بازارسال شده از قرارگاه شهید آوینی
داری میری؟فقط دو کلمه؛ یک جمله به ظاهر کوتاه، در میان فاصله دو جهان.جهان خالی ادمهای پر از انتظار و جهان ادمهای پُر کننده اندیروز وقتی نیکیهای کوچک از اتاق رفتن علیرضا گفت.گفت سال 73 که با داداشم میامدم اینجا ملاقات بابام، موقع رفتن میگفت: "داری میری؟"اونموقع سنی نداشتم نمیفهمیدم، حالا که خودم اینجام میفهمم پشت این دو کلمه یه دنیا حرفه.
راست میگف. یک دنیا حرف داشت. یک دنیا چشم به راهی، یک دنیا شوق دیدار، یک دنیا خواهش؛ فقط برای چند لحظه بیشتر بودن در کنار هم.کنار ادمهای تکراری زندگی دیروز. همانها که در کنارشان به دنبال پر کردن جهانمان با دیگران میگشتیم.انسانها پر از کلمه هستند.و ما چقدر ساده از کنار کلمات عبور کردیم.#چوپون
راست میگف. یک دنیا حرف داشت. یک دنیا چشم به راهی، یک دنیا شوق دیدار، یک دنیا خواهش؛ فقط برای چند لحظه بیشتر بودن در کنار هم.کنار ادمهای تکراری زندگی دیروز. همانها که در کنارشان به دنبال پر کردن جهانمان با دیگران میگشتیم.انسانها پر از کلمه هستند.و ما چقدر ساده از کنار کلمات عبور کردیم.#چوپون
۱
۱۰:۱۵