۱۹:۰۳
بازارسال شده از zahra
۱۹:۱۸
بازارسال شده از zahra
الان که شنیدم دقیقا وصف حال همین روزا و ماه های اخیر بود
۱۹:۱۸
| محمدیِ رابع |
فیلم
این فیلمو یکی از دوستان امشب برام فرستادند، مربوط به اسفندماه ۱۴۰۳ و #شعرخوانی من در مراسمی از دانشجوهای علوم پزشکی شیرازه.
یادش بخیر...
یادش بخیر...
۱۹:۲۲
دیشب یکی از دوستانپیرامون سنگ قبر پدرشون شعر مناسب میخواستند، یادم به این شعر #پروین افتاد :
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
تیشهای بود که شد باعث ویرانی من...
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
تیشهای بود که شد باعث ویرانی من...
۵:۳۶
تیشهای که برای کندنِ گور استفاده میشه رو سوژهی خودش گرفته...
۵:۳۷
یه غزل طولانیهولی بیت آخرشو دخترا خیلی خوب درک میکنن :
۵:۳۹
گنج خود خواندیام و رفتی و بگذاشتیام...
ای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من؟!
#پروین_اعتصامی@mohammadi_rabe
ای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من؟!
#پروین_اعتصامی@mohammadi_rabe
۵:۳۹
اشعار تو این مایه و مناسب برای سنگ قبر یک پدر رو اگر تو ذهن داشتید بفرستید برام. @shiraz_wound چقدر خوب که از اشعار درست و فاخر در همهجا استفاده بشه. کمک کنیم به این ماجرا...
۵:۴۱
یه بیمار دچار زخم بستر دارم،همسرشون هروقت میخوان منو بدرقه کنن،میگن «خدا هیچوقت خجالتت نده!»(مثل دقایقی پیش)
دعای متفاوتی بود و نوعی هنجارگریزی محسوب میشه. علت اینکه باعث شد تو ذهن من بمونه و بیام برای شما بگمش هم همینه؛ تفاوت داشتن، انحراف از نُرم و خرق عادت. هر اثر هنری در صورتی به دیگران و نسل بعد روایت میشه که «تفاوت» ایجاد کرده باشه.
خلاصهی ماجرای هنر همین بود دوستان!
@mohammadi_rabe
دعای متفاوتی بود و نوعی هنجارگریزی محسوب میشه. علت اینکه باعث شد تو ذهن من بمونه و بیام برای شما بگمش هم همینه؛ تفاوت داشتن، انحراف از نُرم و خرق عادت. هر اثر هنری در صورتی به دیگران و نسل بعد روایت میشه که «تفاوت» ایجاد کرده باشه.
خلاصهی ماجرای هنر همین بود دوستان!
@mohammadi_rabe
۵:۰۳
براتون پیرامون هنجارگریزی و انحراف از نُرم بازهم خواهم گفت. موضوع مهمی در شعر و دیگر هنرهاست. خصوصاً در مکتب فرمالیسم.
۵:۰۵
#شاید_ندونید که امروز ۲۸ اردیبهشت، در تقویم رسمی ایران، به نام «خیام» نامگذاری شده اما تاریخ درستی نیست!
خیامی که در تدوین تقویم خورشیدی ما اینقدر نقش داشته...
حالا چرا؟ قسمتی از مقالهی «یونس کرامتی» رو بخونید، مدیر گروه تاریخ علم «دانشنامه ایران» :
«تا جایی که میدانیم، در هیچ یک از منابع کهن، زادروز خیام به تصریح نیامده است. اما علی بن زید بیهقی که در سال 507ق در خردسالی همراه با پدر خود با خیام دیدار کرده بود، زایچۀ او (یعنی وضعیت ماه، خورشید و 5 سیارۀ شناخته شدۀ آن روزگار در روز تولد وی) را چنین آورده است :
طالعش جوزا بود و آفتاب و عطارد بر درجۀ طالع در حـ از جوزا و عطارد صمیمی و مشتری از تثلیث ناظر بر آن دومعنی عبارات فوق در احکام نجوم دورۀ اسلامی بدین قرار است:
«آفتاب و عطارد بر درجۀ طالع»: در هنگام تولد وی آفتاب و عطارد در حال طلوع بودهاند. پس تولد خیام درست هنگام برآمدن آفتاب بوده است .
«آفتاب... در حـ از [برج] جوزا»: یعنی طول دایرة البروجی در آن روز 63 درجه بوده است. زیرا برج جوزا سومین برج دایرة البروج است و باید 30 درجه به ازای هر برج پیش از آن ، یعنی حَمَل و ثَوْر (در مجموع 60 درجه)، به عدد 3 افزود. از روی موقعیت خورشید در منطقة البروج در هر روز، میتوان فاصلۀ آن روز خاص تا لحظۀ اعتدال بهاری را به دست آورد. بر این اساس، سحرگاه روز تولد خیام چه با حسابی سرانگشتی و چه با مراجعه به جدول «وسط الشمس» زیجهای دورۀ اسلامی 64 روز با سحرگاه روزی که در آن اعتدال بهاری رخ میدهد، فاصله داشته است. چون در تقویم هجری شمسی فعلی ایران، اعتدال بهاری با چشمپوشی از برخی نکات جزئی مربوط به محاسبۀ کبیسه، در اول فروردین رخ میدهد، روز تولد خیام سوم خرداد به دست میآید. در روزگار خیام، 64 روز پس از اعتدال بهاری برابر 18 ماه مه تقویم میلادی یولیانی بوده است. اما تقویم میلادی یولیانی به علت آنکه کبیسههایش بیش از حد لازم بود، در طول سالیان دراز در طول سال حقیقی جابجا میشد. به عبارت دیگر اگر فرض کنیم که روزگار خیام نیز همین تقویم میلادی رایج کنونی(یعنی تقویم گریگوری) رایج بوده باشد، آنگاه تولد خیام برابر با 24 ماه مه خواهد بود که بازهم (با حسابی سرانگشتی) برابر با سوم خرداد میشود. اما متأسفانه در تقویم رسمی ایران بدون توجه به جابجایی سال میلادی یولیانی در طول سال حقیقی، روز 18 ماه مه یولیانی را با 18 مه گریگوری اشتباه گرفتهاند و به همین مناسبت تولد خیام را به اشتباه 28 اردیبهشت فرض کردهاند و بر همین اساس در تقویمهایی که در ایران منتشر میشود، روز 28 اردیبهشت را «روز بزرگداشت خیام» نامیدهاند.
در واقع باید گفت که ما زادروز دانشمندی را که گفته میشود در پیریزی گاهشماری جلالی نقشی بسزا داشته، بر اثر یک اشتباه پیش پاافتادۀ گاهشمارانه 6 روز زودتر پنداشتهایم!»
@mohammadi_rabe
خیامی که در تدوین تقویم خورشیدی ما اینقدر نقش داشته...
حالا چرا؟ قسمتی از مقالهی «یونس کرامتی» رو بخونید، مدیر گروه تاریخ علم «دانشنامه ایران» :
«تا جایی که میدانیم، در هیچ یک از منابع کهن، زادروز خیام به تصریح نیامده است. اما علی بن زید بیهقی که در سال 507ق در خردسالی همراه با پدر خود با خیام دیدار کرده بود، زایچۀ او (یعنی وضعیت ماه، خورشید و 5 سیارۀ شناخته شدۀ آن روزگار در روز تولد وی) را چنین آورده است :
طالعش جوزا بود و آفتاب و عطارد بر درجۀ طالع در حـ از جوزا و عطارد صمیمی و مشتری از تثلیث ناظر بر آن دومعنی عبارات فوق در احکام نجوم دورۀ اسلامی بدین قرار است:
«آفتاب و عطارد بر درجۀ طالع»: در هنگام تولد وی آفتاب و عطارد در حال طلوع بودهاند. پس تولد خیام درست هنگام برآمدن آفتاب بوده است .
«آفتاب... در حـ از [برج] جوزا»: یعنی طول دایرة البروجی در آن روز 63 درجه بوده است. زیرا برج جوزا سومین برج دایرة البروج است و باید 30 درجه به ازای هر برج پیش از آن ، یعنی حَمَل و ثَوْر (در مجموع 60 درجه)، به عدد 3 افزود. از روی موقعیت خورشید در منطقة البروج در هر روز، میتوان فاصلۀ آن روز خاص تا لحظۀ اعتدال بهاری را به دست آورد. بر این اساس، سحرگاه روز تولد خیام چه با حسابی سرانگشتی و چه با مراجعه به جدول «وسط الشمس» زیجهای دورۀ اسلامی 64 روز با سحرگاه روزی که در آن اعتدال بهاری رخ میدهد، فاصله داشته است. چون در تقویم هجری شمسی فعلی ایران، اعتدال بهاری با چشمپوشی از برخی نکات جزئی مربوط به محاسبۀ کبیسه، در اول فروردین رخ میدهد، روز تولد خیام سوم خرداد به دست میآید. در روزگار خیام، 64 روز پس از اعتدال بهاری برابر 18 ماه مه تقویم میلادی یولیانی بوده است. اما تقویم میلادی یولیانی به علت آنکه کبیسههایش بیش از حد لازم بود، در طول سالیان دراز در طول سال حقیقی جابجا میشد. به عبارت دیگر اگر فرض کنیم که روزگار خیام نیز همین تقویم میلادی رایج کنونی(یعنی تقویم گریگوری) رایج بوده باشد، آنگاه تولد خیام برابر با 24 ماه مه خواهد بود که بازهم (با حسابی سرانگشتی) برابر با سوم خرداد میشود. اما متأسفانه در تقویم رسمی ایران بدون توجه به جابجایی سال میلادی یولیانی در طول سال حقیقی، روز 18 ماه مه یولیانی را با 18 مه گریگوری اشتباه گرفتهاند و به همین مناسبت تولد خیام را به اشتباه 28 اردیبهشت فرض کردهاند و بر همین اساس در تقویمهایی که در ایران منتشر میشود، روز 28 اردیبهشت را «روز بزرگداشت خیام» نامیدهاند.
در واقع باید گفت که ما زادروز دانشمندی را که گفته میشود در پیریزی گاهشماری جلالی نقشی بسزا داشته، بر اثر یک اشتباه پیش پاافتادۀ گاهشمارانه 6 روز زودتر پنداشتهایم!»
@mohammadi_rabe
۵:۵۸
خلاصه که بزرگداشت صحیح خیام، یک روز بعد از تولد کاکاتونه.
۵:۵۹
دکتر علی امینی، استاد ادبیات دانشگاه شیراز
دکتر ایراندخت فرخی مدرس دانشگاه
#محمد_محمدیرابعشاعر و پژوهشگر ادبیات
و با حضور:دکتر فاطمه مرادی و دکتر ساناز مجرد، اساتید ادبیات دانشگاه علومپزشکی شیراز
ثبت نام تا ساعت ۲۲ سهشنبه فعال میباشد. قرعهکشی و اعلام اسامی، همان شب از طریق کانالهای کانون انجام میشود.https://sums.porsline.ir/s/ferdousi
@mohammadi_rabe
۱۴:۱۲
خوشحال میشم ببینمتون.
۱۴:۳۹
عمومی نیست.
۱۴:۵۹
من که سر در نمیارم چیه عاشقی ولیدوس دارم هرجا که هستی، من همونجاها باشمدوس دارم تنها چیزی که میبینم شما باشیدوس دارم تو دیدنت یه مرد بیحیا باشم
من نمیدونم چیه عاشقی اما دوس دارمهمهی تنم بشه یه گوش برا صدای تویا بشم یه چشمی که فقط تو رو نگا کنهیا بشم یه دستی که رفته توی موهای تو
پتوی شبایِ سردِ تو زمستونت بشمیا بشم هودی و ژاکتی که پاییز تنتهپیرهن نازک تو بهار بشم برای توگفته بودم که چرا خوش به حال پیرهنته!
خوش به حال حولههایی که بدون واسطه...میتونن تو آغوشت بگیرن و ببوسنتخوش به حال صندلی که میشینی تو دومنشخوش به حال لیوانات که میتونن بنوشنت!
#محمد_محمدیرابع۲۸ آذر ۱۴۰۴@mohammadi_rabe
من نمیدونم چیه عاشقی اما دوس دارمهمهی تنم بشه یه گوش برا صدای تویا بشم یه چشمی که فقط تو رو نگا کنهیا بشم یه دستی که رفته توی موهای تو
پتوی شبایِ سردِ تو زمستونت بشمیا بشم هودی و ژاکتی که پاییز تنتهپیرهن نازک تو بهار بشم برای توگفته بودم که چرا خوش به حال پیرهنته!
خوش به حال حولههایی که بدون واسطه...میتونن تو آغوشت بگیرن و ببوسنتخوش به حال صندلی که میشینی تو دومنشخوش به حال لیوانات که میتونن بنوشنت!
#محمد_محمدیرابع۲۸ آذر ۱۴۰۴@mohammadi_rabe
۷:۵۱
نامهای تازه پیدا شده از سعدی(ره) :
کتب الشّیخ سعدی الی الصاحب شمسالدّین صاحبالدیوان:
«صدرِ سخن را بهتحیّتی لایقِ قدرِ صاحبِ اعظم - عزّ نصره - آراستن میسّر نمیشود؛ بر دعا اقتصار کردن لازم گشت.ز نقش روی تو، مشّاطه دست بازکشید که شرم داشت که خورشید را بیاراید!
حق - سبحانه و تعالی - آن سایۀ بارحمت را که بهحقیقت آفتاب جهان افروزست، تا سایه و آفتاب ضدّانند، از ضدّان و حسودان محروس و محمی داراد. داعی مخلص بهتهنیت و تحیّت عرضه میدارد؛ شکر المنعم واجب. همواره بهذکر محامد مشغول.
هرکه را بر سماط بنشستیواجب آمد بهخدمتش برخاست.متوقّعست بهکرم مخدومی که شفقت و مرحمت از حامل دعا دریغ ندارد تا مزید سوابق نعم گردد و داعی مخلص بدین جسارت معذور فرماید.»
این نامه را سعدی به شمس الدین محمد جوینی، برادر عطاالملک جوینی، نوشته است. شمس الدین از دولتیان بود و از سعدی حمایت میکرد.از مضمون نامه چنین برمیآید که سعدی ضمن تقدیم ارادت، از حامی خود درخواست کمک کردهاست.نامه کوتاه است، امّا نشان سبک نگارش سعدی و معجزۀ موجزگویی او در آن بهخوبی پیداست. این بخش از نامه که میگوید:«تا سایه و آفتاب ضدّانند، از ضدّان و حسودان محروس و محمی داراد،» بسیار شبیه به سبک سعدیست.این نامه در جُنگی آمده که بهسال ۷۴۱ نوشته شدهاست.
جای نگاهداری جُنگ:
کتابخانۀ لالا اسماعیل ترکیه.
کاتب جُنگ: محّمد بن حیدر الحسینی.
@mohammadi_rabe
۸:۴۰
ممنون از دوست شاعر و اهل پژوهشم محمدمهدی بیژن، که اینو برامون فرستاد.
۸:۴۲
| محمدیِ رابع |
انتشار برای اولین بار! نامهای تازه پیدا شده از سعدی(ره) : کتب الشّیخ سعدی الی الصاحب شمسالدّین صاحبالدیوان: «صدرِ سخن را بهتحیّتی لایقِ قدرِ صاحبِ اعظم - عزّ نصره - آراستن میسّر نمیشود؛ بر دعا اقتصار کردن لازم گشت. ز نقش روی تو، مشّاطه دست بازکشید که شرم داشت که خورشید را بیاراید! حق - سبحانه و تعالی - آن سایۀ بارحمت را که بهحقیقت آفتاب جهان افروزست، تا سایه و آفتاب ضدّانند، از ضدّان و حسودان محروس و محمی داراد. داعی مخلص بهتهنیت و تحیّت عرضه میدارد؛ شکر المنعم واجب. همواره بهذکر محامد مشغول. هرکه را بر سماط بنشستی واجب آمد بهخدمتش برخاست. متوقّعست بهکرم مخدومی که شفقت و مرحمت از حامل دعا دریغ ندارد تا مزید سوابق نعم گردد و داعی مخلص بدین جسارت معذور فرماید.» این نامه را سعدی به شمس الدین محمد جوینی، برادر عطاالملک جوینی، نوشته است. شمس الدین از دولتیان بود و از سعدی حمایت میکرد. از مضمون نامه چنین برمیآید که سعدی ضمن تقدیم ارادت، از حامی خود درخواست کمک کردهاست. نامه کوتاه است، امّا نشان سبک نگارش سعدی و معجزۀ موجزگویی او در آن بهخوبی پیداست. این بخش از نامه که میگوید: «تا سایه و آفتاب ضدّانند، از ضدّان و حسودان محروس و محمی داراد،» بسیار شبیه به سبک سعدیست. این نامه در جُنگی آمده که بهسال ۷۴۱ نوشته شدهاست. جای نگاهداری جُنگ: کتابخانۀ لالا اسماعیل ترکیه. کاتب جُنگ: محّمد بن حیدر الحسینی. @mohammadi_rabe
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.