ما نیامدهایم یک فروشگاه بزرگتر بسازیمآمدهایم افراد بیشتری را در اقتصاد شریک کنیم چراکه وقتشه از «منِ بزرگ» برسیم به «ماِ بزرگ»
تعاون یعنی کارِ گنده با اکثریت، نه اشرافیتِ قارونی.
گاهی از ما میپرسند تفاوت «همسایه» با سایر فروشگاههای زنجیرهای چیست؟ مگر آنها هم کالا توزیع نمیکنند، تخفیف نمیدهند و اشتغال ایجاد نمیکنند؟
پاسخ این است که مسئله اصلی در اقتصاد، صرفاً توزیع کالا نیست؛ مسئله این است که ارزش ایجادشده در اقتصاد به چه کسانی میرسد.
فروشگاههای زنجیرهای و پلتفرمهای بزرگ خردهفروشی، هرچقدر هم موفق باشند، در نهایت به دنبال توسعه شبکه خود و افزایش سهم خود از بازار هستند. این مدل میتواند کارآمد باشد و خدمات خوبی ارائه دهد؛ اما طبیعتاً با بزرگتر شدن آن، بخش بیشتری از بازار و سود اقتصادی در یک ساختار متمرکز منحصر میشود.
اما در همسایه، هدف صرفاً فروش بیشتر کالا نیست؛ هدف افزایش مشارکت مردم در زنجیره تأمین و توزیع کالا است.
در این مدل، فروشگاه محلی حذف نمیشود؛ تقویت میشود. تولیدکننده محلی پشت درهای بسته نمیماند؛ به بازار متصل میشود. تعاونیها و کسبوکارهای خرد، به جای رقابت نابرابر با بازیگران بزرگ، بخشی از یک شبکه اقتصادی میشوند که امکان رشد برای آنها فراهم میکند.
تفاوت اصلی اینجاست که همسایه خود را مالک بازار نمیداند؛ بلکه تلاش میکند زیرساختی برای حضور و مشارکت بیشتر مردم در بازار باشد.
ما معتقدیم توسعه اقتصادی زمانی پایدار و فراگیر خواهد بود که مردم تنها مصرفکننده نباشند؛ بلکه در تولید، توزیع و خلق ارزش اقتصادی نیز نقشآفرین باشند.
اگر قرار باشد اقتصاد مردمی شکل بگیرد، نباید تنها چند شرکت بزرگ بزرگتر شوند؛ باید افراد بیشتری بتوانند سهمی از فرصتهای اقتصادی داشته باشند.
شاید بتوان تفاوت این دو نگاه را در یک جمله خلاصه کرد:
«برخی مدلها به دنبال افزایش سهم خود از بازار هستند؛ ما به دنبال افزایش سهم مردم از اقتصاد هستیم.»
محمد حسین قمری @mhghamary
گاهی از ما میپرسند تفاوت «همسایه» با سایر فروشگاههای زنجیرهای چیست؟ مگر آنها هم کالا توزیع نمیکنند، تخفیف نمیدهند و اشتغال ایجاد نمیکنند؟
پاسخ این است که مسئله اصلی در اقتصاد، صرفاً توزیع کالا نیست؛ مسئله این است که ارزش ایجادشده در اقتصاد به چه کسانی میرسد.
فروشگاههای زنجیرهای و پلتفرمهای بزرگ خردهفروشی، هرچقدر هم موفق باشند، در نهایت به دنبال توسعه شبکه خود و افزایش سهم خود از بازار هستند. این مدل میتواند کارآمد باشد و خدمات خوبی ارائه دهد؛ اما طبیعتاً با بزرگتر شدن آن، بخش بیشتری از بازار و سود اقتصادی در یک ساختار متمرکز منحصر میشود.
اما در همسایه، هدف صرفاً فروش بیشتر کالا نیست؛ هدف افزایش مشارکت مردم در زنجیره تأمین و توزیع کالا است.
در این مدل، فروشگاه محلی حذف نمیشود؛ تقویت میشود. تولیدکننده محلی پشت درهای بسته نمیماند؛ به بازار متصل میشود. تعاونیها و کسبوکارهای خرد، به جای رقابت نابرابر با بازیگران بزرگ، بخشی از یک شبکه اقتصادی میشوند که امکان رشد برای آنها فراهم میکند.
تفاوت اصلی اینجاست که همسایه خود را مالک بازار نمیداند؛ بلکه تلاش میکند زیرساختی برای حضور و مشارکت بیشتر مردم در بازار باشد.
ما معتقدیم توسعه اقتصادی زمانی پایدار و فراگیر خواهد بود که مردم تنها مصرفکننده نباشند؛ بلکه در تولید، توزیع و خلق ارزش اقتصادی نیز نقشآفرین باشند.
اگر قرار باشد اقتصاد مردمی شکل بگیرد، نباید تنها چند شرکت بزرگ بزرگتر شوند؛ باید افراد بیشتری بتوانند سهمی از فرصتهای اقتصادی داشته باشند.
شاید بتوان تفاوت این دو نگاه را در یک جمله خلاصه کرد:
«برخی مدلها به دنبال افزایش سهم خود از بازار هستند؛ ما به دنبال افزایش سهم مردم از اقتصاد هستیم.»
محمد حسین قمری @mhghamary
۱.۵K
۱۱:۱۷