م

معراج اندیشه

۴ عضو
بیل لودر رو سـه متر بلند کرد؛ رفت توش تا هم از تیر و ترکش امان بمونه هم تن بسـپره به آفتاب. سـر ظهر یه پتو هم کشید رو سرش تا نسیم ملس زمستونی مهران، تنش رو قلقلک نده...علی آقا رسـید. یکی از بچه ها که بی میل نبود، شیطونی بکنه جفت طاق ابروش رو بالا انداخت؛ یعنی اینکه یکی اون بالاست. علی آقا نرم و بیصدا، رفت داخل اتاق لودر و دید بله؛ عرب پور،پلاس شده کف بیل لودر.علی خواسـت فقط یه شـوک به اون بده و یه خنده به جمع، اما دسـتش رفت روی دنده و بیل از بالا ول شـد. کف زمین عرب پور بیچاره مثل جن زده ها پرید و گفت: «آخ»علی هم مثل همیشه گفت: چطوری گلم.
#داستان_شوخی_کردن_شهدا #شهید_علی_چیت_سازیان
منبع: کتاب دلیل
═══════✾┈┈✾┈┈✾═══════undefinedمعراج اندیشه
undefinedفهرست مطالب بصیرتی@Meraje_Andishe1undefinedفهرست مطالب اخلاقی و سبک زندگی@Meraje_Andishe2روبیکا | ایتا

۶

۴:۵۲