م

معراج اندیشه

۴ عضو
داخل آزمایشگاه جمع شده بودیم تقریبا همه از شاگرد اول های رشته بودند استاد مقدمه را که گفت داریوش نتیجه آزمایش را حدس زد استاد اخم کرد و با لحنی که بخواهد داریوش را مسخره کند گفت: بچه حالا تو جوونی بذار بزرگ تر میشی یاد میگیری که نباید عجله کنی.داریوش هم بزرگوارانه خندید.فردا برای دیدن نتیجه داریوش نیامد.گفت میترسم استاد جلوی من تحقیر شود، نتیجه همان بود که داریوش پیش بینی کرده بود.استاد گفت: خوب شد رضای نژاد نیامد، و گرنه خدا میداند من چقدر باید خجالت می‌کشیدم.منبع: کتاب دفتر علم_ شهید داریوش رضایی نژاد
#داستان_درس_خواندن_شهدا#داستان_احترام_به_استاد_شهدا#داستان_بزرگواری_شهدا#شهید_داریوش_رضایی_نژاد#ناب

═══════✾┈┈✾┈┈✾═══════undefinedمعراج اندیشه
undefinedفهرست مطالب بصیرتی@Meraje_Andishe1undefinedفهرست مطالب اخلاقی و سبک زندگی@Meraje_Andishe2روبیکا | ایتا

۱۷

۱۲:۰۳