م

معراج اندیشه

۴ عضو
یکی از ماجراهای عجیب زندگی این عالم مربوط به اعلامیه هایی بود که ایشـان منتشـر کرد. عالمه العمری گفته بود از حقوق شیعیان در عربستان دفاع خواهم کرد.اما با حمله ی وهابیها دوباره به زندان افتاد. دادگاه سعودی وی را به اعدام محکوم کرد. قرار شد عالمه العمری در مأل عام و در حضور شیعیان به دار آویخته شود تا درس عبرتی باشد برای دیگر شیعیان.باکی از مرگ نداشت. ایشان آماده ی شهادت شد. این عالم جلیل القدر که بیشتر عمر خود را در زندانها گذرانده بود. عالمه العمری خاطره ی آن حادثه را این چنین تعریف می کند:همه چیز دست به دست هم داد تا من را اعدام کنند. پس از چند ماه زندانی شدن سرانجام روز اعدام فرارسید. من را در مقابل هزاران شـیعه و برخی مسـئولان حکومت سـعودی به پای چوبه ی دار بردند طناب را به گردنم انداختند. لحظاتی تا شهادت فاصله داشتم تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که به حضرت زهرا(س)توسل کنم.زیر لب با خودم گفتم یا حضرت زهرا(س) من فقط برای دفاع از شما و آبروی شیعه به پای چوبه ی دار آمده ام یاری ام کنید. در همین لحظه طناب دار را کشیدند و من دست و پا میزدم. حاکمان خبیث وهابی آمده بودند تا با اعدام این عالم، شـیعیان را در وحشـت قرار دهند اما نتیجه چیز دیگری شـد آنها هدف دیگری داشتند اما خدا نقشه ی دشمنان را نقش بر آب کرد. در حضور همه ی مردم و عاملان حکومتی، طناب دار لحظاتی بعد از اجرای حکم پاره شد و شیخ بر زمین افتاد.شـیعیان خوشـحال و دشـمنان سـرافکنده ناظر این ماجرا بودند. عنایت حضـرت زهرا(س)بار دیگر شـامل حال شـیعیان شده بود. طناب ضـخیم و محکم به طرز عجیبی پاره شـده بود مأموران حکومتی شـیخ را به بیمارسـتان بردند مدتی بعد ایشـان به هوش آمدند و از زندان آزاد شدند.منبع: کتاب مهر مادر#داستان_توسل_حضرت_زهرا_علما(برای زنده ماندن)#ناب
═══════✾┈┈✾┈┈✾═══════undefinedمعراج اندیشه
undefinedفهرست مطالب بصیرتی@Meraje_Andishe1undefinedفهرست مطالب اخلاقی و سبک زندگی@Meraje_Andishe2روبیکا | ایتا

۱۰

۸:۳۹