بازارسال شده از روزنامه جوان
مشاهده صفحات:
۱۰:۴۱
بازارسال شده از روزنامه جوان
مشاهده صفحات:
۰:۱۷
تروریستها بیکار ننشستهاند
#سرمقاله #روزنامه_جوان
محمدجواد اخوان
در ایام اخیر، میهن عزیزمان شاهد وقوع حوادث تلخ و اقدامات تروریستی ناپاکی بود که موجب شهادت جمعی از هموطنان بیگناه و مدافعان سختکوش امنیت این سرزمین و جانباختن تعدادی دیگر شد. لیکن در کنار این تروریسم آشکار که در هجدهم و نوزدهم دیماه به وقوع پیوست، باید از جریان خطرناکتر و پیچیدهتری نیز یاد کرد: تروریسم رسانهای و مجازی که دامنه تأثیرات مخرب آن بههیچروی کمتر از تروریسم مرسوم نیست.
بهطور مشخص، شاهد فعالیت گسترده لشکر سایبری هستیم که عمدتاً به شبکههای موساد پیوند خورده و در ظاهر با نقاب هواداران سلطنتطلبان عمل میکند، اما در پشتصحنه، هدایت آن بر عهده یگان ۸۲۰۰ ارتش رژیم غاصب صهیونیستی است. این جریان پلید، در گام نخست با هتک حرمت و فحاشی نسبت به ارزشهای مقدس اسلامی، پرچم پرافتخار ایران و همه نمادهای مورداحترام جامعه، در پی قداستزدایی از این مفاهیم متعالی است. اگرچه این توطئه پیشینه طولانی دارد، در روزهای اخیر ابعاد آن گستردهتر و آشکارتر شده است.
در ادامه، این سناریو با «کشتهسازی مجازی» پی گرفته میشود؛ با عددسازی دروغین و نمادپردازیهای جعلی از جانباختگان حادثه، ارائه اسامی و تصاویر غیرواقعی و ایجاد تشویش در اذهان مردم ایران و حتی جهانیان نسبت به حقایق جنگ تروریستی اخیر. هدف، تحریک عواطف و احساسات از طریق بزرگنمایی دهها برابری آمار تلفات است. حسابهای کاربری این لشکر سایبری با پمپاژ مداوم خشم و غم سعی در فریب افکار عمومی دارد تا در صورت امکان، ادامه کار تروریستهای خیابانی با پوشش «انتقامجویی داغداران» دنبال شود.
ضلع سوم این تروریسم رسانهای، تشدید فشار اقتصادی بر آحاد ملت است. با هجمههای سنگین سایبری به صاحبان کسبوکارهایی که در فضای مجازی فعالیت تبلیغاتی و تجاری دارند، سعی میشود آنان را وادار به توقف یا لااقل اعلام تعلیق فعالیتهای خود کنند. حالآنکه همگان میدانند کسبوکارها در فضای واقعی به کار خویش مشغولاند و تنها در فضای مجازی تحتفشار برای «عدم عادیسازی» قرار میگیرند. مقصود نهایی، رساندن صاحبان مشاغل به بنبست اقتصادی، ایجاد اختلال در چرخه اقتصاد ملی و وارد آوردن آسیب اساسی به پیکره اقتصاد کشور است. باید تأکید کرد که بهرغم برخی خسارات در اغتشاشات اخیر به پارهای از کسبه، اکثر اصناف - بهویژه در فصل پررونق پایانی سال - باقوت به فعالیت خود ادامه میدهند.
و سرانجام، ضلع چهارم این تروریسم، ترویج گفتمان «عادیسازی حمله نظامی به ایران» است. اکانتهای وابسته به رژیم صهیونی با برجستهسازی این موضوع، درصدد ایجاد رعب و اختلال در زندگی روزمره مردم و تضعیف اقتصاد ملی هستند تا در صورت وقوع احتمالی تهاجم، بتوانند زمینه ادعایی پذیرش آن را فراهم آورند. غافل از آنکه ملت بزرگ ایران - حتی آنان که ممکن است دیدگاههای سیاسی و اعتقادی متفاوتی داشته باشند - هرگونه تجاوز خارجی را خطقرمزی غیرقابلپذیرش میدانند و تاریخ، گواه همبستگی آنان در دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور است.
پس باید هشیار بود که تروریسم رسانهای و مجازی، چهبسا زیانبارتر از تروریسم خیابانی باشد. اگر تروریسم خیابانی جان جمعی از عزیزان را گرفت، تروریسم مجازی در پی آسیب زدن به بنیانهای فکری، اقتصادی و اجتماعی کلیت جامعه است و هیچکس از گزند آن در امان نیست. بنابراین، مقابلهای منطقی، اصولی و تدبیرشده با این پدیده شوم، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
@mjakhavan
#سرمقاله #روزنامه_جوان
در ایام اخیر، میهن عزیزمان شاهد وقوع حوادث تلخ و اقدامات تروریستی ناپاکی بود که موجب شهادت جمعی از هموطنان بیگناه و مدافعان سختکوش امنیت این سرزمین و جانباختن تعدادی دیگر شد. لیکن در کنار این تروریسم آشکار که در هجدهم و نوزدهم دیماه به وقوع پیوست، باید از جریان خطرناکتر و پیچیدهتری نیز یاد کرد: تروریسم رسانهای و مجازی که دامنه تأثیرات مخرب آن بههیچروی کمتر از تروریسم مرسوم نیست.
بهطور مشخص، شاهد فعالیت گسترده لشکر سایبری هستیم که عمدتاً به شبکههای موساد پیوند خورده و در ظاهر با نقاب هواداران سلطنتطلبان عمل میکند، اما در پشتصحنه، هدایت آن بر عهده یگان ۸۲۰۰ ارتش رژیم غاصب صهیونیستی است. این جریان پلید، در گام نخست با هتک حرمت و فحاشی نسبت به ارزشهای مقدس اسلامی، پرچم پرافتخار ایران و همه نمادهای مورداحترام جامعه، در پی قداستزدایی از این مفاهیم متعالی است. اگرچه این توطئه پیشینه طولانی دارد، در روزهای اخیر ابعاد آن گستردهتر و آشکارتر شده است.
در ادامه، این سناریو با «کشتهسازی مجازی» پی گرفته میشود؛ با عددسازی دروغین و نمادپردازیهای جعلی از جانباختگان حادثه، ارائه اسامی و تصاویر غیرواقعی و ایجاد تشویش در اذهان مردم ایران و حتی جهانیان نسبت به حقایق جنگ تروریستی اخیر. هدف، تحریک عواطف و احساسات از طریق بزرگنمایی دهها برابری آمار تلفات است. حسابهای کاربری این لشکر سایبری با پمپاژ مداوم خشم و غم سعی در فریب افکار عمومی دارد تا در صورت امکان، ادامه کار تروریستهای خیابانی با پوشش «انتقامجویی داغداران» دنبال شود.
ضلع سوم این تروریسم رسانهای، تشدید فشار اقتصادی بر آحاد ملت است. با هجمههای سنگین سایبری به صاحبان کسبوکارهایی که در فضای مجازی فعالیت تبلیغاتی و تجاری دارند، سعی میشود آنان را وادار به توقف یا لااقل اعلام تعلیق فعالیتهای خود کنند. حالآنکه همگان میدانند کسبوکارها در فضای واقعی به کار خویش مشغولاند و تنها در فضای مجازی تحتفشار برای «عدم عادیسازی» قرار میگیرند. مقصود نهایی، رساندن صاحبان مشاغل به بنبست اقتصادی، ایجاد اختلال در چرخه اقتصاد ملی و وارد آوردن آسیب اساسی به پیکره اقتصاد کشور است. باید تأکید کرد که بهرغم برخی خسارات در اغتشاشات اخیر به پارهای از کسبه، اکثر اصناف - بهویژه در فصل پررونق پایانی سال - باقوت به فعالیت خود ادامه میدهند.
و سرانجام، ضلع چهارم این تروریسم، ترویج گفتمان «عادیسازی حمله نظامی به ایران» است. اکانتهای وابسته به رژیم صهیونی با برجستهسازی این موضوع، درصدد ایجاد رعب و اختلال در زندگی روزمره مردم و تضعیف اقتصاد ملی هستند تا در صورت وقوع احتمالی تهاجم، بتوانند زمینه ادعایی پذیرش آن را فراهم آورند. غافل از آنکه ملت بزرگ ایران - حتی آنان که ممکن است دیدگاههای سیاسی و اعتقادی متفاوتی داشته باشند - هرگونه تجاوز خارجی را خطقرمزی غیرقابلپذیرش میدانند و تاریخ، گواه همبستگی آنان در دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور است.
پس باید هشیار بود که تروریسم رسانهای و مجازی، چهبسا زیانبارتر از تروریسم خیابانی باشد. اگر تروریسم خیابانی جان جمعی از عزیزان را گرفت، تروریسم مجازی در پی آسیب زدن به بنیانهای فکری، اقتصادی و اجتماعی کلیت جامعه است و هیچکس از گزند آن در امان نیست. بنابراین، مقابلهای منطقی، اصولی و تدبیرشده با این پدیده شوم، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
۰:۱۸
بازارسال شده از خبرگزاری صدا و سیما
@iribnews
۰:۱۰
بازارسال شده از خبرگزاری صدا و سیما
@iribnews
۰:۱۰
بازارسال شده از روزنامه جوان
مشاهده صفحات:
۳:۳۴
بازی تکراری دشمن
#سرمقاله #روزنامه_جوان
محمدجواد اخوان
در تاریخ تبلیغات مدرن، از «یوزف گوبلز» وزیر تبلیغات آلمان نازی، جملهای تلخ به یادگار مانده است: «دروغ هرچه بزرگتر باشد، باورپذیری آن بیشتر است.» این گزاره، که امروزه به «استراتژی دروغ بزرگ» شهرت یافته، نه یک نظریه تاریخی منسوخ، که الگویی زنده و فعال در جنگهای شناختی عصر حاضر است. در چند دهه اخیر، مردم ایران مکرراً آماج اصلی این استراتژی بودهاند؛ استراتژیای که ایالاتمتحده و متحدانش طراحی کردهاند و در شبکههای رسانهای وابسته و امتدادهای داخلی آنها به اجرا درمیآید.
ماهیت این جنگ، بر پایه پرتاب «دروغهای کلان و غیرقابل اثبات» به سمت افکار عمومی است؛ دروغهایی که نهتنها هرگز اثبات نمیشوند، بلکه گویندگان آنها نیز هرگز مؤاخذه نمیشوند. هدف، ایجاد تردید، تخریب اعتماد ملی و زمینهسازی برای اقدامات بعدی است.
نمونه حاد این روش، فتنه سال ۱۳۸۸ بود. ادعای عظیم و بدون سند «تقلب گسترده در انتخابات»، با وجود حضور ۴۰میلیون رأیدهنده و نظارت دقیق نهادهای مسئول، القا شد. این ادعا، که تقلب مخفیانه در چنین منظومه عظیم و شفافی اساساً ناممکن است، تنها با هدف «شکافتن وحدت ملی» و «تحریک به اغتشاش» مطرح شد. امروز پس از ۱۶ سال، همچنان حتی یک سند معتبر و قابلدفاع که بتواند ذرهای از این ادعای بزرگ را ثابت کند، ارائه نشده است. این، مصداق بارزی از «دروغ بزرگ» گوبلزی بود.
در سال ۱۴۰۱ و درست در روزی که مهسا امینی در بیمارستان از دنیا رفت، روزنامه معروف امریکایی نیویورکتایمز در خبری اختصاصی مدعی کسالت جسمی رهبر معظم انقلاباسلامی شد. البته یک روز پس از انتشار این خبر، مراسم عزاداری اربعین حسینی با حضور ایشان در حسینیه امامخمینی (ره) برگزار شد. از این دیدار فیلمها و تصاویری از سخنرانی حضرت آیتالله خامنهای به انتشار درآمد، همچنین فیلمهایی که ایشان هم در حال حرکت و هم به حالت ایستاده به ابراز احساسات دانشجویان عزادار امام حسین (ع) پاسخ میدادند که حاکی از صحت و سلامت ایشان بود. اینکه روزنامهای بینالمللی با بیش از یک قرن پیشینه فعالیت در یک پروژه جنگ شناختی قرار میگیرد، نشان میدهد که باورپذیرکردن «دروغ بزرگ» تا چه حد برای سرویسهای اطلاعاتی مهم است.
نمونه دیگر، فتنه تروریستی دیماه ۱۴۰۴ بود. شبکههای رسانهای لندنی معاند همچون «بیبیسی فارسی» و «اینترنشنال»، بدون کوچکترین دسترسی به اطلاعات میدانی و درحالیکه خود اعتراف داشتند ارتباطشان با داخل قطع است، آمار جانباختگان را دهها برابر واقعیت اعلام کردند. جالب آنکه برخی از همین رسانهها بعدها اعتراف کردند که این آمارهای ساختگی، برای «تحریک امریکا به اقدام نظامی علیه ایران» تولید شده بود.
از این فراتر، ادعای شگفتانگیز و اثباتناپذیر «اخذ پول کلان از خانوادههای جانباختگان در ازای تحویل پیکرها» را مطرح ساختند. مبالغ مختلفی از چندصدمیلیون تا چند میلیارد تومان اعلام شد. تا این لحظه هیچ سند بانکی دال بر واریز چنین مبالغی منتشر نشده و البته میدانیم که طبق قوانین ضدپولشویی کشور جابهجایی چنین مبالغی هم بدون ارائه اسناد معتبر شدنی نیست. این هم نمونه دیگری از همان «دروغ بزرگ» است.
رسانههای لندنی، پروژههایی ضد امنیتی و رسانهای هستند که بنیانشان بر «استراتژی دروغ بزرگ» استوار است. آنها با آرامش خاطر دروغ میسازند و پخش میکنند، زیرا میدانند به سبب فقدان «سواد رسانهای» کافی در بخشی از مخاطبان، همین بزرگ بودن دروغ، دلیل باورپذیری آن خواهد بود.
ماجرای دروغ بزرگ البته ادامه دارد. پیروان راه گوبلز، تا زمانی که جامعه هوشیار و نخبگان متعهد، در مقام افشاگری و آگاهسازی برنیایند، به ساختن دروغهای بزرگتر ادامه خواهند داد. وظیفه اصلی در برابر این هجوم، نهفقط تکذیب، که تقویت «بصیرت تاریخی» و «ایمنسازی رسانهای» ملت است.
@mjakhavan
#سرمقاله #روزنامه_جوان
در تاریخ تبلیغات مدرن، از «یوزف گوبلز» وزیر تبلیغات آلمان نازی، جملهای تلخ به یادگار مانده است: «دروغ هرچه بزرگتر باشد، باورپذیری آن بیشتر است.» این گزاره، که امروزه به «استراتژی دروغ بزرگ» شهرت یافته، نه یک نظریه تاریخی منسوخ، که الگویی زنده و فعال در جنگهای شناختی عصر حاضر است. در چند دهه اخیر، مردم ایران مکرراً آماج اصلی این استراتژی بودهاند؛ استراتژیای که ایالاتمتحده و متحدانش طراحی کردهاند و در شبکههای رسانهای وابسته و امتدادهای داخلی آنها به اجرا درمیآید.
ماهیت این جنگ، بر پایه پرتاب «دروغهای کلان و غیرقابل اثبات» به سمت افکار عمومی است؛ دروغهایی که نهتنها هرگز اثبات نمیشوند، بلکه گویندگان آنها نیز هرگز مؤاخذه نمیشوند. هدف، ایجاد تردید، تخریب اعتماد ملی و زمینهسازی برای اقدامات بعدی است.
نمونه حاد این روش، فتنه سال ۱۳۸۸ بود. ادعای عظیم و بدون سند «تقلب گسترده در انتخابات»، با وجود حضور ۴۰میلیون رأیدهنده و نظارت دقیق نهادهای مسئول، القا شد. این ادعا، که تقلب مخفیانه در چنین منظومه عظیم و شفافی اساساً ناممکن است، تنها با هدف «شکافتن وحدت ملی» و «تحریک به اغتشاش» مطرح شد. امروز پس از ۱۶ سال، همچنان حتی یک سند معتبر و قابلدفاع که بتواند ذرهای از این ادعای بزرگ را ثابت کند، ارائه نشده است. این، مصداق بارزی از «دروغ بزرگ» گوبلزی بود.
در سال ۱۴۰۱ و درست در روزی که مهسا امینی در بیمارستان از دنیا رفت، روزنامه معروف امریکایی نیویورکتایمز در خبری اختصاصی مدعی کسالت جسمی رهبر معظم انقلاباسلامی شد. البته یک روز پس از انتشار این خبر، مراسم عزاداری اربعین حسینی با حضور ایشان در حسینیه امامخمینی (ره) برگزار شد. از این دیدار فیلمها و تصاویری از سخنرانی حضرت آیتالله خامنهای به انتشار درآمد، همچنین فیلمهایی که ایشان هم در حال حرکت و هم به حالت ایستاده به ابراز احساسات دانشجویان عزادار امام حسین (ع) پاسخ میدادند که حاکی از صحت و سلامت ایشان بود. اینکه روزنامهای بینالمللی با بیش از یک قرن پیشینه فعالیت در یک پروژه جنگ شناختی قرار میگیرد، نشان میدهد که باورپذیرکردن «دروغ بزرگ» تا چه حد برای سرویسهای اطلاعاتی مهم است.
نمونه دیگر، فتنه تروریستی دیماه ۱۴۰۴ بود. شبکههای رسانهای لندنی معاند همچون «بیبیسی فارسی» و «اینترنشنال»، بدون کوچکترین دسترسی به اطلاعات میدانی و درحالیکه خود اعتراف داشتند ارتباطشان با داخل قطع است، آمار جانباختگان را دهها برابر واقعیت اعلام کردند. جالب آنکه برخی از همین رسانهها بعدها اعتراف کردند که این آمارهای ساختگی، برای «تحریک امریکا به اقدام نظامی علیه ایران» تولید شده بود.
از این فراتر، ادعای شگفتانگیز و اثباتناپذیر «اخذ پول کلان از خانوادههای جانباختگان در ازای تحویل پیکرها» را مطرح ساختند. مبالغ مختلفی از چندصدمیلیون تا چند میلیارد تومان اعلام شد. تا این لحظه هیچ سند بانکی دال بر واریز چنین مبالغی منتشر نشده و البته میدانیم که طبق قوانین ضدپولشویی کشور جابهجایی چنین مبالغی هم بدون ارائه اسناد معتبر شدنی نیست. این هم نمونه دیگری از همان «دروغ بزرگ» است.
رسانههای لندنی، پروژههایی ضد امنیتی و رسانهای هستند که بنیانشان بر «استراتژی دروغ بزرگ» استوار است. آنها با آرامش خاطر دروغ میسازند و پخش میکنند، زیرا میدانند به سبب فقدان «سواد رسانهای» کافی در بخشی از مخاطبان، همین بزرگ بودن دروغ، دلیل باورپذیری آن خواهد بود.
ماجرای دروغ بزرگ البته ادامه دارد. پیروان راه گوبلز، تا زمانی که جامعه هوشیار و نخبگان متعهد، در مقام افشاگری و آگاهسازی برنیایند، به ساختن دروغهای بزرگتر ادامه خواهند داد. وظیفه اصلی در برابر این هجوم، نهفقط تکذیب، که تقویت «بصیرت تاریخی» و «ایمنسازی رسانهای» ملت است.
۳:۳۴
بازارسال شده از روزنامه جوان
الله اکبر - ناشناس.mp3
۰۲:۲۶-۵۷۲.۱۳ کیلوبایت
امام خمینی (ره): خارجی ها و آنهایی که تبع خارجی ها هستند باید دعا کنند سلاح الله اکبر از ملت ما گرفته شود.
الله اکبر ...
@NewsJavan
۱۷:۴۰
دقایقی دیگر در شبکه افق سیما با مردم عزیزمان سخن خواهم گفت
۵:۰۹
بازارسال شده از ایران من
#ایران #انقلاب_اسلامی #ایران_من
۱۴:۴۳
بازارسال شده از ایران من
#ایران #انقلاب_اسلامی #ایران_من
۱۴:۴۳
بازارسال شده از ایران من
#ایران #انقلاب_اسلامی #ایران_من
۱۴:۴۳
بازارسال شده از ایران من
#ایران #انقلاب_اسلامی #ایران_من
۱۴:۴۳
بازارسال شده از روزنامه جوان
مشاهده صفحات:
۳:۵۲
به طرف گفتند پرواز داره میپره، بدو جا نمونی. گفت جایی نمیتونه بره بلیتش دست منه!
۳:۳۸
بازارسال شده از روزنامه جوان
مشاهده صفحات:
۸:۰۸
بازارسال شده از روزنامه جوان
مشاهده صفحات:
۳:۳۱
دوباره «از سرزمین نور»
#سرمقاله #روزنامه_جوان
محمدجواد اخوان
در واپسین روزهای سال ۱۳۷۳ جمعی از عوامل تولید یک برنامه رادیویی به حضور رهبر معظم انقلاباسلامی رسیدند و مورد التفات و تحسین معظمله قرار گرفتند. این برنامه رادیویی - در روزهایی که هنوز رادیو رسانه اصلی بسیاری از خانوادههای ایرانی بود- «از سرزمین نور» نام داشت که در واقع اجرای روایی و نمایشی داستان حیات پربرکت پیامبر اکرم (ص) بود.
این پرداخت رسانهای به تاریخ صدر اسلام تا حدی جذاب و شنیدنی بود که ولی امر مسلمین را بر آن داشته بود تا با دعوت از سازندگان آن، رضایتمندی خود را از تولید و انتشارش اعلام و از عوامل برنامهساز تشکر کند. این جذابیت محتوایی برنامه تا آن حد بود که معظمله در این دیدار به مدیران صداوسیما توصیه کردند که این اثر به زبانهای دیگر نیز تولید شود؛ توصیهای که البته گویا در عمل تحقق نیافت.
در این دیدار ایشان مباحث مختلفی را در خصوص این اثر اعم از توصیه و تمجید به سازندگان فرمودند و در این میان اشاره لطیفی به اثرگذاری روایت هنرمندانه و داستانپردازانه از تاریخ اسلام بود: «یکی از آن بخشهای بسیار جالب این برنامه شما قضیه رفتن جناب عبدالمطلب پیش ابرهه و ترسیم این وضعیت بود. خب این قضیه را منِ حقیر چند بار توی کتاب خوانده باشم و به اینوآن گفته باشم و اینجاوآنجا نوشته باشم خوب است؟ خب معلوم است دیگر؛ کار ما این است. اما من وقتی آن را از شما شنیدم، دیدم قضیهای که من توی تاریخ میخواندم این بوده و من تا حالا این قضیه را نمیدانستم! فقط این را توی تاریخ خوانده بودم و بارها گفته بودم؛ ظاهرش را نقل کرده بودم، اما باطن قضیه را شما نقل کردید. توجه میکنید؟ هنر این است. خاصیت هنر این است. مثل عکسهای سهبعدی که وقتی جلوی چشم انسان بگذارند، همه فضا را جلوی انسان مشخص میکند... حقیقت هنر هم همین است. ببینید، هنرمند دو تا کار میکند. کار هنرمند فقط روایت هنری نیست؛ روایت هنری آن بخشی از کار هنرمند است که همه آن را میبینید که با هنر خودش دارد چیزی را روایت میکند. اما بخش مهمی قبل از این وجود دارد و آن چیست؟ آن رؤیت هنری است. چی را روایت میکند؟ لابد چیزی را دیده و درک کرده است. کی میتواند آن را درک کند؟ چشم هنرمند. هیچکس دیگر نمیتواند آن را درک کند.»
ایشان با ذکر این جمله مهم خطاب به سازندگان که «اغلبِ برنامههای شما را وقتی من شنیدم، من را متأثر کرده و گریستهام»؛ علاوه بر سردبیر، بهطور ویژه نویسنده برنامه – آقای رضا رهگذر (محمدرضا سرشار) - و نیز صداپیشگان توانمند آن همچون مرحومان جلال مقامی و منوچهر اسماعیلی را تحسین کردند و به قوت نوشتاری و اجرای صوتی این برنامه اشاره کردند.
اکنون ۳۱ سال از آن روزها میگذرد و این برنامه چندین بار از صدای جمهوری اسلامی ایران بازپخش شده است. برای نگارنده که خود از علاقهمندان مطالعه تاریخ اسلام است، این برنامه رادیویی روایی- نمایشی همانقدر مؤثر و مفید بوده که مطالعه کتابهای مستند و منابع متقن تاریخنگاری صدر اسلام.
«از سرزمین نور» الگوی موفقی از برنامهسازی جذاب و اصولی در زمان خود و مبتنی بر مقدورات آن روز بود. امروز میتوان آن را با کمک فناوریهای روز همچون هوش مصنوعی به زیور تصویر آراست تا تلفیق جلوههای بصری با نوشتار زیبا و صدای دلنشین اسطورههای صداپیشگی ایران، اثری فاخر در شأن روایت سیره رسول اکرم (ص) فراهم آورد.
بازسازی تصویری این برنامه رادیویی قاعدتاً هزینه فوقالعادهای ندارد، اما با هنرمندی و توجه مسئولان رسانه ملی میتواند جوانان و نوجوانان امروز را با روایتهایی دلنشین و جذاب «از سرزمین نور» پیوند دهد. امید است مدیران سازمان صداوسیما، بهویژه ریاست محترم این سازمان با توجه به این ظرفیت عظیم و مغفول واقعشده، گام دیگری در جهت آشنایی نسل جوان با سیره پیامبر اکرم (ص) در هزاروپانصدمین سال میلاد پربرکت آن اسوه حسنه بردارند.
@mjakhavan
#سرمقاله #روزنامه_جوان
در واپسین روزهای سال ۱۳۷۳ جمعی از عوامل تولید یک برنامه رادیویی به حضور رهبر معظم انقلاباسلامی رسیدند و مورد التفات و تحسین معظمله قرار گرفتند. این برنامه رادیویی - در روزهایی که هنوز رادیو رسانه اصلی بسیاری از خانوادههای ایرانی بود- «از سرزمین نور» نام داشت که در واقع اجرای روایی و نمایشی داستان حیات پربرکت پیامبر اکرم (ص) بود.
این پرداخت رسانهای به تاریخ صدر اسلام تا حدی جذاب و شنیدنی بود که ولی امر مسلمین را بر آن داشته بود تا با دعوت از سازندگان آن، رضایتمندی خود را از تولید و انتشارش اعلام و از عوامل برنامهساز تشکر کند. این جذابیت محتوایی برنامه تا آن حد بود که معظمله در این دیدار به مدیران صداوسیما توصیه کردند که این اثر به زبانهای دیگر نیز تولید شود؛ توصیهای که البته گویا در عمل تحقق نیافت.
در این دیدار ایشان مباحث مختلفی را در خصوص این اثر اعم از توصیه و تمجید به سازندگان فرمودند و در این میان اشاره لطیفی به اثرگذاری روایت هنرمندانه و داستانپردازانه از تاریخ اسلام بود: «یکی از آن بخشهای بسیار جالب این برنامه شما قضیه رفتن جناب عبدالمطلب پیش ابرهه و ترسیم این وضعیت بود. خب این قضیه را منِ حقیر چند بار توی کتاب خوانده باشم و به اینوآن گفته باشم و اینجاوآنجا نوشته باشم خوب است؟ خب معلوم است دیگر؛ کار ما این است. اما من وقتی آن را از شما شنیدم، دیدم قضیهای که من توی تاریخ میخواندم این بوده و من تا حالا این قضیه را نمیدانستم! فقط این را توی تاریخ خوانده بودم و بارها گفته بودم؛ ظاهرش را نقل کرده بودم، اما باطن قضیه را شما نقل کردید. توجه میکنید؟ هنر این است. خاصیت هنر این است. مثل عکسهای سهبعدی که وقتی جلوی چشم انسان بگذارند، همه فضا را جلوی انسان مشخص میکند... حقیقت هنر هم همین است. ببینید، هنرمند دو تا کار میکند. کار هنرمند فقط روایت هنری نیست؛ روایت هنری آن بخشی از کار هنرمند است که همه آن را میبینید که با هنر خودش دارد چیزی را روایت میکند. اما بخش مهمی قبل از این وجود دارد و آن چیست؟ آن رؤیت هنری است. چی را روایت میکند؟ لابد چیزی را دیده و درک کرده است. کی میتواند آن را درک کند؟ چشم هنرمند. هیچکس دیگر نمیتواند آن را درک کند.»
ایشان با ذکر این جمله مهم خطاب به سازندگان که «اغلبِ برنامههای شما را وقتی من شنیدم، من را متأثر کرده و گریستهام»؛ علاوه بر سردبیر، بهطور ویژه نویسنده برنامه – آقای رضا رهگذر (محمدرضا سرشار) - و نیز صداپیشگان توانمند آن همچون مرحومان جلال مقامی و منوچهر اسماعیلی را تحسین کردند و به قوت نوشتاری و اجرای صوتی این برنامه اشاره کردند.
اکنون ۳۱ سال از آن روزها میگذرد و این برنامه چندین بار از صدای جمهوری اسلامی ایران بازپخش شده است. برای نگارنده که خود از علاقهمندان مطالعه تاریخ اسلام است، این برنامه رادیویی روایی- نمایشی همانقدر مؤثر و مفید بوده که مطالعه کتابهای مستند و منابع متقن تاریخنگاری صدر اسلام.
«از سرزمین نور» الگوی موفقی از برنامهسازی جذاب و اصولی در زمان خود و مبتنی بر مقدورات آن روز بود. امروز میتوان آن را با کمک فناوریهای روز همچون هوش مصنوعی به زیور تصویر آراست تا تلفیق جلوههای بصری با نوشتار زیبا و صدای دلنشین اسطورههای صداپیشگی ایران، اثری فاخر در شأن روایت سیره رسول اکرم (ص) فراهم آورد.
بازسازی تصویری این برنامه رادیویی قاعدتاً هزینه فوقالعادهای ندارد، اما با هنرمندی و توجه مسئولان رسانه ملی میتواند جوانان و نوجوانان امروز را با روایتهایی دلنشین و جذاب «از سرزمین نور» پیوند دهد. امید است مدیران سازمان صداوسیما، بهویژه ریاست محترم این سازمان با توجه به این ظرفیت عظیم و مغفول واقعشده، گام دیگری در جهت آشنایی نسل جوان با سیره پیامبر اکرم (ص) در هزاروپانصدمین سال میلاد پربرکت آن اسوه حسنه بردارند.
۳:۳۲
بازارسال شده از روزنامه جوان
مشاهده صفحات:
۶:۱۵
بازارسال شده از روزنامه جوان
مشاهده صفحات:
۱۲:۰۱