بازارسال شده از A̶𝗁𝗂𝗇𝗌𝖺
⭑ᥴ𝖺ᖘ𝗍Ꭵ᥆𝗇︎ : Good morning My:
@ friend's
@ Fan's
@ Hater's
@ Coverist's
︶ׂ࣭֯⏝ْ︶ׂ࣭֯⏝ ♱ ︶ׂ࣭֯⏝ْ︶ׂ࣭֯⏝ْ
Let say Ahinsa
@ friend's
@ Fan's
@ Hater's
@ Coverist's
︶ׂ࣭֯⏝ْ︶ׂ࣭֯⏝ ♱ ︶ׂ࣭֯⏝ْ︶ׂ࣭֯⏝ْ
Let say Ahinsa
۹:۱۸
A̶𝗁𝗂𝗇𝗌𝖺
𝘸𝘩𝘰 𝘢𝘳𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘧𝘢𝘯 <
> 𝘣𝘪𝘨𝘨𝘦𝘴𝘵 𝘧𝘢𝘯 <
> 𝘩𝘢𝘵𝘦𝘳 <
> 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘰 𝘣𝘦 𝘢 𝘧𝘢𝘯 <
> 𝘤𝘳𝘶𝘴𝘩 <
> 𝒞hannel link
جون هیترا شدن ۶ تا
_𝒜hinsa
۹:۱۹
پیک هام از وونیونگ تموم شددد کسی پیک از وونیونگ داره؟ پی بده@imkook
۹:۲۰
Cap ::یک بانو اومد برام پیک از وونیونگ فرستاد

#𝖭𝖾𝗐_𝖴︎𝗉𝖽𝖺𝗍𝖾 𝟣 𝟤 𝟥 ƴes! Ahinsa is 𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗍𝗈 ßurn 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗀𝖾
﹋ 𝓒𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 𝗅𝗂𝗇𝗄 𐇽 𝆹𝅥𝅮 ᩛ݁ꨲ
#𝖭𝖾𝗐_𝖴︎𝗉𝖽𝖺𝗍𝖾 𝟣 𝟤 𝟥 ƴes! Ahinsa is 𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗍𝗈 ßurn 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗀𝖾
﹋ 𝓒𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 𝗅𝗂𝗇𝗄 𐇽 𝆹𝅥𝅮 ᩛ݁ꨲ
۹:۳۰
*Cap :: میخوام رولمو یونا کن-
#𝖭𝖾𝗐_𝖴︎𝗉𝖽𝖺𝗍𝖾 𝟣 𝟤 𝟥 ƴes! Ahinsa is 𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗍𝗈 ßurn 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗀𝖾
﹋ 𝓒𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 𝗅𝗂𝗇𝗄 𐇽 𝆹𝅥𝅮 ᩛ݁ꨲ
#𝖭𝖾𝗐_𝖴︎𝗉𝖽𝖺𝗍𝖾 𝟣 𝟤 𝟥 ƴes! Ahinsa is 𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗍𝗈 ßurn 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗀𝖾
﹋ 𝓒𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 𝗅𝗂𝗇𝗄 𐇽 𝆹𝅥𝅮 ᩛ݁ꨲ
۹:۳۴
بازارسال شده از
𝂗𝟧𝟮𝟤𝟱 𝃭
𝖣ᦅ 𝗒ᦅ𝗎 𝗄𝗇ᦅ𝗐 .. Haroo 𝖢ᦅ𝗏︎ɐ𝗋𝗂𝗌𝗍 𝗐𝗂𝗍𝗁 hanni 𝗋ᦅ𝗅ɐ 𝖳︎𝗁︎𝖾 rami'𝗌 𝗄𝗇𝗈𝗐 𝗁𝖾𝗋 𝖺𝗌 𝗍𝗁𝖾 hanni`s sister 𝖲𝗁𝖾'𝗌 𝗇𝗈𝗍 𝗂𝗇 ipop ⏝︶֪︶︶🦢︶֪︶︶⏝
۹:۳۷
A̶𝗁𝗂𝗇𝗌𝖺
𝂗𝟧𝟮𝟤𝟱 𝃭
𝖣ᦅ 𝗒ᦅ𝗎 𝗄𝗇ᦅ𝗐 .. Haroo 𝖢ᦅ𝗏︎ɐ𝗋𝗂𝗌𝗍 𝗐𝗂𝗍𝗁 hanni 𝗋ᦅ𝗅ɐ 𝖳︎𝗁︎𝖾 rami'𝗌 𝗄𝗇𝗈𝗐 𝗁𝖾𝗋 𝖺𝗌 𝗍𝗁𝖾 hanni`s sister 𝖲𝗁𝖾'𝗌 𝗇𝗈𝗍 𝗂𝗇 ipop ⏝︶֪︶︶🦢︶֪︶︶⏝
این بانو رو حمایت کنید 
_𝒜hinsa
۹:۳۷
بازارسال شده از
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
Ahinsa dream cover.m4a
۰۰:۴۰-۶۷۶.۴۲ کیلوبایت
۹:۵۸
ببخشید بابت نیوز تو گپت/پرایوتت/ چنلت میشه بنویسی سالیا؟
۱۰:۰۶
بازارسال شده از
۱۰:۰۶
بازارسال شده از 𝖨𝗉𝗈𝗉 💋
جنگ در زندگی 𓏲 ๋࣭ ࣪ ˖🪭ּ ֶָ֢.๋࣭𓂃𓈒دو ساعت قبل از شروع مدرسه ، چشمانش را باز میکند . طوری که توجه مادرش جلب نشود آماده میشود و از خانه بیرون میرود . به سمت مدرسه راهی میشود . در کلاس مخصوص آواز کلاسیک را باز میکند . فقط یک هفته تا اودیشن هنرستان دال باقی مانده . و شروع به خواندن قطعه 𝖭𝖾𝗅𝗅𝖺 𝖥𝖺𝗇𝗂𝖺𝗌𝗂𝖺 میکند . ساعاتی مشغول تمرین میشود و زمان را فراموش میکند .در اتاق باز میشود :«هی رونا ، تو به چه حقی وارد اتاق تمرین من شدی ؟»رونا جا میخورد و به ساعت نگاه میکند .کلاس های درس شروع شدند و او هنوز همانجا است . در حالی که به سمت در کلاس میرود میگوید :«نکنه فکر کردی میتونی توی اودیشن قبول شی ؟ تو شکست میخوری منتظر باش مایلی .» از در خارج میشود و در را محکم میکوبد . 

در راهنمایی دال ،،اهینسا :«رایلا ، مادرت کلاس اضافه ای داره ؟ میدونی که مدت کمی برای اودیشن مونده برای همین فکر کردم بتونم توی کلاس های مادرت شرکت کنم .»رایلا که روی صندلی نشسته بود ، بلند میشود و میگوید :«بهتر بود زودتر میگفتی ، میدونی که سرش خیلی شلوغه بین هزارتا لیست فقط چند نفر رو قبول میکنه فکر نکنم راحت بتونی قبول بشی.»که اینطور . میتونم منم یه لیست پر کنم ؟
_چطوره بری دفترش ؟ آدرسش رو داری دیگه .
_باشه پس…
رایلا حرفش را قطع میکند :«ونوسا قرار مطالعه گروهی برای امروز بود درسته ؟ بهتره زودتر بریم . اهینسا اگه میخوای بیای حرف زدن رو تموم کن و زودتر بیا .»
ونوسا از روی صندلی بلند شد و همینطور که دنبال رایلا میرفت به میا اشاره کرد که او هم بیاید .
میا بلند شد :«لارا ، تانیا منتظر چی هستین ؟ ماهم باید بریم .»
لارا و تانیا بلند شدن و همگی به سمت کتابخانه رفتند . رایلا صندلی رو عقب کشید و نشست . میا از نوع رفتارش خندهش گرفت . بقیه هم نشستند و درس خواندن را شروع کردن .



در راهنمایی میره ،،
زنگ ناهار میخورد . همه بلند میشوند و از کلاس خارج میشوند . سوجی بلند میشود و به سمت یورانا میرود :«یورانا ، میتونی کمکم کنی ؟» یورانا:«چه کمکی میخوای ؟» سوجی چند لحظه سرش را پایین انداخت و بعد گفت :«واقعا نمیتونم با رشته موسیقی کنار بیام . همیشه میخواستم درس بخونم و شغلی داشته باشم که به نوعی جون مردم رو نجات بدم . ولی مخالفت پدر و مادرم همیشه مانع میشد .»
_پس میخوای کمکت کنم وارد رشته موسیقی نشی .
_ممنونت میش…
_خب چطوره با مخفی کاری از پدر و مادرت شروع کنی و بدون اینکه اونها بفهمن به هنرستان نری .
_شاید ایده خوبی باشه ولی مخفی کاری از پدر و مادرم سخته .
_اگه بجای درس خوندن توی خونه بیرون درس بخونی چی ؟ میتونی با من درس بخونی و بگی چون من هم میخوام رشته موسیقی رو انتخاب کنم با من درس میخونی .
_بهتره امتحانش کنم .
خوبه ، پس فعلا بریم ناهر بخوریم ؟ یورانا و سوجی بعد از گرفتن ناهارشون کنار هم نشستن و درمورد بعضی از جزئیات کارشون حرف زدن .


_چطوره بری دفترش ؟ آدرسش رو داری دیگه .
_باشه پس…
رایلا حرفش را قطع میکند :«ونوسا قرار مطالعه گروهی برای امروز بود درسته ؟ بهتره زودتر بریم . اهینسا اگه میخوای بیای حرف زدن رو تموم کن و زودتر بیا .»
ونوسا از روی صندلی بلند شد و همینطور که دنبال رایلا میرفت به میا اشاره کرد که او هم بیاید .
میا بلند شد :«لارا ، تانیا منتظر چی هستین ؟ ماهم باید بریم .»
لارا و تانیا بلند شدن و همگی به سمت کتابخانه رفتند . رایلا صندلی رو عقب کشید و نشست . میا از نوع رفتارش خندهش گرفت . بقیه هم نشستند و درس خواندن را شروع کردن .
در راهنمایی میره ،،
زنگ ناهار میخورد . همه بلند میشوند و از کلاس خارج میشوند . سوجی بلند میشود و به سمت یورانا میرود :«یورانا ، میتونی کمکم کنی ؟» یورانا:«چه کمکی میخوای ؟» سوجی چند لحظه سرش را پایین انداخت و بعد گفت :«واقعا نمیتونم با رشته موسیقی کنار بیام . همیشه میخواستم درس بخونم و شغلی داشته باشم که به نوعی جون مردم رو نجات بدم . ولی مخالفت پدر و مادرم همیشه مانع میشد .»
_پس میخوای کمکت کنم وارد رشته موسیقی نشی .
_ممنونت میش…
_خب چطوره با مخفی کاری از پدر و مادرت شروع کنی و بدون اینکه اونها بفهمن به هنرستان نری .
_شاید ایده خوبی باشه ولی مخفی کاری از پدر و مادرم سخته .
_اگه بجای درس خوندن توی خونه بیرون درس بخونی چی ؟ میتونی با من درس بخونی و بگی چون من هم میخوام رشته موسیقی رو انتخاب کنم با من درس میخونی .
_بهتره امتحانش کنم .
خوبه ، پس فعلا بریم ناهر بخوریم ؟ یورانا و سوجی بعد از گرفتن ناهارشون کنار هم نشستن و درمورد بعضی از جزئیات کارشون حرف زدن .
۸:۵۲
مایل به جوین؟
۱۳:۱۵
بازارسال شده از 在我
﹝𝘖𝇁𝇃𝗁 𝗍ܰ⍺𝗄ᧉ 𝗍𝗁ᰰ𝗂ຣִ loveׅ in𝖿ɾ𝗈̫nt 𝗈𝖿ᝓ𝖿 𝗆ꨭ𝗒 ᧉ𝗒ຼꨶ𝖾ຣִ﹞ 𓂃 ॱִּׅ 𝗀ɾ᥆𝗎𝗉 𝗐𝗂𝗍𝗁 Mr.plankton r᥆ᥣ' ᧉ ﹝4ever﹞ ֊𝖨𝗇 𝗍𝗁ᧉ 𝖨𝖼᥆𝗏ᧉɾ 𝗂𝗇𝖽𝗎ຣִ𝗍ɾ𝗒 << 𐇽𝖶𝗂𝗍𝗁᥆𝗎𝗍 𝖻᥆ɾ𝖽ᧉɾຣִ 𝖺𝗇𝖽 𝖼ᥣׅ⍺𝗂𝗆ຣִ 𝇁𝇃 ˙𝖳𝗁ᧉ𝗒 𝗐᥆𝗎ᥣׅ𝖽 𝖻ᧉ 𝗁⍺𝗉𝗉𝗒 𝗍𝗈 ຣִ𝗎𝗉𝗉᥆ɾ𝗍 ⍺𝗇𝖽 𝗁ᧉ⍺ɾ 𝗍𝗁ᧉ𝗂ɾ 𝗏᥆𝗂𝖼ᧉ
۱۳:۱۵
ساری بابت نیوز میشه بگید جیوون؟
۱۴:۳۵
بازارسال شده از
بنظر شماها بهترین رول روه جی وون کیـہ کامنت ها بگین ؋ــבاتوט شم
﹋ nina 𝓒𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 𐇽 🪐 ᩛ݁ꨲ
﹋ nina 𝓒𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 𐇽 🪐 ᩛ݁ꨲ
۱۴:۳۵
ساری بابت نیوز توی چنلت/پرایوتت/گپت میشه بگید جی وون؟
۱۵:۰۶
بازارسال شده از
۱۵:۰۶
ساری بابت نیوز توی دیلیت/چنلت/پرایوتت دیلی زدم مایل به جوین؟
۱۳:۵۶
بازارسال شده از Jiαn꣄̼
درود اینجا دیلی من هستش اینجا چسناله میکنم و......اینجا درمورد همه چی صحبت میکنم حتی اگرم ربط به نیشینویا یا حتی هایکیو نباشه پس اگه نظراتت با من یکیه جوین شو
I ship nishinoya with azomane
۱۳:۵۶