عکس پروفایل میراث باشیم
۱.۲ هزار عضو

میراث باشی

رسانه مستقل میراث‌فرهنگی،گردشگری و صنایع‌دستی
undefinedروایت یک مستندساز از دکتر یوسف مجیدزاده؛
undefinedوقتی زنجیره دانش باستان‌شناسی گسسته می‌شود
undefined#مریم‌_اطیابی
undefinedبا پژمان مظاهری‌پور مستندساز و سازنده مستند" یوسف مجیدزاده" به گفت و گو نشستیم.
undefined️میراث‌باشی: شما پیش‌تر گفته بودید که برای دیدار با دکتر یوسف مجیدزاده به فرانسه رفتید و از او فیلم گرفتید. از آن دیدار چه خاطره‌ای دارید؟
پژمان مظاهری‌پور: ما از سال ۱۳۸۹ کار ساخت مجموعه‌ای را برای شبکه مستند آغاز کردیم. قرارمان این بود که در این مجموعه، باستان‌شناسان معتبر، نام‌آور و پیشکسوت ایران مقابل دوربین قرار بگیرند و درباره زندگی، فعالیت‌ها و تجربه‌هایشان صحبت کنند.undefinedدر مرحله اول، قرار بود مجموعه‌ای شامل ده قسمت بسازیم. برای شروع کار، با تعدادی از باستان‌شناسان مطرح کشور گفت‌وگو کردیم؛ از جمله دکتر سجادی، دکتر میرعابدینی، دکتر یغمایی، دکترعبدالمجید ارفعی، دکتر ملک‌شهمیرزادی، مهدی رهبر، رجبعلی لباف‌خانیکی و خانم سیمین لک‌پور و خانم دکتر آرمان شیشه‌گر که هیچ‌وقت به شکل نهایی فیلم ایشان آماده نشد.یکی از افرادی که می‌خواستیم در این مجموعه با او گفت‌وگو کنیم، دکتر یوسف مجیدزاده بود که آن زمان در فرانسه زندگی می‌کرد.
undefinedدر سال ۱۳۹۰، با دکتر سیدسجادی -باستان‌شناس- تماس گرفتم. ایشان آن زمان خارج از کشور و در ایتالیا بودند. گفتم که می‌خواهم با دکتر مجیدزاده درباره تاریخ باستان‌شناسی و کارهایی که در فرانسه انجام داده است، صحبت کنم. ایشان هم شماره تماس دکتر مجیدزاده را در اختیارم گذاشتند و من با او تماس گرفتم.من فقط سال ۸۴ دیدار خیلی کوچکی برای نشان دادن مجوز فیلمبرداری‌ام از کاوش‌های جیرفت با مجیدزاده داشتم و دیگر هیچ. زنگ زدم و طرح موضوع کردم گفت من پاییز تهران هستم. گفتم نه من و همسرم مریم حق‌پناه برای فیلم‌برداری به فرانسه می‌آییم و ما در نهایت راهی شهر "نیس" در جنوب شرقی فرانسه شدیم.
undefinedدکتر مجیدزاده برای ما هماهنگی‌هایی انجام داده بود و کمک کرد که جایی برای اقامت داشته باشیم. فردای روزی که رسیدیم، با تجهیزات فیلم‌برداری به خانه‌اش رفتیم. و صحنه‌ای که توجه من و همسرم را جلب کرد میزی بود که روی آن ساعت‌های مختلف و زیبایی قرار داشت.
undefinedچیزی که از همان ابتدا توجه ما را جلب کرد، رفتار و منش او بود. با محبت و صمیمیت بسیار زیادی ما را پذیرفت. وقتی نشستیم و صحبت کردیم، از من پرسید: «برای اینکه با من مصاحبه کنی، از ایران تا اینجا آمده‌ای؟»گفتم: «بله، دیگر. شما برای من آن‌قدر مهم بودید که آمدم تا با شما صحبت کنم.» گفت:" دمت گرم" و با بزرگواری و محبت بسیار زیادی با ما برخورد کرد. و ما سه روزی درباره باستان‌شناسی، کارهایی که انجام داده بود، کارهایی که نتوانسته بود انجام بدهد و تجربه‌هایش صحبت کردیم.بعد از آن، کمی در شهر گشتیم و به کتابخانه رفتیم. در ادامه، درباره کارهای او در ایران هم صحبت کردیم.
undefinedما برگشتیم و او وقتی پاییز به ایران آمد با ما تماس گرفت. ما هم دوباره به دیدنش رفتیم. او ما را به محوطه باستانی و قبرستان سگزآباد قزوین برد؛ جایی که خاطرات دوران دانشجویی و فعالیت‌هایش را در آنجا برایمان تعریف کرد.به ما نشان داد که کجا کار می‌کردند و چه فعالیت‌هایی انجام می‌دادند. بخشی از فیلم ما هم در همان‌جا تکمیل شد.
undefinedیکی از عکس‌های معروف دکتر مجیدزاده را هم همسرم هنگامی که مجیدزاده داشت از خانه ما بود، گرفته است. عکسی که در آن آماده شده بود برای مراسم بزرگداشتش برود. آن عکس روی کتاب بزرگداشت او هم قرار گرفت.عکس معروف دیگری هم هست از دکتر ملک شهمیرزادی است که گل شمعدانی قرمزی پشت سرش دیده می‌شود؛ این عکس را هم همسرم مریم حق‌پناه گرفته است.
undefinedدر نهایت، فیلم ما تمام شد، اما دوستی ما باقی ماند.من در آن دیدارها متوجه شدم که دکتر مجیدزاده، علاوه بر دانش و تجربه‌اش، انسانی بود که اگر به او توجه می‌شد و فرصت فعالیت پیدا می‌کرد، می‌توانست ارتباط مؤثری با جامعه برقرار کند. او واقعاً آدم ارزشمندی بود.
undefinedفکر می‌کنم ما با هم ارتباط داشتیم تا سال ۱۳۹۳ یا ۱۳۹۴ بود که آخرین بار او را دیدم. خودش با من تماس گرفت و با همسرش به خانه‌ ما آمدند و یادگاری‌ برایمان آورد. بعد از آن، از ایران رفت و ارتباط ما به‌تدریج دورادور شد. با توجه به شرایط جسمی و وضعیت زندگی‌اش، ارتباطمان کمتر و کمتر شد.
undefined️میراث‌باشی: با توجه به صحبت‌هایی که با دکتر مجیدزاده داشتید، که شاید برخی جلوی دوربین گفته نشده فکر می‌کنید چرا او از باستان‌شناسی ایران حذف شد؟
undefinedپژمان مظاهری‌پور: دکتر مجیدزاده از آن آدم‌هایی نبود که جلوی دوربین یک چیز بگوید و پشت دوربین یک چیز. آدم رکی بود و همین رک بودنش او را برای سیستم مدیریتی ما مخوف می‌کرد.
undefinedادامه
instagram.com/miras_bashi@mirasbashihttps://ble.ir/miras_bashi
undefined۳

۲۳۳

۱۶:۳۶