چهلمِ رهبرِ شهید.به رسمِ «جمعههایاستغاثه» مردم سجاده هایِشان را پهن کرده بودند برای توسل به حضرتِ حاضــر!مردِ میکروفون به دست پس از دعاهایی که باید میکرد گفت:عزیزان،الان چهل روز است که شهید امیرِ ناصری پیدا نشده است..!برای دل خانواده ش دعا بکنید،دعا بکنید که این شهید پیدا شود.یادم آمد خواهرش چند هفته پیش،ایستاده بود روی استیج و انگشتش را به نشانه ی تهدید بالا آورده بود؛میگفت:ای سفاک ابن سفاک؛فکر میکنی با شهادت عزیزانمان ما تسلیم میشویم ؟!زینبی بودنش جای تحسین و آفرین داشت.ادامه میدهد:شکست واژه ایست که برای تو سروده شده است..!این رجـــزها را در حالی میخواند که همسرش،فرمانده ی پهپادیِ یکی از شهرهای جنوب کشور شهید شده و بود و برادرش مفقودالاثر بود!و حالاخبری که مردمِ شهرم را خوشحال کرد این است:«با عنایت حضرت صدیقه ی طاهره،و دعای خیر مردم مومن و انقلابی،پیکر شهید امیر ناصری تفحص شد.»بعد از چهل روز گمنامی؛بعد از چهل روز انتظار؛حالا شهرم در تدارکِ حضورِ امیری ست،که مردم برای پیدا شدنش بسیار اللهم ارزقنا گفتند..!
۱۸:۴۴
╭┅─────────────┅╮▣⃢
۲۲:۰۷

پاکت هدیه
مدرسه جهادی منهاج
نسیمِ رضوی
«آمدی تا دلها را به نورِ یقین روشن کنی...»«تولدت مبارک، ای پناهگاهِ خستهها.»

#ای_شاه_پناهم_بده
«آمدی تا دلها را به نورِ یقین روشن کنی...»«تولدت مبارک، ای پناهگاهِ خستهها.»
#ای_شاه_پناهم_بده
• روزی است که زمین از زیر خانه کعبه گسترش یافت (شروع پیدایش زمین).
• در این روز:
• نزول رحمت خاص الهی واقع میشود• محل اجابت دعاست• و شباهتی به لیلةالقدر در باطن دارد (در روایات عرفانی)
اعمال شب دحو الارض (شب ۲۵ ذیالقعده)
1. غسل مستحبی شب• پیش از نیمهشب یا قبل از نماز شب
2. احیای شب با نماز، دعا، قرآن• به نیت دریافت رزق باطنی و قدر جدید• سورههای مفید:• یس، دخان، قدر، نبا• دعاها:• دعای کمیل• زیارت جامعه کبیره یا زیارت امام رضا (ع)• دعا برای طلب نور و گشایش در قلب و رزق
3. ذکر شبانه خاص:
۱۰۰ مرتبه:«یا داحِیَ الکَعبَةِ، دَحوتَ الأرضَ بقدرَتِک، ارحَمنی بِحَقِّ نُورِکَ الخَفِی»
اعمال روز دحو الارض (۲۵ ذیالقعده)
1. غسل مستحبی روز• صبح یا قبل از زوال (ظهر شرعی)2. روزه گرفتن• در روایات آمده:روزه در این روز برابر با روزهی ۷۰ سال است.کفارهی گناهان بزرگ است و باعث وسعت رزق.
3. نماز مخصوص دحو الارض (دو رکعتی)
کیفیت نماز:• در هر رکعت:• حمد ۱ بار• سوره شمس (والشمس و ضحاها) ۵ بار
بعد از نماز بگو:
اللهم داحیَ الکعبه، و فالقَ الحُبَّة، و مُصَفِّیَ السَّحاب، و منزلَ الکتاب، و خالقَ الأرواح بعد الموت…(دعای مفصل در مفاتیحالجنان ذکر شده است؛ )⸻
4. ذکر خاص روز:
۷۰ یا ۱۰۰ مرتبه:«سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ المَلَائِکَةِ وَالرُّوح»
5. صدقه دادن• به نیت سلامتی بدن، آرامش قلب، گشایش در کار و دفع بلا
6. دعا برای دیگران• در این روز دعای برای دیگران مخصوصاً:• والدین• مریضان• ازدواجنکردهها• اهل قبور، بسیار سفارش شده
@menhag_irr | مدرسه جهادی منهاج
۲۰:۲۱
شبی با نهج البلاغهبرشی کوتاه از نامه ۳۱ نهج البلاغه
در دیار و آثار ویرانِ رفتگان گردش کن و بیندیش که آن ها چه کردند؟ از کجا کوچ کرده و در کجا فرود آمدند؟ از جمع دوستان جدا شده و به دیار غربت سفر کردند، گویا زمانی نمیگذرد که توهم یکی از آنانی پس جایگاه آینده را آباد کن ، آخرت را به دنیا مفروش و آن چه نمیدانی مگو، و آنچه برتو لازم نیست بر زبان نیاور ، ودر جاده ای که از گمراهیِ آن می ترسی قدم مگذار زیرا خودداری به هنگام سرگردانی و گمراهی، بهتر از سقوط در تباهی هاست..به نیکی ها امر کن و خود نیکوکار باش و با دست و زبان بدی ها را انکار کن ، و بکوش تا از بدکاران دور باشی و در راه خدا آن گونه که شایسته است تلاش کن ، و هرگز سرزنش ملامت گران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد
@menhag_irr
در دیار و آثار ویرانِ رفتگان گردش کن و بیندیش که آن ها چه کردند؟ از کجا کوچ کرده و در کجا فرود آمدند؟ از جمع دوستان جدا شده و به دیار غربت سفر کردند، گویا زمانی نمیگذرد که توهم یکی از آنانی پس جایگاه آینده را آباد کن ، آخرت را به دنیا مفروش و آن چه نمیدانی مگو، و آنچه برتو لازم نیست بر زبان نیاور ، ودر جاده ای که از گمراهیِ آن می ترسی قدم مگذار زیرا خودداری به هنگام سرگردانی و گمراهی، بهتر از سقوط در تباهی هاست..به نیکی ها امر کن و خود نیکوکار باش و با دست و زبان بدی ها را انکار کن ، و بکوش تا از بدکاران دور باشی و در راه خدا آن گونه که شایسته است تلاش کن ، و هرگز سرزنش ملامت گران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد
@menhag_irr
۲۰:۴۳
روایت میگه اگر شبهای جمعه سوره واقعه بخونی رفیق امیرالمؤمنین میشی و این سوره متعلق به آقاست.
بیا کلمه به کلمه نور بفرستیم به سمت قلب مهربونش بلکه تو اون دل اقیانوسیش ما هم جایی پیدا کردیم.
#بوتراب
بیا کلمه به کلمه نور بفرستیم به سمت قلب مهربونش بلکه تو اون دل اقیانوسیش ما هم جایی پیدا کردیم.
#بوتراب
۲۲:۳۳
بازارسال شده از بسیج فاطمه الزهرا (س)
بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان به اطلاع میرساند:
پایگاه درسی « مُــــــعـلــم بهـــشـتــی »

با موضوعات؛. رفع اشکال. مرور و جمع بندی . حل تمرین و نمونه سوالات امتحانی
دروس؛. فارسی . ریاضی . علوم
ویژه مقطع ابتدایی
زمان: روزهای فرد_ساعت ۱۶ تا ۱۸مکان: مسجد صاحبالزمان شهرک توحید(بندرعباس)
🟠 دانشجو معلمان علاقهمند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.https://survey.porsline.ir/s/IysU0JMu
@basij_fz401
پایگاه درسی « مُــــــعـلــم بهـــشـتــی »
زمان: روزهای فرد_ساعت ۱۶ تا ۱۸مکان: مسجد صاحبالزمان شهرک توحید(بندرعباس)
🟠 دانشجو معلمان علاقهمند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.https://survey.porsline.ir/s/IysU0JMu
@basij_fz401
۹:۵۰
"سبحان شهدادی"
پدر میگوید:هیچکس فکر نمیکرد که من با ۳۳ سال سن،روزی پدر شهید بشوم.او با رفیقش شهید شد،با آرشا میرانی،گوشه ی مسجد مدرسه شان.صبحِ روزِ آخر،سبحان لباس ورزشی های جدیدش را که تازه خریده بود بر تن میکند،اما زیرِ آن لباس گرم میپوشد.پدر میگوید: بابا اون لباسُ نپوش،اینجوری قشنگتری!اما سبحان میگوید:سردم میشود.پدر دلش میخواست سبحانش زیباتر شود.!میگوید آن روز هر چه با سبحان حرف میزدم چیزی نمیگفت،نمیخندید!حتی دعواش هم کردم اما جوابی نداد،این بچه اون روز خیلی عجیب شده بود.ساعت نُه بود که از مدرسه تماس گرفتند که بیاید دنبال بچه تون.مدرسه که رسیدیم فقط دعا میکردم سبحان چیزیش نشده باشه.پسرِ من خیلی قوی بود،گفتم حتما رفته سمت حیاط،پشت درختا.بچه های مردم رو که میدیدم،فقط دعا میکردم سبحانِ من تیکه تیکه نشده باشه ..!اما نه!ما هر جایی گشتیم سبحان پیدا نشد.تلفنم زنگ خورد،برادرم بود.میگوید:«برادر سبحانت عاقبت بخیر شد!»تا این را گفت،فهمیدم سبحانِ من شهید شده..!راست میگفت،سبحان عاقبت بخیر شده بود،او ما را رو سفید کرد.

🩹هدیه به شهید سبحان شهدادی،دانش آموز مدرسه ی غیردولتی رهپویان خلیج فارس«شجره طیبه»صلــــوات
@menhag_irr | مدرسه جهادی منهاج
پدر میگوید:هیچکس فکر نمیکرد که من با ۳۳ سال سن،روزی پدر شهید بشوم.او با رفیقش شهید شد،با آرشا میرانی،گوشه ی مسجد مدرسه شان.صبحِ روزِ آخر،سبحان لباس ورزشی های جدیدش را که تازه خریده بود بر تن میکند،اما زیرِ آن لباس گرم میپوشد.پدر میگوید: بابا اون لباسُ نپوش،اینجوری قشنگتری!اما سبحان میگوید:سردم میشود.پدر دلش میخواست سبحانش زیباتر شود.!میگوید آن روز هر چه با سبحان حرف میزدم چیزی نمیگفت،نمیخندید!حتی دعواش هم کردم اما جوابی نداد،این بچه اون روز خیلی عجیب شده بود.ساعت نُه بود که از مدرسه تماس گرفتند که بیاید دنبال بچه تون.مدرسه که رسیدیم فقط دعا میکردم سبحان چیزیش نشده باشه.پسرِ من خیلی قوی بود،گفتم حتما رفته سمت حیاط،پشت درختا.بچه های مردم رو که میدیدم،فقط دعا میکردم سبحانِ من تیکه تیکه نشده باشه ..!اما نه!ما هر جایی گشتیم سبحان پیدا نشد.تلفنم زنگ خورد،برادرم بود.میگوید:«برادر سبحانت عاقبت بخیر شد!»تا این را گفت،فهمیدم سبحانِ من شهید شده..!راست میگفت،سبحان عاقبت بخیر شده بود،او ما را رو سفید کرد.
@menhag_irr | مدرسه جهادی منهاج
۱۸:۳۰