بله | کانال "مربّا"
عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

۱۹۴عضو
Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

روز پدر مبارک undefined
آخریشه undefined#ولادت‌ـ‌مولا
بازارسال شده از آخرین خبر
thumbnail
undefined راهپیمایی گسترده در همبستگی با ایران در کشمیر ھند
undefinedهزاران نفر پس از نماز جمعه در سراسر دره کشمیر در همبستگی با ایران راهپیمایی کردند و تروریست‌های صهیونیستی و آمریکایی را محکوم کردند.@Akharinkhabar | akharinkhabar.ir

۱۸:۰۰

thumbnail
بسم ا...
هیچرفته بودم پیاده روی ، دکتر گفته باید برای کمرت روزانه پیاده روی کنیاطراف خانه‌ی مادربزرگ یک ساعتی پیاده روی کردم می‌خواستم برگردم خانه ، گفتم یک سر به خانه‌شان بزنمبه وقت بود خیلی ، تنها بودند حاج‌آقا و حاج‌خانمخانه‌ی مادربزرگ را کمتر خلوت دیدم در طول زندگی‌امیک طرفِ خانه حاج‌آقا عبا به دوش نشسته بود و سفرنامه‌ی ناصرخسرو می‌خواند ، اخبار تلویزیون هم طبق معمول درحال انجام وظیفه بودطرفِ دیگر خانه ، حاج خانم لبه‌ی تخت نشسته بود و عینک به چشم قرآن می‌خواندخیلی خوشحال شدند از آمدنم ، حاج‌آقا سراغ ع‌ص (علی‌چی!) را گرفتند ، به شوخی گفتم شیطونی کرد نیاوردمشگفتند کاش میاوردیش ، یه کم ما را از تنهایی در میاوردزنگ زدم خانم‌جان ، گفتم دست علی را بگیرد و شامش را هم بردارد و بیاید ، سخت بود برایش با علی رانندگی کردن ، ولی آمد (دمش‌گرم که همیشه هم‌راه است)حاج خانم تند تند با دست‌های لرزان،چای و میوه را سینی می‌کرد و می‌آورد و می‌گفت با خودش فکر می‌کرده امشب هیچ‌کس نمی‌آید پیششانو خیلی خوشحال بود از بودنمان علی رسید و خانه را آتش کشید اول کار مثل همیشه هرچیزی که خطر دارد ، مثل چاقو و چنگال و... را،خودش برمیدارد و میدهد دستمان بعد بدو بدو هرچه دستش می‌رسید را می‌ریخت و بازی می‌کرد و آتش می‌سوزاند خانه‌شان گرم بودلوبیا پلو داشتند ، گرم کردند ،شامِ خانم‌جان هم نشست کنارش روی میز ،نان و پنیر و سبزی هم که شام همیشه‌ی خودشان است ، بود حاج‌آقا مشغول تعریف شد ، می‌گفت و تعریف می‌کرد از اول انقلاب ، رفته بوده مرغ بگیرد و دیده بود که مرغ ارزان‌تر از قبل شده!تعجب کرده و از مرغ فروش پرسیده که با انقلاب و اتفاقات اینچنینی معمولا قیمت‌ها زیاد می‌شود ، چطور شده که ارزان‌تر می‌فروشید؟مرغ‌فروش گفته در صنف‌مان جلسه داشتیم؛قرار گذاشتیم برای اینکه مردم شیرینی انقلاب اسلامی را بچشند ، یک مدت از سودمان کمی بزنیم و قیمت‌ها را کم کنیم حاج‌آقا لبخند تلخی می‌زد و می‌گفت مقایسه کنید با حال و روز الآن جامعه...
این روزها حال اقتصادمان بدتر از همیشه استهمه‌ی ما هم داریم چلانده می‌شویم ، هرکس قدر خودش اما همیشه من دنبال نقش خودم هستم این وسط‌ها...گمان می‌کنم اگر همه دنبال نقش خودشان بگردند و وظیفه‌ی خودشان را بشناسند و پیگیرش شوند ،نتیجه این اوضاع کشور نمی‌شودقبول کنیم یک تکه‌ی این پازل ماییم...مایی که اگر جنسی کم شود ، نایابش می‌کنیم مایی که اگر طلا و دلار می‌خواهد بالا برود ، بیشتر می‌خریمشانما، یعنی همه،یعنی کاسب و بازاری و آن کسی که ارز ترجیحی گرفت و رفت در بازار آزاد فروخت و همه‌ی مردم این کشور؛ که می‌شویم ما ! نگویید این رفتارِ طبیعی بازار است ، که ارزان شدن مرغ رفتار طبیعی بازار نبوده آن زمان...این که می‌گویم ما هم مقصریم ، منظورم این نیست که مسئولین تقصیری ندارند، که دیگر گفتن این قصه ، دراز است و تکرار مکررات...
پی‌نوشت۱: عکس مربوط به پول‌های یک اردو است که برای بچه‌هایم در مدرسه برگزار کردیم؛ شاید بعدتر برایتان از آن اردو بیشتر بگویم،واحد پولش هیچ! بود و شعار اردو یک بیت بود ؛ که هنوز روی تخته‌ی اتاقم هست؛دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ ، برای هیچ بر هیچ مپیچ...

پی‌نوشت۲:این روز‌های شعبان ، خیلی التماس دعا
@morabbaei

۱۴:۴۵

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

آن ساعتی که هیچ کسی نیست دست‌گیردستم بگیر و غربت من را پناه باش...
Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

ولادت امام حسین(ع) مبارک بادundefined
thumbnail
بسم ا...
بنجلاول تولد نمیدانم چند سالگیم بود ، مادربزرگ از محبت یک رایانه‌ی مالشی(همان تبلت) برایم گرفته بود. هدیه‌ای بود کار راه انداز و جذاب. مدتی که گذشت ، تازگی و نوبر بودنش که گذشت ، از دهان که افتاد ، هی از اینور به آنور خانه پرت میشد و کم محل شده بود. بابا یکبار گفت ، این را می‌خواهی ؟ گفتم شما میخواهید ؟ می‌فروشم!بابا گفت چند و من یک قیمتی که یادم نیست پراندم(قیمت نویش را!)و این شد یکی از اولین فعالیت‌های اقتصادی من!تبلت را به بابا فروخته بودم ،اوایلش هم بابا تبلت را با خود می‌برد سرکار ولی کمی که گذشت ، بابا که سر می‌چرخاند و می‌خواستمش؛ برش می‌داشتم و مشغولش میشدم ، آنقدری که کم کم مثل روال سابق دست خودم بود و کارهایم را با آن می‌کردم و بابا هم دیگر آن را با خودش نمی‌بردچند وقتی گذشت ،نمیدانم چی چی می‌خواستم بخرم برای خودم پول لازم بودم !ریز ریزکی پیش بابا نشستم و پیشنهاد یک خرید پرسود دادم !خرید یک تبلت !!!چشمتان روز خوب ببیند ، بابا تبلت را خرید با نرخ و قیمت جدید پول گیرم آمد و کاری که می‌خواستم را کردمو دوباره تبلت افتاد در خانه و دوباره من برش داشتم و دوباره و دوباره...
دویّم!بعد از کار معدن؛معلمی سخت ترین کار دنیاست،معلم که هستی ،یک قلب به سینه نداری...به تعداد شاخه نهال‌هایی که باغبانشان شدی ، قلب داری و قلبت در سینه‌های آنها می‌تپد...معلم که باشی هر روز و شبت ، هرساعتت قرار است به این فکر کنی که چه بگویی ، چه کار کنی که رشد بدهد...جمله‌هایی به لب‌هایت بنشانی ،که از تو نبوده و به قول معروف مال دهن تو نیستند...حرف‌هایی که خیلی‌هایشان گرگ ، آدم می‌کند (دورازجان‌همه!) و بعضی‌هایشان ، خاک را کیمیا...و تویی که دائم دست به یقه‌ای با خودت ،که آهای آقا معلم ! از گرگت چه خبر...و این حرف‌ها چه نسبتی دارد با خودت...و تو کجا و این حرف‌ها...
سیّمباسمه‌تعالیاز بنده‌ی ناجور ، محضر خالق نوراحتراما به استحضار می‌رساند ، اینجانب نسبت به کشیدن قلم عفو بر سیاهه‌ی بی‌آبرویی خویش استدعا داشته و از منتهی الیه قلبم ، از دهلیز چپ و راست و دریچه‌ها و حفره‌هایش ، عمیقا و به‌صراحت ، ابراز شرمندگی می‌کنم از این بی‌ادبی‌ها .همین که حرف شما را به این دهان ناپاک جاری نموده و خودمان را برای ملت (خیرسرمان) کفتر پیام‌رسان شما نمودیم. که ما به واقع نه کفتر؛ که کفتاریم...اما خودمانیم ، خدای محترم مستحضر هستند ، که بابای من را خودتان آفریده ایدو بابای بابایم را ، و بابای بابای بابایم را فلذا بی‌جا توقعی نیست که این کم‌ترین ، گوشه نگاهی داشته باشد ، به خریده شدن توسط شما...می‌دانم ، حتما اگر آدم بودید(العیاذبالله!) پیش خودتان میگفتید که چه خریدی و چه فروشی و اینکه خودتان مالکید کلا! ولی آدم که نیستید الحمدلله! خدایید !من هم همان پسره هستم که تبلت را دو سه باربه بابایش فروخته ! شما که بابا هم نیستید ! خدایید !آقای خدا ، من حیث المجموع غلط کردیم...خرید جنس بنجل این روزها مد شده روی زمین ! این جنس بنجل را برای بارصد‌ها‌هزارم نمی‌خری ؟
امضاءهمان همیشگی...
@morabbaei

۵:۵۸

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

اللَّهُمَّ عَجِّل لِوَلِيِّكَ الْفَرَج undefined
thumbnail
خدایا تو را به مهدی قسم می‌دهیم...
@morabbaei

۸:۱۲

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

جهان ز نام تو روشن، زمانه منتظر است...
عزیزان ؛ جان جدتون آنلاین بشین و بگیرین پاکت رو! بعدش تماس نگیرید بد و بیراه بگید که ما نگرفتیم undefinedسپاس !

۸:۱۹

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

با سپاهی از شهیدان خواهد آمد...
Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

اللَّهُمَّ عَجِّل لِوَلِيِّكَ الْفَرَج
دو سه تا پاکت دیگه مونده undefined

۱۳:۴۳

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

همه هست آرزویم که بیینم از تو روییچه زیان تو را که من هم برسم به آرزوییبه کسی جمال خود را ننموده‌‏ای و ببینمهمه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی
Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

تعجیل در فرج آقا صلوات!
Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

صلی الله علیک یا اباصالح المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
thumbnail
لباس عوض کردن...
@morabbaei

۲۰:۲۷

thumbnail
لااقل اون آبراهام لینکلنو هر دو سه روز یبار استارت بزنین باتریش نخوابهundefined
@morabbaei

۱۷:۵۵

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل "مربّا""

"مربّا"

جشن پیروزی انقلاب اسلامی مبارک باد undefined
thumbnail
إِلَهِي إِنْ كَانَتِ الْخَطَايَا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ...
خدايا!اگر خطاهايم مرا از نظرت انداخته، به خاطر حسن اعتمادم بر تو از من چشم پوشي كن...
آخرین لحظات ماه شعبان؛ حلال کنید و دعا undefined
@morabbaei

۱۴:۱۹