روایت JINSA از تفاهم جدید با ایران:
غیرقابل تأیید، غیرقانونی، اما توقفناپذیر!
" />
مهدی رحیمی-بخش دوم
۱. تله زمانی و الزامات حقوقی «قانون اینارا»
طبق روایت این اندیشکده آمریکایی، دولت ترامپ پس از اعلام رسمی تکمیل توافق در ۱۴ ژوئن، بر اساس «قانون بازبینی توافق هستهای ایران مصوب ۲۰۱۵» (INARA) تنها ۵ روز تقویمی فرصت دارد تا متن کامل و محرمانه تفاهمنامه را به کنگره ارسال کند. با این حساب، ۲۹ خرداد (۱۹ ژوئن ۲۰۲۶) مهلت قانونی دولت به پایان میرسد.
پس از ارسال، کنگره وارد یک دوره بازبینی ۳۰ روزه خواهد شد. نکته حائز اهمیت این است که صهیونیستها تأکید دارند عنوان «تفاهمنامه» نباید مانع نظارت کنگره شود، چرا که نص صریح قانون اینارا هرگونه توافق مرتبط با برنامه هستهای ایران را «بدون توجه به شکل و قالب آن» شامل میشود.
۲. هراس از لغو فوری تحریمها؛ نقطه عطف تفاهمنامه
بحرانیترین نقطه تقابل این تفاهمنامه با قوانین داخلی آمریکا که صدای اندیشکدههای تندرو را درآورده، تعهد واشنگتن به «کاهش و لغو فوری تحریمها» است. بر اساس متن لو رفته از این تفاهمنامه، وزارت خزانهداری آمریکا مکلف شده است بلافاصله پس از امضا، معافیتهایی را برای صادرات نفت خام ایران صادر کند.
این اندیشکده آمریکایی با استناد به قانون اینارا، این اقدام ترامپ را «غیرقانونی» میخواند؛ زیرا طبق قانون مذکور، هرگونه تعلیق یا کاهش تحریمها در طول دوره ۳۰ روزه بررسی کنگره مطلقاً ممنوع است. این موضوع نشاندهنده عمق شکاف داخلی در هیئت حاکمه آمریکا و عبور احتمالی قوه مجریه این کشور از قوانین سختگیرانه گذشته برای دستیابی به تفاهم با تهران است.
۳. بحران راستیآزمایی و اعتراف به تثبیت دستاوردهای هستهای ایران
گزارش توجیهی این مؤسسه آمریکایی-صهیونیستی اعتراف میکند که تفاهمنامه جدید عملاً به معنای پذیرش اقتدار هستهای ایران است. آنها معتقدند وزیر امور خارجه آمریکا نمیتواند «با حسن نیت» تاییدیههای لازم را به کنگره بدهد، زیرا:
تثبیت وضعیت موجود: این تفاهمنامه فاقد محدودیتهای عملی و برچیننده است و صرفاً از ایران میخواهد «وضعیت موجود برنامه خود را حفظ کند»؛ یعنی واشنگتن عملاً توانمندیهای فعلی و پیشرفته ایران را به رسمیت شناخته است.
بحران نظارت: متن فاششده فاقد مکانیسمهای دسترسی جدید برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به تأسیسات مسدود شده است.
افشاگری از توافقات جانبی:این اندیشکده با نگرانی از وجود شایعات و بندهای پنهانی پرده برمیدارد؛ از جمله انتقال ۳ میلیارد دلار از امارات به ایران و نقشافرینیهای جانبی در مدیریت مواد غنیشده که نشان از ابعاد وسیع مالی و پشتیبانی این تفاهم دارد.
۴. زلزله راهبردی: خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه
آنچه جینسا را به شدت سراسیمه کرده، فراتر رفتن تفاهمنامه از موضوعات صرفاً هستهای و ورود به هندسه امنیتی منطقه است. بر اساس مفاد لو رفته، این تفاهمنامه ایالات متحده را ملزم به «خروج نیروهای خود از منطقه» و متعهد شدن به پایان دائمی جنگ و عدم تهدید به زور علیه ایران و شبکه مقاومت (نیروهای نیابتی به زعم دشمن) میکند. اندیشکدههای دشمن این بند را ضربهای مهلک به امنیت رژیم صهیونیستی و شرکای منطقهای آمریکا قلمداد کردهاند.
۵. واقعیتهای سیاسی واشنگتن: چرا توافق «توقفناپذیر» است؟
بخش کلیدی و واقعبینانه گزارش جینسا، اعتراف به ناتوانی ساختار سیاسی آمریکا برای متوقف کردن این روند است. نمودار فرآیند قانونی در بدنه سیاسی آمریکا نشان میدهد که مسیر سنگلاخی پیش روی مخالفان توافق است:
دستیابی به توافق در ۱۴ ژوئن
۵ روز مهلت ارسال به کنگره - پایان در ۱۹ ژوئن
۳۰ روز دوره بازبینی و قفل تحریمها - تا ۱۹ جولای
احتمال تصویب قطعنامه مخالفت در کنگره
وتوی قاطع رئیسجمهور ترامپ - ۱۰ اوت
نیاز به رای ۲/۳ هر دو مجلس برای ابطال وتو
از نظر جینسا: تقریباً غیرممکن!
طبق این تحلیل، حتی اگر کنگره قطعنامه مخالفت تصویب کند، ترامپ آن را وتو خواهد کرد. برای شکستن وتوی رئیسجمهور، به اکثریت دوسوم در هر دو مجلس (سنا و نمایندگان) نیاز است؛ حد نصابی که در فضای دوقطبی فعلی واشنگتن «تقریباً غیرقابل تصور» است.
همچنین جینسا به یک ساختار متناقض اشاره میکند: اینکه چرا طبق قانون اینارا، برای توقف یک توافق به دوسوم آرا نیاز است، در حالی که قاعدتاً طبق قانون اساسی آمریکا، توافقات باید به عنوان «معاهده» منوط به رأی مثبت دوسوم سنا باشند. این ضعف ساختاری، دست توافقکنندگان را بازتر گذاشته است.
[ادامه در پیام بعدی...]
«اندیشکده سیاستگذاری و حکمرانی محراب»
@mipg_ir
غیرقابل تأیید، غیرقانونی، اما توقفناپذیر!
۱. تله زمانی و الزامات حقوقی «قانون اینارا»
طبق روایت این اندیشکده آمریکایی، دولت ترامپ پس از اعلام رسمی تکمیل توافق در ۱۴ ژوئن، بر اساس «قانون بازبینی توافق هستهای ایران مصوب ۲۰۱۵» (INARA) تنها ۵ روز تقویمی فرصت دارد تا متن کامل و محرمانه تفاهمنامه را به کنگره ارسال کند. با این حساب، ۲۹ خرداد (۱۹ ژوئن ۲۰۲۶) مهلت قانونی دولت به پایان میرسد.
پس از ارسال، کنگره وارد یک دوره بازبینی ۳۰ روزه خواهد شد. نکته حائز اهمیت این است که صهیونیستها تأکید دارند عنوان «تفاهمنامه» نباید مانع نظارت کنگره شود، چرا که نص صریح قانون اینارا هرگونه توافق مرتبط با برنامه هستهای ایران را «بدون توجه به شکل و قالب آن» شامل میشود.
۲. هراس از لغو فوری تحریمها؛ نقطه عطف تفاهمنامه
بحرانیترین نقطه تقابل این تفاهمنامه با قوانین داخلی آمریکا که صدای اندیشکدههای تندرو را درآورده، تعهد واشنگتن به «کاهش و لغو فوری تحریمها» است. بر اساس متن لو رفته از این تفاهمنامه، وزارت خزانهداری آمریکا مکلف شده است بلافاصله پس از امضا، معافیتهایی را برای صادرات نفت خام ایران صادر کند.
این اندیشکده آمریکایی با استناد به قانون اینارا، این اقدام ترامپ را «غیرقانونی» میخواند؛ زیرا طبق قانون مذکور، هرگونه تعلیق یا کاهش تحریمها در طول دوره ۳۰ روزه بررسی کنگره مطلقاً ممنوع است. این موضوع نشاندهنده عمق شکاف داخلی در هیئت حاکمه آمریکا و عبور احتمالی قوه مجریه این کشور از قوانین سختگیرانه گذشته برای دستیابی به تفاهم با تهران است.
۳. بحران راستیآزمایی و اعتراف به تثبیت دستاوردهای هستهای ایران
گزارش توجیهی این مؤسسه آمریکایی-صهیونیستی اعتراف میکند که تفاهمنامه جدید عملاً به معنای پذیرش اقتدار هستهای ایران است. آنها معتقدند وزیر امور خارجه آمریکا نمیتواند «با حسن نیت» تاییدیههای لازم را به کنگره بدهد، زیرا:
تثبیت وضعیت موجود: این تفاهمنامه فاقد محدودیتهای عملی و برچیننده است و صرفاً از ایران میخواهد «وضعیت موجود برنامه خود را حفظ کند»؛ یعنی واشنگتن عملاً توانمندیهای فعلی و پیشرفته ایران را به رسمیت شناخته است.
بحران نظارت: متن فاششده فاقد مکانیسمهای دسترسی جدید برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) به تأسیسات مسدود شده است.
افشاگری از توافقات جانبی:این اندیشکده با نگرانی از وجود شایعات و بندهای پنهانی پرده برمیدارد؛ از جمله انتقال ۳ میلیارد دلار از امارات به ایران و نقشافرینیهای جانبی در مدیریت مواد غنیشده که نشان از ابعاد وسیع مالی و پشتیبانی این تفاهم دارد.
۴. زلزله راهبردی: خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه
آنچه جینسا را به شدت سراسیمه کرده، فراتر رفتن تفاهمنامه از موضوعات صرفاً هستهای و ورود به هندسه امنیتی منطقه است. بر اساس مفاد لو رفته، این تفاهمنامه ایالات متحده را ملزم به «خروج نیروهای خود از منطقه» و متعهد شدن به پایان دائمی جنگ و عدم تهدید به زور علیه ایران و شبکه مقاومت (نیروهای نیابتی به زعم دشمن) میکند. اندیشکدههای دشمن این بند را ضربهای مهلک به امنیت رژیم صهیونیستی و شرکای منطقهای آمریکا قلمداد کردهاند.
۵. واقعیتهای سیاسی واشنگتن: چرا توافق «توقفناپذیر» است؟
بخش کلیدی و واقعبینانه گزارش جینسا، اعتراف به ناتوانی ساختار سیاسی آمریکا برای متوقف کردن این روند است. نمودار فرآیند قانونی در بدنه سیاسی آمریکا نشان میدهد که مسیر سنگلاخی پیش روی مخالفان توافق است:
طبق این تحلیل، حتی اگر کنگره قطعنامه مخالفت تصویب کند، ترامپ آن را وتو خواهد کرد. برای شکستن وتوی رئیسجمهور، به اکثریت دوسوم در هر دو مجلس (سنا و نمایندگان) نیاز است؛ حد نصابی که در فضای دوقطبی فعلی واشنگتن «تقریباً غیرقابل تصور» است.
همچنین جینسا به یک ساختار متناقض اشاره میکند: اینکه چرا طبق قانون اینارا، برای توقف یک توافق به دوسوم آرا نیاز است، در حالی که قاعدتاً طبق قانون اساسی آمریکا، توافقات باید به عنوان «معاهده» منوط به رأی مثبت دوسوم سنا باشند. این ضعف ساختاری، دست توافقکنندگان را بازتر گذاشته است.
[ادامه در پیام بعدی...]
۷
۱۲:۰۲