کسایی که قلم داشتن، نوشتن.. کسایی که تریبون داشتن، صحبت کردنکسایی که صدا داشتن، خوندن! کسایی که هنر داشتن، به نمایش گذاشتنکسایی که دوربین داشتن، ثبت کردناون هایی که اندک مالی داشتن، گذاشتن برای این همدلی اونایی که قدرت روحی داشتن، شروع کردن به صحبت از امید و شجاعت و مبارزه و هرکس جانی داشت، فدا کرد در راه وطن
...
۱۴:۵۳
موج 🌊؛
کسایی که قلم داشتن، نوشتن.. کسایی که تریبون داشتن، صحبت کردن کسایی که صدا داشتن، خوندن! کسایی که هنر داشتن، به نمایش گذاشتن کسایی که دوربین داشتن، ثبت کردن اون هایی که اندک مالی داشتن، گذاشتن برای این همدلی اونایی که قدرت روحی داشتن، شروع کردن به صحبت از امید و شجاعت و مبارزه و هرکس جانی داشت، فدا کرد در راه وطن
...
و تابوت ها، شدن گهوارهی کودکان با رنگ پرچم وطن...
۱۴:۵۶
میونِ این همه اخبار، این عکس توجهمو جلب کرد! و باعث شد بیشتر فکر کنم... به جملهی «حال هر سرزمین را باید از حالِ زن هایش شناخت»
۱۵:۰۱
وسط این فکر و خیالات، یاد یه سرزمیـن دیگه افتادم. یاد الگوهایی که امروز این همدلیها، ادامهی مسیر اون الگوها و اون سرزمینه🪽...
۱۵:۲۱
موج 🌊؛
وسط این فکر و خیالات، یاد یه سرزمیـن دیگه افتادم. یاد الگوهایی که امروز این همدلیها، ادامهی مسیر اون الگوها و اون سرزمینه🪽...
همون خانومی که بعدِ از دست دادن پارههای تنـشون، عزیز ترین اعضای خانواده و عزیزانشون با فجیع ترین حالت ممکن در جهان شدن اسوهی صبر و مقاومت و شجاعت و مبارزه! شدن حماسه سازِ سرزمیـن کـرب و بلا
۱۵:۵۵
همون خانومی که در اوج مصیبت، رو به روی دشمن با قدرت ایستادن و دستشونو بالا بردن و با صلابت گفتن: هرچه میخواهی مکر کن، ما را از بین نمیبری..
۱۶:۰۰
موج 🌊؛
همون خانومی که در اوج مصیبت، رو به روی دشمن با قدرت ایستادن و دستشونو بالا بردن و با صلابت گفتن: هرچه میخواهی مکر کن، ما را از بین نمیبری..
و اون جملهی معروفِ
"ما رأیتُ إلّا جَمیلاً..."
یعنی چی؟ یعنی
"جز زیبایی چیزی ندیدم."-ولی کی گفت اینو؟ یه خانوم؟ توی چه شرایطی؟تو شادی و جشن و راحتی؟ نه...تو میدون جنگ بود... وسط خاک و خون...بعد از اینکه عزیزترینهاش، برادراش، بچهها، و حتی بچهی کوچیکِ برادرش، جلوی چشمش به شهادت رسیدن...بعد از اینکه خیمهها سوختن، زنها و بچهها اسیر شدن...همه چیز و همه کس رو از دست داده بود...
یعنی چی؟ یعنی
۱۸:۰۹
یعنی نگاه حضرت زینب فقط به ظاهر ماجرا نبود.اون به اصل قصه نگاه میکرد...به این که تو دل سختترین بلاها، یه نور هست، یه هدف بزرگتر🤍...
۱۸:۱۰
یعنی جوونهی امیدو کاشتن توی دل همه... یعنی شجاعت، یعنی قدرت! و اگه میپرسین این دلِآروم وسط همهی اون آشفتگیا، از کجا میاد؟ فکر کنم جوابشو بدونم...
۱۸:۱۳
موج 🌊؛
اون میگفت... شاید این حرف که « ما خدا را داریم » خیلی تکراری و کلیشه ای به نظر بیاد اما حالا وقتشه که چندین بار بذاریمش جلومون و به خودمون بفهمونیم که سرمایه و امید اصلیمون توی این مبارزه چیه و قدرت دیگه ای توی جهان رودستش نیست:)🪴 مثل همون الله اکبر ی که هربار از ماذنه های شهر صداش به گوش میرسه و بهمون یادآوری میکنه که خدا بزرگتر است از چی؟ از همه چیز. هرچیزی که توی ذهنمون بزرگ شده و قدرت پیدا کرده و وقتی خدا برامون بزرگ بشه هر قدرت دیگه ای در برابرش خوار و کوچیک به نظر میرسه🤍.
میگردم لا به لای این صحبتا و یه کلمه و جملهی مشترک رو از دل تاریخ تا همین حالا میکشم بیرون! «مـا خدا را داریـم»و آدمی که تکیهش به قدرت برتره، نه ترس داره، نه غم، نه ناامیدی... هر قدمی که در زندگیش برمیداره فقط برای یه هدف بزرگه و اون هم تنها رضایت همون قدرت برتره، نه کس دیگری:)
۱۸:۱۵
و حالا بزرگترین الگو توی پیروی از این مفهوم، برای ما این خانومه! خانومی که به قولِ دخترک نامه نویس پناه دخترکای سه سالهست:) 🪷...
۱۸:۱۷
زیر این عکس نوشته بود: جای دخترک سه ساله، هنوز هم روی شونه های علمداره
...
۱۱:۲۳
موج 🌊؛
زیر این عکس نوشته بود: جای دخترک سه ساله، هنوز هم روی شونه های علمداره
...
توی این سرزمین، حتی دخترکای سه، چهار ساله هم وظیفهی پیروی از الگوهاشونو، برای تکرار تاریخ اما توی جبههی حق، به دوش دارن🪽...
۱۱:۳۰
بعضیا فکر میکنن مبارزه یعنی مشت زدن!ولی حضرت رقیه بهمون یاد داد گاهی یه اشک، یه صدا، یه اسم
…میتونه دنیا رو تکون بده.
اون فقط گفت: «بابامو میخوام
...»و همین، دلهارو لرزوند.و شد نماد مظلومیت کربوبلا:)
اون فقط گفت: «بابامو میخوام
۱۱:۳۳
موج 🌊؛
بعضیا فکر میکنن مبارزه یعنی مشت زدن! ولی حضرت رقیه بهمون یاد داد گاهی یه اشک، یه صدا، یه اسم
… میتونه دنیا رو تکون بده. اون فقط گفت: «بابامو میخوام
...» و همین، دلهارو لرزوند. و شد نماد مظلومیت کربوبلا:)
اینجا هرکسی سهمش از این مُبارزه فرق میکنه...
۱۱:۳۳
این خانوم، یه دختر کوچیک بود، ولی.. هم دلش نازک بود، هم حرفش محکم هم چشمش اشک داشت، هم قلبش نور 
اصلا دختر بودن یعنی همین…
اصلا دختر بودن یعنی همین…
۱۱:۳۵
یعنی همین که شما به ما یاد دادید خانومِ سه ساله! یعنی برای ساکت نموندن جلوی ظلم، باید از هرچیزی که داریم و نداریم مایه بذاریم:)...
۱۱:۳۷
موج 🌊؛
زیر این عکس نوشته بود: جای دخترک سه ساله، هنوز هم روی شونه های علمداره
...
اشک بر مظلومیت شما، و فکر کردن به قدرت و صبر و امید شما و نحوهی مبارزهتون پشت سر فرماندهتون، بابای عزیزتون:)🪷 باعث میشه حالا ما با چشمای خون ولی قلبهای محکم بگیم سه سالههامون فدای سه سالهی حسین(ع)
...
۱۱:۳۹
اصلا بیاید این شبا فقط از اسوه هامون بخونیم...
از هرکسی که در سرزمین کرب و بلا،
وایساده بود توی جبههی حق
و امروز باید دنباله روی مسیرشون باشیم
🩹
از هرکسی که در سرزمین کرب و بلا،
وایساده بود توی جبههی حق
و امروز باید دنباله روی مسیرشون باشیم
۱۱:۴۲
بازارسال شده از مه رآه🌙
موج های من، به موج های رودی وصله که غمِ شما رو از نزدیک دیده؛به موج های رودی که دست برادرتون رو لمس کرده؛و به دیدِ من، منِ کارون، تا ابد متبرک شدهی انعکاس تصویر برادرتون تو رودِ فراتم...این موقع از سال که مردم، برای غمت اشک میریزن، دلم میخواست منم اشک بشم، اشک بشم و برای تو ببارم تا شاید کمی از روسیاهی ما رودها کم کنه! کاش اون وقت که وقتش بود ،موج هایِ من به اون سرزمین میرسید و لبِ تشنه شما و اهل و عیالتون رو سیراب میکرد.کاش آبِ مشکِ علمدارتون دووم میاورد و به خیمه ها میرسید
ble.ir/join/JM4fsUXz31 
۱۸:۲۷