بله | کانال مُحَلِّل
عکس پروفایل مُحَلِّلم

مُحَلِّل

۱۶.۲ هزار عضو
در این روزها و ساعات، کار در هر دو عرصه نظامی - امنیتی و سیاسی پیش می‌رود. در عرصه نظامی، علاوه بر اقدامات ترمیمی جهت آمادگی ازسرگیری جنگ، آمادگی جهت اجرای سناریوهای از پیش تعیین شده در پاسخ به محاصره دریایی ایران وجود دارد. در عرصه مذاکرات نیز، هر چند گفتگوهای اسلام آباد به نتیجه نهایی منجر نشد، اما این روند کماکان به شکل فعال ادامه دارد، خصوصاً از سوی میانجی‌ها، چه در جهت تمدید آتش بس، عدم گسترش تنش و برگزاری یک جلسه دیگر و چه در جهت تبادل پیام و پاسخ به طرح‌های طرفین. نکته مهم اینجاست که هر دو عرصه کاملاً به یکدیگر متصل و هماهنگ بوده و هر عرصه، اقدامات خود را با توجه به روندهای عرصه دیگر پیش می‌‌برد.
@Mohallell

۷:۳۱

thumbnail
سراپا اگر زرد و پژمرده ایمولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی، لب پنجرهپُر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایماگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایماگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم!اگر خنجر دوستان، گرده ایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:همین زخم هایی که نشمرده ایم!
دلی سربلند و سری سر به زیراز این دست عمری به سر برده ایم

۲۱:۵۰

thumbnail

۲۱:۵۰

متاسفانه ما از گذشته در موضوعات رسانه ای ضعف داشته ایم و طبعاً در شرایط فعلی، این مشکل دستکم به سه دلیل در مواقعی تشدید شده است:اول. شرایط پیچیده، سریع و مبهم: شرایط فعلی، خصوصاً وقتی مذاکرات سیاسی به جریان می افتد، بسیار پیچیده، چند متغیره و سریع است. به عبارتی، سرعت تحولات به کسری از ساعت رسیده و هر چند دقیقه ممکن است یک اتفاق جدید روی دهد که همه موارد قبلی را برهم بزند. در این شرایط، ارائه اطلاعات و تحلیل و ... خصوصا بر روی رخدادها، تقریبا غیرممکن است و صرفا باعث بی اعتبار شدن افراد می شود. این برای طرف مقابل نیز صادق است. از این رو، شما می بینید که خبرگزاری ها و روزنامه های خارجی دائما صحبت هایی را مطرح می کنند که ساعتی بعد، کذب، نقص و نقض آنها مشخص می شود. یک مثال آن، این است که بندهایی که در حال مذاکره است و یا یک پیشنهاد از سوی یک طرف است، به شکلی غیرکامل از سوی رسانه های غربی مطرح می شود. به این موضوعات باید در خود مذاکرات رسیدگی شود. دوم. شرایط جنگی: در حقیقت ما در یک جنگ متعارف با دو کشور خارجی قرار نداریم بلکه مستقیماً در حال نبرد با دو دولت تروریست هستیم که ترور، ذات دکترین آنها محسوب می شود. در چنین شرایطی، چه در وضعیت جنگی چه در حالت آتش بس، تلاش برای ردزنی مسئولین ادامه دارد. این شرایط سخت هم باعث بروز برخی ناهماهنگی ها شده و هم ارتباط میدان (نه به معنای عرصه نظامی) و رسانه را کمرنگ می کند. سوم. اما وجود فردی مانند ترامپ است که همانند یک بوق عملیات روانی کار می کند. برای وی نیز مهم نیست که حرف هایش تا چه میزان انسجام داشته باشد. وی خود نیز هر ساعت حرف های خود را نیز تغییر می دهد و این را می توانید در هر حرف او رصد کنید. لذا نباید بر روی همه حرف های او حساب باز کرد. تجربه پافشاری بر آتش بس در لبنان و اکنون بستن مجدد تنگه هرمز به دلیل محاصره دریایی نشان می دهد که باید از قضاوت های سریع و عجولانه پرهیز کرد. راهکار چیست؟با این حال روشن است که تداوم وضع فعلی نیز غیرممکن است زیرا باعث انهدام مرجعیت داخلی و همچنین ایجاد ابهام و تردید و بی اعتمادی و خشم در میان مردمی می شود که اکنون مهم ترین و راهبردی ترین اهرم ما هستند. بنابراین با توجه به مسائل فوق الذکر یکی از بهترین راهکارها، توضیح شرایط کلی و روندها از سوی مقامات کشورمان به جای توضیح رخدادها است. این، یعنی توضیح زمینه ها و روندها به جای رویدادها باعث می شود تا یک درک کلی شکل گرفته و بعداً نیز بتوان رویدادها را در آن شرایط تحلیل کرد.
@Mohallell

۹:۲۰

در صورت آغاز مجدد جنگ، احتمالاً جنگ از نقطه‌ای که پایان یافته بود، آغاز خواهد شد. بنابراین دشمن نیز از یک چهارضلعی در حملات خود، شامل ترور، حمله زمینی، تخریب زیرساخت‌ها و تهاجم به سایر اماکن نظامی و امنیتی بهره خواهد برد. با توجه سرعت پایین‌تر ترمیم پدافندی، آنها احتمالاً به سمت افزایش حجم و متنوع‌سازی آتش خود خواهند رفت. جمهوری اسلامی ایران نیز با استفاده از فرصت جاری و ترمیم مواضع نیز متقابلاً استراتژی‌های متقابل و جدید تهاجمی و افزایش قابلیت‌های پدافندی را دنبال می کند. حملاتی که در حین اعلام آتش‌بس رخ داد، بخش کوچکی از توان آتش متقابل ایران بود که در سایه شدیدترین حملات تدارک یافته بود.
@Mohallell

۱۵:۱۱

مُحَلِّل
متاسفانه ما از گذشته در موضوعات رسانه ای ضعف داشته ایم و طبعاً در شرایط فعلی، این مشکل دستکم به سه دلیل در مواقعی تشدید شده است: اول. شرایط پیچیده، سریع و مبهم: شرایط فعلی، خصوصاً وقتی مذاکرات سیاسی به جریان می افتد، بسیار پیچیده، چند متغیره و سریع است. به عبارتی، سرعت تحولات به کسری از ساعت رسیده و هر چند دقیقه ممکن است یک اتفاق جدید روی دهد که همه موارد قبلی را برهم بزند. در این شرایط، ارائه اطلاعات و تحلیل و ... خصوصا بر روی رخدادها، تقریبا غیرممکن است و صرفا باعث بی اعتبار شدن افراد می شود. این برای طرف مقابل نیز صادق است. از این رو، شما می بینید که خبرگزاری ها و روزنامه های خارجی دائما صحبت هایی را مطرح می کنند که ساعتی بعد، کذب، نقص و نقض آنها مشخص می شود. یک مثال آن، این است که بندهایی که در حال مذاکره است و یا یک پیشنهاد از سوی یک طرف است، به شکلی غیرکامل از سوی رسانه های غربی مطرح می شود. به این موضوعات باید در خود مذاکرات رسیدگی شود. دوم. شرایط جنگی: در حقیقت ما در یک جنگ متعارف با دو کشور خارجی قرار نداریم بلکه مستقیماً در حال نبرد با دو دولت تروریست هستیم که ترور، ذات دکترین آنها محسوب می شود. در چنین شرایطی، چه در وضعیت جنگی چه در حالت آتش بس، تلاش برای ردزنی مسئولین ادامه دارد. این شرایط سخت هم باعث بروز برخی ناهماهنگی ها شده و هم ارتباط میدان (نه به معنای عرصه نظامی) و رسانه را کمرنگ می کند. سوم. اما وجود فردی مانند ترامپ است که همانند یک بوق عملیات روانی کار می کند. برای وی نیز مهم نیست که حرف هایش تا چه میزان انسجام داشته باشد. وی خود نیز هر ساعت حرف های خود را نیز تغییر می دهد و این را می توانید در هر حرف او رصد کنید. لذا نباید بر روی همه حرف های او حساب باز کرد. تجربه پافشاری بر آتش بس در لبنان و اکنون بستن مجدد تنگه هرمز به دلیل محاصره دریایی نشان می دهد که باید از قضاوت های سریع و عجولانه پرهیز کرد. راهکار چیست؟ با این حال روشن است که تداوم وضع فعلی نیز غیرممکن است زیرا باعث انهدام مرجعیت داخلی و همچنین ایجاد ابهام و تردید و بی اعتمادی و خشم در میان مردمی می شود که اکنون مهم ترین و راهبردی ترین اهرم ما هستند. بنابراین با توجه به مسائل فوق الذکر یکی از بهترین راهکارها، توضیح شرایط کلی و روندها از سوی مقامات کشورمان به جای توضیح رخدادها است. این، یعنی توضیح زمینه ها و روندها به جای رویدادها باعث می شود تا یک درک کلی شکل گرفته و بعداً نیز بتوان رویدادها را در آن شرایط تحلیل کرد. @Mohallell
جامعه اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، همانند گذشته، تلاش گسترده‌ای جهت جمع آوری اطلاعات، خصوصاً از مقامات کشورمان، جهت عملیات های ترور (خصوصا در دور بعدی جنگ) و همچنین تحلیل آنچه که در ذهن ایران می‌گذرد، انجام می‌دهند بنابراین طبیعی است که پروتکل های ارتباطی، رفت و آمد و فعالیت و تحرکات مسئولین نیز به شدت محدود باشد. در این راستا، یکی از اهداف توئیت‌ها و سخنان پیاپی و ضدونقیض ترامپ و برخی رسانه های مسئول عملیات روانی در غرب مانند آکسیوس، افزایش ابهام و تردید در کشور جهت واکنش و تحرک مقامات مسئول (در لایه مسئولین نه فقط افکار عمومی) و همچنین کشف و ایجاد خلل در روند تصمیم گیری های کشور با افزایش لحظه ای متغیرهای متناقض و مبهم است.
@Mohallell

۲۰:۳۳

بازارسال شده از مُحَلِّل
سردار شهید حسین سلامی در سال ۱۳۸۵ "جنگ آینده" را اینگونه تعریف کرده است: جنگی شناخت‌محور و فناورپایه است که از طریق هم‌افزایی قابلیت‌های دفاعی – امنیتی و اشراف اطلاعاتی در صحنه‌های سیال جغرافیایی و شبکه‌ای، به‌صورت مستقیم، نیابتی، ائتلافی و یا یک بازیگر انجام می‌شود. این جنگ، نوعی عملیات غافلگیرکننده است که با مداخله مستقیم و غیرمستقیم قدرت‌های بزرگ و استفاده حداکثری از گروه‌های فراملی و ملی، به‌منظور شکست راهبردی دشمن و نابودی زیرساخت‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و زیست‌محیطی اجرا می‌شود.
@Mohallell

۲۰:۴۱

thumbnail
داب ما در کانال هیچ گاه مطلبی جهت تخریب یا ستایش بی‌رویه افراد نبوده است. با این حال، برخی حملات علیه سردار قالیباف در این روزها، ناجوانمردانه است. فارغ از اهمیت حفظ وحدت ملی، محور این تخریب‌ها این است که وی به دنبال قدرت است! سوال این است که چگونه می‌توان چنین سخنانی را برای فردی به کار برد که فقط در همین یک سال اخیر چندین بار، تنها با معجزه الهی در میان ما مانده است و لقب "شهید زنده" به معنای واقعی کلمه مستحق ایشان است و از سوی دیگر، سمت رسمی که اکنون و از یک سال پیش از زمان جنگ ۱۲ روزه دارند نیز بالاتر از هر پست موجود است. فرماندهی جنگ نظامی، مسئولیت جنگِ مذاکره و اداره مجلس و امورات کشوری زیر سایه تهدید عینی دشمن که البته تحت امر و تدابیر امام شهید و رهبر کنونی انقلاب صورت گرفته و می‌گیرد، به طور همزمان کار هر کسی نیست و ما امیدوار و خوشحالیم که یار حاج احمد کاظمی و حاج قاسم سلیمانی در این برهه تاریخی در این جایگاه استثنایی قرار گرفته است. کسانی هم که در شرایط فعلی مرزبندی‌های سیاسی را رها نمی‌کنند، هیچ گاه در خط منافع ملی قرار نخواهند گرفت.
@Mohallell

۲۳:۰۳

thumbnail
یکی از مسائلی که در روزهای گذشته مدام دست به دست می‌شد، این سخنان شهیدسید حسن نصرالله است که از آن به عنوان "گلایه سید از ایران" تعبیر می شود. حال که محتوای سخنان چنین چیزی نیست. در عمل اما اشاره سید به عدم پاسخ یکپارچه مقاومت پس از رویدادهایی است که دشمن در یک هفته به بندرالحدیده حمله کرد، حاج محسن را در ضاحیه ترور و ساعاتی بعد اسماعیل هنیه را در تهران به شهادت رساند‌. از این رو کل اضلاع محور دارای حق پاسخ شدند اما هر یک ملاحظات سیاسی، نظامی و عملیاتی خاص خود را داشتند. البته یکی از این ملاحظات که می‌توان به آن نقدهای جدی وارد کرد نیز "فرصت دادن به مذاکرات" جهت آتش بس در غزه بود؛ امری که خود سید نیز آن را اعلام کرد و دلیل آن را اولویت پایان جنگ در غزه دانست. اما اگر بخواهیم به طور جزئی به ماجرا بپردازیم می‌توانیم دو نکته را بیان کنیم: اول. عملیات وعده صادق ۲ پیش از تاریخ اجرای خود، در مواردی قبل تر در مرز اجرا بود که به دلیل ملاحظات حفاظتی لغو شد. دوم. در طراحی اصلی و گسترده‌تر عملیات اربعین، کرانه باختری نقش مهمی داشت که آن نیز اجرا نشد. سخنان امام شهید در این خصوص را فراموش نکنیم.

@Mohallell

۲۳:۴۲

در حال حاضر، چند موضوع و مسئله اصلی بر روی میز وجود دارد:
اول. مذاکرات: ۱. نشست اسلام آباد ۲: ما در این موضوع دو ملاحظه اساسی داریم:الف. اقدامات خصمانه آمریکا، خصوصاً در بحث تشدید محاصره دریایی در ۴۸ ساعت اخیر (که ماجرای کشتی توسکا و توئیت ترامپ بخشی از آن است): این تلاش کاخ سفید برای اهرم سازی و کسب دست برتر پیش از آغاز مذاکرات به همراه سایر فعالیت‌های رسانه‌ای، نظامی و امنیتی پیدا و پنهان که هم شامل خواسته‌های زیاده خواهانه شده و هم شامل نقض آتش بس، تردیدهای جدی ایجاد کرده است. ب. موضوع امنیت تیم مذاکره کننده: با توجه به بازی‌های فریب مداوم دشمن جهت ردزنی مسئولین ایرانی و مغشوش کردن تصمیمات آنها، احتمال عدم حضور ونس و همچنین احتمال شروع حملات دشمن پیش از موعد مقرر پایان آتش‌بس، ملاحظات جدی درباره امنیت و سلامت تیم مذاکره کننده خصوصا در صورت شکست مذاکرات وجود دارد. بالاخص که در سناریوهای ازسرگیری جنگ، بحث آغاز آن با ترور مقامات کشورمان و در راس آن افراد تاثیرگذار هیئت مذاکراتی، جدی است.
۲. در موضوعات مورد مذاکره نیز دو چالش بسیار جدی همچنان در حوزه هسته‌ای و تنگه هرمز است.الف. هسته‌ای: در این حوزه، مهم ترین چالش بر سر مدت زمان و شکل تعلیق یا تداوم غنی سازی صنعتی به صورت تحت نظارت و یا در قالب کنسرسیوم و همچنین سرنوشت و مکانیزم مدیریت ذخایر اورانیوم، در سناریوهای مختلف مانند رقیق سازی، انتقال به خارج و ... است. در حال حاضر دشمن یک مدت زمان دائمی و یا بسیار زیاد در اولی، و تحویل کامل دومی را خواستار است که مورد پذیرش واقع نشده است. ب. تنگه هرمز: در این حوزه نیز دشمن به دنبال باز کردن تنگه بدون قائل شدن به هیچ نوع حق و حقوق خاصی برای ایران است.
دوم. از سرگیری جنگ:۱. اقدامات دشمن: در این موضوع، همانطور که قبل تر اشاره شد، آنها سعی خواهند کرد حمله خود را با ترور مقامات کشورمان، هجوم به مبادی شلیک، تهاجم به زیرساخت های کلیدی در جهت تحقق سیاست زمین سوخته در ایران و همچنین آغاز حمله زمینی با چند هدف متفاوت که حداقل آن، تصرف جزایر و سواحل و بنادر و حداکثر آن، فروپاشاندن کمربندهای دفاعی کشور برای دسترسی به عمق است را آغاز کنند. بنابراین به طور طبیعی شدت، گستره و شتاب جنگ بیش از قبل خواهد بود.
۲. اقدامات جمهوری اسلامی ایران: همانطور که ذکر شد، ایران نیز اقدامات متنوعی را طراحی کرده است. تداوم اقدامات موثر قبلی و ترمیم قوای آتش آفندی و پدافندی از یک سو، و پایان خطوط قرمز قبلی در هدف گیری مناطق حساس کشورهای عربی خصوصا سعودی و امارات و همچنین طراحی‌های جدید در شیوه، نوع و جغرافیای حملات از سوی دیگر باعث خواهد شد تا ما نیز با قوای بسیار سنگین تری نسبت به قبل بجنگیم، ضمن اینکه تهاجم زمینی را نیز فرصتی برای باز شدن دست خود در تلفات گیری عمده از سربازان آمریکایی می دانیم. هر چند حمله به زیرساخت ها حتما برای ما تلخ و پرخسارت خواهد بود، اما ۴ شریان و گلوگاه حیاتی دشمن که نه فقط برای منطقه، که برای جهان حیاتی است، در همان ساعات ابتدایی وارد دایره انهدام خواهند شد.همه مواردی که در بالا صرفا به کلیات آن اشاره شد، به همراه انبوهی از مسائل دیگر، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر داشته و متغیرها به صورت لحظه‌ای تغییر و یا افزوده می شوند.
@Mohallell

۲۱:۳۶

مُحَلِّل
در حال حاضر، چند موضوع و مسئله اصلی بر روی میز وجود دارد: اول. مذاکرات: ۱. نشست اسلام آباد ۲: ما در این موضوع دو ملاحظه اساسی داریم: الف. اقدامات خصمانه آمریکا، خصوصاً در بحث تشدید محاصره دریایی در ۴۸ ساعت اخیر (که ماجرای کشتی توسکا و توئیت ترامپ بخشی از آن است): این تلاش کاخ سفید برای اهرم سازی و کسب دست برتر پیش از آغاز مذاکرات به همراه سایر فعالیت‌های رسانه‌ای، نظامی و امنیتی پیدا و پنهان که هم شامل خواسته‌های زیاده خواهانه شده و هم شامل نقض آتش بس، تردیدهای جدی ایجاد کرده است. ب. موضوع امنیت تیم مذاکره کننده: با توجه به بازی‌های فریب مداوم دشمن جهت ردزنی مسئولین ایرانی و مغشوش کردن تصمیمات آنها، احتمال عدم حضور ونس و همچنین احتمال شروع حملات دشمن پیش از موعد مقرر پایان آتش‌بس، ملاحظات جدی درباره امنیت و سلامت تیم مذاکره کننده خصوصا در صورت شکست مذاکرات وجود دارد. بالاخص که در سناریوهای ازسرگیری جنگ، بحث آغاز آن با ترور مقامات کشورمان و در راس آن افراد تاثیرگذار هیئت مذاکراتی، جدی است. ۲. در موضوعات مورد مذاکره نیز دو چالش بسیار جدی همچنان در حوزه هسته‌ای و تنگه هرمز است. الف. هسته‌ای: در این حوزه، مهم ترین چالش بر سر مدت زمان و شکل تعلیق یا تداوم غنی سازی صنعتی به صورت تحت نظارت و یا در قالب کنسرسیوم و همچنین سرنوشت و مکانیزم مدیریت ذخایر اورانیوم، در سناریوهای مختلف مانند رقیق سازی، انتقال به خارج و ... است. در حال حاضر دشمن یک مدت زمان دائمی و یا بسیار زیاد در اولی، و تحویل کامل دومی را خواستار است که مورد پذیرش واقع نشده است. ب. تنگه هرمز: در این حوزه نیز دشمن به دنبال باز کردن تنگه بدون قائل شدن به هیچ نوع حق و حقوق خاصی برای ایران است. دوم. از سرگیری جنگ: ۱. اقدامات دشمن: در این موضوع، همانطور که قبل تر اشاره شد، آنها سعی خواهند کرد حمله خود را با ترور مقامات کشورمان، هجوم به مبادی شلیک، تهاجم به زیرساخت های کلیدی در جهت تحقق سیاست زمین سوخته در ایران و همچنین آغاز حمله زمینی با چند هدف متفاوت که حداقل آن، تصرف جزایر و سواحل و بنادر و حداکثر آن، فروپاشاندن کمربندهای دفاعی کشور برای دسترسی به عمق است را آغاز کنند. بنابراین به طور طبیعی شدت، گستره و شتاب جنگ بیش از قبل خواهد بود. ۲. اقدامات جمهوری اسلامی ایران: همانطور که ذکر شد، ایران نیز اقدامات متنوعی را طراحی کرده است. تداوم اقدامات موثر قبلی و ترمیم قوای آتش آفندی و پدافندی از یک سو، و پایان خطوط قرمز قبلی در هدف گیری مناطق حساس کشورهای عربی خصوصا سعودی و امارات و همچنین طراحی‌های جدید در شیوه، نوع و جغرافیای حملات از سوی دیگر باعث خواهد شد تا ما نیز با قوای بسیار سنگین تری نسبت به قبل بجنگیم، ضمن اینکه تهاجم زمینی را نیز فرصتی برای باز شدن دست خود در تلفات گیری عمده از سربازان آمریکایی می دانیم. هر چند حمله به زیرساخت ها حتما برای ما تلخ و پرخسارت خواهد بود، اما ۴ شریان و گلوگاه حیاتی دشمن که نه فقط برای منطقه، که برای جهان حیاتی است، در همان ساعات ابتدایی وارد دایره انهدام خواهند شد. همه مواردی که در بالا صرفا به کلیات آن اشاره شد، به همراه انبوهی از مسائل دیگر، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر داشته و متغیرها به صورت لحظه‌ای تغییر و یا افزوده می شوند. @Mohallell
در موضوع تنگه هرمز، خواسته اولیه آمریکا، بازگشت به وضعیت پیش از ۹ اسفند بود که در آن عبور و مرور مانند سابق باشد. امری که به شدت از سوی ایران رد شد زیرا نه تنها اکنون وضعیت متفاوت است، که آمریکایی ها مشخصاً از تنگه هرمز جهت آماده سازی های جنگی خود استفاده کرده بودند و ایران نیز با اخذ عوارض تامین امنیت، به دنبال تامین هزینه های بازسازی است. بنابراین آمریکا خیلی زود مکانیسم های جایگزینی پیشنهاد داد مانند مدیریت مشترک ایرانی - آمریکایی بر تنگه، ایجاد سازوکاری برای معافیت برخی کشتی ها از پرداخت عوارض و حتی مشابه ساختار درآمد نفتی عراق، تاسیس صندوقی در آمریکا که عوارض به آن واریز شده و سپس ایران جهت موارد بشردوستانه از آنها استفاده کند! این موارد جملگی رد شده است.
@Mohallell

۱۲:۰۱

thumbnail
سفرهای فرماندهی نیروی قدس سپاه به عراق، چه در زمان شهید سلیمانی و چه در زمان سردار قاآنی معمولاً از رسانه ها افشا می شد اما اعلان رسمی آن از سوی فرماندهی، یک امر کم سابقه است؛ خصوصا که این رخداد پس از جنگ چهل روزه رخ داده است. در این سفر، حاج اسماعیل در دیدار با فرماندهان مقاومت، سران اطار التنسیقی و البته ریاست سرویس اطلاعاتی عراق، روشن و شفاف بود؛ جایی که ایشان صریحاً از نامزدی نوری المالکی و یا هر نامزد مخالف آمریکا حمایت و تاکید کرد، امری که قبل تر نیز بدین شکل سابقه نداشته است. فارغ از چارچوب بندی های پیچیده سیاست داخلی عراق، این شیوه رفتاری، نشان می دهد که تهران بر این اساس عمل می کند که معادلات پس از جنگ سوم تحمیلی به نفع جمهوری اسلامی ایران در جریان بوده و ایران نیز باید به عنوان یک طرف پیروز ماجرا، در میدان رفتار کند. در صحنه عراق، موضوع اعلام کاندیدای نخست وزیری از سوی چارچوب هماهنگی عملا در میانه موازنه منطقه ای قرار گرفته و آمریکا با هدایت تام باراک، در حال هدایت فشارهای سیاسی و اقتصادی جهت تحمیل کاندیدای مطابق منافع خود است.
@Mohallell

۲۰:۵۰

هیچ نشانه عملیاتی مبنی بر لغو دائمی یک کارزار نظامی جدید از سوی آمریکا وجود ندارد. آنها در این مرحله با اقدام در ساحت فیزیکی و دستکاری محیط اطلاعاتی، به دنبال تاثیرگذاری شناختی بر ما هستند.
@Mohallell

۷:۴۴

اگر فرض کنیم که محاصره دریایی ایران که جغرافیای آن نیز در حال گسترش است، یک هدف کلی‌تر داشته و آن "محاصره کل کشور" باشد، محاصره دریایی را می توان یک گام در نظر گرفت و در این صورت باید جهت سناریوهای تروریستی و خرابکارانه در مبادی مرزی فعال هوایی و زمینی کشور نیز آمادگی داشت.
@Mohallell

۷:۴۵

یکی از اقدامات مهمی که پس از آتش بس در حال پیگیری است، زیر ضرب قرار دادن مستمر گروهک‌های تروریستی در اقلیم است. پیش از این، جز در مواقع خاص، تلاش می شد تا فرصت کافی به اربیل و بغداد برای حل مسئله داده شود با این حال یکی از معادلات جدیدی که در این جنگ وضع شده و تثبیت خواهد شد، هدف قرار دادن مستقیم و مداوم این مبداء تهدید دائمی علیه امنیت ملی کشور است، خصوصاً وقتی دشمن پیش از این به صورت عامدانه بسیاری از مراکز نظامی، انتظامی و امنیتی را در غرب کشور هدف قرار داده تا راه برای این گروهک ها هموار شود و ما نیز باید با تهاجم مستمر، این تهدید را دائما تضعیف کرده و اجازه شکل گیری ندهیم. این معادله موفق، می تواند به سایر مبادی تهدید علیه ایران در محیط پیرامونی کشور توسعه یابد و البته نیازمند تکمیل ابعاد آن در خود منطقه اقلیم کردی عراق نیز هستیم.
@Mohallell

۷:۵۱

thumbnail
یکی دیگر از معادلاتی که ظهور آن اهمیت راهبردی دارد، پایان سکوت حزب الله به نقض آتش بس است، امری که بر خلاف دوره قبلی صورت می گیرد. هر چند شدت و سرعت جنگ به شدت کاهش یافته، اما شاهد نقض های متعدد از سوی رژیم خصوصا در جنوب لبنان هستیم. در دوره گذشته، حزب الله سیاست سکوت در برابر این نقض ها و مسئولیت پذیر کردن دولت را پیش می برد اما اینبار بنا به شرایط جدید داخلی و خارجی، این سیاست پایان یافته و پس از هر نقض، مقاومت به مبداء شلیک و نقض آتش بس، یورش می برد که این را در چهار عملیات روز گذشته شاهد بودیم. بنابراین، پس از تجلی وحدت میادین در عرصه نظامی در طول جنگ چهل روزه، سپس توسعه این وحدت ساحات به عرصه سیاسی با فشار ایران جهت برقراری آتش بس در لبنان ذیل مذاکرات اسلام آباد، اکنون سومین تحول و معادله راهبردی، یعنی پاسخ به نقض آتش بس نیز در جبهه لبنان رخ داده است.
@Mohallell

۸:۰۰

«اول خلع سلاح کنید، بعداً جزئیات را بررسی می کنیم»این جوهره چیزی است که این روزها در محافل منطقه ای و بین المللی در خصوص غزه شنیده می شود، چه از سوی رژیم و آمریکا و چه از سوی شورای به اصطلاح صلح و حتی از سوی هماهنگ کننده سازمان ملل. این خلع سلاح که در مرحله دوم توافق غزه وجود داشته و اکنون درخواست می شود در حالی است که مرحله اول توافق که شامل ورود کمک های انسانی و بازگشایی گذرگاه ها است به هیچ وجه به طور کامل اجرایی نگردیده است. کاهش ورود کمک ها نسبت به توافق و ممانعت از ورود کالاهای دوگانه مانند سوخت و ... باعث شده تا بحران انسانی در نوار بار دیگر شدت گیرد. موضع سیاسی حماس نیز این است که ابتدا باید مرحله اول توافق به طور کامل اجرا شود تا بتوان در خصوص مرحله دوم بحث کرد، هر چند ایده هایی مانند اجرای همزمان مطرح شده است. در میدان، رژیم دکترین دست باز خود را پیگیری می کند و اینبار دیگر منتظر بهانه ای نیست بلکه بر اساس اینکه افرادی «نیت» حمله داشته اند، دست به ترور ولو در مناطق پرجمعیت می زند. همچنین اخیراً تروریست های غسان الدهینی در غزه تحت عنوان عملیات «ردع العدوان» فعالیت خود را تشدید کرده اند. این گروه های مزدور نیز قصد دارند خود را بیش از پیش مطرح کنند تا در مراحل بعدی، معامله نشوند. مقاومت نیز عملیات های کیفی خود را علیه این گروه ها انجام می دهد. در این خصوص، توجه به این نکته لازم است که مقاومت توانایی حمله به نیروهای رژیم در آن سوی خط زرد را دارد با این حال به دلیل حملات مداوم اسرائیل به غیرنظامیان که می تواند وضعیت را بدتر کند از این موضوع پرهیز می کند. همچنین رویکرد متحدسازی جبهه ها از سوی جمهوری اسلامی ایران شامل جبهه غزه نیز می شود و این موضوعی است که به اطلاع مقاومت فلسطین رسیده است.
@Mohallell

۸:۲۸

thumbnail
سربه‌هم‌آورده دیدم برگ‌های غنچه رااجتماع دوستان یک‌ دلم آمد به یاد

۲۱:۵۰

thumbnail
اکنون اهمیت بنادر ینبع و جده صرفا در بحث انتقال نفت از خط لوله شرق به غرب و صادرات نفت به بازارهای آسیایی و اروپایی که از باب‌المندب و سوئز عبور می‌کند نیست بلکه این دو بندر، خصوصا بندر جده تبدیل به هاب صادرات و واردات سایر کالاها، خصوصا کالاهای واردات کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شده است. ناوگروه جرالد فورد نیز با ماموریت حفاظت از منطقه در شمال دریای سرخ مستقر شده زیرا در بار قبلی که در بین ینبع و جده در رفت و آمد، خود هدف قرار گرفت. با این حال این تدابیر نیز کارساز نیست و عربستان در روزهای اخیر تلاش زیادی کرده که به وسیله دیپلماسی با صنعا و تلاش برای پیشبرد نقشه راه صلح، یمن را از هدف گیری باب المندب، دریای سرخ و این بنادر دور سازد.
@Mohallell

۲۳:۰۳

#موقتراه ارتباط با ادمین مجدداً در دسترس قرار گرفت.‎@Mohallel

۹:۲۶