بله | کانال حاج آقا مجتبی تهرانی رحمةالله علیه
عکس پروفایل حاج آقا مجتبی تهرانی رحمةالله علیهح

حاج آقا مجتبی تهرانی رحمةالله علیه

۱,۷۵۲عضو
thumbnail
undefined تولدّی نمونهundefinedundefinedعامّه و خاصّه نوشته اند که فاطمه بنت اسد وقتی درد مخاض گرفت وارد مسجدالحرام شد. چه کسی به او گفته آنجا برود؟ چه شد به سوی مسجدالحرام دوید؟ اگرچه این مکان مقدّس بود. به نظر من این مولودِ در رحم است که او را می کشد و وارد خانۀ خدا می کند. صحبت خواستۀ او نیست زیرا این باید ظاهرش بر طبق باطنش باشد، عالم ناسوتش بر محور لاهوتش باشد. او همان گونه که قبل از خلقت، نورش در دامن الهی تلألو پیدا کرده است در عالم کثرت هم باید در دامن الهی متولّد شود. عامّه و خاصّه به این مطلب اشاره کرده اند، خانه کعبه درب دارد امّا صحبت درب نیست، دیوار شکاف برمی دارد. خدا اگر بخواهد چنین می شود، باید بگوییم آغوش گشود و امام علی(ع) و مادرش را برای تولّد امام علی(ع) در دامن گرفت. می نویسند: این موضوع چند روز طول کشید. لذا اگرچه پیغمبر اکرم(ص) با امام علی(ع) از نظر نورانیّت واحدند ولی هرکدام یک مختصاتی دارند.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۱:۰۲

thumbnail
undefinedمیلاد امام علی علیه السلام مبارک باد.undefined
undefined #پوستر
#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۱:۰۲

thumbnail
undefined اثر حبّ به امام علی(ع)undefinedundefinedتحت عناوین مختلف، خیلی روایت وارد شده است. روایت در جلد ششم بحار از امام علی(ع) که می فرماید: «إِنَّ أَشَدَّ شِيعَتِنَا لَنَا حُبّاً»؛کسی که در بین شیعیان ما محبّتش به ما شدیدتر باشد، «يَكُونُ خُرُوجُ نَفْسِهِ كَشُرْبِ أَحَدِكُمْ فِي يَوْمِ الصَّيْفِ الْمَاءَ الْبَارِدَ الَّذِي يَنْتَقِعُ بِهِ الْقُلُوبُ»؛ زمان عبور از این مرز و خروج نفس و جان کندنش، مثل این می ماند که به یکی از شما در روز گرمای تابستان در حالی که له له می زنی، آب خنکی بدهند، چگونه دلت خنک می شود؟ امام علی(ع)چگونه به ما بگوید: «الْمَاءَ الْبَارِدَ الَّذِي يَنْتَقِعُ بِهِ الْقُلُوبُ»undefined، ما هم وقتی آب خنک می خوریم، همین تعبیر را می کنیم و می گوییم: دلم خنک شد. حبّ به اولیای خدا(ع) چنین اثری دارد؛ چون حبّ به اولیای خدا(ع) با حبّ به خدا یکی است؛ چون ولیّ خداست، او را دوست دارم. این، همان معناست. اثرش این است که در آن موقع از این محبّ شکل می گیرید. گفتم: بالاترین و ارزنده ترین ابعاد وجودی انسان قلب اوست و ارزنده ترین عمل قلب هم حبّ به خدا و اولیای خدا(ع) است و او کارساز است و صورت ملکوتیّۀ محبّت به اولیای خدا(ع)، چنین اثرگذاری دارد.undefinedبحار الأنوار، ج‏6، ص 162undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #معارف_اسلامیundefined #حس_عاقبت_سوء_عاقبتundefined جلسه چهارمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۴:۲۵

thumbnail
undefined جایگاه حضرت خدیجه(س) حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س)undefinedundefinedسه نفر بی بی و خانم بزرگوار در اسلام داریم که واقعاً اگر مقاومت این سه نبود، دستمان خالی بود. یکی خدیجۀ کبری (س) است، یکی زهرا (س) است و یکی زینب کبری (س) است. اگر مجاهدت های خدیجه (س) نبود، دست ما خالی بود، هیچ تعارفی ندارد. اگر پایداری زهرا (س) نبود، چه وضعی داشتیم؟! چقدر آن ها زجر کشیدند! پیش خودم می گویم: واقعاً هم حضرت خدیجه (س) خیلی رنج کشید؛ چون خصوصاً اوّلین نفر هم بود. زهرا (س) هم رنج کشید، ولی من فکر می کنم زینب (س) بیش از همۀ آن ها رنج کشید. صحنه هایی را که ایشان دیده است، هیچ کدام ندیدند؛ یعنی نه مادرش دید و نه جدّه اش دید. من اعتقادم این است، به این مقداری که اطّلاع دارم.زین العابدین (ع) در روایتی نقل می کند: من در خیمه ای قرار داشتم که عمّه ام مرا پرستاری می کرد. من بیمار بودم و پدرم در خیمه ای دیگر داشت اسلحه ها را تعمیر می کرد و نزدیک ما بود. یک وقت دیدم صدای پدرم بلند شد و این شعرها را می خواند: «یَا دَهر اُفٍ لَكَ مِن خَلیلِ كَم لَكَ بِاِلاشرَاق وَ الَاصِیلِ». زین العابدین می فرماید: تا این شعر را پدرم خواند، فهمیدم مطلب چیست و کار از کار گذشته است. گریه گلوی مرا گرفت، ولی جلوی خودم را گرفتم که عمّه ام متوجّه نشود. امّا دیدم او زودتر از من متوجّه شد و سراسیمه از خیمه بیرون زد. او به سراغ امام حسین (ع) رفت؛ چنان می دوید که پایش در چادر و عبایش می گرفت و نزدیک بود به زمین بخورد. شروع به ناله کرد. امام حسین (ع) آمد. زینب (س) جملاتی می گوید: «اَلیَومَ مَاتَ اَبِی عَلِی، اَلیَومَ مَاتَ اُمّی فَاطِمَه، اَلیَومَ مَاتَ اَخِی حَسَن»؛ به امام حسین (ع) می گوید که من جز تو کسی را ندارم. تو می خواهی بروی. لطمه به صورت می زند، دست می برد و گریبانش را چاک می زند. امام حسین (ع) تسلّایش می دهد، دلداری اش می دهد، آن دست ولایتی را روی دل زینب (س) می گذارد. خواهرم! حلمت را شیطان از بین نبرد. والله قسم! اگر این دست بر قلب زینب(س) نیامده بود، هیچ بشری قدرت نداشت تحمّل بکند. امّا فهمیدید امام حسین (ع) به حضرت زینب (س) چه گفت؟ گفت: هنوز چیزی ندیده ای تو. فردا باید فرق شکافتۀ علی (ع) را ببینی، باید دست جدا شدۀ عبّاس (ع) -برادرت- را ببینی، باید گلوی پاره پارۀ اصغر (ع) را ببینی. زینبم تو باید سر حسین (ع) را بالای نیزه ببینی. undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #معارف_اسلامیundefined #ریاundefined جلسه نهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۶:۰۹

رُوِیَ عَنِ عَلِیٍّ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ:«أَسْعَدُ اَلنَّاسِ مَنْ عَرَفَ فَضْلَنَا وَ تَقَرَّبَ إِلَى اَللَّهِ تَعَالَی بِنَا وَ أَخْلَصَ حُبَّنَا وَ عَمِلَ بِمَا إِلَيْهِ نَدَبْنَا وَ اِنْتَهَى عَمَّا عَنْهُ نَهَيْنَا فَذَاكَ مِنَّا وَ هُوَ یَوْمَ اَلْمُقَامَةِ مَعَنَا»1ترجمه: خوشبخت ترین مردم کسی است که فضایل و خوبی های ما را بشناسد و به وسیلۀ ما به خداوند متعال نزدیکی و تقرّب بجوید. و ما را خالصانه دوست داشته باشد. و به هر آن چه که ما به آن دعوت کرده ایم، عمل کند و از آن چه که ما نهی کرده ایم، دوری کند. چنین شخصی از ما می باشد. شرح: روایت از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، منقول است که حضرت فرمودند: سعادتمندترین مردم کسی است که دارای پنج تا خصوصیت باشد. چون این ها که می فرمایند، پنج تا چیز است. سه تای آن ها به تعبیر ما،جنبه های درونی دارد، دوتایش جنبه های بیرونی دارد. توی قالب اصطلاحی ما می گوییم، سه تایش از اعمال جوانحی است، دو تایش جوارحی است. اما آن سه تای که از امور درونی است:اول: «مَنْ عَرَفَ فَضْلَنَا » او از نظر درونی، بشناسد فضیلت ما را. شناخت نسبت به فضیلت ما اهل بیت داشته باشد.دوم: «وَ تَقَرَّبَ إِلَى اَللَّهِ تَعَالَی بِنَا» به سبب ما تقرّب به خدا بجوید. که این ها هر کدامش، برای خودش خیلی حرف دارد، من تقریبا ترجمۀ تحت الفظی دارم می کنم. اشاره به این که راه رسیدن به خدا منحصر به همین است. نزدیک شدن به خدا به این است که ما به وسیلۀ اهل بیت، ما به خدا نزدیک بشویم، راه این راه است، از غیر این راه نمی شود تقرّب به خدا جست. نزدیک شدن دیگر.سوم: «وَ أَخْلَصَ حُبَّنَا» ممکن است که کسی حبّ داشته باشد؛ اما در حبّش نسبت به اهل بیت، خالص نباشد. مهم این است«أَخْلَصَ» می فرماید. ما این جوری هستیم، گاهی محبتمان به آن ها، مشروط به مسایل دنیای و مادی است. می خواهم او را برای این که گره از کار زندگیم باز کند، که اگر باز نکرد، کاری با او ندارم. نعوذبالله، من یکهو الان یادم افتاد، یک کسی چندی قبل بود؛ شنیدم، گفتم: برو تو استغفار کن. یک هدایتی شد به این که مثلا، حاجتی داری برو از امام هشتم بگیر. گفت: من با امام هشتم قهرم. چی بوده؟ فرض کن رفته یک چیزی خواسته، حضرت بهش چیه... مصلحتش هم چه بسا نبوده، خب نمی فهمد. گوش کن! «وَ أَخْلَصَ حُبَّنَا» من را برای دنیایت نخواه. این هم سومیش. .این ها درونی است؛ چون حبّ امر درونی است، شناخت امر درونی است، تقرّب به خدا جستن امر همۀ این ها درونی بود. سه تا دانه علی علیه السلام، ردیف می کند، هر سه تایش درونی است. بعد می آید سراغ بیرونی.«وَ عَمِلَ بِمَا إِلَيْهِ نَدَبْنَا» از نظر اعضا و جوارح بیرونیش، عمل کند به آن چیزی را که ما به سوی آن چیز او را خوانده ایم. درست است یا نه؟ ما تمام فقه مان از آن هاست.«نَدَبْنَا» ما. فهمیدی؟ آن هایی که ما گفتیم. این کار را بکن، بکنی این را. این جنبۀ اثباتیش، نفی اش.«وَ اِنْتَهَى»، دوم: از نظر بیرونیش«عَمَّا عَنْهُ نَهَيْنَا» آن کاری که گفتیم نکن؛ نکنی. بکن، نکن. نسبت به اعمال بیرونیت، آنی که من گفتم انجام بده، انجام بده. آنی که گفتم انجام نده، انجام نده دست بکش از آن.پنج تا علی علیه السلام، می فرمایند. خب نتیجه چیست؟ دو تا نتیجه می گیرد:«فَذَاكَ مِنَّا» بک همچین آدمی از ماست. شما یک روایتی شنیدید که از پیغمبر اکرم، راجع به سلمان، داشت چی؟«سَلمانُ مِنّا». آن جا پیغمبر گفت: او از ماست، درسته؟. «فَذَاكَ مِنَّا» این دیگر شده از ما. «وَ هُوَ » و این آدم « یَوْمُ الْمُقامَةِ یا المَقامَةِ فرق نمی کند از نظر ادبی، شد؟! «مَعَنَا»روز قیامت یک چنین آدمی با ماست. بهتر از این می خواهی؟undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedشرح حدیث
#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۳۷

thumbnail
رُوِیَ عَنِ عَلِیٍّ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ:«أَسْعَدُ اَلنَّاسِ مَنْ عَرَفَ فَضْلَنَا وَ تَقَرَّبَ إِلَى اَللَّهِ تَعَالَی بِنَا وَ أَخْلَصَ حُبَّنَا وَ عَمِلَ بِمَا إِلَيْهِ نَدَبْنَا وَ اِنْتَهَى عَمَّا عَنْهُ نَهَيْنَا فَذَاكَ مِنَّا وَ هُوَ یَوْمَ اَلْمُقَامَةِ مَعَنَا»1ترجمه: خوشبخت ترین مردم کسی است که فضایل و خوبی های ما را بشناسد و به وسیلۀ ما به خداوند متعال نزدیکی و تقرّب بجوید. و ما را خالصانه دوست داشته باشد. و به هر آن چه که ما به آن دعوت کرده ایم، عمل کند و از آن چه که ما نهی کرده ایم، دوری کند. چنین شخصی از ما می باشد. undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedشرح حدیثundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۳۷

thumbnail
undefined رسول اکرم (ص):حیا تمام دین استundefinedundefinedاز امام‎باقر(ع) نیز نقل شده است که حضرت فرمودند: «الحَيَاءُ وَ الإيمَانُ مَقرُونَانِ فِی قَرَنٍ وَ إِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ». به‎تعبیر ما حیا و ایمان دانه‎های به هم‎پیوستۀ تسبیحی هستند که اگر نخ ارتباطی بین آن‎ها گسسته شود، هر دو از دست می‎روند. این‎ها تعابیر کنایی و زیبایی هستند. اگر پردۀ حیا دریده شود، دین و ایمان هم، از بین می‎روند و نتیجه‎اش هم بدبختی است.امام‎علی(ع) نيز به این معنا اشاره کرده و می‎فرمايند: «الايِمَانُ و الحَيَاءُ مَقرُونَان فِی قَرَنٍ وَ لَا يَفْتَرِقَانِ».پیغمبراکرم(ص) نیز در روایت دیگری می‎فرمایند: «الحَيَاءُ هُوَ الدِّين کُلُّه»undefined. عجب! پیغمبراکرم(ص) یک‎دفعه هویّت یکسان بین حیا و دین ایجاد می‎کند. اگر حیا رفت، ایمان هم می‎رود؛ حتّی در بُعد اعتقادی هم، به همین شکل است.undefinedالکافی، ج 2، ص 106 - کنزالعمّال، حدیث 5757undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #ادب_الهیundefined #حیا_موهبتی_الهیundefined جلسه سیزدهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۴۱

thumbnail
undefined رسول اکرم(ص): اعلام خطر در سن ده سالگی کودک undefinedundefinedاز امام‎صادق(ع) نقل شده است که حضرت از پدرشان و ایشان نیز از پدرانشان نقل کرده‎اند که پیامبراکرم(ص) فرمودند: «الصَّبِيُّ وَ الصَّبِيُّ وَ الصَّبِيُّ وَ الصَّبِيَّةُ وَ الصَّبِيَّةُ وَ الصَّبِيَّةُ يُفَرَّقُ بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ لِعَشْرِ سِنِينَ»undefined؛ پسر بچّه! پسر بچّه! پسر بچّه! دختر بچّه! دختر بچّه! دختر بچّه! وقتی به ده‎سالگی رسیدند، محلّ خوابیدن آن‎ها را از یکدیگر جدا کنید. دقّت کنید! سه بار هرکدام را نام می‎برد؛ یعنی مطلب خیلی مهمّی است. وقتی فرزندانتان به سنّ ده‎سالگی رسیدند، بین بسترهای آن‎ها فاصله بیندازید و هیچ‎گاه دو پسربچّۀ ده‎ساله و یا دو دختربچّۀ ده‎ساله را در یک بستر نخوابانید.undefinedوسائل‎الشیعه، ج 20، ص 231undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #ادب_الهیundefined #حیا_موهبتی_الهیundefined جلسه سیزدهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۳۹

thumbnail
undefined اختلاط پسر و دختر، جنایتی بزرگ در جامعهundefinedundefined اخیراً برخی در گوشه و کنار این مسئله را مطرح می‎کنند که اختلاط پسر و دختر چه اشکالی دارد؟ این‎ها در حقّ جامعه، چه جنایت بزرگی می‎کنند. این حرف از بنده نیست؛ بلکه روایت است. وقتی قرآن می‎فرماید: کودکان نابالغ نباید بی‎اجازه در خلوتگاه والدین خویش وارد شوند تا پردۀ حیا دریده نشود؛ روایات ما نیز می‎فرمایند: وقتی کودکان هم‎جنس به سنّ ده‎سالگی رسیدند، در یک رختخواب نخوابند؛ دیگر آیا اختلاط پسر و دختر در اوج سنّ بلوغ معنا دارد؟!undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #ادب_الهیundefined #حیا_موهبتی_الهیundefined جلسه سیزدهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۴۱

thumbnail
undefined منافق؛ زبانی چون عسل، دلی پر از کینهundefinedundefinedدر ارتباط با معاشرت با مردم و روابط اجتماعی است؛ یعنی مثلاً در باطن با شخصی دشمن است، امّا زباناً اظهار دوستی می¬کند، چه بسا قربان صدقۀ طرف هم برود، امّا در باطن دشمن است. باز مخالفت سرّ و علن مطرح است، که علن اش عبارت از گفتارش است.در یکی از کلمات علی(ع) بسیار زیبا راجع به منافق می¬فرماید: «لِسَانُهُ كَالشَّهْدِ»؛ زبانش مثل عسل شیرین است، «وَ لَكِنْ قَلْبُهُ سِجْنٌ لِلْحِقْدِ» یا «سَخِنٌ للحقد»undefined؛ ولی دل را که نگاه بکنی، می¬بینی که مملو از کینه و دشمنی است، که مربوط به همین مسائل و معاشرت های اجتماعی است.undefinedغرر الحكم و درر الكلم، ص 571undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #اخلاق_ربانیundefined #صدق_و_نفاقundefined جلسه سیزدهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۵:۴۲

thumbnail
undefined منافق؛ در دل، مسخره کننده مسلمانانundefinedundefinedدر روایتی امام صادق(ع) فرمودند: «الْمُنَافِقُ قَدْ رَضِيَ بِبُعْدِهِ عَنْ رَحْمَةِ اللَّهِ تَعَالَى»؛ منافق کسی است که خشنود شده به اینکه از رحمت الهی دور باشد، «لِأَنَّهُ يَأْتِي بِأَعْمَالِهِ الظَّاهِرَةِ شَبِيهاً بِالشَّرِيعَةِ»؛ برای اینکه اعمال ظاهری را شبیه مسلمان ها به جا می آورد؛ نماز می خواند و روزه می گیرد، «وَ هُوَ لَاهٍ وَ لَاغٍ وَ بَاغٍ بِالْقَلْبِ عَنْ حَقِّهَا مُسْتَهْزِئٌ فِيهَا...» undefined؛ ولی از نظر درونی اصلاً و ابدا این گونه نیست. در دلش را که نگاه بکنی، می بینی دارد –اصلاً- به دین و هر چه مسلمان و مؤمن است ریشخند می زند. همۀ آن ها را مسخره می کند.undefinedمصباح الشريعة، ص 144 و 145undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #اخلاق_ربانیundefined #صدق_و_نفاقundefined جلسه سیزدهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۴۵

thumbnail
undefined منافق؛ عملی ناهماهنگ با گفتارشundefinedundefinedدر روایت مفصّلی که امام صادق(ع) نشانه های افراد را بیان می فرمایند، یکی از آن ها منافق است. حضرت می فرمایند: «...وَ لِلْمُنَافِقِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ»؛ برای منافق سه نشانه است. اوّل، «يُخَالِفُ لِسَانُهُ قَلْبَهُ»؛ که همین قِسم قبلی بود که گفتیم؛ آنچه که می گوید با آنچه که در درونش می گذرد، ناهماهنگ است و مخالفت دارد. قِسم اوّل بود که سه نوعش کردیم. نشانۀ دوّم، «وَ قَلْبُهُ فِعْلَهُ...» undefined، یعنی «یخالف قلبه فعله». برعکسش هم می شود کرد؛ یعنی آنچه که در دل دارد، با آنچه که عمل می کند، ناهماهنگ است. در دل چیزی دارد، ولی عمل که می کند، عملش غیر آنی است که در دلش هست.undefinedبحار الأنوار، ج‏13، ص 415undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #اخلاق_ربانیundefined #صدق_و_نفاقundefined جلسه سیزدهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۳۳

thumbnail
undefined نفاق، عدم مطابقت دل با زبانundefinedundefinedقسم اوّل از اقسام نفاق، آنجایی است که دل با زبان یکی نباشد. اینکه گفته می شود: نفاق به معنای مخالفت سرّ و علن است، در رابطه با این دو جهت است؛ یعنی آنچه که در دل است، غیر آن است که زبان نسبت به آن می گوید. در باب زبان همیشه می گویند: زبان، تَرجُمان دل و قلب است. باید این گونه باشد و از نظر خلقت اوّلیه این گونه است؛ یعنی آنچه که در دل می گذرد، به زبان جاری بشود. زبان مثل مترجم می ماند و ترجمه می کند آنچه را که در دل می گذرد. بنابراین، اگر زبان خلاف آنچه را که در قلب و دل می گذرد بگوید، و مخالفت قلب و زبان به وجود بیاید، نفاق است.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #اخلاق_ربانیundefined #صدق_و_نفاقundefined جلسه سیزدهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۱:۰۳

thumbnail
undefined منافق، لعنت شده ای از خداundefinedundefinedدر روایتی محمد بن فُضیل می گوید: نامه ای خدمت امام رضا(ع) نوشتم و از مسئله-هایی از ایشان سوال کردم. معلوم می شود یکی از سوالاتی که کرده راجع به مسئلۀ نفاق بوده است، چون حضرت در جواب نوشتند، «...فَكَتَبَ إِلَيَّ»؛ به من نوشتند: «أَنَّ اللَّهَ يَقُولُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ إِلَى قَوْلِهِ سَبِيلًا»undefined؛ که به این جمله کار ندارم. بعد دارد: «لَيْسُوا مِنْ عِتْرَةِ رَسُولِ اللَّهِ»؛ آن ها از عترت پیغمبر اکرم(ص) نیستند، «وَ لَيْسُوا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَيْسُوا مِنَ الْمُسْلِمِينَ يُظْهِرُونَ الْإِيمَانَ وَ يُسِرُّونَ الْكُفْرَ وَ التَّكْذِيبَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ»undefined؛ از نظر زبانی ظهار ایمان و اسلام می کنند، امّا در باطن کافرند و اسلام را تکذیب می کنند، خدا آن ها را لعنت کند.undefinedسورۀ مبارکۀ نساء، آیۀ 142undefinedبحار الأنوار، ج‏69، ص 175undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #اخلاق_ربانیundefined #صدق_و_نفاقundefined جلسه سیزدهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۵۵

thumbnail
undefined زبان اسلامی ؛ دل کُفریundefinedundefinedدر نامه ای که علی(ع) به محمد بن ابی بکر می نویسد، وقتی که ولایت مصر را به او داد، علی(ع) می نویسد:«فَإِنَّهُ لَا سَوَاءَ امام الْهُدَى وَ امام الرَّدَى وَ وَلِيُّ النَّبِيِّ وَ عَدُوُّ النَّبِيِّ»؛ بعد می فرماید:«وَ لَقَدْ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِنِّي لَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي مُؤْمِناً وَ لَا مُشْرِكاً»؛ از پیغمبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: بیم ندارم بر امّت خودم و جامعۀ اسلامی از اینکه مؤمنین و مشرکین بخواهند ضربه ای به آن ها بخواهند بزنند؛ یعنی نه مؤمن و نه مشرک نمی تواند ضربه می زند، «أَمَّا الْمُؤْمِنُ»؛ اینکه مؤمن ضربه نمی زند، «فَيَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِيمَانِهِ»؛ دلیلش این است که به سبب ایمانش خداوند او را باز می دارد به اینکه بر مسلمان ها بخواهد زیانی وارد بکند، «وَ أَمَّا الْمُشْرِكُ فَيَقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْكِهِ»؛ مشرک را هم خدا در جامعۀ اسلامی به سبب شرک اش خوار می کند، او هم نمی تواند ضربه ای بزند، «وَ لَكِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ»؛ یعنی بیم ام بر شما مسلمان ها از «كُلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ عَالِمِ اللِّسَانِ»؛ آن کسی است که از نظر درونی و دلی -به قول ما- دودل است؛ یعنی هیچ اعتقادی به اسلام ندارد، امّا زبانش، زبان اسلامی است. دل، دلِ کُفری است.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #اخلاق_ربانیundefined #صدق_و_نفاقundefined جلسه سیزدهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۳۵

thumbnail
undefinedمیلاد امام زمان عجل الله تعالی شریف مبارک بادundefined
#پوستر
#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۳۳

thumbnail
undefined شب نیمه شعبان درب های آسمان باز می شودundefinedundefinedروایت از پیغمبراکرم است که دارد: «قال رسول الله(صلّى‏ اللَّه‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏): کُنتُ نائماً لیلة النصف مِن شَعبان فَاَتالی جِبرائیل فَقال یا محمد(صلّى‏ اللَّه‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏) أتَنام فی هذه اللیله»؛ استراحت کرده بود پیغمبراکرم شب نیمه شعبان حضرت فرمود: جبرائیل آمد گفت استراحت کردی در امشب؟ «فقلت یا جبرائیل ما هذه لیله؟»؛ سؤال کردم این چه شبی است؟ «قال اللیلة النصف من الشعبان»؛ این نیمه شعبان است. «قُم یا محمد(صلّى‏ اللَّه‏ عليه‏ وآله‏ وسلّم‏)»؛ در روایت دارد جبرائیل به من گفت بلند شو ولی اکتفا نکرد به بلند شو، «فَاَقامَنی»؛ زیر بغلم را گرفت بلندم کرد. مهلت نداد خودم بلند شوم، زیر بغلم را گرفت بلندم کرد. «فَاَقامنی»؛ سر پایم کرد. «ثُم ذَهَبَ لی إلی البَقیع»؛ بعد با من آمد رفتیم به سمت بقیع. «ثم قال لی إرفَع رَأسَک». این ها درش خیلی مسائل ظریف دارد من هم ساده اش را می خوانم می روم. به من گفت سرت را بالا کن. «فان هذه لیله»؛ امشب شبی است که باز می شود در او درب های آسمان. باز می شود در این شب «ابواب الرَحمه و باب الرِضوان و باب المَغفِره و باب الفَضل و باب التُوبه و باب النِعمَه و باب الجُود و باب الاِحسان». عجب شب، شب خیلی عظیم و بزرگی است undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۳۳

thumbnail
undefined اگر دست‏مان را دراز کنیم، امام‏زمان(عج) دست ما را می‏گیردundefinedundefined ایݧّام تولّد امام ‏زمان(عج) است. باید دلهای‏مان را متوجّه قلب عالم امکان کنیم. باید متوجّه آن روح سراسری ماسوی‏ الله شویم.باید به وظایف‏مان عمل کنیم و برای اصلاح خویش، از او استمداد کنیم. شب قدرِ سال‏ها پیش بود واقعاً از صمیم دل گفتم ما بی ‏صاحب نیستیم. بی ‏صاحب‏ها باید غصّه بخورند. ما صاحب داریم؛ امّا به وظیفۀ‏مان عمل نمی ‏کنیم. اگر دست‏مان را دراز کنیم، صاحب ما دست ما را می ‏گیرد. این نکته را می ‏گویم که ما اصلاً و ابداً مأیوس نیستیم؛ چراکه برای رفع مشکلات مخصوصاً مشکلاتی که جنبۀ سرنوشت سازی برای اسلام و مسلمین دارد، متوجّه آن حضرت می‏شویم و از او درخواست می‏کنیم.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #ادب_الهیundefined #مبانی_تربیتundefined جلسه دوازدهمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۱۰:۳۷

thumbnail
undefinedمنادی و مجری اوامر حقundefinedundefinedدر روایتی دارد که حضرت وقتی متولّد شدند بر بازوی راست‌شان این آیه شریفه نقش بسته بود (جاء الحقّ و زهق الباطل إنّ الباطل کان زهوقا) که یه وقتی من عرض کردم که اگر آدم در یک غالب اصطلاحات بخواهد بریزد باید این‌طور بگوید، چون اونگاه که پیمغبر اکرم متولّد شد در روایات دارد به این‌که جبرائیل بود، منادی بود در بین زمین و آسمان ندا کرد (جاء الحقّ و زهق الباطل إنّ الباطل کان زهوقا) در اونجا دارد منادی صدا کرد، چه بسا اشاره به این باشد که پیغمبر اکرم منادی است که منشوری را از طرف حق برای انسان‌ها می‌آورد، ابلاغ می‌کند کار را، حق را ابلاغ می‌کند (جاء الحقّ) .امّا اون حقائقی را که ابلاغ کرده است خود می‌تواند پیاده کند؟ نه! اونی که مجری است عبارت از وجود مقدّس امام زمان است که دارد به بازوی شریفش این نقش بسته بود. شاید اشاره به این است: که این قوّة مجریّه حق است از برای این منشور الهی نسبت به جمیع انسان‌ها اونم در سطح جهان.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined #اخلاق_ربانیundefined #نصیحتundefined جلسه چهارمundefined #كليپ_تصويرى#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir

۹:۳۸

thumbnail
undefined«یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ(ع)»؛ شعار اصحاب امام زمان (عج)undefinedundefinedنام خودِ امام‏حسین(ع) شعار الهی است. در روایت مفصّلی دربارۀ اصحاب امام‏زمان(عج)، آمده است: «وَ هُمْ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ یَدْعُونَ بِالشَّهَادَةِ وَ یَتَمَنَّوْنَ أَنْ یُقْتَلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ»؛ روایت خصوصیّات اصحاب حضرت را بیان می‏کند که به‏اصطلاح، اشفاق خشیّت الهی دارند و خواستار شهادت در راه خدا هستند. امّا مهمّ این است که می‏فرماید: «شِعَارُهُمْ یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ(ع)»undefined؛ این‏هم شعار است. امام‏حسین(ع) غوغا کرده است. undefinedبحارالأنوار، ج 52، ص 308 undefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefined #ادب_الهی undefined #مبانی_تربیت undefined جلسه بیست و سوم undefined #كليپ_تصويرى #حاج_آقا_مجتبی_تهرانی @mojtabatehrani_ir

۹:۳۳