قبل از آمدن به سفر حج، تو جلسات کاروان و تو صحبت های حاجی های قبلی همه از سختی منا گفته بودند. اینکه چقدر جدل پیش می آید. چه راحت حاجی ها اعمالشان را هدر می دهند و لوح سفیدی را که رزق ویژه ی عرفات است آلوده می کنند.برای همين حواسم بود سخت نگیرم. جا واقعا تنگ بود. مخصوصا قسمتی که ما خوابیده بودیم تعداد خیلی زیاد بود. کافی بود یک لحظه از جایت بلند شوی بروی، بغل دستی هایت بدون اینکه قصد بدی داشته باشند تو خواب قل می خوردند و می ماندی دوباره چه طوری خودت را بین‌شان جا بدهی. قرار بود همه خیاری بخوابیم ولی بعضی ها موز بودند. و دیگر هم نمیشد کسی را جا به جا کرد. خواهر کوچکه همان شب اول جلوی باد کولر سخت مریض شد. جای درستی هم نداشت. یک شب را کامل بیرون مانده بود و نخوابیده بود.تو صف دستشویی ها هم که دعوا بین آنها که می‌خواستند بروند حمام و آن ها که فقط دستشویی داشتند همیشه به راه بود. یا میان آنها که می‌خواستند وضو بگیرند و آن ها که روشویی را اشغال کرده بودند که لباس بشورند.حواسم بود غر نزنم، اگر پیرزنی تنگش گرفته بود جایم را بهش بدهم. با کسی بحث نکنم.ولی ذهنم را نمیتوانستم ساکت کنم که مشغول عیوب خودش باشد. شیطان سخت در کار است. برای هر کس و هر سن و سال و هر صنفی به شکلی.بعضی ها را با دعوابعضی ها را با نگاه سرزنش آمیز به آن هایی که دعوا میکنند.بعضی ها هم مثل من با درگیر شدن به اینکه بالاخره حق با چه کسی است حواسشان پرت می شود که اینجا مناست. سرزمین ذکر به نظرم انقدر از شرایط جدال آمیز منا گفته اند همین که با کسی دعوا نداریم و با کم و زیاد و سخت و راحتش می سازیم و شاکر هستیم حس میکنیم تمام شد و امتحان منا را پاس کردیم. در حالی‌که این تازه اول کار است. حداقل نمره. اصل منا ذکر کثیر است. دائم به یاد خدا بودن. زیاد به یاد خدا بودن. فشردگی جا، خستگی های زیاد، دعواهایی که میکنی یا می کنند، این را از یادت می‌برد. آنقدر که درگیر جا پیدا کردن و اینکه کجا بخوابم و گرمم نشود و سردم نشود هستی اصلا نمیفهمی چطور این سه روز وقوف در منا تمام شد. کوله بارت را جمع میکنی و دلت را در منا جا می‌گذاری و دوباره به سمت حرم کوچ می کنی.#منا#ناس#ذکر_کثیر
undefined۶
undefined۱

۱۶۲

۲۰:۱۶