رسم مهمانداری! محمد شریف رازی به نقل از آیتالله مرعشی نجفی: شیخ غلامرضا طبسی صدایی نداشت و گهگاه برای پیرزنهای از همهجا مانده روستا، روضهای میخواند و گذران امور میکرد و اگر به او توجه نمیشد گرسنه میماند. در یک ماه محرمی برای تبلیغ به اراک میرود؛ اما توجهی به او نمیشود، یکی از علمای اراک از باب دلسوزی با مقداری پول روانه اصفهانش میکند، اما باز هم توجهی به او نمی شود، بهناچار راهی یزد میشود. ️در راه یزد راه را گم کرده، در کویر بیآبوعلف گرفتار شده و پس از تمامشدن آب و نانش آماده مرگ میشود. در این لحظات با حال انقطاع متوجه #حضرت_معصومه (س) میشود و میگوید: «من سالها با سختی و نداری در کنار شما زندگی کردم و دم نزدم، اما ای کریمه اهلبیت (ع) این چه رسم مهمان نواری و همسایهداری است که شما دارید؟!». بعد از این توسل و گریه زیاد، ناگاه صدایی میشنود که «بلند شو و از این آب بخور»، او در کمال تعجب با نهر آبی در دل کویر مواجه میشود و از آن مینوشد و آبی به سروکلهاش میزند و به راه خود ادامه میدهد. در راه شروع به زمزمه و آوازخوانی میکند و متوجه میشود که به عنایت حضرت صدایش تغییر پیدا کرده است. وقتی وارد یزد میشود، بالای منبر رفته و همگان را تحتتأثیر قرار می دهد و آوازه منبر هایش به شهرهای دیگر هم میرسد. آثار الحجة، جلد دوم، ص ۱۳۶ #داستان_توسل_حضرت_معصومه_علما(برای زنده ماندن) ═══════✾┈┈✾┈┈✾═══════معراج اندیشه فهرست مطالب بصیرتی@Meraje_Andishe1فهرست مطالب اخلاقی و سبک زندگی@Meraje_Andishe2ایتا |