|افکار عمومی هنوز هم مظلوم و بیصاحب است|چند سؤال مهم پیرامون افکار عمومی و متولیان آن
متولی مدیریت، ساماندهی و هدایت #افکار_عمومی در بحرانها، تنشها و فتنههای سیاسی، فرهنگی و نظامی و یا در شرایط عادی و طبیعی کشور چه کسی/کسانی یا نهادی/نهادهایی است؟
آیا پس از خواندن این سؤال، اسم فرد یا نهادی به ذهنتان رسید؟
سالهاست حوزه #رسانه و مفاهیم مرتبط با آن از سواد رسانهای و سواد فضای مجازی تا تولید محتوا و روایت و...، جزو پر ارجاعترین موضوعات و سوژهها بخصوص از زبان مسئولان و افراد صاحب تریبون و فعالان رسانهای -چه رسمی و چه غیر رسمی- در شرایط خاص و غیر خاص کشور است. اما آیا فایده عملی نیز داشته است؟
تولید روایتهای متعدد از یک موضوع از سوی فعالان رسانهای و مردم عادی و کنشگری آنها در فرمهای حرفهای و غیرحرفهای امری طبیعی است اما مدیریت این روایتها و طراحی یک کلان روایت مطلوب و جامع که سایر روایتها را در بر بگیرد و برچسب منفی به راویان دلسوز و واقعبین نزند، نیازمند یک متولی بوده و خواهد بود.
اهمیت این موضوع هنگامی دوچندان میشود که در شرایط خاص مثل فتنه اخیر و فتنه مهسا، محدودیتهای ایجاد شده سایه جدی بر روایت راویان میاندازد و زمینه را برای به انحراف کشاندن روایتها و بروز سوگیریها و برخی شیطنتها باز میکند.
طبعا اعمال محدودیتهای ارتباطی از سوی نهادهای امنیتی و انتظامی با اهداف مشخص صورت میگیرد ولی از این سو کسی خود را متولی مدیریت و هدایت افکار عمومی و زمینهسازی بستر تولید روایت میداند؟
چه میزان قطع و وصلی اینترنت ذیل یک سیاست جامع و مدبرانه با هدف ساماندهی افکار عمومی و در جهت تقویت یک روایت صحیح و نه لزوما رسمی تعریف میشود؟
آیا با وصل شدن اینترنت و در دسترس قرار گرفتن روایت «دیگری» و انتشار تصاویر جدید و احتمالا سانسور شده از اتفاقات اخیر، نگرانی پیرامون افکار عمومی هم فروکش میکند و مسئولیتی متوجه آن متولی نخواهد بود؟تناقض در روایت خودی و دیگری چگونه برای مردم تبیین و توجیه میشود و چه سیاستی برای کمّ و کیف اقناع مردم اتخاذ میشود؟
چه میزان با تولید و انتشار روایتهای بهظاهر متفاوت ولی همسو و تقویت کننده مبانی انقلاب و نظام همراهی میشود؟
نقش آن متولی که در سطور اول ذکر شد، در مدیریت و طراحی کلان روایت اصلی که این خرده روایتهای تولید شده ذیل آن تولید و منتشر شود چیست؟ اساسا چه کسی درد روایت دارد؟ چه کسی درد ذهن و فکر و ذهنیت مردم را دارد؟
بیائید یکبار دغدغه معیشت مردم را نداشته باشیم! درد حرف مردم، درد فهم مردم، درد دیدههای مردم را داشته باشیم. چه کسی مسئولیت رفع تناقضات میان آنچه مردم میبینند و میشنوند با آنچه مبانی و آرمان و آرزوی انقلاب و نظام است را دارد؟
علیرغم اینکه از بزرگ و کوچک، مسئول و غیرمسئول، اهمیت و ضرورت رسانه و طراحی پیام و تولید محتوا و روایت اثربخش و مناسب را میدانند و دائما لقلقه زبانشان است و البته نقش اعجابانگیز رسانههای معاند و #فضای_مجازی را در تحریک نوجوانان و جوانان جدی و غیرقابل انکار میدانند، چرا حداقل در شرایط خاص به این نگاه و باور صحیح توجهی نمیشود؟ چرا در مقام و موقعیت ارائه یک روایت صریح و مستدل و اثربخش، زبانمان لکنت دارد و حمایتهای مادی و معنوی برای این مهم روزانه کمتر و کمتر میشود؟
مگر نه اینکه رسانههای دشمن با بودجههای هنگفت چند صد میلیون دلاری از طریق کانالها و شبکههای متعدد ماهوارهای و اینترنتی در هرلحظه در حال بمباران محتوایی و رسانهای، پمپاژ ترس و ناامیدی و ارائه روایتهای اثرگذار برای مردم بیدفاع ما هستند ولی در مقابل ما همچنان همان سیاست دائمی «پاک کردن صورت مسأله» و «زیرسبیلی رد کردن» را پیش گرفته و میگیریم؟
چندبار از خلأ روایت سازی صحیح و عدم ارائه #روایت_اول باید ضربات خونین بخوریم ولی عبرت نگیریم و نگیریم؟
چرا احزاب سیاسی برای منافع باندی و جناحی خودشان بلدند که چگونه مردم را ترغیب، تحریک و اقناع کنند ولی وقتی پای کلیت نظام و حاکمیت در مواجهه با دشمن بیرونی و قسمخورده در میان است، همگی غلاف کرده و روزه سکوت میگیرند؟ متأسفانه این مورد، چپ و راست هم ندارد...
چرا یکبار برای همیشه این مسأله مهم جای خود را در سرلیست مسائل اصلی کشور باز نمیکند و به دغدغه دلسوزان توجهی نمیشود؟
متأسفانه بپذیریم یا نپذیریم، بخش عمده افکار عمومی در چنبره دشمن است و صحت این گزاره را میتوان از میزان خشونتهای انجام شده توسط نوجوانان و افراد فریبخورده با مدیریت عناصر تروریست در اغتشاشات اخیر پی برد که ابتدا فکرها و ذهنها به تسخیر درآمده و سپس آن جنایات فجیع انجام شده است...
اما ای کاش مخاطب این «چرا» های مقدس مشخص بود...
#ملاحظات#یادداشت
@molahezat1
آیا پس از خواندن این سؤال، اسم فرد یا نهادی به ذهنتان رسید؟
تولید روایتهای متعدد از یک موضوع از سوی فعالان رسانهای و مردم عادی و کنشگری آنها در فرمهای حرفهای و غیرحرفهای امری طبیعی است اما مدیریت این روایتها و طراحی یک کلان روایت مطلوب و جامع که سایر روایتها را در بر بگیرد و برچسب منفی به راویان دلسوز و واقعبین نزند، نیازمند یک متولی بوده و خواهد بود.
اهمیت این موضوع هنگامی دوچندان میشود که در شرایط خاص مثل فتنه اخیر و فتنه مهسا، محدودیتهای ایجاد شده سایه جدی بر روایت راویان میاندازد و زمینه را برای به انحراف کشاندن روایتها و بروز سوگیریها و برخی شیطنتها باز میکند.
طبعا اعمال محدودیتهای ارتباطی از سوی نهادهای امنیتی و انتظامی با اهداف مشخص صورت میگیرد ولی از این سو کسی خود را متولی مدیریت و هدایت افکار عمومی و زمینهسازی بستر تولید روایت میداند؟
چه میزان قطع و وصلی اینترنت ذیل یک سیاست جامع و مدبرانه با هدف ساماندهی افکار عمومی و در جهت تقویت یک روایت صحیح و نه لزوما رسمی تعریف میشود؟
آیا با وصل شدن اینترنت و در دسترس قرار گرفتن روایت «دیگری» و انتشار تصاویر جدید و احتمالا سانسور شده از اتفاقات اخیر، نگرانی پیرامون افکار عمومی هم فروکش میکند و مسئولیتی متوجه آن متولی نخواهد بود؟تناقض در روایت خودی و دیگری چگونه برای مردم تبیین و توجیه میشود و چه سیاستی برای کمّ و کیف اقناع مردم اتخاذ میشود؟
چه میزان با تولید و انتشار روایتهای بهظاهر متفاوت ولی همسو و تقویت کننده مبانی انقلاب و نظام همراهی میشود؟
نقش آن متولی که در سطور اول ذکر شد، در مدیریت و طراحی کلان روایت اصلی که این خرده روایتهای تولید شده ذیل آن تولید و منتشر شود چیست؟ اساسا چه کسی درد روایت دارد؟ چه کسی درد ذهن و فکر و ذهنیت مردم را دارد؟
علیرغم اینکه از بزرگ و کوچک، مسئول و غیرمسئول، اهمیت و ضرورت رسانه و طراحی پیام و تولید محتوا و روایت اثربخش و مناسب را میدانند و دائما لقلقه زبانشان است و البته نقش اعجابانگیز رسانههای معاند و #فضای_مجازی را در تحریک نوجوانان و جوانان جدی و غیرقابل انکار میدانند، چرا حداقل در شرایط خاص به این نگاه و باور صحیح توجهی نمیشود؟ چرا در مقام و موقعیت ارائه یک روایت صریح و مستدل و اثربخش، زبانمان لکنت دارد و حمایتهای مادی و معنوی برای این مهم روزانه کمتر و کمتر میشود؟
مگر نه اینکه رسانههای دشمن با بودجههای هنگفت چند صد میلیون دلاری از طریق کانالها و شبکههای متعدد ماهوارهای و اینترنتی در هرلحظه در حال بمباران محتوایی و رسانهای، پمپاژ ترس و ناامیدی و ارائه روایتهای اثرگذار برای مردم بیدفاع ما هستند ولی در مقابل ما همچنان همان سیاست دائمی «پاک کردن صورت مسأله» و «زیرسبیلی رد کردن» را پیش گرفته و میگیریم؟
چندبار از خلأ روایت سازی صحیح و عدم ارائه #روایت_اول باید ضربات خونین بخوریم ولی عبرت نگیریم و نگیریم؟
چرا احزاب سیاسی برای منافع باندی و جناحی خودشان بلدند که چگونه مردم را ترغیب، تحریک و اقناع کنند ولی وقتی پای کلیت نظام و حاکمیت در مواجهه با دشمن بیرونی و قسمخورده در میان است، همگی غلاف کرده و روزه سکوت میگیرند؟ متأسفانه این مورد، چپ و راست هم ندارد...
چرا یکبار برای همیشه این مسأله مهم جای خود را در سرلیست مسائل اصلی کشور باز نمیکند و به دغدغه دلسوزان توجهی نمیشود؟
اما ای کاش مخاطب این «چرا» های مقدس مشخص بود...
#ملاحظات#یادداشت
۱.۱K
۷:۱۲