بعد از صدای خمپاره صدای داد و هوار بچه ها بلند شد. خورده بود وسط سنگر فرماندهی. بچه ها توی سر و صورتشان میزدند و می دویدند طرف سنگر.حاج احمد گرد و خاک را پاک کرد و بلند شد کمربندش را بست بالای پاش.- چه خبرتونه؟ چیزی نشده ترکش نقلی اش مال ماست داد و فریادش مال شما؟ایستاد و کارش را ادامه داد.منبع:کتاب یادگاران#داستان_نباختن_روحیه__شهدا#داستان_روحیه_جهادی_شهدا#شهید_متوسلیان
═══════✾┈┈✾┈┈✾═══════
معراج اندیشه
فهرست مطالب بصیرتی@Meraje_Andishe1
فهرست مطالب اخلاقی و سبک زندگی@Meraje_Andishe2روبیکا | ایتا
═══════✾┈┈✾┈┈✾═══════
۱۰
۳:۵۷