بله | کانال مُحَلِّل
عکس پروفایل مُحَلِّلم

مُحَلِّل

۱۶.۲ هزار عضو
thumbnail

۲۱:۵۰

عملیات روز چهارشنبه رژیم در لبنان، به گفته خودشان ذیل استراتژی "قطع سر" دسته‌بندی می‌شد زیرا اماکن فرماندهی و کنترل حزب الله را هدف قرار داده و مبتنی بر فروپاشی آن اجرا شده بود، جایی که کاتز به صراحت گفت که این دومین ضربه مهلک ما به حزب الله پس از عملیات پیجری بوده است! با این حال، علی‌رغم حجم جنایت در بیروت، در کمتر از ۲۴ ساعت حزب‌الله عملیات‌های خود را آغاز کرد و با ثبت ۵۰ عملیات که هم رده بالاترین روزهای کاری حزب در ۴۰ روز قبلی بود، یک شگفتی برای دشمن آفرید. این عملیات‌ها دو ویژگی داشتند: اول. حفظ و برتری آتش بر شهرک‌های شمالی اراضی اشغالیدوم. اجرای عملیات‌های عمیق با موشک‌های سنگین‌تر فادی ۴ و ۵ با هدف قرار دادن حیفا، تل‌آویو و بندر اشدوداما این در یک زمینه گسترده‌تر نظامی باید بررسی شود:
@Mohallell

۲۳:۵۸

مُحَلِّل
عملیات روز چهارشنبه رژیم در لبنان، به گفته خودشان ذیل استراتژی "قطع سر" دسته‌بندی می‌شد زیرا اماکن فرماندهی و کنترل حزب الله را هدف قرار داده و مبتنی بر فروپاشی آن اجرا شده بود، جایی که کاتز به صراحت گفت که این دومین ضربه مهلک ما به حزب الله پس از عملیات پیجری بوده است! با این حال، علی‌رغم حجم جنایت در بیروت، در کمتر از ۲۴ ساعت حزب‌الله عملیات‌های خود را آغاز کرد و با ثبت ۵۰ عملیات که هم رده بالاترین روزهای کاری حزب در ۴۰ روز قبلی بود، یک شگفتی برای دشمن آفرید. این عملیات‌ها دو ویژگی داشتند: اول. حفظ و برتری آتش بر شهرک‌های شمالی اراضی اشغالی دوم. اجرای عملیات‌های عمیق با موشک‌های سنگین‌تر فادی ۴ و ۵ با هدف قرار دادن حیفا، تل‌آویو و بندر اشدود اما این در یک زمینه گسترده‌تر نظامی باید بررسی شود: @Mohallell
تبدیل غافلگیری به دامی برای عامل؛ یک چارچوب تحلیلی

undefined از زمان آغاز عملیات سیل الاقصی، رژیم صهیونیستی در دام یکی از مهمترین اصول جنگ افتاده است: غافلگیری. این حمله که نهادهای امنیتی و نظامی اسرائیل را غافلگیر کرد، یک شوک استراتژیک بود که اثرات آن هنوز هم احساس می‌شود، چرا که شکنندگی یک دکترین نظامی مبتنی بر فناوری و اطلاعات پیشرفته را آشکار کرد. موفقیت غافلگیری در هر جنگی یک عامل تعیین‌کننده است که ممکن است سرنوشت کل نبرد را تعیین کند.
undefined تقریباً یک سال بعد، اشغالگران تلاش کردند ابتکار عمل را به دست بگیرند و همین اصل را علیه محور مقاومت به کار گیرند و با حمله غافلگیرانه به لبنان، به این باور که حمله سریع، اعتبار آنها را باز خواهد گرداند، این اقدام را انجام دادند. با این حال، پاسخ‌های موشکی مقاومت اسلامی با پرتاب موشک‌های بالستیک به سمت تل آویو و اماکن حساس، بار دیگر معادله را معکوس کرد و دشمن را مجبور به آتش بس کرد.
undefined همین سناریو در جنگ ۱۲ روزه علیه ما تکرار شد، زمانی که طرح غافلگیرانه صهیونیست‌ها تنها در ۱۵ ساعت شکست خورد. بنابراین، ایده کنترل و غافلگیری سه بار متوالی شکست خورد: در غزه ، سپس لبنان و سپس ایران و مجدداً در ایران و اکنون در لبنان، در حالی که مقاومت همچنان قادر به جذب شوک و تبدیل آن به فرصت است.
undefined غافلگیری، آنطور که در نظریه‌های نظامی تعریف شده است، مبتنی بر حمله به دشمن در زمان، مکان یا روشی غیرمنتظره است تا فلج روانی و عملیاتی ایجاد کند که به مهاجم اجازه می‌دهد به سرعت و با حداقل هزینه به اهداف خود دست یابد. با این حال، این اصل نیازمند دو شرط اساسی است:۱. پنهان‌کاری مطلق و۲. داشتن ارزیابی دقیق از دشمن.هرگونه نقص در هر یک از این دو، غافلگیری را به دامی برای عامل آن تبدیل می‌کند.
undefined در جنگ‌های متعارف، ارتش‌های مدرن شبیه قطاری هستند که با سرعت بالا روی یک ریل دقیق حرکت می‌کند. وقتی یک حمله غافلگیرانه به طور غیرمنتظره رخ می‌دهد، کل سیستم از مسیر خود خارج می‌شود. در این زمینه، حملات غافلگیرانه به فرماندهی، ارتباطات، رادار و سیستم‌های الکترونیکی - اعصاب حیاتی ارتش - حمله می‌کنند. وقتی این اعصاب مختل می‌شوند، ارتش دچار سردرگمی می‌شود و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد و به روش‌های تصمیم‌گیری کندتر و سنتی‌تر روی می‌آورد و به دشمن خود زمان ارزشمندی برای مانور و گسترش نیروهایش می‌دهد .
undefined با این حال، در نیروی نامتقارن، وضعیت کاملاً متفاوت است. جنگجوی نامنظم از قبل در محیطی از عدم قطعیت زندگی می‌کند و دکترین جنگی آنها مبتنی بر سازگاری و انعطاف است، نه برنامه‌های سفت و سخت. بنابراین، غافلگیر کردن آنها به معنای سنتی دشوار است، زیرا غافلگیری در ذات آنهاست. در عرصه‌های مقاومت، هیچ مرکز ثقل واحدی وجود ندارد که بتوان با ضربه زدن به آن، آنها را فلج کرد. نیرو بین واحدهای کوچک و مستقلی توزیع می‌شود که قادر به ادامه جنگ حتی در صورت قطع ارتباط با فرماندهی خود هستند .
undefined از این رو، برای ارتش‌های منظم، غافلگیری ویروسی است که سیستم را مختل می‌کند، در حالی که برای نیروهای مقاومت، عنصر ذاتی برنامه‌ریزی رزمی آنهاست. به همین دلیل است که تل آویو با وجود به کارگیری مداوم اصل "هدف‌گیری عمودی" در تهران و بیروت نمی‌تواند آن‌ها را فلج کرده و این نیروها پس از جذب شوک و ضربه و با سازماندهی مجدد، روند وارد آوردن ضربات تاثیرمحور به دشمن را آغاز می‌کنند.
@Mohallell

۸:۱۴

پایه قضیه این بود و هست که طرفین علاقه دارند تا در دوره انتقالی بین سکوت نبرد نظامی تا شروع مذاکرات در اسلام آباد، با موضع برتر به پای میز مذاکره بروند. در این راستا نتانیاهو نیز به دنبال تحمیل برتری خود بر صحنه فعلی بود. ایران نیز به همین ترتیب دو پیش شرط مهم، یعنی آتش بس در بیروت و لبنان و همچنین آزادسازی اموال بلوکه شده ایران را مطرح کرده و از چهار اهرم خود یعنی تنگه هرمز، مذاکرات اسلام آباد، فعال سازی کشورهای ثالث و تدارک عملیات نظامی استفاده کرد. بدین ترتیب، اکنون آتش رژیم بر بیروت و ضاحیه متوقف شده و آنها وعده داده اند تا آتش بس در کل لبنان نیز بزودی اعلام می شود، هر چند درگیری ها در جنوب ادامه داشته و حزب الله نیز شلیک به جبهه شمال را متوقف نکرده است. از سوی دیگر رایزنی های فشرده میان ایران، کره جنوبی و قطر در جهت مکانیسم آزادسازی 6 میلیارد دلار اموال بلوکه شده نیز ادامه دارد. از این رو، هیئت مذاکراتی جمهوری اسلامی ایران نیز در شرایط فوق و البته، با عدم تحقق مهم ترین خواسته دشمن تا این لحظه، یعنی باز شدن تنگه هرمز، عازم اسلام آباد شد. در این بین دو نکته قابل توجه و ذکر است:اول. تلاش دشمن برای بدل زدن به وحدت سیاسی میادین است. پس از فشارهای ایران جهت شمول آتش بس به لبنان و همچنین دریافت برگه مطالبات حزب الله جهت طرح در اسلام آباد، آنها سریعاً روند مذاکره با دولت لبنان را آغاز کردند تا هم ایران تاثیری بر لبنان نداشته باشد، هم بتوانند در اسلام آباد از موضوع لبنان فرار کرده و آن را به مذاکرات دو به دوی بیروت و تل آویو گره بزنند و هم دولت دست نشانده سلام و عون که عملاً با این وضعت حذف می شد را نجات دهند. با این حال، همه می دانند که دولت ورشکسته فعلی، هیچ اراده، تاثیر یا توانی جهت قطع حتی یک گلوله صهیونیست ها را نیز ندارد و این موضع ایران است که تعیین کننده است. دوم. رویکرد امتیازگیری ایران در هر مرحله است. بر خلاف توافق و مذاکرات برجام که ما نقد را در ازای نسیه دادیم، اکنون در هر مرحله، شامل اعزام هیئت ایرانی، شروع مذاکرات، مذاکرات مستقیم و بعد در سایر مراحل، رویکرد ما، دریافت امتیازات عینی در ازای کوچک ترین امتیازات است. نبرد در عرصه های مختلف، به شکلی طاقت فرسا و پیچیده ادامه دارد.
@Mohallell

۱۸:۳۲

مُحَلِّل
پایه قضیه این بود و هست که طرفین علاقه دارند تا در دوره انتقالی بین سکوت نبرد نظامی تا شروع مذاکرات در اسلام آباد، با موضع برتر به پای میز مذاکره بروند. در این راستا نتانیاهو نیز به دنبال تحمیل برتری خود بر صحنه فعلی بود. ایران نیز به همین ترتیب دو پیش شرط مهم، یعنی آتش بس در بیروت و لبنان و همچنین آزادسازی اموال بلوکه شده ایران را مطرح کرده و از چهار اهرم خود یعنی تنگه هرمز، مذاکرات اسلام آباد، فعال سازی کشورهای ثالث و تدارک عملیات نظامی استفاده کرد. بدین ترتیب، اکنون آتش رژیم بر بیروت و ضاحیه متوقف شده و آنها وعده داده اند تا آتش بس در کل لبنان نیز بزودی اعلام می شود، هر چند درگیری ها در جنوب ادامه داشته و حزب الله نیز شلیک به جبهه شمال را متوقف نکرده است. از سوی دیگر رایزنی های فشرده میان ایران، کره جنوبی و قطر در جهت مکانیسم آزادسازی 6 میلیارد دلار اموال بلوکه شده نیز ادامه دارد. از این رو، هیئت مذاکراتی جمهوری اسلامی ایران نیز در شرایط فوق و البته، با عدم تحقق مهم ترین خواسته دشمن تا این لحظه، یعنی باز شدن تنگه هرمز، عازم اسلام آباد شد. در این بین دو نکته قابل توجه و ذکر است: اول. تلاش دشمن برای بدل زدن به وحدت سیاسی میادین است. پس از فشارهای ایران جهت شمول آتش بس به لبنان و همچنین دریافت برگه مطالبات حزب الله جهت طرح در اسلام آباد، آنها سریعاً روند مذاکره با دولت لبنان را آغاز کردند تا هم ایران تاثیری بر لبنان نداشته باشد، هم بتوانند در اسلام آباد از موضوع لبنان فرار کرده و آن را به مذاکرات دو به دوی بیروت و تل آویو گره بزنند و هم دولت دست نشانده سلام و عون که عملاً با این وضعت حذف می شد را نجات دهند. با این حال، همه می دانند که دولت ورشکسته فعلی، هیچ اراده، تاثیر یا توانی جهت قطع حتی یک گلوله صهیونیست ها را نیز ندارد و این موضع ایران است که تعیین کننده است. دوم. رویکرد امتیازگیری ایران در هر مرحله است. بر خلاف توافق و مذاکرات برجام که ما نقد را در ازای نسیه دادیم، اکنون در هر مرحله، شامل اعزام هیئت ایرانی، شروع مذاکرات، مذاکرات مستقیم و بعد در سایر مراحل، رویکرد ما، دریافت امتیازات عینی در ازای کوچک ترین امتیازات است. نبرد در عرصه های مختلف، به شکلی طاقت فرسا و پیچیده ادامه دارد. @Mohallell
شاید بتوان گفت که مهم‌ترین و حساس‌ترین نبردی که در درون و بیرون محل این مذاکرات جریان خواهد داشت و شاید از هم اکنون نیز آغاز شده باشد، نبرد در حوزه ضد اطلاعات با CIA است.
@Mohallell

۲۲:۳۴

مُحَلِّل
شاید بتوان گفت که مهم‌ترین و حساس‌ترین نبردی که در درون و بیرون محل این مذاکرات جریان خواهد داشت و شاید از هم اکنون نیز آغاز شده باشد، نبرد در حوزه ضد اطلاعات با CIA است. @Mohallell
مهم ترین موضوعی که سازمان سیا در این مذاکرات به دنبال آن بود، تکمیل چرخه اطلاعات راهبردی خود در خصوص وضعیت سیاست داخلی ایران، خصوصا پس از ترورهای اخیر بود تا بدانند نفرات، نظرات، میزان انسجام و جدیت و همچنین روابط میان دیپلماسی و میدان در ایران به چه صورت است. ایران نیز در این زمینه با هوشمندی عمل کرده و با اعزام یک تیم منسجم در قالب کمیته های مختلف و همچنین پافشاری منطقی بر خواسته‌ها و خطوط قرمز خود این پیام را منتقل کرد که جمهوری اسلامی انسجام و پایداری سیاسی خود را حفظ کرده و هماهنگی میان بخش های مختلف سیاسی و نظامی نیز برقرار است که مثال عملی آن را در ماجرای عبور دو ناوشکن آمریکایی از تنگه هرمز دیدیم. اکنون و به طور کلی دشمن تلاش دارد تا یک چرخه فرسایشی «مذاکره - فشار و ضربه - مذاکره» را تثبیت کند که در آن پس از هر مذاکره، فشار یا ضربه را افزایش داده و به قول خودشان، همانطور که روبویتز پیشنهاد داد هر بار نیز هیئت حاکمه ایران را هدف قرار داده و مجدداً با شروطی جدید پای میز مذاکره بنشینند تا ایران به نقطه تسلیم برسد. ابتدا تلاش در جهت معکوس سازی این چرخه و سپس نابودی آن در دستور کار قرار می گیرد.
@Mohallell

۸:۱۱

ترامپ در ادامه روش های قماربازانه خود که یک برگه را ناگهان روی میز انداخته و منتظر شانس می مانند، اکنون معادله همه یا هیچ کس را وضع کرده تا در ادامه تلاش های خود پس از اقدامات متعدد مانند تشکیل ائتلاف (شکست خورده)، تهدید و گروگان گیری، آتش بس، مذاکره و ...، اهرم تنگه را از دست ما خارج کند اما خود وی بهتر می داند که در واقع «همه» در این معادله ادعایی او قرار نمی گیرند و این تصمیم ماست که اینبار «همه» را وارد این معادله سازیم.
@Mohallell

۱۴:۵۷

در این روزها و ساعات، کار در هر دو عرصه نظامی - امنیتی و سیاسی پیش می‌رود. در عرصه نظامی، علاوه بر اقدامات ترمیمی جهت آمادگی ازسرگیری جنگ، آمادگی جهت اجرای سناریوهای از پیش تعیین شده در پاسخ به محاصره دریایی ایران وجود دارد. در عرصه مذاکرات نیز، هر چند گفتگوهای اسلام آباد به نتیجه نهایی منجر نشد، اما این روند کماکان به شکل فعال ادامه دارد، خصوصاً از سوی میانجی‌ها، چه در جهت تمدید آتش بس، عدم گسترش تنش و برگزاری یک جلسه دیگر و چه در جهت تبادل پیام و پاسخ به طرح‌های طرفین. نکته مهم اینجاست که هر دو عرصه کاملاً به یکدیگر متصل و هماهنگ بوده و هر عرصه، اقدامات خود را با توجه به روندهای عرصه دیگر پیش می‌‌برد.
@Mohallell

۷:۳۱

thumbnail
سراپا اگر زرد و پژمرده ایمولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی، لب پنجرهپُر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایماگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایماگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم!اگر خنجر دوستان، گرده ایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:همین زخم هایی که نشمرده ایم!
دلی سربلند و سری سر به زیراز این دست عمری به سر برده ایم

۲۱:۵۰

thumbnail

۲۱:۵۰

متاسفانه ما از گذشته در موضوعات رسانه ای ضعف داشته ایم و طبعاً در شرایط فعلی، این مشکل دستکم به سه دلیل در مواقعی تشدید شده است:اول. شرایط پیچیده، سریع و مبهم: شرایط فعلی، خصوصاً وقتی مذاکرات سیاسی به جریان می افتد، بسیار پیچیده، چند متغیره و سریع است. به عبارتی، سرعت تحولات به کسری از ساعت رسیده و هر چند دقیقه ممکن است یک اتفاق جدید روی دهد که همه موارد قبلی را برهم بزند. در این شرایط، ارائه اطلاعات و تحلیل و ... خصوصا بر روی رخدادها، تقریبا غیرممکن است و صرفا باعث بی اعتبار شدن افراد می شود. این برای طرف مقابل نیز صادق است. از این رو، شما می بینید که خبرگزاری ها و روزنامه های خارجی دائما صحبت هایی را مطرح می کنند که ساعتی بعد، کذب، نقص و نقض آنها مشخص می شود. یک مثال آن، این است که بندهایی که در حال مذاکره است و یا یک پیشنهاد از سوی یک طرف است، به شکلی غیرکامل از سوی رسانه های غربی مطرح می شود. به این موضوعات باید در خود مذاکرات رسیدگی شود. دوم. شرایط جنگی: در حقیقت ما در یک جنگ متعارف با دو کشور خارجی قرار نداریم بلکه مستقیماً در حال نبرد با دو دولت تروریست هستیم که ترور، ذات دکترین آنها محسوب می شود. در چنین شرایطی، چه در وضعیت جنگی چه در حالت آتش بس، تلاش برای ردزنی مسئولین ادامه دارد. این شرایط سخت هم باعث بروز برخی ناهماهنگی ها شده و هم ارتباط میدان (نه به معنای عرصه نظامی) و رسانه را کمرنگ می کند. سوم. اما وجود فردی مانند ترامپ است که همانند یک بوق عملیات روانی کار می کند. برای وی نیز مهم نیست که حرف هایش تا چه میزان انسجام داشته باشد. وی خود نیز هر ساعت حرف های خود را نیز تغییر می دهد و این را می توانید در هر حرف او رصد کنید. لذا نباید بر روی همه حرف های او حساب باز کرد. تجربه پافشاری بر آتش بس در لبنان و اکنون بستن مجدد تنگه هرمز به دلیل محاصره دریایی نشان می دهد که باید از قضاوت های سریع و عجولانه پرهیز کرد. راهکار چیست؟با این حال روشن است که تداوم وضع فعلی نیز غیرممکن است زیرا باعث انهدام مرجعیت داخلی و همچنین ایجاد ابهام و تردید و بی اعتمادی و خشم در میان مردمی می شود که اکنون مهم ترین و راهبردی ترین اهرم ما هستند. بنابراین با توجه به مسائل فوق الذکر یکی از بهترین راهکارها، توضیح شرایط کلی و روندها از سوی مقامات کشورمان به جای توضیح رخدادها است. این، یعنی توضیح زمینه ها و روندها به جای رویدادها باعث می شود تا یک درک کلی شکل گرفته و بعداً نیز بتوان رویدادها را در آن شرایط تحلیل کرد.
@Mohallell

۹:۲۰

در صورت آغاز مجدد جنگ، احتمالاً جنگ از نقطه‌ای که پایان یافته بود، آغاز خواهد شد. بنابراین دشمن نیز از یک چهارضلعی در حملات خود، شامل ترور، حمله زمینی، تخریب زیرساخت‌ها و تهاجم به سایر اماکن نظامی و امنیتی بهره خواهد برد. با توجه سرعت پایین‌تر ترمیم پدافندی، آنها احتمالاً به سمت افزایش حجم و متنوع‌سازی آتش خود خواهند رفت. جمهوری اسلامی ایران نیز با استفاده از فرصت جاری و ترمیم مواضع نیز متقابلاً استراتژی‌های متقابل و جدید تهاجمی و افزایش قابلیت‌های پدافندی را دنبال می کند. حملاتی که در حین اعلام آتش‌بس رخ داد، بخش کوچکی از توان آتش متقابل ایران بود که در سایه شدیدترین حملات تدارک یافته بود.
@Mohallell

۱۵:۱۱

مُحَلِّل
متاسفانه ما از گذشته در موضوعات رسانه ای ضعف داشته ایم و طبعاً در شرایط فعلی، این مشکل دستکم به سه دلیل در مواقعی تشدید شده است: اول. شرایط پیچیده، سریع و مبهم: شرایط فعلی، خصوصاً وقتی مذاکرات سیاسی به جریان می افتد، بسیار پیچیده، چند متغیره و سریع است. به عبارتی، سرعت تحولات به کسری از ساعت رسیده و هر چند دقیقه ممکن است یک اتفاق جدید روی دهد که همه موارد قبلی را برهم بزند. در این شرایط، ارائه اطلاعات و تحلیل و ... خصوصا بر روی رخدادها، تقریبا غیرممکن است و صرفا باعث بی اعتبار شدن افراد می شود. این برای طرف مقابل نیز صادق است. از این رو، شما می بینید که خبرگزاری ها و روزنامه های خارجی دائما صحبت هایی را مطرح می کنند که ساعتی بعد، کذب، نقص و نقض آنها مشخص می شود. یک مثال آن، این است که بندهایی که در حال مذاکره است و یا یک پیشنهاد از سوی یک طرف است، به شکلی غیرکامل از سوی رسانه های غربی مطرح می شود. به این موضوعات باید در خود مذاکرات رسیدگی شود. دوم. شرایط جنگی: در حقیقت ما در یک جنگ متعارف با دو کشور خارجی قرار نداریم بلکه مستقیماً در حال نبرد با دو دولت تروریست هستیم که ترور، ذات دکترین آنها محسوب می شود. در چنین شرایطی، چه در وضعیت جنگی چه در حالت آتش بس، تلاش برای ردزنی مسئولین ادامه دارد. این شرایط سخت هم باعث بروز برخی ناهماهنگی ها شده و هم ارتباط میدان (نه به معنای عرصه نظامی) و رسانه را کمرنگ می کند. سوم. اما وجود فردی مانند ترامپ است که همانند یک بوق عملیات روانی کار می کند. برای وی نیز مهم نیست که حرف هایش تا چه میزان انسجام داشته باشد. وی خود نیز هر ساعت حرف های خود را نیز تغییر می دهد و این را می توانید در هر حرف او رصد کنید. لذا نباید بر روی همه حرف های او حساب باز کرد. تجربه پافشاری بر آتش بس در لبنان و اکنون بستن مجدد تنگه هرمز به دلیل محاصره دریایی نشان می دهد که باید از قضاوت های سریع و عجولانه پرهیز کرد. راهکار چیست؟ با این حال روشن است که تداوم وضع فعلی نیز غیرممکن است زیرا باعث انهدام مرجعیت داخلی و همچنین ایجاد ابهام و تردید و بی اعتمادی و خشم در میان مردمی می شود که اکنون مهم ترین و راهبردی ترین اهرم ما هستند. بنابراین با توجه به مسائل فوق الذکر یکی از بهترین راهکارها، توضیح شرایط کلی و روندها از سوی مقامات کشورمان به جای توضیح رخدادها است. این، یعنی توضیح زمینه ها و روندها به جای رویدادها باعث می شود تا یک درک کلی شکل گرفته و بعداً نیز بتوان رویدادها را در آن شرایط تحلیل کرد. @Mohallell
جامعه اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، همانند گذشته، تلاش گسترده‌ای جهت جمع آوری اطلاعات، خصوصاً از مقامات کشورمان، جهت عملیات های ترور (خصوصا در دور بعدی جنگ) و همچنین تحلیل آنچه که در ذهن ایران می‌گذرد، انجام می‌دهند بنابراین طبیعی است که پروتکل های ارتباطی، رفت و آمد و فعالیت و تحرکات مسئولین نیز به شدت محدود باشد. در این راستا، یکی از اهداف توئیت‌ها و سخنان پیاپی و ضدونقیض ترامپ و برخی رسانه های مسئول عملیات روانی در غرب مانند آکسیوس، افزایش ابهام و تردید در کشور جهت واکنش و تحرک مقامات مسئول (در لایه مسئولین نه فقط افکار عمومی) و همچنین کشف و ایجاد خلل در روند تصمیم گیری های کشور با افزایش لحظه ای متغیرهای متناقض و مبهم است.
@Mohallell

۲۰:۳۳

بازارسال شده از مُحَلِّل
سردار شهید حسین سلامی در سال ۱۳۸۵ "جنگ آینده" را اینگونه تعریف کرده است: جنگی شناخت‌محور و فناورپایه است که از طریق هم‌افزایی قابلیت‌های دفاعی – امنیتی و اشراف اطلاعاتی در صحنه‌های سیال جغرافیایی و شبکه‌ای، به‌صورت مستقیم، نیابتی، ائتلافی و یا یک بازیگر انجام می‌شود. این جنگ، نوعی عملیات غافلگیرکننده است که با مداخله مستقیم و غیرمستقیم قدرت‌های بزرگ و استفاده حداکثری از گروه‌های فراملی و ملی، به‌منظور شکست راهبردی دشمن و نابودی زیرساخت‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و زیست‌محیطی اجرا می‌شود.
@Mohallell

۲۰:۴۱

thumbnail
داب ما در کانال هیچ گاه مطلبی جهت تخریب یا ستایش بی‌رویه افراد نبوده است. با این حال، برخی حملات علیه سردار قالیباف در این روزها، ناجوانمردانه است. فارغ از اهمیت حفظ وحدت ملی، محور این تخریب‌ها این است که وی به دنبال قدرت است! سوال این است که چگونه می‌توان چنین سخنانی را برای فردی به کار برد که فقط در همین یک سال اخیر چندین بار، تنها با معجزه الهی در میان ما مانده است و لقب "شهید زنده" به معنای واقعی کلمه مستحق ایشان است و از سوی دیگر، سمت رسمی که اکنون و از یک سال پیش از زمان جنگ ۱۲ روزه دارند نیز بالاتر از هر پست موجود است. فرماندهی جنگ نظامی، مسئولیت جنگِ مذاکره و اداره مجلس و امورات کشوری زیر سایه تهدید عینی دشمن که البته تحت امر و تدابیر امام شهید و رهبر کنونی انقلاب صورت گرفته و می‌گیرد، به طور همزمان کار هر کسی نیست و ما امیدوار و خوشحالیم که یار حاج احمد کاظمی و حاج قاسم سلیمانی در این برهه تاریخی در این جایگاه استثنایی قرار گرفته است. کسانی هم که در شرایط فعلی مرزبندی‌های سیاسی را رها نمی‌کنند، هیچ گاه در خط منافع ملی قرار نخواهند گرفت.
@Mohallell

۲۳:۰۳

thumbnail
یکی از مسائلی که در روزهای گذشته مدام دست به دست می‌شد، این سخنان شهیدسید حسن نصرالله است که از آن به عنوان "گلایه سید از ایران" تعبیر می شود. حال که محتوای سخنان چنین چیزی نیست. در عمل اما اشاره سید به عدم پاسخ یکپارچه مقاومت پس از رویدادهایی است که دشمن در یک هفته به بندرالحدیده حمله کرد، حاج محسن را در ضاحیه ترور و ساعاتی بعد اسماعیل هنیه را در تهران به شهادت رساند‌. از این رو کل اضلاع محور دارای حق پاسخ شدند اما هر یک ملاحظات سیاسی، نظامی و عملیاتی خاص خود را داشتند. البته یکی از این ملاحظات که می‌توان به آن نقدهای جدی وارد کرد نیز "فرصت دادن به مذاکرات" جهت آتش بس در غزه بود؛ امری که خود سید نیز آن را اعلام کرد و دلیل آن را اولویت پایان جنگ در غزه دانست. اما اگر بخواهیم به طور جزئی به ماجرا بپردازیم می‌توانیم دو نکته را بیان کنیم: اول. عملیات وعده صادق ۲ پیش از تاریخ اجرای خود، در مواردی قبل تر در مرز اجرا بود که به دلیل ملاحظات حفاظتی لغو شد. دوم. در طراحی اصلی و گسترده‌تر عملیات اربعین، کرانه باختری نقش مهمی داشت که آن نیز اجرا نشد. سخنان امام شهید در این خصوص را فراموش نکنیم.

@Mohallell

۲۳:۴۲

در حال حاضر، چند موضوع و مسئله اصلی بر روی میز وجود دارد:
اول. مذاکرات: ۱. نشست اسلام آباد ۲: ما در این موضوع دو ملاحظه اساسی داریم:الف. اقدامات خصمانه آمریکا، خصوصاً در بحث تشدید محاصره دریایی در ۴۸ ساعت اخیر (که ماجرای کشتی توسکا و توئیت ترامپ بخشی از آن است): این تلاش کاخ سفید برای اهرم سازی و کسب دست برتر پیش از آغاز مذاکرات به همراه سایر فعالیت‌های رسانه‌ای، نظامی و امنیتی پیدا و پنهان که هم شامل خواسته‌های زیاده خواهانه شده و هم شامل نقض آتش بس، تردیدهای جدی ایجاد کرده است. ب. موضوع امنیت تیم مذاکره کننده: با توجه به بازی‌های فریب مداوم دشمن جهت ردزنی مسئولین ایرانی و مغشوش کردن تصمیمات آنها، احتمال عدم حضور ونس و همچنین احتمال شروع حملات دشمن پیش از موعد مقرر پایان آتش‌بس، ملاحظات جدی درباره امنیت و سلامت تیم مذاکره کننده خصوصا در صورت شکست مذاکرات وجود دارد. بالاخص که در سناریوهای ازسرگیری جنگ، بحث آغاز آن با ترور مقامات کشورمان و در راس آن افراد تاثیرگذار هیئت مذاکراتی، جدی است.
۲. در موضوعات مورد مذاکره نیز دو چالش بسیار جدی همچنان در حوزه هسته‌ای و تنگه هرمز است.الف. هسته‌ای: در این حوزه، مهم ترین چالش بر سر مدت زمان و شکل تعلیق یا تداوم غنی سازی صنعتی به صورت تحت نظارت و یا در قالب کنسرسیوم و همچنین سرنوشت و مکانیزم مدیریت ذخایر اورانیوم، در سناریوهای مختلف مانند رقیق سازی، انتقال به خارج و ... است. در حال حاضر دشمن یک مدت زمان دائمی و یا بسیار زیاد در اولی، و تحویل کامل دومی را خواستار است که مورد پذیرش واقع نشده است. ب. تنگه هرمز: در این حوزه نیز دشمن به دنبال باز کردن تنگه بدون قائل شدن به هیچ نوع حق و حقوق خاصی برای ایران است.
دوم. از سرگیری جنگ:۱. اقدامات دشمن: در این موضوع، همانطور که قبل تر اشاره شد، آنها سعی خواهند کرد حمله خود را با ترور مقامات کشورمان، هجوم به مبادی شلیک، تهاجم به زیرساخت های کلیدی در جهت تحقق سیاست زمین سوخته در ایران و همچنین آغاز حمله زمینی با چند هدف متفاوت که حداقل آن، تصرف جزایر و سواحل و بنادر و حداکثر آن، فروپاشاندن کمربندهای دفاعی کشور برای دسترسی به عمق است را آغاز کنند. بنابراین به طور طبیعی شدت، گستره و شتاب جنگ بیش از قبل خواهد بود.
۲. اقدامات جمهوری اسلامی ایران: همانطور که ذکر شد، ایران نیز اقدامات متنوعی را طراحی کرده است. تداوم اقدامات موثر قبلی و ترمیم قوای آتش آفندی و پدافندی از یک سو، و پایان خطوط قرمز قبلی در هدف گیری مناطق حساس کشورهای عربی خصوصا سعودی و امارات و همچنین طراحی‌های جدید در شیوه، نوع و جغرافیای حملات از سوی دیگر باعث خواهد شد تا ما نیز با قوای بسیار سنگین تری نسبت به قبل بجنگیم، ضمن اینکه تهاجم زمینی را نیز فرصتی برای باز شدن دست خود در تلفات گیری عمده از سربازان آمریکایی می دانیم. هر چند حمله به زیرساخت ها حتما برای ما تلخ و پرخسارت خواهد بود، اما ۴ شریان و گلوگاه حیاتی دشمن که نه فقط برای منطقه، که برای جهان حیاتی است، در همان ساعات ابتدایی وارد دایره انهدام خواهند شد.همه مواردی که در بالا صرفا به کلیات آن اشاره شد، به همراه انبوهی از مسائل دیگر، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر داشته و متغیرها به صورت لحظه‌ای تغییر و یا افزوده می شوند.
@Mohallell

۲۱:۳۶

مُحَلِّل
در حال حاضر، چند موضوع و مسئله اصلی بر روی میز وجود دارد: اول. مذاکرات: ۱. نشست اسلام آباد ۲: ما در این موضوع دو ملاحظه اساسی داریم: الف. اقدامات خصمانه آمریکا، خصوصاً در بحث تشدید محاصره دریایی در ۴۸ ساعت اخیر (که ماجرای کشتی توسکا و توئیت ترامپ بخشی از آن است): این تلاش کاخ سفید برای اهرم سازی و کسب دست برتر پیش از آغاز مذاکرات به همراه سایر فعالیت‌های رسانه‌ای، نظامی و امنیتی پیدا و پنهان که هم شامل خواسته‌های زیاده خواهانه شده و هم شامل نقض آتش بس، تردیدهای جدی ایجاد کرده است. ب. موضوع امنیت تیم مذاکره کننده: با توجه به بازی‌های فریب مداوم دشمن جهت ردزنی مسئولین ایرانی و مغشوش کردن تصمیمات آنها، احتمال عدم حضور ونس و همچنین احتمال شروع حملات دشمن پیش از موعد مقرر پایان آتش‌بس، ملاحظات جدی درباره امنیت و سلامت تیم مذاکره کننده خصوصا در صورت شکست مذاکرات وجود دارد. بالاخص که در سناریوهای ازسرگیری جنگ، بحث آغاز آن با ترور مقامات کشورمان و در راس آن افراد تاثیرگذار هیئت مذاکراتی، جدی است. ۲. در موضوعات مورد مذاکره نیز دو چالش بسیار جدی همچنان در حوزه هسته‌ای و تنگه هرمز است. الف. هسته‌ای: در این حوزه، مهم ترین چالش بر سر مدت زمان و شکل تعلیق یا تداوم غنی سازی صنعتی به صورت تحت نظارت و یا در قالب کنسرسیوم و همچنین سرنوشت و مکانیزم مدیریت ذخایر اورانیوم، در سناریوهای مختلف مانند رقیق سازی، انتقال به خارج و ... است. در حال حاضر دشمن یک مدت زمان دائمی و یا بسیار زیاد در اولی، و تحویل کامل دومی را خواستار است که مورد پذیرش واقع نشده است. ب. تنگه هرمز: در این حوزه نیز دشمن به دنبال باز کردن تنگه بدون قائل شدن به هیچ نوع حق و حقوق خاصی برای ایران است. دوم. از سرگیری جنگ: ۱. اقدامات دشمن: در این موضوع، همانطور که قبل تر اشاره شد، آنها سعی خواهند کرد حمله خود را با ترور مقامات کشورمان، هجوم به مبادی شلیک، تهاجم به زیرساخت های کلیدی در جهت تحقق سیاست زمین سوخته در ایران و همچنین آغاز حمله زمینی با چند هدف متفاوت که حداقل آن، تصرف جزایر و سواحل و بنادر و حداکثر آن، فروپاشاندن کمربندهای دفاعی کشور برای دسترسی به عمق است را آغاز کنند. بنابراین به طور طبیعی شدت، گستره و شتاب جنگ بیش از قبل خواهد بود. ۲. اقدامات جمهوری اسلامی ایران: همانطور که ذکر شد، ایران نیز اقدامات متنوعی را طراحی کرده است. تداوم اقدامات موثر قبلی و ترمیم قوای آتش آفندی و پدافندی از یک سو، و پایان خطوط قرمز قبلی در هدف گیری مناطق حساس کشورهای عربی خصوصا سعودی و امارات و همچنین طراحی‌های جدید در شیوه، نوع و جغرافیای حملات از سوی دیگر باعث خواهد شد تا ما نیز با قوای بسیار سنگین تری نسبت به قبل بجنگیم، ضمن اینکه تهاجم زمینی را نیز فرصتی برای باز شدن دست خود در تلفات گیری عمده از سربازان آمریکایی می دانیم. هر چند حمله به زیرساخت ها حتما برای ما تلخ و پرخسارت خواهد بود، اما ۴ شریان و گلوگاه حیاتی دشمن که نه فقط برای منطقه، که برای جهان حیاتی است، در همان ساعات ابتدایی وارد دایره انهدام خواهند شد. همه مواردی که در بالا صرفا به کلیات آن اشاره شد، به همراه انبوهی از مسائل دیگر، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر داشته و متغیرها به صورت لحظه‌ای تغییر و یا افزوده می شوند. @Mohallell
در موضوع تنگه هرمز، خواسته اولیه آمریکا، بازگشت به وضعیت پیش از ۹ اسفند بود که در آن عبور و مرور مانند سابق باشد. امری که به شدت از سوی ایران رد شد زیرا نه تنها اکنون وضعیت متفاوت است، که آمریکایی ها مشخصاً از تنگه هرمز جهت آماده سازی های جنگی خود استفاده کرده بودند و ایران نیز با اخذ عوارض تامین امنیت، به دنبال تامین هزینه های بازسازی است. بنابراین آمریکا خیلی زود مکانیسم های جایگزینی پیشنهاد داد مانند مدیریت مشترک ایرانی - آمریکایی بر تنگه، ایجاد سازوکاری برای معافیت برخی کشتی ها از پرداخت عوارض و حتی مشابه ساختار درآمد نفتی عراق، تاسیس صندوقی در آمریکا که عوارض به آن واریز شده و سپس ایران جهت موارد بشردوستانه از آنها استفاده کند! این موارد جملگی رد شده است.
@Mohallell

۱۲:۰۱

thumbnail
سفرهای فرماندهی نیروی قدس سپاه به عراق، چه در زمان شهید سلیمانی و چه در زمان سردار قاآنی معمولاً از رسانه ها افشا می شد اما اعلان رسمی آن از سوی فرماندهی، یک امر کم سابقه است؛ خصوصا که این رخداد پس از جنگ چهل روزه رخ داده است. در این سفر، حاج اسماعیل در دیدار با فرماندهان مقاومت، سران اطار التنسیقی و البته ریاست سرویس اطلاعاتی عراق، روشن و شفاف بود؛ جایی که ایشان صریحاً از نامزدی نوری المالکی و یا هر نامزد مخالف آمریکا حمایت و تاکید کرد، امری که قبل تر نیز بدین شکل سابقه نداشته است. فارغ از چارچوب بندی های پیچیده سیاست داخلی عراق، این شیوه رفتاری، نشان می دهد که تهران بر این اساس عمل می کند که معادلات پس از جنگ سوم تحمیلی به نفع جمهوری اسلامی ایران در جریان بوده و ایران نیز باید به عنوان یک طرف پیروز ماجرا، در میدان رفتار کند. در صحنه عراق، موضوع اعلام کاندیدای نخست وزیری از سوی چارچوب هماهنگی عملا در میانه موازنه منطقه ای قرار گرفته و آمریکا با هدایت تام باراک، در حال هدایت فشارهای سیاسی و اقتصادی جهت تحمیل کاندیدای مطابق منافع خود است.
@Mohallell

۲۰:۵۰