م

معراج اندیشه

۴ عضو
آقا سـید چند قبضـه سـلاح داشـت که میخواسـت آنها را به مشـهد منتقل کند. من آن موقع باردار بودم اسـلحه ها را در بقچه ای پیچیدیم و من آن را به کمرم بسـتم. چون چهار ماهه حامله بودم، خیلی به چشـم نمی آمد. همه ی زندگی ما تعقیب و گریز بود؛ اما یکی از سـخت ترین لحظات زندگی ام مربوط به همین سـفر بود. صـبح روز بعد سـوار اتوبوس شـدیم و به طرف مشـهد راه افتادیم در بین راه ایشـان نگران من بود. دائم می پرسـید حالت خوب اسـت؟ یک وقت بچه از بین نرود؟من هم میگفتم احسـاس سـنگینی میکنم ولی فعلا حالم خوب اسـت. در یکی از پاسـگاههای بین راه گفتند: مسـافرها پیاده شوید. می خواهیم همه را بگردیم.و بعد شـروع کردند به گشـتن. رنگ از چهره ام پریده بود. نمی دانسـتم چه کنم به حاج آقا گفتم آقا اگر بفهمند، پدر ما را در می آورند. ایشان هم گفت همه دنبال ما هستند اگر بفهمند همین الان بی سیم میزنند با هلی کوپتر می آیند و ما را میبرند. هنوز نوبت به ما نرسـیده بود. ایشـان کمی فکر کرد و گفت: من الان به مادرم حضـرت زهرا(س) مطلب را میگویم. مطمئن هستم ایشان خودشان مراقبت میکنند. بعد خیلی محکم گفت: حالا ببین مادرم حضرت زهرا چه میکنند. آقا سید علی آمد پایین بعد خیلی طبیعی شروع کرد به داد زدن که ای بابا چقدر سخته با زن مسافرت کردن و ..... من هم پیاده شـدم و به کناری رفتم یک دفعه آقا سـید به طرف رئیس پاسـگاه رفت و با عجله گفت آقا وضـع خانم من خوب نیست. حالش به هم خورده باردار هم است.رئیس پاسـگاه گفت: این که غصـه ندارد ببرش به قهوه خانه آب و چای به او بده تا ما این مسـافرها را بگردیم. آن وقت شما بیایید و سوار شوید.به همین سادگی آمدیم به قهوه خانه که نزدیک پاسگاه بود نشستیم و چای خوردیم. در همان جا به راحتی نشـسـته بودیم که دیدم حال آقا سـید علی دگرگون شـد زیر لب حرف میزد و چشـمانش بهاری شـده بود. رو به من کرد و گفت: من که به تو گفتم. توسل به مادرم زهرا ما را نجات میدهد. او قبلا هم بارها نتیجه ی این توسـل را دیده بود. بعد از چند دقیقه آمدیم و سـوار اتوبوس شـدیم و به راحتی به مشـهد رفتیممنبع:کتاب مهرمادر#داستان_توسل_حضرت_زهرا#تکلیف_گرایی(مایه گذاشتن از همه چیز)#همسرداری_کمک_به_همسر#ناب

═══════✾┈┈✾┈┈✾═══════undefinedمعراج اندیشه
undefinedفهرست مطالب بصیرتی@Meraje_Andishe1undefinedفهرست مطالب اخلاقی و سبک زندگی@Meraje_Andishe2روبیکا | ایتا

۱۵

۱۷:۲۵